مزیت رقابتی: ایجاد و حفظ عملکرد عالی - نوشته مایکل ای پورتر

مزیت رقابتی: ایجاد و حفظ عملکرد عالی – نوشته مایکل ای پورتر

پورتر ، مزیت اساسی استراتژی رقابتی را بررسی کرده، و در مورد اهداف مزیت رقابتی در شرکت ها ، تحقیق کرده است. مزیت رقابتی روشی کاملاً جدید برای درک آنچه یک شرکت انجام می دهد را معرفی می کند. مفهوم پیشگامانه پورتر از زنجیره ارزش ، یک شرکت را به “فعالیت” یا عملکردها یا فرآیندهای گسسته که نمایانگر بلوک های ساختاری اساسی مزیت رقابتی است ، تفکیک می کند. اکنون بخش اساسی تفکر تجارت بین المللی ، مزیت رقابتی است.

بررسی های تحریریه ها

  • Financial Times تأثیرگذارترین کتاب مدیریت در چهارقرن گذشته …. یک معدن طلای واقعی از مفاهیم و ابزارهای تحلیلی برای کمک به شرکتها که درک واضح تری از چگونگی ایجاد و حفظ مزیت رقابتی دارند.
  • Philip Kotler SC Johnson & Son ، استاد برجسته بازاریابی بین المللی ، مایکل پورتر مجدداً این کار را انجام داده است. او در کتاب قبلی خود “چه” و “چرا” استراتژی رقابتی را تعریف کرده است ، اکنون “چگونه” را در مزیت رقابتی تعریف می کند .
  • Newsday کتابی تیز ، پرخاشگر با استدلالات محکم در مورد رقابت است که رقبای باهوش تر شما سعی می کنند برای اولین بار به آن برسند.
  •  واشنگتن پست ریویو ، تحلیلی ساختاری درخشان در مورد مزیت رقابتی …بررسی قوانین و مقررات اقتصادی ضد انحصاری و یک راهنمای عالی برای مدیران مشاغل ، حتی مطالعه مقدماتی لازم برای قضات ، مقامات آژانس ضد انحصار و کارشناسان اقتصادی در موارد ضد انحصاری.

درباره نویسنده

مایکل E. پورتر استاد مدیریت بازرگانی در دانشکده بازرگانی هاروارد است. نویسنده چهارده کتاب و دریافت کننده جایزه ولز در اقتصاد. او در بروکلین ماساچوست زندگی می کند.

گزیده

فصل 1: استراتژی رقابتی: مفاهیم اصلی دو سؤال اساسی در انتخاب استراتژی رقابتی است. اولین مورد در جذابیت صنایع برای سودآوری طولانی مدت و جذابیت عواملی است که آن را تعیین می کنند. همه صنایع فرصت های برابری برای سودآوری پایدار را ندارند و سودآوری ذاتی صنعت یکی از مؤلفه های اساسی در تعیین سودآوری یک بنگاه است. دومین سؤال اصلی در استراتژی رقابتی در باره تعیین کننده های موقعیت نسبی رقابت در یک صنعت است. در اکثر صنایع ، فارغ از اینکه متوسط ​​سودآوری صنعت چقدر باشد ، برخی از بنگاهها بسیار سودآورتر از سایرین هستند.

این مسئله در هسته اصلی موفقیت یا عدم موفقیت شرکتها است. رقابت ، تناسب فعالیت های یک شرکت را که می تواند در عملکرد آن مؤثر باشد ، از جمله نوآوری ها ، فرهنگ منسجم یا اجرای خوب ، تعیین می کند. استراتژی رقابتی جستجوی موقعیت مطلوب رقابتی در یک صنعت است ، یعنی عرصه اساسی که در آن رقابت رخ می دهد. هدف از استراتژی رقابتی ایجاد موقعیتی سودآور و پایدار در برابر نیروهای تعیین کننده رقابت در صنعت است.

هیچ سؤالی به خودی خود برای هدایت انتخاب استراتژی رقابتی کافی نیست. اگر یک شرکت در یک صنعت جذاب بسیار دردیدرس باشد اولی موقعیت رقابتی ضعیفی را انتخاب کند ، ممکن است سود جالبی نداشته باشد. برعکس ، ممکن است یک شرکت با موقعیت رقابتی عالی در صنعتی ضعیف بوده و سودآور نباشد و تلاش های بیشتر برای ارتقاء جایگاه آن از فایده ای برخوردار نخواهد بود. هر دو سوال پویا هستند؛ جذابیت صنعت و تغییر موقعیت رقابتی. صنایع با گذشت زمان کم و بیش جذاب می شوند و موقعیت رقابتی منعکس کننده نبرد بی پایان میان رقبا است. حتی دوره های طولانی ثبات به طور ناگهانی با حرکت رقابتی به پایان می رسد.

هم جذابیت صنعت و هم موقعیت رقابتی می تواند توسط یک شرکت شکل بگیرد و این همان چیزی است که انتخاب استراتژی رقابتی را چالش برانگیز و هیجان زا می کند. در حالی که جذابیت صنعت تا حدودی بازتابی از عواملی است که یک شرکت از آن تأثیر کمی می گیرد، اما استراتژی رقابتی از قدرت قابل توجهی برای جذابیت بیشتر صنعت برخوردار است. در عین حال ، یک شرکت با انتخاب استراتژی خود ، می تواند به وضوح موقعیت خود را در یک صنعت بهبود بخشد یا از بین ببرد. بنابراین ، استراتژی رقابتی نه تنها به محیط پاسخ می دهد بلکه تلاش می کند آن محیط را به نفع یک شرکت شکل دهد.

نگاه کلی

مایکل پورتر در کتاب «مزیت رقابتی» خود توجه‌اش را از یک دیدگاه صنعت محور به دیدگاه شرکت محور تغییر می‌دهد. نویسنده مدلی را برای استراتژی سازمانی معرفی می‌کند که به طور مستقیم از اقتصاد صنعتی ریشه می‌گیرد. در اقتصاد، شرایط و مشخصات یک بازار و یا صنعت را عرضه و تقاضا تعیین می‌کند. مدل «ساختار، رفتار،کارایی» در اقتصاد صنعتی، بیان می‌کند که ساختار صنعت بر اساس شرایط تعیین میشود. بنابراین محیط رقابتی که نتیجه‌ی آن است، رفتار سازمانها را شکل میدهد و عملکرد بازیگران صحنه‌ی هر صنعت را  تعیین می‌کند.

مفاهیم کلیدی پورتر بیشتر برای شرایط شروع یک کسب و کار مناسب است. یک مدیر و موسس کسب و کار می‌تواند از این ابزارهای تحلیل صنایع برای انتخاب صنعت مناسب برای آغاز کار بهره مند شود. اما برای توسعه و پیشرفت سازمان مدل پورتر دیگر چندان کارساز نیست.  همچنین شرکت‌هایی که سرمایه گذاری‌های سنگینی روی صنعت خاصی کرده‌اند، با آن هزینه‌های سنگین عملا راه خروجی برایشان متصور نیست. البته طرح این مطالب به هیچ وجه انکارکننده‌ی تاثیرات شگرف پورتر در زمینه‌ ساختار سازمانی نیست و مدل او همچنان به طور گسترده مورد استفاده قرار می‌گیرد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *