استخدام در شرکت مشاور کسب و کار

استخدام در شرکت مشاور کسب و کار – آیا افزایش نیرو در شرکت منطقی است؟

استخدام در شرکت مشاور کسب و کار و افزودن نیروی جدید آیا منطقی است؟ مشاورین کسب و کارمی توانند از شغل و شرکت خود راهی عالی برای تأمین بودجه استارتاپ یا کسب پول نقد فراهم کنند. شروع آسان است. فقط یک نرخ ساعتی برای دستمزد انتخاب کنید و کار را شروع کنید.

اما به زودی متوجه خواهید شد که ساعت هایی که بتوان بابت آنها پول گرفت ، نامحدود نیست. پس وسوسه خواهید شد که کار را گسترش دهید. شاید بشود یک کارمند را به ازای هر ساعت 24 هزار تومان استخدام کرد ولی پرداختی واقعی شما ساعتی 46هزار تومان است. پولی که مفت از دست می رود، آیا این کاردرست است؟

ببینیم ریاضیات و حساب و کتاب به این مسئله چگونه نگاه می کند.

اینجا همان چیزی را بررسی می کنیم که واقعا رخ می دهد و راههایی برای مقابله با مشکل را هم پیشنهاد خواهیم کرد. استخدام در شرکت مشاور کسب و کار را با نگاهی جدید ببینیم.

دستمزدی که دو برابر می شود

فرض کنید که شما کارمندی را با حقوق ماهیانه 4,000,000 تومان در ماه استخدام می کنید که در سال 48,000,000 تومان دستمزد وی می شود. وی هرسال بر اساس 50 هفته کاری (دو هفته مرخصی سالیانه) و هر هفته پنج روز کاری 8 ساعته جمعا 2000 ساعت کاری خواهد شد. بنا بر این هزینه پرداختی بازای هر ساعت کاری این کارمند می شود بعبارت:

هزینه اسمی = 24000 تومان در ساعت

روزهای کاری(WD) در یک سال 50 هفته ای 250 روز می شود. روزهای تعطیل در ایران 27 روز است. پس تعداد روزهای کاری در ایران 223 روز خواهد شد. پس با محاسبه مجدد دستمزد ساعتی ، برای ماه 18.6 روزه (223/12)

18.6x12x8=1785 ساعت کاری در سال و 48000000/1785= 26890 تومان دستمزد برای هر ساعت بدست می آید.

مالیات و محاسبه آن در ایران بر اساس جدولی پلکانی است که بر اساس آن درسال 98 به حقوق تا مبلغ ماهیانه 4,125,000 تومان 10 درصد مالیات تعلق می گیرد.پس پرداختی شما به کارمندتان در سال به مبلغ 52,800,000 تومان افزایش می یابد.در نتیجه دستمزد ساعتی وی 29579 تومان خواهد بود.

ما یک روز کاری را 8 ساعته فرض کرده ایم ، اما همه صاحبان شرکت های مشاوره به شما خواهند گفت که این میزان کاربه ندرت اتفاق می افتد. مطمئنا ، بنیانگذاران در هفته 60-80 ساعت کار می کنند ، اما کارمندان اینگونه نیستند. علاوه بر این ، حتی اگر روزانه 8 ساعت هم در دفتر کار باشند ، سخت است که تمامی این وقت را در سر کارحضور واقعی داشته باشند . از آنچه من دیده ام صورتحسابهای هفتگی کسانی که ساعتی کار می کنند و استخدام دائم نیستند به جای 40 ساعت حدود 36 ساعت است. این بدان معنی است که شما در هر ماه 16 ساعت را هم از دست می دهید، که معادل با دو روز کامل (8 ساعته) است. با این ضرر ، اکنون به اینجا می رسیم:

WD=16.6 درماه و دستمزد ساعتی = 30120 تومان

حال نوبت مشکلات شخصی در زندگی است. کارمندتان ظهر سر کار می رسد چون نوبت دندانپزشکی داشته است. امروز باید زودتر برود چون برقکار قرار است به خانه آنها بیاید. یک روز را هم که مریض شده است و باید در خانه استراحت کند. همه این اتفاقات منطقی هستند و قابل اعتراض نمی باشند اما دو نصف روز همراه با یک روز مریضی جمعا دو روز دیگر از روزهای کاری در ماه کسر می شود.

WD= 14.6 در ماه و دستمزد ساعتی = 34247 تومان

فرض ما بر این است که در طول سال شما تمام وقت پروژه ها را فعال نگه داشته اید و بین پروژه ها رخوتی وجود نداشته است و کارمندان تمام وقت را کار می کنند. ولی عملا چنین نیست. گاهی زمان بندی ها آنگونه که مورد نظر شماست دقیق از کار در نمی آید و در حول و ولاهای پروژه های دو هفته ای عملا یک روز از دست می رود. این اتفاق در جمع و جور کردن امور بعد از انجام یک پیمان کاری بسادگی رخ می دهد. در پیمانکاری های بزرگ تعیین دقیق ابتدا و انتهای اجرای پروژه عملا امکان پذیر نیست. گرچه پیمان های 6 ماهه بهترند ولی بین پایان و شروع دو پروژه اینچنینی عملا 2 تا 3 هفته از دست می رود. در هر صورت بین پروژ ه ها حدود 10% وقت از دست می رود. بنا بر این حدود دو روز دیگر کاری در هر ماه را کسر کنید(10% از 18.6 روز کاری):

WD= 12.74 روز در ماه و دستمزد ساعتی = 39246 تومان در هر ساعت

و فرض کنیم می خواهید فقط کمی زمان برای پیشرفت مهارت های شغلی کارمندان اختصاص دهید. از سوی دیگر، اگر انتظار دارید افراد بزرگی را استخدام و آنها را حفظ کنید ، برای استمرار یادگیری به زمان نیاز دارند ، باید درارتباط با آخرین فناوری ها قرار بگیرید و به تفریح نیز نیاز دارند. شاید این بدان معنا باشد که به یکی دو تا کنفرانس بروند ، یا کار روی یک پروژه بازرا تجربه کنند واز تایم 10٪ در محل کاراستفاده کنند (مانند زمان 20٪ گوگل ، اما برای کسانی مثل ما که سود میلیارد دلاری ندارند ، معقول ترشاید همان 10% باشد.). خوب ببینیم حالا چه می شود:

WD= 10.88 روز در ماه و دستمزد ساعتی = 45956 تومان در ساعت

یعنی دستمزد ساعتی تقریبا دوبرابر شد و از 24000 تومان به 46000 تومان رسید. یعنی هزینه واقعی یک کارمند دو برابر هزینه اسمی او است. اگر برای یک کارمند به اصطلاح “24000تومانی در ساعت” هزینه ای معادل 46000 تومان در ساعت پرداخت کنید ، حتما مغبون می شوید.. برای ایجاد سودآوری ، شما واقعاً باید حداقل 85000 تومان در ساعت از کار وی درآمد داشته باشید تا به سودآوری برسید.

این کار بسیار دشوار است ، زیرا مشتریی که باید این پول را به شما پرداخت کند، می داند که اینکار 85000 تومان در ساعت هزینه ندارد. و هنگامی که مشتری در مورد آنچه که “عادلانه” است فکر می کند ، نمی تواند از محاسباتی که من انجام داده ام سرسری عبور کند. آنها هزینه پروژه را بر اساس نرخ اسمی به علاوه سود کمی برای شما در نظر می گیرند. پس باید مقدار مبلغی که در واقع می توانید در صورتحساب درج کنید را قبل از اینکه مشتری از دست برود، دوباره محاسبه کنید.

به نظرم می رسدالان شما با خود فکر می کنید که با ساعتی 85000 تومان (46000-85000) در سال 2000 ساعتی 78,000,000 تومان سود نصیب شما می شود. ولی آیا فکر نمی کنید وقتی حقوق ساعتی کارمند زیر دست شما 85000 تومان باشد کار شما 150,000 تومان در ساعت می ارزد و 150,000×2000= 300,000,000 تومان درآمد سالیانه شما بدون زحمت استخدام و مدیریت یک کارمند خواهد بود؟

حال چه کنیم؟

حال چگونه می توانید این مسائل را به نفع خود حل کنید؟ راه های زیادی وجود دارد، که بعضی قانع کننده ، ولی همه آنها کاملاً اجرایی هستند:

قیاس

اگر 5 کارمند اینچنینی داشته باشید در سال 390,000,000 تومان بایستی سود نصیب شما بشود اما اینگونه نیست. زیرا قیاس نشان می دهد در این صورت به وقت و هزینه بیشتری نیازمندید.

  • نگهداری خطوط ارتباطی با مشتری بسیار سخت تر است. نگه داشتن 3-6 پروژه در طول سال به خودی خود یک کار تمام وقت است – باری که روی شانه های شما سنگینی خواهد کرد.
  •  امور اداری مربوط به کارکنان بیشتر می شود ، بنابراین شما به طور دائم در حالت استخدام قرار خواهید گرفت. این به خودی خود وقت گیر و پرهزینه است ، و هماهنگی های لازم برای استخدامی های جدید هنگام خروج از کار کارمندان قبلی دشوار است
  • با شش نفر پرسنل شما به مکان و دفتری جادار و بالطبع گران قیمت نیازمندید.
  •  با این وظایف جدید ، به هیچ وجه نمی توانید مدیریت پروژه ها و روابط با مشتری و توسعه محصول خود را بعهده بگیرید، بنابراین به یک مدیر پروژه یا یک مسئول فروش یا یک مدیر دفتر و یا به نوعی کمک نیاز خواهید داشت و همه این موارد از سود شما خواهد کاست.
  •  هیچکدام از این وظایف جدید شما سرگرم کننده یا خلاقانه نیستند. و شاید بهتر است آنها را بنوعی خرحمالی بنامیم

افزودن نیرو و استخدام در شرکت مشاور کسب و کار شما را با حساب و کتاب جدیدی مواجه می کند. پس تبریک می گویم. به گروه خویش فرمایان خوش آمدید.

با این هزینه های جدید غیر معمول نیست که ببینید سود به اصطلاح 390 میلیونی به 200 میلیون تومان رسیده است و اکنون شما در حال انجام کارهایی هستید که از آنها متنفرید.

مشتری ها را بیشتر کنید.

هر چه تعداد بیشتری مشتری جدید بیابید بطور مستقیم به سود می افزائید، بنابراین حتی پروژه افزایی اندک نیز در پایان سال تغییرات چشم گیری ایجاد می کند. با این حال ، اغلب مشتری یابی بیشتر ، روند کار با مشتری های فعلی را تغییر می دهد، و باید یک دسته جدید از افراد را پیدا کنید که مایل به خرج اسکناس های درشت باشند. چنین مشتری هی جدیدی به طور کلی شرکتهای بزرگ و با عملکردهای بزرگترو با توافق نامه های خدمات 25 صفحه ای با الزامات پیچیده و در حال تغییر هستند (که پذیرای کارهای چابک و سریع هم نیستند).

در ضمن این شمشیری دو لبه است. حتی یک تخفیف در پروژه کوچک سودآوری را تحت تاثیر قرار می دهد. بعنوان مثال برای پرداخت نقدی معمولا تخفیف 10% قائل می شوند که گرچه پول نقد آن عالیست ولی سود را به حداقل کاهش می دهد.

ساعات کاری را افزایش دهید

افزودن حتی 5 ساعت به ساعات کاری در هفته و در نتیجه به صورتحساب مشتری، باعث افزایش سودآوری می شود.

اما مشکل متقاعد کردن کارمندان برای کار بیشتر است ، زیرا برای آنها “کار اضافی” با حقوق ثابت به ارمغان آورده اید. چه سودی برای آنها دارد؟

یک راه حل: صورتحساب اضافه کاری را با آنها تقسیم کنید. این سود برای شما و کارمند شما می تواند تاثیرات قابل توجهی ایجاد کند.

محصولی بسازید

بیشتر شرکتهای مشاوره ای که می شناسم چند پروژه داخلی دارند که امیدوارند روزی آنها را تبدیل به کالاهای پول ساز کنند. داستان معمول این است:   

  ما این محصول را ساختیم زیرا خودمان به آن احتیاج داشتیم. این امر به ما یک مزیت در مشاوره می دهد زیرا روند توسعه ما را تسریع می کند و فروش ما را تقویت می کند.

مطمئنا ما تنها توسعه دهندگان نرم افزار در کره زمین نیستیم که این ابزار را مفید بدانند ، بنابراین هر وقت مشتری کمی داشته باشیم روی محصول خود کار می کنیم. روزی به خودی خود می تواند سودآوری خوبی داشته باشد!

در حقیقت شرکت هایی وجود دارند که دقیقاً به همین ترتیب خطوط محصول موفقی را رشد داده اند. متأسفانه ، در برابر هر یک از این ها صدها نفر و شاید هزاران نفروجود دارند که روی پروژه های داخلی شرکت تلاش می کنندو هرگزموفق نمی شوند. برخی دلایل:    

  • تبدیل یک پروژه داخلی به یک پروژه کاربر پسند ، مستلزم انجام اقدامات سخت افزاری است: مستندات ،رابط کاربری مناسب، نصب کننده ها ، تنظیم مجدد گذرواژه ، و رفع 200 اشکالی که در داخل سیستم باید برطرف کنید. هیچ کس نمی خواهد آن را انجام دهد ، و کسی هم نیست که این کار را انجام دهد ، بنابراین اتفاقی نمی افتد.     
  • کسی نیست که محصول را به بازار عرضه کند یا بفروشد. هیچ کس وقت ندارد و کاملاً محتمل است که در یک شرکت مشاور کسی مهارت لازم برای اینکاررا نداشته باشد. بنابراین شما “آن را از دستور کارخارج کرده اید” به امید اینکه دنیای جادویی “بازاریابی دهان به دهان در رسانه های اجتماعی” کاربران را به ثبت نام در خرید محصول شما مشتاق کند. اما ، قطعاً این چیزی نیست که اتفاق می افتد.     
  • شما پنج پروژه جالب دارید که اگر TLC کافی داشته باشید ، هرکدام از آنها ممکن است بسیار جذاب باشند ، اما به این دلیل که توجه شما در بین همه آنها تقسیم شده است، هیچ یک به مرحله قابل استفاده بودن نمی رسد. هر کاری را عدم تمرکز می کشد.     
  • ساعت های قابل توجهی برای تولید محصول باید صرف شود. پس محصول جدیدبه یک مسئله درجه دوم تبدیل می شود، بنابراین شما یک پروژه درجه یک را فدای کارهای جانبی می کنید

بسیاری از مشکلات فوق به سادگی با نگاه به محصول به عنوان مشتری قابل رفع است:    

  •  با این محصول دقیقاً مانند یک مشتری برخورد شود.     
  • به محصول بودجه تخصیص داده شود ، حتی در یک حساب بانکی جداگانه . بنابراین مشخص است که چقدر می توانید و برای آن هزینه کنید، و این پروژه هزینه های مشاوره ای را پرداخت می کند
  • ساعت های کاری مانند سایر مشتری ها برنامه ریزی و اولویت بندی شده اند ، و فقط به این دلیل که “مشتری واقعی” نیست ، کاهش نمی یابد.     
  • اگر درآمد (بالقوه؟) حاصل از این پروژه نتواند هزینه را توجیه کند ، لازم است آن را یک ضرر قلمداد کرده و کاملاً متوقف کنید تا اینکه به عنوان یک شرکت به از دست دادن پول ادامه دهید.

به جای کارمندان از پیمانکاران فرعی استفاده کنید

بدون پرداخت مالیات اشتغال ، نگرانی در مورد هفته های 36 ساعته یا تعطیلات یا شکاف و تاخیر در پروژه با پیمانکاران کار کنید. این یک پس انداز زمان ساده و فوق العاده است!

بظاهر، پیمانکاران فرعی هر ساعت هزینه زیادی می گیرند- خیلی بیشتر از کارمندان. البته که آنها این کار را می کنند … دقیقاً به دلایل فوق! شما آن تأثیرات را حذف نکرده اید ، آنها را فقط به گزارش سود و زیان شخص دیگری منتقل کرده اید. اگر همان کارمند را به عنوان مشاور استخدام کرده باشید ، پرداختی تفاوت می کند ولی سود شما همچنان یکسان است.

با این شیوه، دردسرهای بسیار کمتری در استفاده از مشاوران وجود دارد ، بنابراین ارزشمند است. حتی از دیدگاه روانشناختی نیز ممکن است بهتر باشد.

آیا مشاوره واقعاً بد است؟

مشاوره یک روش عالی برای درآمدزایی و یک روش هوشمندانه برای تأمین مالی یک استارتاپ است. ترفند اصلی جلوگیری از همه این تله ها است. به عنوان مثال ، شما می دانید که صورتحساب کامل 40 ساعت در هفته بسیار مهم است ، بنابراین خود راعادت دهید ساعت ها را درهمان هفته بررسی کنید تا مطمئن شوید که هیچ کس به طور مداوم از برنامه ساعت کاری عقب نمی ماند.

به عنوان نمونه دیگر ، انگیزنده هایی را تنظیم و اعلام کنید که کارمندان هنگام کسبسود خود را در آن سهیم ببینند.

جدی ، منضبط و بی توقف باشید.

تو میتوانی انجامش بدهی.

اگر این کار را انجام دهید ، استارتاپ خود را تأمین مالی و زندگی خوبی را ایجاد کرده اید ، خطر وابستگی به محصول را کاهش داده و تیم خوبی را در این فرآیند ساخته اید. استخدام در شرکت مشاور کسب و کار

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *