ورای ذهن ما - قدرت خلاق بودن

ورای ذهن ما – قدرت خلاق بودن

ورای ذهن ما – قدرت خلاق بودن کن رابینسون

Capstone ، 2017

توصیه

تحولات انقلابی نیاز به رویکردهای خلاقانه برای مبارزه با چالش های پیچیده و منحصر به فرد دارد. سازمان ها از همه نوع به دنبال افرادی هستند که می توانند به طور خلاقانه فکر کنند ، راه حل های نوآورانه ابداع کنند و با یک دنیای در حال تغییر سازگار شوند. سر كن رابینسون ، متخصص خلاقیت و نوآوری – كه سخنرانی او ، آیا مدارس خلاقیت را كشته اند؟ بیشترین مخاطبان همه زمانها را بدست آورد – با احتیاط می گوید که سیستم های آموزش جمعی کارگر برای عصر صنعتی تولید می کنند ، و دانش آموزان را برای مواجهه با چالش های جدید جهانی آماده نمی کنند. وی از تغییر و تحول كامل سیستم های آموزش و پرورش به این فرض كه هوش و روند خلاق “متنوع ، پویا و متمایز” هستند ، دفاع می كند. دریافت خلاصه این نسخه به روز شده پایان نامه رابینسون را به مربیان ، متخصصان منابع انسانی و رهبران شرکت ها و جامعه توصیه می کنیم. ورای ذهن ما – قدرت خلاق بودن

بیاد داشته شوید

  • جامعه به لطف رشد جمعیت و پیشرفت های فناوری ، با سرعت و مقیاس بی سابقه ای روبرو است.
  • توانایی انسان در تصور ، ایجاد و نوآوری چشم انداز جدید و چالش برانگیزی ارائه می دهد ، پس مردم باید برای دنیای مدرن آموزش ببینند.
  • سه مسئولیت یک سیستم آموزشی “شخصی ، فرهنگی و اقتصادی” است.
  • این فرض که برخی از رشته های دانشگاهی دارای ارزش اقتصادی بیشتری نسبت به سایرین دارند ، سلسله مراتب موضوعات را در سیستم های مدرسه ایجاد می کند.
  • تصمیم سیاسی برای توسعه عقل و احساسات به عنوان موارد جداگانه بر توسعه سیستم های آموزشی تأثیر گذاشت.
  • سازمان های نوآورروی “تخیل ، خلاقیت و نوآوری” تمرکز می کنند.
  • علوم اعصاب نشان می دهد که هوش انسانی “متنوع ، پویا و متمایز است”.
  • Intelligence Quotient (IQ) یک امر جدید مدرن است که هوش را از طریق آزمایش قابل سنجش می داند.
  • آزمون ضریب هوشی نسبت به هوش انسان برای تقویت خلاقیت بسیار مهم است.
  • خلاقیت یعنی به وجود آوردن ایده های منحصر به فرد و ارزشمند.

خلاصه

پرورش فرهنگ خلاقیت

در سیستمهای آموزشی منسوخ شده دیگراستعدادها و تواناییهای لازم برای موفقیت پرورش نمی یابند. کسب و کارها درک کرده اند که پرداختن به پیچیدگی روزافزون محیط جهانی نیازمند توسعه فرهنگ خلاقیت است. اما بخش عمده ای از راه حل در سیستم آموزش و پرورش است نه در سازمان های تجاری.

همه ما با استعدادهای بی نظیر طبیعی به دنیا آمده ایم اما … تعداد کمی از افراد کشف می کنند که چه هستند و تعداد کمتری آنها را به درستی توسعه می دهند.”

مدیران در جستجوی افراد خلاق هستند که به طور مؤثر ارتباط برقرار می کنند ، در تیم ها همکاری می کنند و به اندازه کافی زیرک هستند تا بتوانند در برابر تغییر پاسخ دهند. اما تصورات غلط در مورد خلاقیت ممکن است مانع چابکی آنها شود. بسیاری از افراد بر این باورند که هر فرد مشخص یا خلاق است یا نیست. این درست نیست همه ظرفیت های خلاقانه ای دارند که با توسعه شکوفا می شوند. بسیاری بر این باورند که خلاقیت فقط در بین افراد در حرفه های هنری ، مانند موسیقی یا فیلم سازی وجود دارد. و مردم نگران این هستند که خلاقیت باعث ایجاد هرج و مرج و بیهودگی می شود. در حقیقت ، انتخاب برای تسلط بر مهارتهای خلاقانه برای همه باز است ، اما به سخت کوشی و نظم و انضباط نیاز دارد. ورای ذهن ما – قدرت خلاق بودن

شتاب تغییر

ژرف ترین تغییرات جهان در پنج دهه گذشته اتفاق افتاد و سرعت تغییر افزایش می یابد. با این حال ، در طول تاریخ مدرن ، فناوری های جدید امکانات تازه ای را برای کار خلاقانه به وجود آورده اند. جیمز وات در اواخر قرن هجدهم موتور بخار را بهبود بخشید و این باعث عصر صنعتی شد. ارتباطات یک شتاب جالب را تجربه کرد: چاپخانه در دهه 1400 ، تلفن در 1875 ، رادیو در 1885 ، تلویزیون در 1929 ، شبکه جهانی وب در 1990 ، پهنای باند در 2000 ، و تلفن های هوشمند و سایر دستگاه های دیجیتال تا سال 2010. زمینه سازی فناوری نانو ، موج جدیدی از نوآوری های مهم در زمینه های مختلف از محاسبات و مهندسی گرفته تا علوم اعصاب و علوم را معرفی می کند.

ظرفیت خلاقیت اساساً انسانی است و نوید مداوم روشهای جایگزین دیدن ، تفکر و انجام رامی دهد.”

انفجار جمعیت جهانی نیز در حال تغییر است. در سال 1930 ، زمین حدود دو میلیارد نفر جمعیت داشت. در سال 2017 ، این تعداد به 7.5 میلیارد نفر رسیده است ، و تخمین ها از جمعیت جهان در سال 2050 در حدود 10 میلیارد نفر است. این افزایش مداوم فشار زیادی به منابع این سیاره وارد می کند ، خطراتی از قبیل همه گیری را ایجاد می کند و اقتصاد و تجارت را بی ثبات می کند. ماهیت کار همچنان تکامل خواهد یافت. مردم برای حرکت در دنیای جدید غیرقابل پیش بینی و چالش برانگیز ، به توانایی خود در تصور ، ایجاد و نوآوری تکیه خواهند کرد. این مهارت ها با آموزش شروع می شوند. ورای ذهن ما – قدرت خلاق بودن

آموزش توده ها

همین چند دهه پیش ، چون تعداد کمی از افراد دارای مدرک دانشگاهی بودند ، آموزش عالی پیشنهادات شغلی خوب را تضمین می کرد. اما هرچه افراد بیشتری درجه های بالاتری کسب کنند ، ارزش بازار تحصیلات دانشگاهی کاهش می یابد. بسیاری از فارغ التحصیلان در یافتن شغل در رشته های خود مشکل دارند. گسترش آموزش و ارتقاء معیارهای دانشگاهی راه حلی ارائه نداده است.

در کمتر از یک نسل ، ماهیت کار و با آن ساختار اقتصادهای جهان برای میلیون ها نفر اساساً تغییر کرده است ،.”

پیشگامان آموزش و پرورش اولین سیستم های آموزش انبوه را برای تأمین نیروی کار واجد شرایط برای بازارهای صنعتی طراحی کردند. در دهه 1960 ، شرکت ها به کارگران بیشتری با مدارک تحصیلی احتیاج داشتند و تعداد افرادی که به دنبال مدرک بالاتر بودند ، افزایش یافت. این افزایش با تقاضای فزاینده “اقتصاد دانش” ادامه یافت. در 40 سال گذشته ، تعداد فارغ التحصیلان دانشگاه از 5 به یک نفر به دو نفر افزایش یافته است. ورای ذهن ما – قدرت خلاق بودن

سلسله مراتب رشته ها

فرضیه پیوند بین آنچه دانش آموزان در مدرسه می آموزند و مشاغلی که بعد از آن انجام می دهند سلسله مراتب رشته ها را ایجاد می کند . برای مثال ، اکثر سیستمهای مدرسه ریاضیات ، علم و فناوری را با ارزش و مثلاً موسیقی ، درام و هنر را به عنوان موارد جانبی می دانند. والدین و مشاوران ، جوانان را به دوری از هنر توصیه می کنند ، زیرا نگران فقدان شغل هستند. آنها هنرها را به عنوان سرگرمی یا وسیله ای برای بیان خود می دانند ، نه به عنوان مهارت برای امرار معاش.

مهم نیست که کجا هستید یا چه کار می کنید ، اگر در کره زمین زندگی می کنید گرفتار یک انقلاب جهانی هستید.”

کارفرمایان موضوعات را در بالای سلسله مراتب با هوشمندی و دستاورد مرتبط می کنند. با این حال ، توانایی و پیشرفت تحصیلی تنها نشان دهنده هوش انسانی نیستند. تأكید بیش از حد دانشگاهیان ، بسیاری از افراد باهوش و با استعداد را به حاشیه سوق می دهد تا نتوانند از توانمندی های خود تغذیه كنند. ورای ذهن ما – قدرت خلاق بودن

مسئولیت آموزش و پرورش

سه مسئولیت یک سیستم آموزش و پرورش “شخصی ، فرهنگی و اقتصادی” است. نقش اقتصادی آموزش دانش آموزان برای حضور در بازار کار است. کارفرمایان شکایت دارند که در پیدا کردن متفکران خلاق که می توانند ارتباط و همکاری داشته باشند ، مشکل دارند. اما نه دانشگاه ها و نه کارفرمایان این مهارت ها را توسعه نمی دهند. شرکتها به جای اولویت بندی استعدادها و فراهم کردن توسعه حرفه ای ، بر استخدام ، استراتژی کوتاه مدت تأکید می کنند. تسریع در تغییر فرهنگی ، شکاف بین افرادی که از لحاظ فنی مهارت دارند و افرادی که از نظر دیجیتالی فاقد مهارت هستند ، گسترش می یابد. سیستم های آموزش و پرورش باید این شکاف گسترده را حل کنند.

جهان پیچیده تر می شود ، برای رسیدن به چالش های آن باید خلاق تر شویم.”

سیستمهای آموزشی امروزی دستاوردهای دوره صنعتی هستند. مربیان باید سه وظیفه اصلی خود را برای توسعه سیستمهایی که استعدادهای فردی و خلاقیت دانش آموزان را پرورش می دهند ، مجدداً مورد استفاده قرار دهند ، درک دنیای خود را گسترش دهند و به آنها ابزاری برای اشتغال سودآور ارائه دهند. ورای ذهن ما – قدرت خلاق بودن

نقش تست مهارت هوش (IQ)

نمره ضریب هوشی نوعی تمهید مدرن است که از چندین فرضیه سرچشمه می گیرد. فرض بر این است که هر کس ضریب هوشی ثابت داشته باشد که از طریق یک سری آزمایشات قابل اندازه گیری باشد. پیش فرض می کنند که ضریب هوشی عدد هوش کلی را آشکار می کند و عملکرد فرد را در مدرسه و در طول زندگی پیش بینی می کند. اختراع ضریب هوشی در اوایل دهه 1900 بر ساختار سیستمهای مدارس در سراسر جهان تأثیر گذاشت. در طول گسترش سیستم های آموزش و پرورش در انگلیس پس از جنگ جهانی دوم ، هجوم گسترده دانش آموزان چالشی را برای چگونگی مرتب سازی مدارس ایجاد کرد. مدیران 20٪ برتر را برای مشاغل مورد نیاز به دانشگاهیان سطح بالاتر ، مانند پزشکان و وکلا ارائه دادند. آنها 80٪ باقیمانده دانشجویان را برای کارهای یقه آبی تخصیص دادند.

اگر نتوانیم از طریق آموزش، احساس کاملی از توانایی های مردم را ارتقاء دهیم ، شاید برخی از آنها هرگز متوجه نشوند که ظرفیت های واقعی آنها چیست.”

آنها برای استفاده از آزمایش ضریب هوشی به عنوان روشی سریع و آسان برای تصمیم گیری درمورد هر کودک استفاده شدند.  آزمایشاتی مانند IQ و SAT از حمایت دولت و جامعه علمی برخوردار است ، بنابراین رد آنها دشوار است. تأکید امروز بر تست های استاندارد ، فشارهایی را بر دانش آموزان وارد می کند. با این وجود این آزمونها طیف وسیعی از تواناییهای فکری فرد را نادیده می گیرند. هوش نسبت به عواملی که آزمایش ضریب هوشی انجام می دهد بسیار متنوع تر و ظریف تر است. ارزش گذاری به وسعت هوش انسانی برای درک و تقویت خلاقیت بسیار مهم است.

هوش متنوع

از اواخر قرن بیستم ، دانشمندان علوم اعصاب درک بیشتری در مورد عملکردهای مغز انسان کسب کرده اند. هوش انسانی “متنوع ، پویا و متمایز است”. مغز شما ورودی حواس شما را فیلتر می کند و بر درک شما از جهان تأثیر می گذارد. هر شخص ورودی متفاوتی را پردازش می کند. دو نفر ممکن است شاهد همین واقعه باشند اما برداشت های مختلف داشته باشند. مردم خود را متفاوت بیان می کنند. هنرمندان ، نویسندگان و نوازندگان از نمادهای شماتیک مانند نقاشی ، اجرا و موسیقی استفاده می کنند – اشکالی که بیانگر اندیشه و ایده است اما متناسب با ساختار کلمات نیست. دانشگاهیان از طریق زبان ارتباط برقرار می کنند ، با استفاده از نمادهای منظم مانند کلمات و اعداد که معانی خاصی را منتقل می کنند. مغز یک ماده آلی است و فرآیندهای آن سیال ، پویا و منحصر به فرد است. ژنتیک ، تجربیات ، محیط ها و احساسات ترکیبی مشخص را ایجاد می کنند که آگاهی هر فرد را شکل می دهد. همه افراد دارای توانایی ها و استعدادهای ذاتی هستند. ممکن است یک نفر در ریاضیات و دیگری در بیان هنری برتری داشته باشد ، اما هر دو باهوش هستند. کلیشه سازی افراد با توجه به توانایی های دانشگاهی ، محدود کننده و ناعادلانه است. اگر والدین ، ​​جامعه یا سیستمهای آموزشی از توانایی های فرزندان غفلت کنند ، ممکن است فرزندان هرگز از پتانسیل های خود آگاه نشوند. ورای ذهن ما – قدرت خلاق بودن

فرایند خلاق”                                                    

خلاقیت فرایند “تولیدی” و “ارزیابی کننده”  وابداع “ایده های اصلی است که دارای ارزش هستند.” خلاقیت دارای نقاط شروع مختلفی است. مردم آن را برای استفاده از روشهای مختلف مانند آزمایش مرزها یا کاوش در گزینه های جدید استفاده می کنند. برخی از ایده ها به صورت نیمه کامل پدیدار می شوند که در آن چندین مؤلفه برای جلب توجه و توسعه در رقابت هستند. غالباً ، خلاقیت باید با دستورالعمل ها و محدودیت های خاصی مطابقت داشته باشد ، مانند شعر 17 هجایی ، سه خطی ژاپنی ، هایکو، که اصالت را در یک ساختار رسمی می پذیرد. هر عمل خلاق به معنای بازیگری است نه صرف فکر کردن به ایده ها یا تصور کردن. خلاقیت خواستار ارزیابی و داوری صحت و عملی ایده ها و پیشنهادات است. این امر نیاز به آزمایش ، پالایش و توسعه کار شما دارد. یک اثر خلاق به ندرت کامل می شود. شکست ، تأمل و تجدید نظر منجر به باروری می شود.

آموزش جامع

تا اواسط قرن بیستم ، روانشناسان شروع به ترسیم رابطه ذهن ، بدن و احساسات کردند و دهه 1960 جنبش رشد شخصی را به وجود آورد. اخیراً ، دانیل گولمن ، رهبر “روانشناسی مثبت” ، اظهار می دارد که ضریب هوشیِ هوش هیجانی ، به همان اندازه ضریب هوشی اهمیت دارد. ابراز و درک احساسات ، نشان دادن همدلی ، برقراری ارتباط خوب و نشان دادن حساسیت به افراد و موقعیتها یک “مهارتهای نرم” با ارزش بسیار خوبی در روابط و تجارت است.

ما نمی توانیم چالش های قرن بیست و یکم را با ایدئولوژی های آموزشی قرن نوزدهم برطرف کنیم.” 

سیستم های آموزشی که به عقل گرایی متکی هستند ، بر آموزش دانش عینی و استفاده از استدلال قیاسی تمرکز می کنند. روش تربیت طبیعت گرایانه با رشد کل کودک ، تسهیل خودشناسی و پرورش استعدادهای فردی هر دانش آموز ، یک رویکرد جامع را در پیش می گیرد. خلاقیت در این تقاطع اندیشه و احساسات ، هنر و علوم عملا ساکن است. ورای ذهن ما – قدرت خلاق بودن

تخیل ، خلاقیت و نوآوری

شرکتها می توانند با تمرکز روی سه فرآیند مرتبط اما متمایز ، یک فرهنگ سازمانی نوآورانه را توسعه دهند: تخیل ، خلاقیت و نوآوری. تصور کردن، تصور ایده یا آینده ای است که هنوز وجود ندارد. خلاقیت فرایند تولید ایده های ارزشمند است. نوآوری این ایده ها را به واقعیت تبدیل می کند. رهبران خلاق با ساختن محیطی که ایده های جدید در آن شکوفا می شود ، نوآوری را پرورش می دهند. آنها آزادی در معرض خطر و آزمایش را در حالی که سیستم هایی برای سنجش و ارزیابی ایجاد می کنند فراهم می کنند. هر یک از سه نقش استراتژیک رهبری خلاق به سه عمل اصلی منجر می شود:

برای شکوفایی نوآوری ، آن را باید به عنوان یک هدف جدایی ناپذیر کل سازمان و نه به عنوان یک عملکرد جداگانه مشاهده کرد.”

  1. شخصی– از این مفاهیم برای پرورش خلاقیت همه افراد در شرکت خود استفاده کنید:
  • همه افراد دارای پتانسیل خلاق هستند – وقتی کارمندان از هر تیم و سطح یک سازمان احساس می کنند که مدیریت ایده های آنها را می شنود و به سهم آنها ارزش می گذارد ، بیشتر تولید می کنند و بیشتر با کار خود درگیر می شوند.
  • نوآوری فرزند تخیل است – به اعضای تیم اجازه دهید تا خطر کرده و توانایی های بی نظیر خود را کشف کنند. همکاری را تسهیل کنید ، دیدگاه های جدید را ترغیب کنید و اتصالات تازه را تقویت کنید.
  • “همه می توانند یاد بگیرند که خلاق تر باشند – در برنامه های آموزشی که مهارت های خلاقانه و کار تیمی را پرورش می دهند سرمایه گذاری کنید.

نقش یک رهبر خلاق این نیست که همه ایده ها را ارائه دهد: این است که فرهنگی را تربیت کنیم که همه بتوانند ایده های جدید داشته باشند.” 

. “گروه – ایجاد تیم های خلاق بر اساس این اصول:

  • خلاقیت بر اساس تنوع رشد می کند – تیم های خلاق با عملکرد بالا دارای اعضا در سنین مختلف ، پیشینه ها ، جنسیت ها ، قومیت ها و تجربه های متفاوت هستند.
  • خلاقیت عاشق همکاری است – هنگامی که همه با یکدیگر مشارکت می کنند و بر آن متکی هستند ، سطح کار خود را بالا می برند و توانایی های هر عضو را تقویت می کنند.
  • خلاقیت زمان می برد – بگذارید ایده ها از بین بروند ، تکامل و پیشرفت پیدا کنند.

همه ما ظرفیت های طبیعی عمیقی داریم ، اما همه آنها متفاوت است.”

  1. فرهنگی فرهنگ شرکتی که مبتنی بر این ایده ها است ، نوآوری را پشتیبانی می کند:
  • فرهنگ های خلاقانه” انعطاف پذیرهستند – رهبری اقتدارگرای سنتی را به نفع مشارکت و همکاری تیمی کنار بگذارید. روی تعامل و روابط در داخل و خارج از سازمان متمرکز شوید.
  • ” فرهنگ های خلاق در حال پرس و جو هستند – با یک ذهن آزاد گوش دهید ، از آنها پشتیبانی کنید و سایر دیدگاه ها را برای تقویت اعتماد و بهبود تصمیم گیری تشویق کنید.
  • فرهنگ های خلاق به فضاهای خلاقانه نیاز دارند – کارخانه فیزیکی خود را طراحی کنید تا مدل های جدید کار و تعامل را در خود جای دهد.

درباره نویسنده

دکتر سر کن رابینسون ، دکترا ، متخصص شناخته شده بین المللی در زمینه خلاقیت ، نوآوری و منابع انسانی است. وی با سخنرانی   TED Talk  آیا مدارس خلاقیت را می کشند ؟ در 2006 ، بیش از 45 میلیون بازدید به دست آورد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *