کافی

توسعه در حد نیاز

برای ترجمه کتاب enough is enough عنوان توسعه در حد نیازرا برگزیدم. توسعه با رشد متفاوت است. اجازه بدهید کتاب را بررسی کنیم.

راب دیتز و دان اونیل ، کارشناسان پایداری ، تحلیلی جدید اما تحریک کننده در مورد قطع ارتباط بین رشد و توسعه ارائه می دهند. آنها با منطق سنتی اقتصادی روبرو هستند که معتقد است رشد و مصرف بیشتر به طور حتم منجر به خوشبختی در یک جامعه سرمایه داری مصرف کننده می شود. دیتز و اونیل – مدافعان “اقتصاد با ثبات دولتی” – استدلالی کاملاً تحقیق شده و ارائه شده درباره اقتصاد سیاسی و مواضع غیر دوستانه رهبران جهان را ارائه می دهند. دیدگاه های آنها سوالاتی را در مورد ارزش نهایی مادی گرایی و رشد اقتصادی بی بند و باری ایجاد می کند که به محیط زیست آسیب می رساند و عدالت اجتماعی و برابری اقتصادی را از بین می برد. این تز آرمان گرایانه را به هر کسی که علاقه مند به سرانجام یک اقتصاد پایدار باشد ، توصیه می کنیم.

توسعه در حد نیاز
راب دیتز

نگاه کلی

  •  
    1. اقتصاد سنتی می آموزد که رشد بدون محدودیت ، مصرف بیشتر و بهره وری به نفع جامعه است.
    2. کشورهایی که این مکتب اقتصادی را پذیرفته اند ، در دستیابی به رفاه گسترده موفق نیستند.
    3. از هفت میلیارد نفر ساکن کره زمین ، 2.7 میلیارد نفر با درآمد کمتر از 2 دلار در روز زندگی می کنند. دو درصد جامعه بیش از نیمی از دارایی خانوارهای جهان را در اختیار دارند.
    4. فناوری نمی تواند تمام تأثیرات منفی جمعیت افسار گسیخته و رشد اقتصادی را برطرف کند و نیروهای بازار به تنهایی نمی توانند مشکلات تخصیص منابع را حل کنند.
    5. “اقتصاد با ثبات” آرزوی پایداری منابع و برابری اقتصادی را دارد.
    6. یک “اقتصاد مرفه و در حال رشد” تقاضای اقتصادی را با توانایی زمین در تأمین مجدد منابع منطبق می کند.
    7. اقتصاد پایدار نیازمند آگاهی از خطرات رشد و مصرف است.
    8. دولت ها باید بهبود خشنودی شهروندان را برتولید ثروت مقدم دارند.
    9. بوتان “خوشبختی ملی” را به عنوان هدفی در مقابل افزایش تولید ناخالص داخلی ترویج می کند.
    10. حفظ تعداد ساعت کار فعلی ، نیاز به رشدمداوم برای فروش محصولات برای ادامه کار مردم را افزایش می دهد.
توسعه در حد نیاز
دن اونیل

شکست اقتصاد ارتدکسی

هر دولت بزرگی این ایده بنیادی اقتصادی را پذیرفته  که رشد بدون محدودیت همراه با مصرف و بهره وری بیشتر به نفع جامعه است. ولی  این فرض نادرست است. هزینه رشد بیش از آن است که مزایای احتمالی آن بتواند آنرا تأمین کند. ملتهای پذیرنده این مکتب ارتدوکسی در دستیابی به سعادت گسترده موفق نیستند.

فلسفه غالب اقتصادی مدرنیته این است – جمعیت بیشتر و تولید بیشتر ، پول بیشتر و مصرف بیشتر

زمین هفت میلیارد سکنه دارد. 2.7 میلیارد نفر از آنها با درآمد کمتر از 2 دلار در روز زندگی می کنند. دو درصد بیش از نیمی از دارایی خانوارهای جهان را در اختیار دارند. این اختلافات از یک سیستم اقتصادی که مصرف بیش از حد را ترویج می کند ، بوجود می آید. اقتصاددان هرمان دالی یک رویکرد جایگزین ،یعنی “اقتصاد با ثبات” را ارائه می دهد که آرزوی پایداری منابع و برابری اقتصادی را دارد. سه ایده اصلی زیربنای این رویکرد است:

    1. ارزیابی اثرات اقتصادی باید منابع محدود زمین را در نظر بگیرد.
    2. مردم باید سیاستی را که می تواند از یک اقتصاد پایدار پشتیبانی کند ، یعنی “یک اقتصاد مرفه اما بدون رشد” را درک کنند.
    3. جامعه باید استراتژی های جدید اقتصادی راجایگزین ذهنیت ناقص مصرف كننده كند كه اقتصاد رشد گرا را تداوم می بخشد.

شواهد نشان می دهد که بیشتر افراد ساکن در کشورهای ثروتمند از قبل دارای کالاهای مادی کافی هستند – چالش این است که بدانیم چگونه می توان اقتصاد را به غیر ازمسیر مصرف روزافزون ،پیش برد.”

تولید ناخالص داخلی (تولید ناخالص داخلی) ، بطور سالانه کل هزینه های خرج شده برای کالاها و خدمات در یک کشور ، و میزان تولید یک کشور – و جهان – را اندازه گیری می کند. از سال 1900 تا 2008 ، جمعیت جهانی 400٪ و سرانه تولید ناخالص داخلی 600٪ افزایش یافته است. تولید ناخالص داخلی جهان از حدود 2 تریلیون دلار به 51 تریلیون دلار افزایش یافت که همراه با افزایش سرسام آور مصرف انرژی و مصرف منابع طبیعی بود. در اواسط دهه 1970 ، مصرف جهانی از توانایی بازیافت زباله زمین و توانایی آن در بازآفرینی منابع طبیعی پیشی گرفت. رشد مداوم اقتصادی برای اکثر مردم مزایای اجتماعی چشمگیری نداشته است. افزایش تولید ناخالص داخلی به همه اقشار جامعه تعلق نمی گیرد. شکاف های قابل توجه درآمد حاصل ، عواقب منفی اجتماعی ایجاد می کند: بیماری روانی بیشتر ، جرم بیشتر ، خشونت و زندان.

مقیاس پایدار

ارزیابی اینکه چه مقدار از زیست کره زمین مصرف می شود ، نیاز به ارزیابی “ظرفیت حمل” کره زمین دارد. برآورد دقیق میزان مصرف دشوار است زیرا افراد ، جوامع و کشورها الگوی مصرف متفاوتی دارند و این بر استانداردهای زندگی ، سبک زندگی ، جریان تجارت و استفاده از فناوری پیشرفته تأثیر می گذارد. با این حال ، فناوری به خودی خود نمی تواند تأثیرات منفی جمعیت افسار گسیخته یا رشد اقتصادی را کنترل کند. اصلاح این مشکل شامل ایجاد و زندگی مطابق با “مقیاس اقتصادی پایدار” است ، نه آموزشهای سنتی “اقتصاد مقیاس“. رویکرد پایدار در مقیاس اقتصادی محدودیتهای واقعی و مطلوب رشد اقتصادی را برطرف می کند.

اقتصاد پایدار

از اوایل سال 2000 ، متخصصان تأکید جامعه بر تولید و مصرف را زیر سوال بردند. اکنون اقتصاددانان دانشگاهی اقتصاد پایدار را که به دنبال تعادل بین مصرف منابع و توانایی حفظ جمعیت محلی است ، ترویج می کنند. اقتصاددانان از اقتصاد پایدار با نام های دیگر یاد می کنند: “اقتصاد سبز ، اقتصاد پایدار و اقتصاد تعادل پویا“.

هنگامی که به مردم آزادی کارگردانی ، فرصت ارتقا مهارت هایشان و احساس اینکه کارشان معنا و هدف دارد داده می شود ، بهترین عملکرد را دارند.”

این الگوی جدید اقتصادی بر کیفیت زندگی و بهبود محیط زیست نسبت به سیستم فعلی تأکید دارد که بر افزایش مداوم تولید ، مصرف و تولید ناخالص داخلی تأکید دارد. اقتصاد پایدار دارای چهار ویژگی است:

    1. در مقیاسی پایدار ساخته شده است که مطابقت با تقاضاهای اقتصادی و توانایی زمین در تأمین و تأمین مجدد منابع دارد.
    2. توزیع عادلانه درآمد و توزیع ثروت را الزامی می کند.
    3. تصدیق می کند که نیروهای بازار به تنهایی نمی توانند مشکلات تخصیص منابع را حل کنند. در عوض ، نیروهای بازار باید خواسته های جامعه و دولت را ادغام کنند.
    4. این اقتصاد در صورت بهبود شرایط زندگی وکیفیت زندگی به موفقیت می رسد. در عمل ، این به معنای امنیت شغلی بیشتر ، مزایای سلامتی ، اوقات فراغت و ثبات اقتصادی است.

ما فقط می توانیم با جایگزینی منابع طبیعی کره زمین یا بازیافت زباله ، به میزان فعلی خود مصرف کنیم.”

ساخت این اقتصاد جدید نیاز به شاخص های جدید موفقیت اقتصادی دارد ، مانند نیروی کار و جمعیت با اندازه ثابت ، مشاغل محلی با کیفیت بالا و برابری درآمدی بیشتر. ایجاد اقتصاد جدید نیاز به تعاریف جدیدی از سرمایه گذاری ، مالکیت و کیفیت کار دارد و همچنین ممکن است به “کاهش رشد” یا اقداماتی که اثرات زیست محیطی تولید مواد و ارائه خدمات را کاهش می دهد ، نیاز داشته باشد. این به معنای دید انتقادی تری است که باعث به وجود آمدن قیمت سهام جدیدی می شود. طبق سیستم فعلی ، اگر یک شرکت نفتی منبع انرژی جدیدی پیدا کند ، اما این منبع تأثیر منفی بر محیط و جامعه بگذارد ، قیمت سهام این شرکت همچنان افزایش می یابد. به همین ترتیب ، تمرکز نامناسب بر تولید ناخالص داخلی تأثیرات منفی جامعه را نادیده می گیرد.

عمل ایجاد پول به عنوان بدهی باید غیرقانونی باشد ، همانطور که جعل و تقلب است.”

جامعه ای که از بهترین روش ها استفاده می کند منابع طبیعی را فقط با سرعتی که می تواند آنها را دوباره پر کند مصرف می کند و منابع غیر قابل تجدید را فقط با سرعتی که علم بتواند منبع جایگزینی ایجاد کند مصرف می کند.

جوامع باید زباله ها را به همان سرعتی که محیط زیست قادر به پردازش آنها است ایجاد کنند ، اما اجرای محدودیت هایی از این قبیل ، سیاست گذاران را ملزم به اجرای تصمیمات سخت می کند. گزینه های بالقوه آنها شامل سهمیه بندی ، ممنوعیت برخی مواد – مانند سرب در رنگ – و استفاده از مجوزهای قابل معامله ، مانند ” سهام” است اقتصاد پایدار

کاهش جمعیت

سازمان ملل محاسبه می کند که جمعیت جهانی در سال 2050 به 9.3 میلیارد نفر و در سال 2100 به 10 میلیارد نفر خواهد رسید. آموزش و پرورش موثرترین راه برای کنترل جمعیت است. به عنوان مثال ، آموزش موثر می تواند از 80 میلیون حاملگی ناخواسته که اکنون سالانه اتفاق می افتد – که اتفاقاً به همان تعداد رشد سالانه جمعیت جهانی است – جلوگیری کند.

پیام اصلی در مورد پیشرفت فن آوری این است که می تواند برای مدیریت برخی از تأثیرات مرتبط با رشد اقتصادی مفید باشد ، اما ممکن است برای غلبه بر آنها کافی نباشد.”

بهبود دسترسی به داروهای پیشگیری از بارداری و محدودیت مهاجرت شامل تدوین سیاست های جداگانه کنترل جمعیت برای کشورهایی با باروری بالا و درآمد پایین – مانند چین – و برای کشورهایی با درآمد بالا و باروری پایین – مانند انگلیس و ایالات متحده است. اصلاح مهاجرت و پیشگیری از بارداری می تواند منجر به کنترل جمعیت در کشورهای پیشرفته شود. اقتصاد پایدار

ثروتمندان ثروتمندتر می شوند

الگوی اقتصادی متمرکز بر تولید ، نابرابری درآمد ناخالص را تقویت می کند. بررسی برنامه توسعه سازمان ملل متحد از کشورهای بزرگ جهان ، درآمد 20٪ برتر را در مقایسه با پایین ترین 20٪ اندازه گیری کرد. این تحقیق نشان داد که ایالات متحده و پرتغال بالاترین نسبت شکاف درامد را دارند – به ترتیب 8.5 و 8.0 – در حالی که ژاپن و فنلاند به ترتیب با 3.4 و 3.7 دارای کمترین اختلاف هستند. با بیان دلار ، در سال 2007 ، مدیران عاملها در ایالات متحده 350 برابر بیشتر از یک کارگر معمولی درآمد کسب کردند. شکاف های گسترده درآمدی مشکلات اجتماعی را ایجاد می کند ، از جرایم بالاتر تا سطح مصرفی که بیش از نیازهای فردی است.

خبر خوب این است که ایده هایی برای ایجاد اقتصاد سالم از نظر اکولوژیکی از گوشه و کنار جهان در حال ظهور است.”

جامعه به طور سنتی شکاف های درآمد را به عنوان مشکلی منطقی کرده است که رشد اقتصادی بیشتر می تواند آن را اصلاح کند. در صورت عدم رشد واقعی اقتصادی ، برابری درآمد اهمیت بیشتری پیدا می کند. این مزایایی مانند طول عمر ، جمعیت کمتردر زندان ، چاقی کمتر و مصرف مواد مخدرکمتر و تحرک اجتماعی بیشتر ایجاد می کند. علی رغم این باور عمومی که ترویج می شود ، حقوق و پاداش های کلان عملکرد را مختل می کند و نوآوری را تحریک نمی کند. کشورهای توسعه یافته باید به جای فشار مداوم برای تولید بیشتر ، بر برابری درآمد تأکید کنند ، زیرا روابط اجتماعی بهتر کیفیت زندگی را برای همه شهروندان بهبود می بخشد ، در حالی که مصرف بیشتر چنین نیست.

دولت ها سازوکارهایی برای کاهش شکاف درآمدی دارند ، مانند برنامه های اجتماعی ، حداقل درآمد و تغییر در مالیات. دو استراتژی ممکن محدود کردن درآمد یا ارث است. در یک مورد ، شش وارث ثروت والمارت “به اندازه تقریباً 30٪ قشر پایین آمریکایی ها” ، یا 90 میلیون نفر ثروت دارند.

اقتصاد مبتنی بر رشد نتوانسته است اشتغال کامل در ایالات متحده را تضمین کند ، بیشتر به این دلیل که رشد اقتصادی یک مدل” رونق و سقوط “ناپایدار است.”

راه حل های دیگر شامل اجرای نسبت های دیفرانسیل دستمزد است – تعاونی ها در اسپانیا و انگلیس از آنها استفاده می کنند -یا ایجاد شرکت ها و تعاونی های متعلق به کارمندان و یا اشتغال زنان بیشتر در سمت های اجرایی سطح بالا. چنین اموری عوام فریبی در محل کارو فرهنگ شرکت ها را تغییر می دهد و برابری مزدی را بهبود می بخشد. اقتصاد پایدار

اصلاح سیستم ناقص

با وجود خرد مشترک ، “پول خود هیچ ارزش ذاتی ندارد.” ثروت واقعی از کالاها و خدمات ملموس ناشی می شود. پول وسیله مبادله – “ادعای ثروت” – برای خرید کالاها و خدمات ملموس است. به دلیل تکثیر ابزارهای مالی جدید و مقررات زدایی از صنعت مالی ، رشد پول بسیار سریعتر از تولید ناخالص داخلی است. این معامله یکی از عواملی است که باعث افزایش بی ثباتی مالی می شود. این نقش پول را تغییر می دهد زیرا پول نباید بر اقتصاد مسلط شود بلکه باید گسترش آن را تسهیل کند.

هر کسی که پول را گیج نکند احتمالاً زیاد به آن فکر نکرده است )هرمان دالی و جوشوا فارلی ، اقتصاد بوم شناسی)

مغالطه مشهور دیگر این است که بانک های مرکزی مانند فدرال رزرو پول ایجاد می کنند. در واقع ، بانک های تجاری با صدور وام پول بسیار بیشتری ایجاد می کنند. وقتی بانکی وام می دهد ، در معامله ای که هیچ ارتباطی با بانک مرکزی ندارد – به غیر از بانکی که شرایط ذخیره بانک فدرال را تأمین می کند – وجهی را به حساب وام گیرنده منتقل می کند. با گذشت زمان ، بانک فدرال قوانین ملزومات ذخیره را کاهش داده است ، بنابراین بانک ها می توانند پول بیشتری با سرمایه کمتری ایجاد کنند وام گیرندگان باید وام های خود را بازپرداخت کنند ، اما اگر پول نقد نداشته باشند ، مبلغ بیشتری قرض می گیرند و این باعث می شود تا حجم کل پول گسترش یابد. بانک ها برای ادامه کار سیستم باید وام خود را ادامه دهند. این امر به آنها قدرت هدایت سیاست های وام ، از جمله سیاست هایی را می دهد که علیه محیط زیست کار می کنند.

جامعه ای با هدف درست می تواند نیازهای بالاتر را برطرف کند و توجه خود را به پیشرفت فرهنگی و معنوی معطوف کند.”

دولت ها باید شرایط ذخیره را افزایش دهند تا بانک های خصوصی نتوانند به عنوان بخشی از ایجاد بدهی پول تولید کنند. این سیستم همچنین باید پس انداز را از سرمایه گذاری متمایز نگه دارد. جوامع محلی می توانند ارزهایی را صادر کنند که فقط در یک منطقه خاص معتبر باشند تا هزینه های محلی را تشویق کنند. ایجاد یک “ارز بین المللی بدون بدهی” می تواند عدم تعادل تجاری را حل کند و توازن قدرت را برای کشورهایی که ارز ذخیره شناخته شده دارند ، تغییر دهد. مالیات بر معاملات مالی بین المللی تجارت سوداگرانه و بی ثبات کننده بزرگترین بانک ها را کاهش می دهد. اقتصاد پایدار

“خوشبختی ناخالص ملی

ملت بوتان بدون اتخاذ اثرات منفی اقتصاد پرمصرف و پر رشد ، مدرن شده است. King Jigme Singye Wangchuck پیگیری خوشبختی ناخالص ملی را نسبت به تولید ناخالص داخلی بیشتر در اولویت قرار داده است. برنامه ها پیشرفت های زیست محیطی ، سلامت روان بهتر ، حفظ فرهنگ و استفاده موثرتر از زمان را پیش می برند. این ورودی های حامی خوشبختی ، در یک شاخص ترکیب می شوند ، وسیاست ملی را هدایت می کنند. برنامه های مشابهی در استرالیا ، ژاپن و انگلیس آغاز شده است.

“” کافی است “به معنای” کافی برای یک زندگی خوب “است.”

شاخص خوشبختی سوالاتی را در مورد نقش تولید ناخالص داخلی به عنوان اصلی ترین معیار ملی تولید اقتصادی ایجاد می کند. گرچه از نظر سیاسی و اقتصادی کاملاً جا افتاده است ، تولید ناخالص داخلی از کاستی های جدی رنج می برد. برخی از کشورها اقدامات جدیدی را در نظر می گیرند که به سطح رضایت شهروندان آنها می پردازد. یک مطالعه در انگلیس نشان داد که 81٪ مردم گفتند که دولت باید بهبود سعادت شهروندان خود را نسبت به تولید بیشترین ثروت در اولویت قرار دهد.

یافتن کار کارآمدتر

در حالی که فناوری جدید به مردم کمک کرده است تا بهره وری خود را افزایش دهند ، کارفرمایان ساعات کار کارمندان را کاهش نداده اند. حفظ همان تعداد ساعت کار ، نیاز به رشد مداوم برای فروش محصولات برای ادامه کار کارمندان را افزایش می دهد. بسیاری از کارفرمایان برنامه های منعطف یا نیمه وقت ارائه نمی دهند. مشاغلی که باید از اولویت برخوردار باشند – مانند نظافت محیط – سودآوری ندارند. مشاغلی که سود کمتری برای جامعه دارند – مانند تجارت بیش از حد سوداگرانه – پول بیشتری می گیرند و کثرت بیشتری دارند. گزینه جایگزین این است که ساعات کاری هفته را گسترش دهید ، اشتراک اشتغال را گسترش دهید و انعطاف پذیری شغل ها را باعث شوید. مکانهایی مانند هند ، آرژانتین و برخی از شهرهای اروپا مشاغلی را تضمین می کنند که درآمد اساسی را تأمین می کنند. همه این استراتژی ها می توانند به مردم کمک کنند تا تصمیم بگیرند که “کافی است“. اقتصاد پایدار

درباره نویسندگان

راب دیتز ، سردبیر وبلاگ دالی نیوز ، مدیر اجرایی سابق مرکز پیشرفت اقتصاد پایدار (CASSE) است. دن اونیل مدرس اقتصاد بوم شناسی در دانشگاه لیدز و اقتصاددان ارشد CASSE است.

اقتصاد پایدار

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *