چهار ذره بین نوآوری ، ابزاری قدرتمند برای تفکر خلاق - نوشته روون گیبسون

چهار ذره بین نوآوری ، ابزاری قدرتمند برای تفکر خلاق – نوشته روون گیبسون

چهار ذره بین نوآوری ، ابزاری قدرتمند برای تفکر خلاق – نوشته روون گیبسون

روون گیبسون ، نویسنده Innovation to the Core ، کتابچه ای پر از گراف ، تصویرو عکس ارائه می دهد ، در صفحات متعددی سایه های مختلف رنگی را نشان می دهد که  بیانگر آنست که می توانید نحوه مشاهده موارد عادی را هم تغییر دهید. گیبسون سیستم نوآورانه ای را پیشنهاد می کند که شامل مدل های مختلفی از مغز انسان است. او مجموعه ای از ابزارهای گسترده و کاربردی را برای کمک به شما در نوآوری با استفاده از چهار دیدگاه ارائه می دهد: “ارتودوکس های چالش برانگیز” ، “مهار روندها” ، “منابع اعمال نفوذ” و “درک نیازها”. نمونه های وی متعدد و واضح است. سبک و شفافیت – هرچند گاهی اوقات کمی شلوغ است – عناصر طراحی ایده های گیبسون را آسان می کنند. دریافت خلاصه کتاب به افرادی که به دنبال افزایش خلاقیت و توانایی نوآورانه هستند و به خوانندگانی که به دنبال ابزاری برای اشتراک گذاری با کل سازمان خود هستند ، توصیه می شود.

فهرست

  • قبل از رنسانس ، مردم نبوغ خلاق را به نیروهای الهی خارج از حوزه انسانی نسبت می دادند. رنسانس قدرت ذهن فرد را پذیرفت.
  • الگوهای درک شما از جهان را سازمان می دهند. آنها همچنین می توانند تفکر شما را محدود کنند.
  • هر کس می تواند با استفاده از “چهار ذره بین نوآوری” ایده های جدید تولید کند.
  • با استفاده از ذره بینهای “ارتودوکس های چالش برانگیز” برای براندازی عقاید قدیمی ، نوآوری ایجاد کنید.
  • با استفاده از “مهار روند” به عنوان سیگنالهای تغییر آینده ، استراتژیهای جدید را جستجو کنید.
  • ذره بین “منابع اعمال نفوذ” به شما کمک می کند تا با دانش و موادی که قبلاً در اختیار دارید نوآوری کنید.
  • به ذره بینهای «نیازهای درک شده» نگاه کنید تا ببینید مشتریان شما چه چیزی می خواهند و آن را تأمین کنید ، حتی تا زمانی که آنرا ارائه نداده اید باید بدانید چه چیزی را می خواهند.
  • برای نوآوری ، ابتدا مشکل خود را تعریف کنید ، تحقیق کنید و روی آن کار کنید تا زمانی که به مانع بخورید ، استراحت کنید ، بینشی ایجاد کنید ، آن را به یک ایده بزرگ تبدیل کنید و مفهوم جدید خود را آزمایش کنید.
  • برای نوآوری موثرتر ، چهار عدسی را در مقیاس بزرگ و گسترده اعمال کنید.
  • چند تیم توسعه را اختصاص دهید تا از هر ذره بین برای تولید ایده های معنادار و تازه استفاده کنند و یک “نمونه کار از بینش استراتژیک” ایجاد کنند.

خلاصه

ذهن نوآوران

افرادی که در دوره های مختلف تاریخی زندگی می کنند اعتقادات متفاوتی درباره منابع خلاقیت داشتند. فرهنگ های باستان مانند سومری ها معتقد بودند که ایده ها و خلاقیت های جدید نه از اعمال آنها ناشی می شود بلکه به عنوان هدایای خدایان به وجود می آیند.  در دیدگاه یهودیها و مسیحی ها خدا را خالق می دانند و بدعت انسانی ناشی از فیض الهی است. یونانیان اختراعات را از طرف خاندان خدایان – فراتر از قلمرو انسان می دیدند. رومی ها “به یک الهه آموزش” که الهام بخش مردم است معتقد بودند. اما پس از فروپاشی امپراتوری روم ، كلیسای كاتولیك کار را به موعظه كردن ، جزم و سرکوب نفس فردی کاست.

یک مبتکر در همه ما وجود دارد – به معنای واقعی کلمه ، هر کس روی زمین پتانسیل تفکر خلاق را دارد ، زیرا این یک توانایی ذاتی انسانی است.”

همه چیز با رنسانس تغییر کرد ، که ریشه در پیدایش ایالات و شهرها به عنوان کانونهای فرهنگ و نوآوری ، شهرنشینی ، کشف مجدد یادگیری کلاسیک و یک ذهنیت جدید و گسترده دارد. ذهن رنسانس با خوشحالی جهان را کشف کرد. متفکران بزرگ رنسانس مدل هایی را برای چهار ابزار – یا “ذره بینها” ایجاد کردند که با یادگیری دیدن به روش های جدید هنوز هم از نوآوری الهام می گیرند: “ارتودوکس های چالش برانگیز” ، “مهار روندها” ، “منابع اعمال نفوذ” و “درک نیازها”. چهار ذره بین نوآوری ، ابزاری قدرتمند برای تفکر خلاق

الگوهای می توانند کمک یا مانع شوند

با بزرگ شدن مغز ، جهان را به صورت الگوهایی سازمان می دهید. رانندگی اتومبیل برای اولین بار استرس زا است ، اما مهارت درست و خودکار به عنوان راننده در هنگام شناسایی و استفاده از الگوهای مفید به شما می رسد . با این حال ، الگوها همچنین به “ثبات عملکردی” کمک می کنند ، یک حالت غیرعادی وقتی در الگوهای آشنا گیر می کنید و متوجه تغییرات نمی شوید ، به شما آسیب می زند. این برای افراد ، گروه ها و کل شرکت ها اتفاق می افتد. جلوگیری و مقاومت در برابر تغییر طبیعی و رایج است. شرکت ها با تلاش سنگین و تکرار آنچه در گذشته به آن طریق کار می کردند ، مقاومت می کنند و الگوها را به جایی می رسانند تا از تغییرات جلوگیری کنند. برخی افراد حتی از تأمل جدی می ترسند زیرا منجر به اختلال می شود ، اما این باعث نوآوری می شود. شما نمی توانید بدون شکستن رویه های موجود ، یک موفقیت بزرگ داشته باشید. الگوهای قدیمی را مختل کنید و یاد بگیرید که آنها را دوباره ببینید ، به جای این که آنها را مناسب بنامید. برای به کارگیری چهار ذره بین نوآوری ، باید با فکر کردن تغییر کنید. این ابزارها به هرکسی که در راه دیدن ایده ها به روش های جدید کمک کند ، کمک می کند.

ذره بین اول: ارتدکسهای به چالش کشیدن

“ارتدکس” به معنای “باور درست” است. ارتدکسها ایده هایی هستند که تقریباً همه فکر می کنند تصویری دقیق از چگونگی وقایع هستند. ارتودوکس ها مانند الگوهای فردی ، برای کدگذاری در سطح جمعی مفید هستند. آنها فعالیتهای گروهی را سازماندهی می کنند ، هویت مشترک را ارتقا می بخشند و نیاز به تفکر را از بین می برند. مثالهای زیادی در مورد رهبران صنعت وجود دارد که همیشه کارهایی را انجام می دادند که بازارهایشان را برای تازه واردانی که با دید تازه همه چیز را مختل کرده اند ، مختل کنند.

ایده های خلاقانه فقط به صورت خودجوش برای ما پیش نمی آید.(ذهن ما در واقع آنها را از زنجیره ای بی نظیراز  انجمن ها و ارتباطات ، گاهی اوقات در مدت زمان قابل توجهی ایجاد می کند.)

مبتکران با دیدن اینكه واقعاً چه چیزهایی هستند ، ارتدوكسیها را به چالش كشیدند و این مفهوم را رد كردند كه باید در همان حالت باقی بماند و این سؤال را مطرح کرده اند كه آیا می توانند رویكردهای دیگری را ابداع كنند. مایکل دل با توجه به چگونگی فروش شرکتها رایانه ای ، خواست  که خطوط هوایی و چگونگی خدمات را سامان دهد و رولز رویس از فروش موتورهای هواپیما کار را به سمت ارائه قراردادهای خدمات موتور توتال (ClearCare) تغییر داد. این کار اکنون 55٪ از مشاغل این شرکت را تشکیل می دهد.

در حالی که ذهن قرون وسطایی به شدت سرکوب شده بود ، ذهن رنسانس آزاد شد تا زیبایی و شگفتی و اهمیت هر پدیده ممکن را کشف کند.”

وقتی با شخصی روبرو می شوید که اعتقاد عمیقی در مورد صنعت شما داشته باشد یا کسی که می گوید همه کارها همیشه به روشی مشخص انجام شده است ، قدم بگذارید و اوضاع را دوباره بررسی کنید. آیا وضع موجود تنها استراتژی ممکن است؟ چه اتفاقی می افتد اگر محصول خود را به صورت متفاوتی تصور کنید ، مونتاژ کنید ، بفروشید ، سرویس کنید یا به بازار عرضه کنید؟ اگر یک شرکت جدید اخیراً وارد میدان شما شده است و شروع به اخلال در آن کرده است ، از آنها بپرسید که آیا آنها کاری را انجام می دهند که بتوانید خود را با آن انطباق دهید. چه ایده هایی دیوانه وار به نظر می رسند؟ آیا می توانید آنها را اعمال کنید؟ آنچه شرکت شما معتقد است را تجزیه و تحلیل کنید و بپرسید که چه چیزی می تواند تغییر کند.

ذره بین دوم: روند بهره برداری

روند مهار کردن یکی از راههای به چالش کشیدن ارتودوکس های موجود است. لازم نیست آینده نگر باشید یا تصور صریح و روشن از آینده داشته باشید. شما به درک درونی از تغییر نیاز دارید. مبتکران بهتر از اکثر مردم در توجه و رمزگشایی سیگنال های تغییر آینده هستند. امروزه چنین آگاهی بسیار مهم است ، زیرا تغییر با سرعت کورکننده در حال آشکار شدن است. برای آگاهی بیشتر از نیروهایی که می توانند تجارت شما را تغییر دهند ، تمرکز خود را تغییر دهید.

مغز ما با یادگیری و ذخیره الگوهای آشنا برای شناخت و استفاده خودکار انرژی ذهنی را ذخیره می کند.”

بسیاری از مدیران عمدتاً درون سازمانهای خود نگاه می کنند و سعی می کنند فرآیندهای داخلی را بدون سر و صدا انجام دهند. این امر ضروری است ، اما آنها را ناچار می سازد که نیروهای خود را تغییر ندهند. درعوض ، یاد بگیرید که سیگنال ها را بخوانید. به دنیای بزرگتر و تغییر ماهیت تغییر خود توجه کنید. تغییر اکنون “بطور فزاینده غیرخطی ، ناپیوسته و غیرقابل پیش بینی” است. تغییر به خودی خود تغییر می کند و باعث تغییر بیشتر می شود. آینده نه مانند گذشته خواهد بود و نه مانند آنچه بیشتر مردم انتظار دارند. آینده موج های ناپیوستگی را آشکار می کند. تسلط هر شرکت منحصر بفرد کوتاه مدت خواهد بود. نظارت و ترکیب را برای به دست آوردن تصویر استراتژیک از آینده. از یاد نبرید.

بسیاری از مدیران از نوعی تفکر بازتابی که می تواند منجر به اختلال شود ، می ترسند.

دلیلی وجود ندارد چالش ها شرکت شما را از موج تغییر شکل مجدد جهان محافظت کند. اطلاعات لازم برای نوآوری و رقابت را به شما نمی دهند. برای این کار ، شما نیاز به سیستمی برای نظارت بر روندهایی دارید که احتمالاً بر شرکت یا صنعت شما تأثیر می گذارد. رهبران نوآور مرتباً سعی می کنند تصور کنند که روندهای خاص بر سازمانهای آنها چه تاثیری خواهد گذاشت. این مبتکران موج های تغییر را جلوه گر و چشمگیر می می کنند. سعی کنید با تغییر راحت باشید.  در رستوران های جدید غذا بخورید ، با افراد جدید دیدار کنید ، از مکان های جدید بازدید کنید و در مورد فناوری های جدید تحقیق کنید. چهار ذره بین نوآوری ، ابزاری قدرتمند برای تفکر خلاق

ذره بین سوم: منابع انتقال نیرو

همه شرکت ها برای ایجاد محصولات یا خدماتی که دیگران خریداری می کنند از منابع خاصی استفاده می کنند. بنگاه های دوران صنعتی بر اجرای این انتقال از مواد اولیه به کالاهای نهایی کارآمد تأکید دارند ، اما شرکت های مدرن همچنین می خواهند از منابع به صورت خلاقانه ای استفاده کنند. مک دونالد در حال حاضر به طور کامل درگیر همبرگر است. اکنون باید منوی خود را تغییر دهد تا به خریدارانی که می خواهند غذای سالم تر و قهوه خوبی داشته باشند ، برسد.

سعی کنید الگوهای ثابت موجود در شرکت خود و در سراسر صنعت مربوط به شما را شناسایی و به طور سیستماتیک بررسی کنید.”

چنین تغییراتی می تواند از بنیانگذاران شرکت ها شروع شود که تجدید نظر در باره آنچه شرکت هایشان باید انجام دهند را رهبری کنند. رهبران گوگل آن را نه به عنوان موتور جستجو و نه به عنوان شرکتی می دانند که فقط یک کار را انجام می دهد. آنها درک می کنند که چه چیزی متعلق به آنهاست و سازمانشان چه می داند برای اعمال این ذهنیت در شرکت خود ، شایستگی ها و دارایی های خود را بررسی می کنند. شرکت شما چه مهارتهایی دارد؟ چه می داند؟ چه داده ، فناوری یا حق ثبت اختراع در اختیار دارد و چه کار دیگری با آنها می توانید انجام دهید؟ چگونه می توانید از مزایای تغییر بازارها نوآوراستفاده کنید؟

بینش یک درک جدید و نافذ در مورد یک وضعیت یا مشکل است.”

بعضی اوقات جوابها در خصوص تخصصهای موجود تغییر خواهد کرد. کورنینگ فرآیند دستگاه Ribbon Machine خود را برای ساختن لامپ های کم نور توسعه داد و سپس از آن برای ساخت لوله های خلاء رادیویی استفاده کرد. ارزیابی مجدد منابع شما می تواند بازارهای جدیدی را باز کند. کمپانی والت دیزنی با بهره گیری از تخصص خود در زمینه پارکها اقدام به نمایش های برادوی و دیزنی در تورهای یخی کرد .

ذره بین چهارم: درک نیازها

تمرکز خود را با کار کردن تغییر دهید تا نیازهای مشتریان را عمیق تر درک کنید. این به معنای “نوآوری بکمک  بازخوردهای مشتری ” است. تلاش برای فروش آنچه دارید را متوقف کنید. درعوض ، بدانید مشتریان چه می خواهند و آن را ارائه می دهند.

بینش ها الگوهای عادی تفکر را در ذهن ما بازسازی می کنند.”

AG لافلی هنگامی که مدیرعامل شد P&G (Procter & Gamble) را از طریق این نوع تغییربینش راهنمایی کرد. پیش از این ، P&G تلاش خود را برای تولید محصولات جدید از طریق تحقیقات مبتنی بر آزمایشگاه متمرکز کرده بود. میزان موفقیت فروش آن حدود 15٪ تا 20٪ بود. لافلی مانترای جدیدی را برای راهنمایی جهت گیری شرکت معرفی کرد: “مشتری مصرف کننده است.” این مفهوم ، کارمندان P&G را از لابراتوارها به خانه های افراد – به معنای واقعی کلمه – سوق داد. محققان در برنامه “Living It” شرکت کردند و با مشتریان زندگی کردند تا ببینند چطور لباس های خود را شسته و خانه های خود را تمیز می کنند و از این اطلاعات برای شکل دادن محصولات P&G استفاده کردند.  همچنین وب سایت های خود را مجدداً طراحی مجدد کرد ، و آنها را ساده تر و تعاملی تر کرد. این تغییر جامع منجر به افزایش سهم بازار و تعدد مارک های P&G حاکم بر بازار شد.

یک ایده صرفاً ترکیبی از عناصر فکری است که در یک الگوی خاص چیده شده اند.”

طیف وسیعی از رویکردها می تواند به شما در درک بهتر نیازهای مشتری کمک کند. شرکت ها در مورد اینکه آیا گروه های تمرکز را مفید می دانند متفاوت هستند. بعضی اوقات مصرف کنندگان خودشان نمی دانند یک محصول ابتکاری خاص را می خواهند ، تا زمانی که آن را تجربه کنند . خود را جای مشتری قرار دهید. بپرسید چه مشکلی در مورد محصول شما وجود دارد. چه کار نمی کند و آیا ممکن است؟

بهترین روش برای استفاده از روش چهار عدسی بصورت سیستماتیک است.”

شناسایی ناامیدی به معنای یافتن فرصت برای نوآوری است. برخی سرخوردگی ها فردی خواهند بودو ناشی از شناخت گروه ها یا جوامع تحت نظارت نیستند. به عنوان مثال ، بنیانگذاران Curves ، زنجیره ای از مراکز تناسب اندام زنان ، شرکت خود را راه اندازی کردند زیرا بیشتر سالن های بدنسازی مردانه بودند. با پاسخ به نیازها و ترجیحات مناطق یا فرهنگهای خاص می توانید نوآوری کنید. در هند ، مک دونالد مواردی مانند Paneer Wraps را برای مطابقت با سلیقه های محلی معرفی کرد. در ایجاد چنین تغییراتی ، پیشرفت های تکنولوژیکی خود را رها نکنید. همیشه به دنبال راه هایی برای استفاده از پیشرفت های فناوری پیشرفته برای برآورده کردن نیازهای بازاری باشید که از آن راضی نیستید. چهار ذره بین نوآوری ، ابزاری قدرتمند برای تفکر خلاق

الهام ناگهانی

اعتقاد به اینکه ایده های بزرگ به طور ناگهانی در اثر جرقه اشراق و اختراع به وجود می آیند ، یک افسانه است. این طور نیست که ذهن شما آنی کار کند. در عوض ، شما یک الگوی متمایز از ایده های مرتبط را برای یک دوره طولانی ایجاد می کنید. لحظه الهام زمانی فرا می رسد که آخرین قطعه از پازل بعد از اینکه روی تمام عناصر آن کار کردید به جایی می رسد. بینش طبق الگویی که می توانید اعمال کنید درآمد کسب می کند. برای توسعه ایده های جدید ، این هشت مرحله را دنبال کنید:

  1. یک چالش خاص را مشخص کنید – یک مشکل خاص را برای حل انتخاب کنید. آن را دقیقاً تا حد امکان شناسایی کنید؛ به وضوح با تعهد به یافتن راه حل تعریف کنید .
  1. تحقیق در مورد موضوع – آن را به صورت جامع بررسی کنید. ایده هایی را که قبلاً امتحان کرده اید ، مرور کنید.
  1. خود را درگیر مشکل کنید – توماس ادیسون بیش از 3000 ماده رشته ای را هنگام کار روی لامپ آزمایش کرد و تقریباً 50،000 آزمایش را هنگام کار روی باتریهای ذخیره انجام داد.
  1. رسیدن به بن بست – به مشکل خود ادامه دهید تا اینکه احساس کنید در حال فشار به دیوار سنگی هستید.
  1. آروم باشجدا شدن از مشکل – اگر تحقیقات شما متوقف شده است ، استراحت کنید. از چالش خود دور شوید و بگذارید ناخودآگاه خود را به دست بگیرید. تیم ادیسون وعده های غذایی را به اشتراک گذاشتند و آهنگ های خنده دار خواندند. خود ادیسون چرت و پرت های کوتاهی هم هنگام برخورد با دیگران داشت.
  1. بینش روشنی بیایید – چشم اندازی کلاسیک از الهام گرفتن. چشم انداز جدیدی برای حل مشکل بر ای شما حاصل می شود و نحوه مشاهده آن را تغییر می دهد.
  1. بینش را به یک ایده بزرگ مرتبط سازید – بینش نقطه شروع است – جرقه ای از امکان. آن را مورد بررسی ، تغذیه و توسعه قرار دهید. بینش خود را با آنچه قبلاً در مورد این زمینه آموخته اید ترکیب کنید.
  1. ایده جدید را تست کنید و اعتبار دهید – آیا ایده شما واقعاً مؤثر است؟ آن را عملی آزمایش کنید.

بینش اولیه در مقابل ایده های ماندگار

بین بینش اولیه خود و ایده ماندگار تمایز قائل شوید. فرایند هشت مرحله ای می تواند به سرعت اتفاق بیفتد که ذهن تمایزات بین مراحل را محو کند ، اما تفاوت آن اهمیت دارد. جهش یک بینش واقعی و چشمگیر را از تفکر دیگری که ذهن شما را درگیر می کند جدا می کند. یک بینش واقعی باعث تحول بیشتر می شود ، یا گاهی اوقات یک تحول باعث پیشرفت بین المللی بعدی می شود. زنجیره کشف و توسعه را در نظر بگیرید: انفجار اولیه بینش یک فضای جدید را آشکار می کند یا باعث تغییر در الگوهای تفکر شما می شود. این شما را به ایده جدیدی منتقل می کند که لحظه وحی مانند را ایجاد می کند.

برای پیدا کردن فرصت ها برای نوآوری ، ما باید الگوهای تفکر خود را تغییر دهیم.”

بسیاری از شرکت ها در نوآوری سرمایه گذاری می کنند ، در مورد اهمیت آن صحبت می کنند و در نهایت تنها پیشرفت های جزئی یا به روز رسانی های افزایشی تولید می کنند. اکثر رهبران درک بینشی را که توسعه دهندگان باید برای تولید ایده های بزرگ جدید درک کنند ، درک نمی کنند. با این تنگنا اساسی شروع کنید و قدرت بینش خود را بسنجید. گام به گام از سیستم چهار ذره بین استفاده کنید. برای نوآوری موثرتر ، آنها را در مقیاس وسیع و گسترده اعمال کنید.

نوآوران در انتخاب سیگنال ها بهتر نیستندآنها در خواندن آنها بهتر هستند. “

اگر می توانید ، هفته ها یا حتی ماه ها خود را به یک پروژه نوآوری متعهد کنید. در آغاز ، گروهی را انتخاب کنید تا روی چالش نوآوری شما متمرکز شود و حداقل آن را به چهار تیم تقسیم کنید ، یکی برای هر ذره بین. در صورت امکان ، تیم های مختلفی را به هر ذره بین اختصاص دهید. هر تیم برای تولید ایده های تازه و معنادار از ذره بینهای اختصاص داده شده خود استفاده می کند. این جرقه ها را در یک “نمونه کار از بینش های استراتژیک” ترکیب کنید. هنگامی که شما تأکید تیم های خود را از ایجاد جرقه ها و ساختن آنها به ایده های جدید انقلابی تغییر می دهید ، باید تفکر خلاق پیش بیاید. برای کمک به این فرایند ، تیم های خود را سازماندهی مجدد کنید یا افراد بیشتری را اضافه کنید. ایده ها را برای تولید فرآیندی خلاق ترکیب کنید. چهار ذره بین نوآوری ، ابزاری قدرتمند برای تفکر خلاق

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *