استراتژی های برتر بازاریابی دیجیتال برای مشاغل کوچک

استراتژی های برتر بازاریابی دیجیتال برای مشاغل کوچک

استراتژی های برتر بازاریابی دیجیتال بخش مهمی از استراتژی بازاریابی کلی یک کسب و کار است. مهم این است که آیا یک شرکت تجارت آنلاین انجام می دهد یا خیر. در مورد یک شرکت کوچک ، متوسط ​​یا بزرگ نیز صادق است اما مخصوصاً برای یک شرکت کوچک صادقتر است.

بازاریابی مشاغل کوچک برای یک شرکت محلی می تواند بسیاری از روش های تبلیغات محلی آفلاین را شامل شود ، اما برای موفقیت و به حداکثر رساندن فروش در اقتصاد امروز ، باید بخش سالم استراتژی های بازاریابی دیجیتال را شامل شود . یک تجارت کوچک که بیشتر یا تمام کسب و کار خود را بصورت آنلاین انجام می دهد ، باید یک استراتژی بازاریابی دیجیتال را در پیش بگیرد که به کاربران آنلاین کمک کند تا آن را ببینند.

پنج حوزه اصلی بازاریابی آنلاین وجود دارد که مورد علاقه یک تجارت کوچک است. برخی از آنها برای مشاغل محلی و آفلاین از اهمیت بیشتری برخوردار هستند و برخی دیگر در مشاغل آنلاین مؤثرتر هستند. بسیاری از مشاغل در هر پنج حوزه بازاریابی مشاغل کوچک در اینترنت فعالیت می کنند.

استراتژی های برتر بازاریابی دیجیتال برای مشاغل کوچک
استراتژی های برتر بازاریابی دیجیتال

بازاریابی موتور جستجو(به کمک سئوی سایت)

این بخش از بازاریابی برای یک کسب و کار کوچک بسیار مهم است و این امکان را به شما می دهد که با حضور در موتورهای جستجو با شرکت های بزرگتر رقابت کنید. از آنجا که مردم از موتورهای جستجو برای یافتن محصولات بصورت آنلاین و محلی استفاده می کنند ، مهم است که شرکت شما در نتایج جستجوی کلمات مرتبط با آنچه می فروشید ، جایگاه بالایی داشته باشد. شرکت های بازاریابی اینترنتی حرفه ای این سرویس را تحت عنوان بهینه سازی موتور جستجو ارائه می دهند. آنها می توانند اطمینان حاصل کنند که سایت شما هنگام استفاده از موتور جستجو برای افرادی که به دنبال محصول شما هستند قابل رویت است.

سئو در بازاریابی اینترنتی و کسب رتبه در موتورهای جستجو نقش اصلی را بازی می کند. بهینه سازی سایت برای تبلیغات هر کسب و کاری ضروری به نظر می رسد. این روزها صاحبان مشاغل مختلف از کسب و کارهای کوچک خانگی گرفته تا شرکت های بزرگ به دنبال جذب مشتریان از طریق بازاریابی اینترنتی هستند . یکی از مهم ترین ارکان در بازاریابی اینترنتی ساخت سایت مرتبط با کسب وکار مورد نظر و بهینه سازی آن می باشد.آمارها نشان می دهد ، حدود هشتاد درصد از کاربران از طریق موتورهای جستجو خدمات مورد نظر خود را دنبال می کنند . این موتورهای جستجو هستند که تعیین می کنند کدام سایت ها در اولویت قرار گیرند. سئو و بهینه سازی سایت رعایت اصولی است که موجب خواهد گشت تا موتورهای جستجو سایت شما را در رتبه های برتر نمایش دهند. اکثریت کاربران جهت خرید یا بهره مندی از سایر خدمات ، موتور جستجوی گوگل را برمی گزینند. از این رو سئو و بهینه سازی سایت برای هر سایت یا کسب و کار آنلاینی لازم و ضروری است .

استراتژی های برتر بازاریابی دیجیتال برای مشاغل کوچک
استراتژی های برتر بازاریابی دیجیتال

عملکرد سئو در موتور جستجوی گوگل

می توان اینگونه ادعا کرد که ، گوگل قوی ترین موتور جستجو بوده و می تواند تواناترین بازاریاب برای کسب و کار و سایت شما باشد. حال این پرسش مطرح می شود که ، چگونه می توان از این بازاریاب حرفه ای بهره مند شد؟ اولین قدم طراحی یک سایت با در نظر گرفتن تمام نکات مهم در طراحی می باشد. باید به گونه ای عمل کنید که کاربر با کلیک بر روی سایت شما و وارد شدن به آن ، بهانه ای برای ماندن در سایت بیابد و به سرعت آن را ترک نکند. این بهانه می تواند از یک طراحی جذاب گرفته ، خدمات ارزشمند تا یک محتوای مفید و یا هر نکته ای که مخاطبین هدف شما به آن علاقه مند هستند ، باشد. به عنوان مثال ، یک گرافیک حرفه ای و طراحی لوگوی مناسب می تواند در افزایش بازدیدکنندگان سایت شما تاثیری شایان ذکر داشته باشد.هریک از کاربرانی که وارد سایت می شود می تواند یک مشتری بالقوه برای شما محسوب شود. همچنین نقش سئو در بازاریابی اینترنتی زمانی پررنگ تر می شود که شاهد افزایش میزان سود و بازگشت سرمایه خود می باشید. هر لینک از سایت شما در موتور جستجوی گوگل به معنای ورود کاربران به سایت و فرصتی جهت جذب مشتری و افزایش سود می باشد. 

استراتژی های برتر بازاریابی دیجیتال برای مشاغل کوچک
استراتژی های برتر بازاریابی دیجیتال

بازاریابی جستجوی محلی

بازاریابی مبتنی بر موقعیت مکانی شامل بهینه سازی وب سایت برای نتایج جستجو است و حتی عملکرد نقشه های موتور جستجو را نیز یکپارچه می کند. این امر به ویژه در مورد Google صادق است ، جایی كه مشاغل شما می توانند با نقشه و اطلاعات آدرس درج شوند ، و به مشتریان احتمالی آنچه كه برای بازدید از مؤسسه شما نیاز دارند ، می دهد. شماره تلفن و آدرس وب سایت شما نیز قابل ذکر است. خدمات مشتری اغلب برای کمک به شخصی در تصمیم گیری در صورت علاقه به محصول یا خدمات شما در دسترس مشتری قرار می گیرد.

به هر کاری بر روی وب که برای ترویج یک تجارت فیزیکی انجام می‌دهید و به ارتباط حضوری با مشتریان ختم می‌شود، بازاریابی جستجوی محلی می‌گویند. این موضوع برای تجارت‌های کوچک و متوسط واقع در یک مکان (SMB) و برندهای تجاری ملی و زنجیره‌ای مصداق دارد. اگر شرکتی چه از طریق ویترین فروشگاه و یا از طریق ارائه خدمات محلی با مشتریان خود ارتباط مستقیم داشته باشد در زیرمجموعه تجارت‌های محلی قرار می‌گیرد و می‌توان مجموعه‌ای از تکنیک‌ها و مهارت‌ها را برای افزایش قابلیت دیده شدن آن بر روی اینترنت استفاده نمود. این فرایند با عنوان “سئو محلی” یا “بهینه سازی سایت برای موتور جستجوی محلی” شناخته می‌شود. یک سئو محلی خوب فارغ از یک نوع خاص از بازاریابی، بر اساس اطلاعات تجاری شفاف و با استفاده از مجموعه‌ای از روش‌های بازاریابی برای تبدیل برندی ناشناخته به کلمه‌ای محلی و معروف ساخته می‌شود. 

طبق یک مطالعه ، ۴۶٪ از کل جستجوهای Google مربوط به جستجوهای محلی است. اگر می خواهید رتبه اول شغل خود را در جستجوی محلی گوگل ببینید ، باید در مورد ۳ فاکتور کلیدی گوگل در جستجوی محلی  توجه کنید:

  • ۱- ارتباط
  • ۲- فاصله
  • ۳- برجستگی

دانستن خوب و آگاهی از تأثیر آنها در سئوی محلی ، راهی برای به دست آوردن بهترین موقعیت در Google در جستجوی محلی ، با اشاره به آنچه که تجارت شما ارائه می دهد.

استراتژی های برتر بازاریابی دیجیتال برای مشاغل کوچک
استراتژی های برتر بازاریابی دیجیتال

بازاریابی محتوا

این استراتژی حول ارائه اطلاعات مشتری آتی در مورد محصول یا خدمات شما و همچنین به طور کلی اطلاعات است. همه در تلاشند تا بفروشند ، اما آنهایی که می توانند اطلاع دهند ، بیشتر احتمال فروش دارند. افراد سطح خاصی از تخصص را به یک شرکت نسبت می دهند و این اعتماد به نفس مصرف کننده را القا می کند. بازاریابی محتوا در گذشته غالباً با بروشورهای چاپی و کتابهای راهنمای انجام می شد ، اما امروزه این کار را می توان با مقاله و سایر اشکال اطلاعات در وب سایت یک کسب و کار انجام داد.

بازاریابی محتوا یک رویکرد استراتژیک بازاریابی نسبت به تولید و توزیع محتوای ارزشمند است که متناسب و منطبق با کسب‌وکار، مخاطبان مشخص خود را جذب می‌کند. هدف از این کار هدایت مشتری به فرآیند خرید سودآور است. به طور خلاصه به جای سخن گفتن از محصول و خدمت خود، اطلاعاتی را به او انتقال می‌دهد که دانش او را درباره محصول افزایش می‌دهد. ماهیت این شیو‌ه‌ی بازاریابی باوری است که شما به‌عنوان یک کسب‌وکار نسبت به این فرآیند دارید. اگر محتوای منطبق با نیاز مخاطبان و قابل اعتماد را به طور مستمر به آن‌ها انتقال دهید، نهایتاً آن‌ها با خرید و وفاداری به برند، قدردان حمایت‌های دانشی شما خواهند بود.

برای داشتن یک بازاریابی محتوای موفق، به برنامه‌ریزی دقیق نیاز خواهید داشت. هنگام ایجاد محتوا، باید نکات کلیدی زیر را در نظر داشته باشید:

  • محتوا را برای چه کسی ایجاد می‌کنید؟
  • محتوا چه سودی برای مخاطب دارد و کدام مشکل او را قرار است حل کند؟
  • محتوای مورد نظر چگونه منحصربه‌فرد خواهد شد؟
  • محتوا در چه فرمتی تولید می‌شود؟
  • محتوا در کجا توزیع می‌شود؟
  • چگونه ایجاد و انتشار محتواها را برنامه‌ریزی و مدیریت می‌کنید؟
استراتژی های برتر بازاریابی دیجیتال برای مشاغل کوچک
استراتژی های برتر بازاریابی دیجیتال

بازاریابی از طریق رسانه های اجتماعی

این نوع بازاریابی می تواند مشکل باشد. همه در مورد رسانه های اجتماعی صحبت می کنند ، اما واقعیت این است که ادغام رسانه های اجتماعی با مشاغل خود برای شرکت ها دشوار است. نوع رسانه مورد استفاده و همچنین نحوه استفاده از آن به نوع تجارت شما بستگی دارد. برای برخی از شرکت ها که در تماس با مشتریان خود هستند و به آنها خبری می دهند می تواند یک عنصر مهم موفقیت باشد.

کسب و کارهایی مانند رستوران محلی با استفاده از رسانه های اجتماعی موفقیت کسب کرده اند و به مشتریان این امکان را می دهند تا از جدیدترین ویژه ها و موارد جدید در منوی خود مطلع شوند مهمترین جنبه رسانه های اجتماعی استفاده از آن برای تقویت مشتری خود برای دستیابی به تکرار فروش است.

بازاریابی رسانه های اجتماعی (Social Media Marketing) یک روش قدرتمند برای تمام تجارت‌های کوچک و بزرگ به منظور دستیابی به اهداف و افزایش مشتری است.در واقع مشتریان از طریق رسانه‌های اجتماعی برند شما را می‌شناسند و با خدمات شرکت‌تان ارتباط بر قرار می‌کنند.اگر شما مستقیما از طریق صفحات اجتماعی همچون فیس بوک، اینستاگرام، توئیتر و پینترست با مشتریان خود در ارتباط نیستید، یک راه ارتباطی قدرتمند را از دست می‌دهید.

یک بازاریابی قوی در رسانه‌های اجتماعی باعث موفقیت چشمگیر تجارت، شناخت برند و افزایش مشتری و فروش می‌گردد.

پیش از آنکه کمپین‌هایی در بازاریابی رسانه‌های اجتماعی تولید کنید،نقشه و اهداف تجاری خود را تعیین کنید تا بتوانید استراتژی بازاریابی رسانه های اجتماعی خود را بنویسید.تولید یک کمپین بازاریابی رسانه‌های اجتماعی بدون استراتژی معین در ذهن، همچون گردش در یک جنگل بدون نقشه است. شما ممکن است از فضا لذت ببرید، اما در جنگل گم می‌شوید.

هنگامی که می‌خواهید اهداف بازاریابی رسانه‌های اجتماعی را تعریف کنید، این سوالات را از خود بپرسید:

  • شما می‌خواهید از طریق بازاریابی رسانه‌های اجتماعی چه چیزی را بدست آورید؟
  • مخاطب نهایی شما کیست؟
  • چگونه مخاطبان شما از رسانه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند؟
  • شما چه پیامی می‌توانید به مخاطبان‌تان در رسانه‌های اجتماعی ارسال کنید؟
استراتژی های برتر بازاریابی دیجیتال برای مشاغل کوچک
استراتژی های برتر بازاریابی دیجیتال

بازاریابی ایمیلی

این شکل از بازاریابی برای یک تجارت کوچک آنلاین یا آفلاین بسیار مهم است. اساساً بازاریابی از طریق ایمیل در مورد ایجاد لیستی از مشتریان و مشتریان آینده نگر است. این لیست از نام ها و ایمیل ها افرادی هستند که به تجارت شما علاقه مند هستند و شما می دانید که این واقعیت است زیرا آنها خودشان حضور در این لیست را انتخاب کرده اند.

شاید به آنها به روزرسانی های آینده در مورد محصولات و همچنین کوپن ها برای ثبت نام ارائه شود. با افزایش این لیست ، ارزشمندتر می شود. بسیاری از متخصصان بازاریابی این مهم را در درازمدت مهمترین استراتژی بازاریابی مشاغل کوچک در درازمدت می دانند.

اساساً ایمیل مارکتینگ یا بازاریابی ایمیلی هنگامی رخ می‌دهد که یک کسب‌و‌کار جهت ترویجِ محصول یا خدمات خود، پیغامی تجاری با استفاده از پست الکترونیکی (Email) به گروهی از افراد می‌فرستد، اما اگر بخواهم تعریف دقیق‎تر Email Marketing را بیان کنم خواهم گفت به ارسال ایمیل جهت گسترش رابطه با مشتری بالقوه یا مشتری فعلی، ایمیل مارکتینگ گفته می‌شود، این ایمیل‌ها معمولاً محتوای تبلیغاتی، ترویجی، پیشنهادی و … دارند و به منظور کمک به ایجاد وفاداری، اعتماد یا آگاهی از برند ارسال می‌شوند.جایگاه Email Marketing بر اساس اصول و تعاریف بازاریابی یکی از زیرشاخه‌های دیجیتال مارکتینگ است (دیجیتال مارکتینگ خود زیر شاخه‌ای از بازاریابی مستقیم محسوب می‌شود).

ایمیل، ابزاری کاملاً انعطاف پذیر است که می‌تواند طیف گسترده‌ای از محتواها را در خود جای دهد: متن، عکس، ویدئو، لینک، فایل. ایمیل تقریباً با هر پیغامی که بازاریاب بخواهد بفرستد و به هر طریقی که بخواهد آن پیغام را ارسال کند، سازگار است. بنابراین، تعجبی ندارد عده‌ای از بازاریابان خصوصاً در ایران بدون آنکه با ماهیت ایمیل مارکتینگ آشنا باشند، از آن به عنوان ابزاری دمِ‌دستی و فقط صرف انجام دادن نوعی بازاریابی استفاده می‌کنند،

استراتژی های برتر بازاریابی دیجیتال برای مشاغل کوچک
استراتژی های برتر بازاریابی دیجیتال

و در آخر

اگر کسب و کارهای كوچكی دارید ، باید پنج زمینه فوق در بازاریابی دیجیتال را در نظر بگیرید. برنامه ای را تهیه و آن را با سایر تلاش های بازاریابی خود ترکیب کنید. بسته به شغل شما ، برخی از این زمینه های بازاریابی مهمتر و مؤثرتر خواهند بود. در صورت نداشتن نیروی لازم برای رسیدگی به آنها ، به شما كمك می كنیم تا از آن خارج شوید. 

استراتژی های بازاریابی آنلاین که اغلب برون سپاری می شوند ، شامل رسانه های اجتماعی ، موتور جستجو و بازاریابی جستجوی محلی می شوند ، مگر اینکه زمانی برای اختصاص دادن داشته باشید ، ثابت ماندن در تغییر چندگانه هنگام تغییر استراتژی دشوار است. با بازاریابی محتوا و ایمیل می توانید بخش اعظم آن را خودتان انجام دهید ، اما هیچگاه دردسر نیست که از متخصصان برای مشاوره استراتژی بخواهید تا در شروع کار کمک کنند.

6 ویژگی شخصیتی مشاوران عالی

6 ویژگی شخصیتی مشاوران عالی

6 ویژگی شخصیتی مشاوران عالی را برای شما بازگو می کنیم تا ببینید که شما آیا خصوصیات یک مشاور برجسته را دارید؟ ما نگاهی به خصوصیات شخصی مشاورانی می اندازیم که مشاوره موفقیت آمیز داشته اند.

6 ویژگی شخصیتی مشاوران عالی

مطمئناً هیچ کس در هر کاری کامل متولد نشده است – برخی از صفات هست که شما به طور طبیعی از آنها بهره مند می شوید ، و در بعضی از آنها با کمی تمرین و نیت باید پیشرفت کنید.

1. شما فقط کارنمی کنید – شما می آموزید.

بخشی از دلیل وارد شدن به یک کسب و کار ، پر کردن شکاف مهارتی یا دانشی است. به اشتراک گذاشتن تکنیک ها و اصول خود با کارکنان باید بخشی از خدمات شما باشد ، و در هنگام اتمام کار آنها را بهتر از زمان استخدام ، مجهز کنید.

معلم بزرگی بودن همچنین به معنای این است که شما در دراز مدت جایی در قلب آنها داشته باشید و وقتی اولین چالش بزرگ بعدی روی می دهد اولین کسی خواهید بود که آنها به او فکر می کنند.

بنابراین اگر در ارتباطات صمیمی ، صبور و عالی هستید ، این مورد را در اولویت قراردهید.

6 ویژگی شخصیتی مشاوران عالی

2. می توانید اعتماد ایجاد کنید.

ورود به یک کسب و کار به عنوان یک فرد خارجی به این معنی است که اولین کار شما ایجاد روابط خوب کاری مبتنی بر اعتماد است. برای کمک به این اتفاق ، شما باید در مورد نقش خود و آنچه در آن هستید برای رسیدن به هدف ، صریح باشید ، تا مردم بدانند که از شما چه انتظاری داشته باشند.

در ضمن هر توافق نامه ای که انجام دهید و به زمانبندی ها پایبند باشید ، باید ارزش و قابلیت اطمینان خود را نشان دهید. اگر می گویید برای یک جلسه در آنجا حضور خواهید داشت ، مسئولیت پذیری باشید و اعتماد دیگران را از دست ندهید.

افرادی که باز ، سر راست و معاشرتی هستند از این مزیت طبیعی برخوردارند.

6 ویژگی شخصیتی مشاوران عالی

3- روی نفس خود پا می گذارید.

وقتی مشورت می کنید ، همه چیز در مورد مشتری شما است. بله ، شما در شغل خود خارق العاده هستید و می خواهید تصور خوبی ایجاد کنید ، اما وظیفه شما این است که مشکلات تجاری آنها را حل کنید ، و باید از خودپسندی و غرور دور باشید.

بخشی از ماهیت مشاوره رفتن به غالب مشاغل دیگراست بگونه ای که روش های مشخصی برای انجام کارها باید وجود داشته باشد و وضع موجود را به چالش بکشد. همه از این امر قدردانی نخواهند کرد ، و گاهی اوقات در مقابل مقاومت و یا انتقادهایی قرار می گیرید که شما آن را معتبر نمی شناسید. به جای بحث در مورد نظر خود ، هدف خود را در خاطر داشته باشید – مهم حل مشکلات است نه درست یا غلط بودن.

اگر مطمئن هستید ، پوست کلفتی دارید و در جدا کردن عقل از احساس خوب هستید ،بسم الله.

6 ویژگی شخصیتی مشاوران عالی

4. شما سازگار و خلاق هستید .

فکر کنید که برای حل یک چالش شغلی استخدام شده اید – و به نوعی در وسط کار همه چیز کاملاً متفاوت به پایان رسید. اولویت های کسب و کار می توانند با سرعت بیش از حد تغییر کنند و سازگار شوند ، به خصوص در زمینه های پر سرعت مانند فناوری یا رسانه های اجتماعی.

سریع فکر کردن و امکان ارائه ایده های موجود و خلق ایده های جدید در این نوع تنظیمات ارزشمند است. اگر سریع یاد می گیرید و در انتقال مهارتهای خود به سناریوهای مختلف ، می توانید بهتر باشید ، خوب هستید.

خصوصیات شخصیتی ایده آل برای این بخش از نقش شما خلاق ، خودجوش و سرزنده بودن است .

اگر این داشته شما نباشد ، همه چیز از بین نمی رود. خوشبختانه ، حل مسئله خلاق مهارتی است که می توانید یاد بگیرید.

6 ویژگی شخصیتی مشاوران عالی

5- شما گوش می دهید

به نظر می رسد بسیار ساده است ، اما برای گوش دادن خوب باید تلاش واقعی کرد . به عنوان یک مشاور ، قبل از شروع کار خود می توانید مقدار زیادی از اطلاعات جدید را بدست آورید. با کشف ماهیت شغلی که در آن هستید ، چالش هایی که با آن روبرو هستید و سبک ارتباطی که مورد استفاده قرار می گیرد ، همه کار بزرگی که باید انجام دهید گوش دادن است که پایه و اساس مشاوره مؤثر را تشکیل می دهد.

اگر رویکرد شما تمایل به تأمل ، اندیشمندی و با محوریت گوش دادن است، با یک شروع عالی کنار خواهید آمد.

6 ویژگی شخصیتی مشاوران عالی

6. شما سفیر برند خود هستید

وقتی برای شخص دیگری کار می کنید ، راحتتر است که فرهنگ و ساختارهای شرکتی آنها را به خود بگیرید. اما اگر قصد دارید بیش از یک مشتری در طول زندگی خود داشته باشید ، بدون توجه به اینکه فاکتورها را پرداخت می کند ، به شخصیت حرفه ای مستقل نیاز دارید.

یک مشاور خوب دارای برند تجاری خود و دارای اخلاق و رویکردی مستقل است. مواردی مانند آگهی ها ، کارت پستال ها و حتی استیکرها راهی عالی برای بیان کردن هویت برند شما و همچنین بازاریابی برای مشتریان جدید است.

6 ویژگی شخصیتی مشاوران عالی

خود ارتقایی برای یک حرفه موفق مانند مشاوره بسیار مهم است. که بهانه ای مناسب برای طراحی کارت ویزیت بسیار جذاب و جدید است.

6 ویژگی شخصیتی مشاوران عالی.

حل مسئله - 5 ابزار برتر حل مسئله در کسب و کار

حل مسئله – 5 ابزار برتر حل مسئله در کسب و کار

مقدمه

مهارت حل مسئله، اولین مهارت از مهارت های ده گانه زندگی است که منعکس کننده یک رویکرد مثبت نسبت به زندگی و نقطه مقابل درماندگی محسوب می شود.حل مسئله به این معنی است که در برخورد با مشکلاتی که برایمان پیش می آید،به جای فرار کردن از مشکل یا نادیده گرفتن آن، مقابل مشکل بایستیم و آن را به نحو شایسته ای حل کنیم. باور زیر بنایی این مهارت، اعتقاد فرد به توانایی خود در رفع درست مشکلات است.حل مسئله نیز مشابه مهارت تصمیم گیری مستلزم چند فعالیت است. ابتدا باید مشکل را به دقت تعریف کنید ، و سپس راه حل های متفاوت حل مشکل را مطرح کرده و مورد بررسی قرار دهید و در نهایت مناسب ترین و موثرترین راه حل را انتخاب و اجرا کنید.

مسئله بصورت کلی در چهار گام کلی حل می شود.

  1. گام اول – کشف و تعریف مسئله:  اولین گام در حل مسئله، پیدا کردن مسئله‌ی واقعی است. پیش از هر چیز باید مطمئن شد که آیا مسئله‌ی موردنظر واقعاً وجود دارد یا این‌که نشانه‌ای از یک مسئله‌ی بزرگ‌تر و جدی‌تر است؟ آن‌چه در مرحله تعیین مسئله، اهمیت بسیاری دارد این است که مسئله‌ از جهات گوناگون موردبررسی دقیق قرار گیرد تا مسئله‌ی واقعی به‌درستی تعیین و تعریف شود. اغلب اوقات مسئله‌ی اصلی به‌نوعی نمایانگر مجموعه‌ای از مسائل و مشکلات پنهان‌مانده از دید است. 
  2. گام دوم ـ تعیین علل بروز مسئله: معمولاً آن چیزی که از مسئله مشاهده می‌شود تنها نشانه‌های ظاهری از علل بروز مسئله است. برای این کار روش‌های گوناگونی وجود دارد که ازجمله‌ی آن‌ها می‌توان به روش «پنج چرا» و هم‌چنین «تحلیل علت و معلولی استخوان ماهی» اشاره کرد.
  3. گام سوم ـ تعیین راه‌حل‌های مسئله: هیچ مسئله‌ای تنها یک راه‌حل ندارد. برای حل هر مسئله می‌توان راه‌حل‌های گوناگونی تصور کرد و اینجاست که نقش تفکر خلاقانه بسیار کلیدی می‌شود. با کمک تفکر خلاقانه در این مرحله تلاش می‌شود که تا جایی که امکان دارد، تعداد بیش‌تری راه‌حل‌ کشف شود. هرچقدر راه‌حل‌های بیش‌تری برای یک مسئله پیدا شود، احتمال رسیدن به راه‌حل بهینه نیز افزایش می‌یابد. نکته‌ی بسیار مهمی که لازم است در این زمینه به آن توجه شود این است که در خلق راه‌حل‌ها به ‌هیچ محدودیتی توجه نمی‌شود. درواقع هدف از این مرحله آزاد گذاشتن قدرت تخیل و تصور برای خلق انواع راه‌حل‌ها به کمک روش‌های خلاقیت فردی و جمعی است، حتی اگر در ظاهر این راه‌حل عجیب به نظر بیاید.
  4. گام چهارم ـ ارزیابی راه‌حل‌های مختلف مسئله و انتخاب راه‌حل برتر: همان‌طور که گفته شد در مرحله‌ی خلق راه‌حل هیچ محدودیتی در نظر گرفته نمی‌شود، اما درهرحال هر مسئله دارای راه‌حل بهینه‌ای است که باید برای اجراشدن از میان راه‌حل‌های کشف‌شده، انتخاب شود؛ بنابراین لازم است راه‌حل‌های موجود برای حل مسئله مورد ارزیابی قرار گیرند. برای این منظور باید فهرستی از معیارهای ارزیابی تهیه شود و بر اساس آن‌ها راه‌حل‌ها به‌صورت کمی یا کیفی ارزیابی شوند. این معیارهای ارزیابی می‌توانند شامل مواردی چون: قابل‌اجرا بودن، در دسترس بودن فناوری موردنیاز، توجیه‌پذیر بودن ازنظر هزینه‌ای و… باشند. درهرحال راه‌حل برتر از میان راه‌حل‌های موجود انتخاب و سپس به اجرا درمی‌آید. درزمانی که شرایط زمان اجرا مشخص نیست و ممکن است برحسب مورد چند راه‌حل قابل‌اجرا باشد، تلاش می‌شود با ترکیب راه‌حل‌های برتر یا استفاده از تکنیک‌هایی نظیر برنامه‌ریزی سناریو تا حد امکان راه‌حلی مطابق با شرایط دنیای واقعی تهیه و اجرا شود.
حل مسئله - 5 ابزار برتر حل مسئله در کسب و کار

حل مشکلات در محور فعالیت یک کسب و کار است و این ابزارهای حل مسئله به شما کمک می کنند تا یک رویکرد ساختاری و روشمند داشته باشید. اگر صاحب کسب و کار یا مدیر یک سازمان هستید ، حل مشکلات یکی از وظایف اصلی شماست. در حقیقت ، این ممکن است فعالیتی باشد که بیشتر وقت شما را هر روز می گیرد. هر وقت تصمیمی در مورد حرکت شرکت به جلو می گیرید ، به احتمال زیاد تصمیم به دلیل مشکلی که ایجاد شده است گرفته می شود. نیازی به گفتن نیست که جدا کردن وظیفه حل مسئله از وظیفه اداره یک تجارت موفق غیرممکن است. 

متأسفانه حل صحیح مشکلات در بسیاری موارد کار بسیار دشواری است. ممکن است مشکل پیچیده باشد یا ممکن است چندین راه حل مختلف بالقوه را در نظر بگیرید. یا در بعضی موارد ممکن است شما هم مشکل پیچیده داشته باشید و هم راه حل های ممکن زیادی پیش روی خود داشته باشید. وقتی کارها پیچیده تر می شوند و سعی می کنید یک تصمیم مهم برای حل مسئله بگیرید ، داشتن ابزار در دسترس برای استفاده بسیار مفید است.

در این مقاله ، ما می خواهیم پنج مورد از بهترین ابزارهای حل مسئله را در اختیار صاحبان مشاغل و مدیران قرار دهیم. پس از فهمیدن چگونگی استفاده از این ابزارها و اینکه چرا آنها می توانند موثر باشند ، می توانید به دنبال فرصت هایی برای اجرای آنها در برنامه های دنیای واقعی باشید.

در زیر مطالبی وجود دارد که هر یک از پنج ابزار حل مسئله را معرفی کرده ایم. اگر مطمئن نیستید که کدام یک از این ابزارها بهترین راه حل برای نیازهای شما خواهد بود ، ما در پایان مقاله به شما کمک می کنیم.

مدل حل مسئله شش مرحله ای

اگر دنبال راه حل ساده هستید ، مدل حل مسئله شش مرحله ای مکان خوبی برای شروع است. اینها همه در مورد اصول حل مسئله است – هر یک از شش قدم شما را کمی به نتیجه مثبت نزدیک می کند. این مدل ممکن است به اندازه کافی برای نیازهای شما پیچیده نباشد ، اما ممکن است تعجب کنید که چقدر این تکنیک قادر به انجام کار است.

برای اینکه درک بهتری از نحوه عملکرد مدل حل مسئله شش مرحله ای داشته باشید ، بیایید به سرعت هر یک از شش مرحله را طی کنیم.

    1. مشکل را تعریف کنید. بدیهی است ، اگر نمی دانید مشکلی که می خواهید حل کنید چیست ، خیلی جلو نخواهید رفت. در اولین مرحله برای درک مشکل در یک سطح عمیق مدتی وقت بگذارید تا بعداً بتوانید اقدامات منطقی انجام دهید.وقتی مشکلی برایمان پیش می آید، دچار نگرانی و سردرگمی می شویم.درچنین حالتی نمی توانیم خوب فکر کنیم ، پس اولین کاری که باید انجام دهیم ، این است که آرامش خود را حفظ کنیم و اجازه ندهیم افکار مخرب و سرزنش کننده ای چون:« من آدم بی عرضه، تنبل وبد شانسی هستم، همیشه مشکلات برای من پیش می آید ، من نمی توانم آن را حل کنم ، هر چه بلاست سر من نازل می شود و ..»به سراغ ما بیاید.
    2. علت اصلی را تعیین کنید. این یک مرحله مهم است که غالباً وقتی افراد یا تیم ها سعی در حل مشکلات دارند ، از دست می دهند. این چه چیزی است که باعث می شود در این شرایط مشکل پیدا کنید؟ آیا فقط یک دلیل اصلی وجود دارد یا اینکه ترکیبی از موضوعات منفی است؟برای حل یک مشکل ابتدا باید بدانیم که این مشکل دقیقا چیست. ۳ سوال به تعریف مشکل کمک می کند:
      الف) مشکل چیست ؟ب) مشکل از چه زمانی (یا کجا) ایجاد شده است ؟ج) چه چیزی یا چه کسانی در ایجاد مشکل یاگسترش آن دخالت دارند؟
    3. راه حل های ممکن را توسعه دهید. در این مرحله ، شما در حال تلاش برای یافتن جواب تنها برای مشکل نیستید – درعوض ، شما در حال تلاش برای یافتن همه پاسخ های ممکن هستید. هر چیزی که فکر می کنید ممکن است در حل این مسئله به شما کمک کند باید در این مرحله روی میز باشد.پس از آن که مشکل را به طور دقیق و روشن تعریف کردید ، باید خوب فکر کنید و تمام راه حل های ممکن را برای حل مشکل مورد نظر فهرست کنید. هر چقدر بتوانید راه حل های بیشتری برای حل مشکل خود پیدا کنید، در حل مشکلات موفق تر خواهید بود .
      یک روش خوب برای پیدا کردن راه حل های مختلف برای حل یک مشکل، استفاده از تکنیک « بارش فکری » است؛یعنی تمام راه حل هایی که به ذهنتان می رسد،چه خوب و چه بد،را یادداشت کنید . روش دیگر، مشورت با افراد آگاه و مورد اعتماد است.
    4. یک راه حل را انتخاب کنید. اکنون که لیستی از راه حل های احتمالی را در نظر گرفته اید ، می توانید آنها را مرتب کنید و راهی را انتخاب کنید که فکر می کنید مسئله را برطرف می کند.تعریف مشکل و یادداشت کردن راه حل های احتمالی آن به ما کمک می کند تا بتوانیم از بین راه حل های فهرست شده، بهترین راه حل که کمترین هزینه و بیشترین فایده را داشته باشد و در عین حال مطابق ارزش های ما باشد و نیز عملی و کاربردی باشد را انتخاب کنیم.
    5. راه حل را پیاده سازی کنید. با انتخاب شما ، اکنون زمان آن رسیده است که آن انتخاب را عملی کنید و ببینید چه اتفاقی می افتد. البته ، اجرا خود می تواند یک فرایند پیچیده باشد که ممکن است به روشها و ابزارهای خاص خود برای موفقیت آمیز نیاز داشته باشد.برای اجرای درست راه حل انتخابی ، به طور دقیق مشخص کنید که چه چیزهایی ، چه کاری ، کجا ، چه موقع وتوسط چه کسی باید انجام شود و چه موادی لازم است. اگر این مسائل رعایت نشود، اجرای برنامه با مشکل مواجه می شود.
    6. نتیجه را ارزیابی کنید. این مهم است. هنگامی که شما یک راه حل را پیاده سازی کنید ، باید آن راه حل را دنبال کنید تا مطمئن شوید که در واقع کار کرده است. اگر اینگونه نباشد ، ممکن است لازم باشد که به عقب برگردید و یکی از راه حلهای احتمالی دیگر خود را که در مرحله سوم مشخص شد ، در نظر بگیرید.پس از اجرای راه حل انتخاب شده ، باید ارزیابی شود آیا راه حل مورد نظر مؤثر و رضایت بخش بوده یا خیر . اگر موثر نبوده باید دید در کجا اشکال وجود داشته است .در تعریف مشکل یا در انتخاب بهترین راه حل یا در اجرای آن؟!
    حل مسئله - 5 ابزار برتر حل مسئله در کسب و کار

    هیچ چیز به خصوص و پیچیده ای درباره روش حل مسئله شش مرحله ای وجود ندارد ، اما این دقیقاً همان چیزی است که آن را بسیار مؤثر می کند. برای هر مرحله وقت بگذارید ، در صورت لزوم به دنبال همکاری باشید و به این مدل اعتماد کنید تا شما را به سمت انتخاب عاقلانه سوق دهد.

    تکنیک شکستن مسئله یا The Drill Down Technique

    احتمالاً می توانید از نام این روش حل مسئله تقریباً آنچه در بر می گیرد را حدس بزنید. اصطلاح “شکستن مسئله” اغلب در تجارت مورد استفاده قرار می گیرد تا فرآیندی را که از اجزای بزرگتر به قطعات کوچکتر شکسته می شود ، را برجسته کند. این دقیقاً همان اتفاقی است که در تکنیک Drill Down حل مسئله رخ می دهد. هنگامی که شما با یک مشکل بزرگ و پیچیده همراه با نتایج احتمالی قابل توجه روبرو هستید ، یکی از بهترین کارهایی که می توانید انجام دهید اینست که مشکل را به اجزای مختلف آن تا زمانی که آن را حل نکرده اید تکه تکه کنید.

    حل مسئله - 5 ابزار برتر حل مسئله در کسب و کار

    برای استفاده موفقیت آمیز از روش مته ، شما نیاز به برنامه ریزی دارید. شما می توانید از طریق این فرآیند یا بر روی رایانه خود و یا با یک قلم و کاغذ کار کنید ، انتخاب کنید که انتخاب شما مطابقت دارد. برای شروع ، مشکل را با حروف بزرگ در بالای صفحه بنویسید. سعی کنید مشکل را فقط به یک کلمه یا یک عبارت کوتاه خلاصه کنید ، حتی اگر ذاتا پیچیده باشد. این نقطه شروع شما خواهد بود و بقیه مراحل خرد کردن از اینجا شروع می شود.

    در این مرحله ، باید مشکل را به تکه های کوچکتر تقسیم کرد. سعی کنید مشکل را به سه تا پنج موضوع کوچکتر تقسیم کنید. شما می خواهید با تقسیم مشکلات ، لایه به لایه ، “خرد کردن” مشکل را ادامه دهید ، تا زمانی که احساس کنید امکان جلوتر رفتن از این امکان وجود ندارد.

    حل مسئله - 5 ابزار برتر حل مسئله در کسب و کار

    این روش یک روش عالی برای کشف ماهیت پیچیده اکثر مشکلات تجاری است. معمول نیست که یک مشکل تجاری در سازمان کنار گذاشته شود – بیشتر اوقات ، این مشکل موضوعات کوچکتر ساخته شده است. این دقیقاً همان چیزی است که شما با استفاده از تکنیک مته سعی در حل کردن آن دارید. به کل نمودارهای ایجاد شده نگاه کنید و بدانید که کدام یک از “مشکلات فرعی” احتمالاً مقصر این مشکل بزرگ است. پس از شناسایی موارد سطح پایین که ایجاد مشکل می کند ، می توانید در صورت لزوم روی اصلاح آنها کار کنید.

    مدل چهار قاب The Four Frame Model

    مدل چهار فریمی مفهومی است که هر سازمان مشخصی را به چهار چهار چوب تقسیم می کند – با هدف درک بهتر این سازمان ها هنگام تقسیم آنها. سازمانها نهادهای بسیار پیچیده ای هستند ، که تعداد بسیار زیادی شخصیت ، انگیزه ، قابلیت ، محدودیت و موارد دیگر در آن نقش دارند. اگر می خواهید از سازمان خود بیشترین بهره را ببرید ، باید آن را تا حد امکان پیچیده درک کنید. در حالی که ابزارهای بسیاری برای این منظور وجود دارند ، مدل چهار فریم یکی از ژرف ترین و یکی از موفق ترین ها است.

    حل مسئله - 5 ابزار برتر حل مسئله در کسب و کار

    این چهار قاب چیست؟ بیایید نگاهی گذرا به آنها در زیر ، همراه با توضیحات بیندازیم.

    • سازمان اصلی کار شما چهارچوب ساختاری است. این سیستمهایی هستند که برای اجرای مشاغل ، سلسله مراتب افراد درون شرکت و موارد دیگر استفاده می شوند.
    • منابع انسانی. افرادی که سازمان شما را تشکیل می دهند بسیار مهم هستند – در واقع ، آنها مهمترین دارایی شما هستند. آیا کارکنان شما به خوبی مراقبت می شوند؟ آیا آنها از کار خود راضی هستند و به چالش کشیده شده اند که هر روز تمام تلاش خود را انجام دهند؟ بسیاری از مشکلات در شرایطی که چارچوب منابع انسانی به درستی کار نکند ممکن است بوجود آید.
    • شما نمی توانید سیاست را به طور کامل از سازمان خود دور نگه دارید ، زیرا این نتیجه طبیعی کار افراد مختلف برای رسیدن به همان هدف است. با این وجود ، مهم است که فضای سیاسی را تا حد ممکن سالم نگه دارید.
    • چگونه سازمان به عنوان یک کل ، به عنوان موجودیت خود ، کار می کند؟ بالاتر از سطح افراد ، سازمان در چه دوره های کوتاه مدت و بلند مدت حرکت می کند. این قاب نهایی کمی انتزاعی اما مهم است.

    حل مسئله هشت مرحله ای

    هر زمان که یک ابزار یا فرآیند حل مسئله توسط یکی از بزرگترین شرکتهای جهان تهیه شده باشد ، مطمئناً شایسته نگاه دقیق تری است. این مورد در اینجا فرآیند حل مسئله هشت مرحله ای است ، که توسط فورد تهیه و استفاده شده است. همانطور که مطمئناً آگاه هستید ، فورد جزو خودروسازان برتر جهان است و این روند در موفقیتی که در طی سالها از آن برخوردار بوده اند ، نقش داشته است. 

    در سال ۱۹۸۷ شرکت فورد فرآیند هشت گام حل مسئله را در دستور العمل خود با نام «حل مسئله به صورت تیمی» ابداع نمود. در اواسط دهه ۱۹۹۰ نیز فورد اصل دیگری به نام گام صفر که برنامه ریزی فرآیندها بود را به این گامها اضافه کرد. این تکنیک امروزه استاندارد جهانی فورد یا هشت گام حل مسئله نامیده می شود.فورد این فرآیند را به منظور کمک به تیم ها در کنترل کیفیت و مسائل ایمنی، در پیدا کردن راه حل های دائمی و مناسب برای مسائل و نیز جلوگیری از تکرار آنها ایجاد کرد. حتی اگر شما یک سازمان را به طور قابل توجهی کوچکتر از فورد صاحب باشید یا مدیریت کنید ، باز هم می توانید از کاربرد مناسب این روند بهره مند شوید.

    این تکنیک زمانی بیشترین کارکرد را دارد که به صورت تیمی و با شناخت صحیح مسئله، به حل آنها پرداخته شود. با این حال می توان آن را به صورت فردی نیز انجام داد.

    حل مسئله - 5 ابزار برتر حل مسئله در کسب و کار

    اگر می خواهید یک مشکل بزرگ را در درون سازمان خود حل کنید ، باید یک برنامه و یک فرآیند داشته باشید. این هشت مرحله همین موضوع را به شما می دهند. آنها به شرح زیر هستند:

    • برنامه ریزی کنید – گام صفر- قبل از این که برای حل مسئله تیمی را تشکیل دهید، نیاز به برنامه ریزی دارید. یعنی باید نسبت به این که اعضای تیم چه کسانی باشند، چه مدت زمان و مقدار منابع برای حل مسئله نیاز است، فکر کنید. نیازمندی های مهم تا رسیدن به نتیجه را در نظر بگیرید.
    • تیم را بسازید. اعضای تیم باید کسانی باشند که از توانایی، زمان و انرژی کافی برای فرآیند حل مسئله برخوردار باشند. به یاد داشته باشید، احتمال این که تیم متنوع نسبت به تیمی یک دست، راه حلهای خلاقانه بیشتر و بهتری ارائه کنند، زیاد است. (البته ممکن است در تیم متنوع، دیدگاه ها مختلف یا متضاد باشد و اعضای تیم زمان زیادی را صرف جمع بندی اختلاف نظرها کنند و یا حتی به راه حل مشخصی نرسند). با ایجاد چارت تیم، می توانید اهداف و نقش های هریک از افراد را مشخص کنید. سپس تلاش کنید با ایجاد اعتماد در تیم، افراد را در فرآیند حل مسائل درگیر کنید. اگر اعضای تیم شما متشکل از افراد حرفه ای باشد که با همدیگر سابقه همکاری نداشته اند، ابتدا اقدامات مربوط به تشکیل تیم را انجام دهید تا افراد با یکدیگر بتوانند راحت تر کار کنند.
    • مشکل را توضیح دهید. زمانی که تیم مورد نظر تشکیل شد، مسئله را با جزئیات شرح دهید. پنج سوال مشهور (شامل موارد؛ چه کسی، چه چیزی، چه زمانی، کجا و چگونه) را مشخص کنید. از تکنیک هایی مانند فرآیند تعریف مسئله استفاده کنید تا از صحت توجه دقیق به مسائل نیز اطمینان حاصل شود. سپس ابتدا از مرحله تحلیل ریسک شروع کنید. یعنی اگر مسئله مورد نظر شرایطی دارد که مثلا باعث بروز خطر سلامتی شده یا زندگی فردی را تهدید می کند، باید قبل از حل اقدام مناسبی انجام شود (ممکن است مجبور شوید تا زمانی که این مشکل حل نشود افراد را از انجام فرآیند بازدارید). ریشه یابی مسئله نیز در انتهای این فرآیند آورده می شود. بنابراین نباید زمان زیادی را صرف این موضوع کنید. در این مرحله باید هدف شما بررسی این باشد که چه چیزی نادرست پیش می رود و از درک کامل اعضا نسبت به موضوع اطمینان حاصل کنید.
    • راه حل موقت را اجرا کنید. زمانی که تیم، مسئله را شناسایی کند، می توان آن را به صورت موقت حل کرد. این مرحله به ویژه زمانی اهمیت پیدا می کند که مشکل بر مشتریان تاثیر گذار بوده و باعث کاهش کیفیت کالا یا آهسته تر شدن فرآیند کار شود. سعی کنید از دانش همه اعضای تیم استفاده کنید. برای بهره گیری از ایده های جدید همه اعضای تیم می توانید از طوفان فکری یا روش دلفی استفاده کنید. زمانی که گروه راه حل های موقت را ارائه دهد، مسائلی چون هزینه، زمان اجرا و تاثیرات آن را بررسی کنید. راه حل کوتاه مدت باید سریع و راحت بوده و ارزش پیاده سازی را داشته باشد.
    • علت اصلی را شناسایی کرده و از بین ببرید. زمانی که راه حل موقتی اجرا شود، نوبت به حل ریشه ای مسئله می رسد. می توانید از تحلیل اثر و علت، برای شناسایی علل مربوط به رخ دادن مسئله استفاده کنید. این ابزار به شما کمک می کند که دلایل احتمالی رخ دادن آن را بیابید و حتی مسائل دیگری که از آن آگاه نبودید، برایتان مشخص گردد. در مرحله بعد می توانید از تحلیل های ریشه ای علت برای یافتن ریشه مسائلی که شناسایی کرده اید استفاده کنید. زمانی که منبع مساله به درستی مشخص گردید، چند راه حل دائمی را ارائه دهید.
    • تائید راه حل.در این گام تیم به دنبال راه حل دائمی و مناسب می باشد. البته قبل از پیاده سازی آن، باید به طور دقیق آزمایش شود. چون هم نباید باعث مشکل جدیدی شود. همینکه از نظر سایرین هم، این مسئله حل شده باشد و تاثیرات منفی جانبی نداشته باشد. برای این منظور می‌توان از روش شش کلاه فکری استفاده کرد و حل مسئله را از جنبه های مختلف بررسی نمود.
    • راه حل دائمی را پیاده کنید.هنگامی که تیم در راه حل نهایی به اجماع رسید، طبق برنامه به حل مسئله بپردازید. البته باید راه حل جدید را زیر نظر بگیرید تا از صحت آن و این که واقعا مشکل را حل کرده، اطمینان حاصل کنید. همچنین راهکارهای پیاده سازی این راه حل را معین و از انجام صحیح آنها اطمینان حاصل کنید.
    • از تکرار مشکل جلوگیری کنید.وقتی که از راه حل دائمی برای حل مسئله مطمئن شدید، تیم را دوباره جمع کنید و نسبت به شناسایی این که چگونه می توان از تکرار دوباره مسئله و مشکلات آن جلوگیری کرد، اقدام کنید. ممکن است نیاز باشد که استانداردهای کسب و کار، سیاست ها، رویه ها و یا دستورالعمل های کسب و کار یا شرکت به روز گردد. همچنین ممکن است که به آموزش بعضی افراد برای این استانداردها احتیاج باشد. حتی ممکن است برای پیشگیری از تکرار مسائل، تغییر اصول و رویه های های مدیریت هم نیاز باشد. دقت داشته باشید سهل انگاری در این گام باعث پیش آمد دوباره مشکلات خواهد شد.
    • موفقیت تیم را جشن بگیرید.آخرین مرحله این تکنیک، گرفتن جشن پیروزی و  دادن پاداش برای موفقیت تیم است. با تشکر از تلاشهای افراد تیم قدردانی کنید و نشان دهید که متوجه تلاش آنها، بوده اید.

    از بسیاری جهات ، این یک نسخه پیچیده تر و دقیق تر از مدل حل مسئله شش مرحله ای است که در ابتدای این مقاله درباره آن صحبت کردیم. احتمالاً لازم نیست که برای هر مشکلی که با آن روبرو هستید ، به کل این فرآیند دست بزنید ، اما این می تواند انتخاب خوبی برای موضوعات اصلی سازمان شما باشد.

    چارچوب Cynefin

    Cynefin واژه‌ای ولزی به معنای «جا» و «زیستگاه» است که می‌تواند برای توضیح عناصر وضعیتی که در آن قرار داریم و تاریخچه‌ی شخصی‌مان که افکار و تصمیم‌گیری‌های ما را-بدون اینکه از آنها آگاه باشیم-تحت تأثیر قرار می‌دهند، نیز به کار برود.

    چارچوب Cynefin به جای اینکه برنامه حل مسأله را برای شما فراهم کند ، همانطور که در مورد سایر ابزارها وجود دارد ، به شما کمک می کند تا بفهمید که در وهله اول چگونه باید در مورد یک مشکل فکر کنید. از بسیاری جهات ، این چارچوب یک سطح بالاتر از سایر فرآیندهای حل مسئله است. از نظر تئوری می توانید از چارچوب Cynefin استفاده کنید تا بفهمید که چگونه باید با یک مشکل برخورد کنید ، و در این صورت می توانید به روش دیگری برای حل مسئله بروید اگر تصمیم دارید به دنبال یافتن راه حل باشید.

    حل مسئله - 5 ابزار برتر حل مسئله در کسب و کار

    دیوید جی اسنودن (David J. Snowden) از این کلمه برای توضیح چارچوبی که در سال ۱۹۹۹ و بر اساس مفاهیم مدیریت دانش و استراتژی سازمانی توسعه‌ داده بود، استفاده کرده است. او همراه با همکار خود مری بونه (Mary Boone) این چارچوب را در سال ۲۰۰۷ در مجله‌ی کسب‌وکار هاروارد (Harvard Business Review) به‌ چاپ رساند. چارچوب Cynefin ابزاری برای حل مسئله است که به شما کمک می‌کند تا وضعیت را در پنج دامنه که با توجه به روابط علت‌و‌معلولی تعریف شده‌اند، قرار دهید. این چارچوب به شما کمک می‌کند تا وضعیت‌تان را دقیق‌تر ارزیابی کنید و به آن پاسخ‌های مناسب بدهید.

    این چارچوب به شما کمک می کند تا مشکلات را به یکی از پنج زمینه زیر منتقل کنید. آن متن ها در زیر ذکر شده است –

    1. زمینه‌ی آشکار: «دامنه‌ی بهترین عمل»مشکلات در اینجا به صورت خود توضیح است و اینها ساده ترین مشکلات برای حل هستند.معمولا در اینجا گام‌های واضحی وجود دارند که مرحله‌ی بعدی فرایند را برای ما مشخص می‌کنند. برای مثال مشکلاتی که مرکز خدمات با آنها روبه‌رو است معمولا قابل پیش‌بینی هستند و فرایند‌های آماده‌ای برای مقابله با بیشتر آنها وجود دارد.اسنودن معتقد است که شما باید در مورد تصمیمات آشکار، رویکرد «فهمیدن – دسته‌بندی – پاسخ» را به کار ببرید. به بیان ساده، شما باید وضعیت را بررسی کنید، نوع آن‌ را دسته‌بندی کنید و سپس با توجه به اینکه بهترین عمل چیست به آن پاسخ بدهید. معمولا یک پاسخ «درست» و مبتنی بر فرایند یا روندی از پیش موجود، در دسترس است.اما این خطر وجود دارد که زمینه‌ی آشکار، بیش از حد ساده در نظر گرفته شود. این اتفاق معمولا زمانی می‌افتد که رهبران یا کل سازمان موفقیتی را تجربه کرده‌اند و مغرور شده‌اند. برای جلوگیری از این اتفاق اطمینان حاصل کنید که کانال‌های ارتباطی روشنی وجود دارند و اعضای تیم می‌توانند تا هر وضعیتی را که با دسته‌بندی‌های پیشین هماهنگ نیست، گزارش دهند.چالش دیگری که در اینجا وجود دارد این است که رهبران ممکن است به‌خاطر تجارب و موفقیت‌های پیشین حاضر به پذیرش ایده‌های جدید نباشند. برای مثال ممکن است که بعضی از افراد اینگونه فرض کنند که وضعیت‌های پیشین می‌توانند دوباره به‌خوبی کار کنند. برای غلبه بر این مشکل، پذیرای ایده‌های جدید باشید و برای دنبال کردن ایده‌های جدید اشتیاق داشته باشید.
    2. زمینه‌ی پیچیده: «دامنه‌ی متخصصین»بسیاری از مشکلات بسیار دشوار شما در یک زمینه پیچیده قرار می گیرند ، که معمولاً به شما کمک می کند تا از طریق سازمان کمک بگیرید تا بتوانید یک راه حل پیدا کنید.ممکن است که مسائل «پیچیده» چندین راه‌حل «درست» داشته باشند. در اینجا روابط علت‌ومعلولی روشنی وجود دارد که ممکن است برای همه قابل مشاهده نباشد، چرا که مسئله پیچیده است. برای مثال ممکن است نشانه‌های زیادی از یک مشکل را ببینید، اما ندانید که چگونه آن را حل کنید.در اینجا رویکرد تصمیم‌گیری به‌صورت «فهمیدن – تجزیه‌وتحلیل – پاسخ » است. به بیان دیگر شما باید وضعیت را ارزیابی، دانسته‌ها را تجزیه‌وتحلیل (معمولا با کمک متخصصین) و برای بهترین پاسخ تصمیم‌گیری کنید.ممکن است که رهبران در وضعیت‌های پیچیده اتکای بیش از حدی به متخصصان داشته باشند و این باعث شود که از راه‌‌حل‌های خلاقانه‌ی افراد دیگر غافل شوند و به آنها توجه نکنند. برای غلبه بر این مشکل، تیمی متشکل از افرادی با پس‌زمینه‌های مختلف جمع‌آوری کنید (که شامل مخالفان نیز باشد) و از ابزاری مانند روش یادداشت نویسی کرافورد استفاده کنید تا مطمئن شوید که دیدگاه‌های همه‌ی افراد شنیده شده است.
    3. زمینه‌ی بغرنج: «دامنه‌ی اضطراری»مشکلی که پیچیده تلقی می شود ، امروز نمی تواند حل شود. در عوض ، ممکن است نیاز باشد که به سادگی روی رادار خود بمانید تا زمانی که یک راه حل مناسب در دسترس قرار گیرد.در وضعیت بغرنج ممکن است که تشخیص راه‌حل «درست» یا پیدا کردن رابط علت‌ومعلولی، غیرممکن باشد. اسنودن و بونه معتقدند که بسیاری از وضعیت‌های کسب‌وکار در این دسته‌بندی جای می‌گیرند.وضعیت بغرنج معمولا غیرقابل پیش‌بینی است و بهترین رویکرد در اینجا «کاوش – فهمیدن – پاسخ» است. معمولا بهتر است تا به جای تلاش برای کنترل وضعیت یا پافشاری بر یک برنامه‌ی عمل، صبور باشیم، به‌دنبال الگوها بگردیم و تلاش کنیم تا راه‌حلی سر برآورد.در چنین مواقعی هدایت تجربه‌های کسب‌وکار و پذیرش اینکه شکست بخشی از فرایند یادگیری است، می‌تواند سودمند باشد. اطمینان حاصل کنید که فرایندهایی را برای هدایت تفکر تیم‌تان درنظر گرفته‌اید، حتی مجموعه‌ی بسیار ساده‌ای از قوانین، در مقایسه با زمانی که هیچ قانونی وجود ندارد، می‌تواند به راه‌حل بهتری منجر شود.در اینجا ارتباطات نیز بسیار مهم است. مجموعه‌ای از افراد متنوع را برای تحقق نوآوری و رسیدن به راه‌‌حل‌های خلاقانه برای مسائل پیچیده، گردهم آورید و برای تضمین ایده‌های جدید و تشویق تیم‌تان برای بحث بر سر امکانات جدید، از تکنیک‌های افزایش خلاقیت مانند طوفان‌ فکری استفاده کنید.
    4. زمینه‌ی آشفته: دامنه‌ی پاسخ‌های سریع: اینها مشکلاتی هستند که در حال حاضر نمی توانید درک کنید ، اما به هر حال باید آنها را حل کنید. معمولاً بهترین شرط پیاده سازی یک راه حل موقتند تا زمانی که مشکل بیشتری مورد بررسی قرار گیرد.در وضعیت «آشفته» میان علت‌ومعلول هیچ ارتباطی وجود ندارد، در نتیجه هدف اولیه‌ی شما این است که نظم و پایداری را برقرار کنید. معمولا بحران و سر برآوردن سناریو‌ها در این ناحیه اتفاق می‌افتند.رویکرد تصمیم‌گیری در این ناحیه عبارت است از «عمل – فهمیدن – پاسخ». برای ارجاع دادن به مسائلی که بیشترین فشار را وارد می‌کنند، لازم است تا به‌شکلی قاطعانه عمل کنید. درصورت وجود یا عدم وجود پایداری، برای فهمیدن تلاش کنید و سپس تصمیمی بگیرید که وضعیت را از حالت آشوب به پیچیدگی ببرد.برای هدایت موفقیت‌آمیز یک وضعیت آشفته، مدیریت ریسک را انجام دهید تا خطرات ممکن را مشخص و بتوانید آنها را اولویت بندی کنید تا مطمئن شوید که یک برنامه‌ی مدیریت بحران همه جانبه را در اختیار دارید. در این شرایط، آماده شدن برای تمامی وضعیت‌ها‌ غیرممکن است، اما معمولا برنامه‌ریزی برای خطرهای قابل تشخیص، میتواند کمک‌کننده باشد.اطلاعات قابل اعتماد در وضعیت‌های نامطمئن و آشفته بسیار مهم هستند، در نتیجه مطمئن شوید که می‌دانید چگونه در بحران ارتباط داشته باشید.
    5. اختلال: زمینه نهایی ما چندان لذت بخش نیست ، زیرا شما مشکل را نمی فهمید و حتی مسئله را فوراً تشخیص نمی دهید. تنها گام در اینجا جمع آوری اطلاعات بیشتر تا زمانی که مشکل مورد توجه قرار گیرد است.تشخیص اینکه آیا در وضعیت اختلال قرار دارید یا خیر، می‌تواند بسیار دشوار باشد. در اینجا روشن نیست که کدام‌یک از چهار دامنه غالب است و افراد عموما به تکنیک‌هایی برای تصمیم‌گیری اعتماد می‌کنند که شناخته‌شده و راحت باشند. هدف اولیه‌ی شما در این وضعیت این است که اطلاعات بیشتری جمع‌آوری کنید، به این ترتیب می‌توانید به دامنه‌‌های شناخته‌شده وارد شوید و سپس تصمیم مناسب را اتخاذ کنید.مثال

    روش شما

    کدام یک از این ابزارهای ارزشمند حل مسئله را باید در سازمان خود استفاده کنید؟ خب ، این در نهایت به شما مربوط می شود. این عاقلانه است که یاد بگیریم که چگونه از همه آنها استفاده کنیم ، زیرا برای یکی از مشکلات شما خوب است و ممکن است برای دیگری کار نکند. 

    حل مسئله - 5 ابزار برتر حل مسئله در کسب و کار

    به عنوان مثال ، بسیاری از مشکلات روزمره در تجارت شما ممکن است با مدل ابتدای لیست ما یا مدل حل شش مرحله ای حل شوند. با این وجود برای مشکلات پیچیده تر باید از یکی از ابزارهای دیگر استفاده کنید. در بعضی موارد ، ممکن است لازم باشد از چارچوب Cynefin Framework شروع کنید تا مسئولیت رسیدگی به این مشکل را قبل از استفاده از ابزارهای دیگر به این روش واگذاریم.

نحوه مشارکت دادن مشتری در پروژه های مشاوره کسب و کار

نحوه مشارکت دادن مشتری در پروژه های مشاوره کسب و کار

نحوه مشارکت دادن مشتری در پروژه های مشاوره کسب و کار برای یک مشاور بسیار مهم است. یک سؤال متداول که وجود دارد این است که “چگونه می توانم مشتری هایم را برای شرکت در پروژه مشاوره هنگامی که به نظر می رسد حتی راضی به حضور در جلسات ما نیستند ، مشارکت دهم؟”

در آن شرایط ، با این معضل روبرو هستید: “آیا فقط حودم باید کار را برای مشتری انجام دهم ، یا باید گیر و گورهای پروژه را تا پایان مهلت ، حفظ کنم”.

تحقیقات نشان می دهد اگر مشتری فهم ، تعهد و مشارکت جدی در تغییرات نداشته باشد ، تغییر طولانی مدتی در سازمان رخ نخواهد داد. بنابراین اگر کارهای مشتری را انجام می دهید ، به احتمال زیاد پروژه شما موفق نخواهد بود.

در این پست ، ما ایده هایی را در مورد نحوه پاسخگویی شما با شرایطی که به نظر می رسد مشتری شما می خواهد شما را به سادگی از سر باز کند و شما را درگیر مشکلات خود کند و در برود را برای شما طرح خواهیم کرد.

نحوه مشارکت دادن مشتری در پروژه های مشاوره کسب و کار

با مشتری خود صادق باشید.

توجه کنید که اگر مشتری شما در پروژه شرکت نمی کند ، مانند انجام کارهایی که گفته انجام می دهد ، ولی انجام نمی دهد. مشاهده خود را برای مشتری بیان کنید. درباره آنها قضاوت نکنید. ساکت باشید و بگذارید آنها پاسخ دهند.

مشتری خود را از اهمیت مشارکت وی آگاه کنید.

در بحبوحه چالش های روزانه رهبری یک سازمان ، ممکن است مشتری شما چشم انداز اهمیت کلی پروژه را از دست داده باشد. ممکن است اولویت برتردیگری جایگزین پروژه شود. با مشتری خود صحبت کنید تا در مورد اهمیت پروژه حال حاضر به نتیجه برسید.

اولویت های دیگر مشتری خود را بشناسید.

در طول یک پروژه مواقعی وجود خواهد داشت که مشتری شما ناگهان نیاز به حضور در امور دیگر داشته باشد. شما باید آن زمان ها را بشناسید و با مشتری خود برنامه های خود را مطابق با آنها تنظیم کنید.

برنامه های پروژه را در فعالیت های فعلی مشتری خود ادغام کنید.

فرصت هایی را برای درج وظایف پروژه در فعالیتهایی که مشتری شما قبلاً انجام داده است ، شناسایی کنید. به عنوان مثال ، از جلسات فعلی کارکنان و گزارش های وضعیت برای ارتباط با پروژه استفاده کنید. از فعالیت های ارزیابی فعلی به عنوان بخشی از ارزیابی پروژه استفاده کنید.

نحوه مشارکت دادن مشتری در پروژه های مشاوره کسب و کار

درک کنید که عدم مشارکت مشتری شما ممکن است نوعی مقاومت در مقابل پروژه باشد.

اگر مشتری شما در مورد پروژه ناراحتی داشته باشد ، اما آن را به شما اعلام نمی کند ، ممکن است منجر به مقاومت شود. اغلب ، ناراحتی آنها ، به عنوان مثال ، در عدم مشارکت آنها نشان داده می شود. برای شما مهم است که به طور موثر مقاومت را بشناسید و بپذیرید. در غیر این صورت ، پروژه شما حرکت لازم برای تغییر موفقیت آمیز را از دست می دهد. در پاسخ خود به مقاومت صادق باشید.

به مشتری خود یادآوری كنید كه هر انتخابی در مورد پروژه بر کل سازمان تأثیر می گذارد.

    بسیاری از اوقات ، مشتریان آنقدر مشغول عکس العمل ها به مطالبات روزانه هستند که اهمیت پروژه خود را فراموش می کنند. برای آنها گاهی اوقات درمان درد پروژه به پایان رسیده است، انگار این دردسر برای تحمل کردن است. برای شما مهم است که به مشتری خود فرق بین کار سخت تر و هوشمندانه تر را یادآوری کنید – کار روی این پروژه هوشمندانه تر است. با اجتناب از پروژه ، مشتری شما سرمایه گذاری در سلامت کلی سازمان خود نمی کند. اگر آنها انتظار دارند که “درخت را کاملا قطع کنند ، باید زمانی را برای تیز کردن تبر وقت بگذارند.” از آنها بپرسید که می خواهند در مورد اوضاع چه کنند ، سپس ساکت باشید و اجازه دهید آنها پاسخ دهند. گوش کنید و صادق باشید.

    به رسمیت بخشیدن موفقیت های پروژه ادامه دهید.

      پروژه ها رویدادهای “همه یا هیچ چیز” نیستند که موفقیت یا شکست کامل داشته باشند. اگر مشتری شما بعلت ترجیح اولویت های دیگر از پروژه شما فاصله بگیرد ، ممکن است پروژه با تغییر در برنامه ها تنظیم شود. با مشتری خود کار کنید تا در مورد آنچه انجام شده است و آنچه باید در پروژه انجام شود چشم انداز مناسبی را نگه دارد.

      نحوه مشارکت دادن مشتری در پروژه های مشاوره کسب و کار

      با یک زیر مجموعه از اعضای اصلی سازمان کار کنید.

        اگر همه اعضای کلیدی سازمان مشتری شما نمی توانند در یک فعالیت خاص پروژه شرکت کنند ، برای انجام آن فعالیت خاص ، گروه کوچکتری از اعضایشان را تشکیل دهید. این گروه کوچک نتایج خود را ، از جمله توصیه های خاص و واضح ، ارائه می دهد و پس از اتمام به گروه بزرگتر باز می گرداند.

        از تکنیک های مربیگری شخصی و حرفه ای برای انجام امور استفاده کنید.

        مربیگری می تواند وسیله ای قدرتمند برای کمک به مشتری شما در شناسایی موانع پروژه و دلایل واقعی وجود این موانع باشد و به او نشان دهد که چه کاری می شود برای رفع موانع انجام شود. مربیگری شامل پرسیدن سؤالات متفکرانه و توانمند ، از جمله “موفقیت در این شرایط چه خواهد بود؟” یا “با منابع محدود خود چه کاری می توانید انجام دهید تا پروژه دوباره به مسیر خود برگردد؟” است.

        به راه حل های معقول متوسل شوید.

        در شرایطی که فعالیتهای پروژه به خصوص به دلیل کمبود منابع متوقف به نظر می رسد ، شما و مشتری می توانید همیشه یک یا بیشتر از این سه استراتژی را امتحان کنید:

        • الف) منابع بیشتری را بدست آورید.
        • ب) مهلت های طولانی برای انجام کارها بگیرید.
        • (ج) تمدید کنید.

        انتظارات را کاهش دهید “راه حل عاقلانه” را به مشتری خود ارائه دهید و به آنها کمک کنید تا تصمیم بگیرند کدام گزینه ها را برای پیاده سازی استفاده کنند.

        نحوه مشارکت دادن مشتری در پروژه های مشاوره کسب و کار

        تصمیم بگیرید که باید به مرحله قرارداد برگردید.

        ممکن است فعالیتهای موجود در پروژه تاکنون با هم ترکیب شده اند تا یک مسئله یا اولویت دیگر یا جدید برای حل آن ایجاد شود. به عنوان مثال ، فعالیت های پروژه تاکنون ممکن است به مدیر اجرایی (مدیرعامل) کمک کند تا بفهمد که رویکرد وی برای کار با هیئت مدیره ناکارآمد است. در نتیجه ، مدیرعامل ممکن است بخواهد توسعه هیئت مدیره در اسرع وقت اتفاق بیفتد. فازکاندیداتوری و موافقت در توافق نامه پروژه را مرورکنید ، این فرصتی برای به روزرسانی قرارداد پروژه است. این ممکن است برای شما و مشتریتان مفید باشد که تکرار برخی یا همه فعالیت ها در آن مرحله را در نظر بگیرید.

        پروژه را متوقف کنید.

        گاهی اوقات این می تواند یک استراتژی بسیار قدرتمند باشد زیرا مشتری سریعاً با مشکل اصلی روبرو می شود که در وهله اول دلیل انتخاب مشاوره پروژه بوده است.

        مشاوره با سازمان های کوچک - چالش ها

        مشاوره با سازمان های کوچک – چالش ها

        سازمان های کوچک کم جمعیت همراه با همه پویایی ها و چالش هایی که در آنها شاهد هستیم مانند خانواده های کوچک هستند و مشاوره با سازمان های کوچک چالش های خاص خود را دارد. این چالش ها شرایط ویژه ای را برای مشاوران هنگام کار برای کمک به رهبران این سازمان ها برای حل مشکلات و یادگیری همزمان فراهم می کند. با این حال ، همچنین فرصت هایی را برای مشاورانی فراهم می کند که ماهیت سازمان های کوچک و نحوه کار با آنها را درک کنند. در اینجا چندین مشاهده از همکاری با بسیاری از سازمان های کوچک در طی سال ها ارائه شده است.

        1. رهبران آنها غالباً به تنهایی کار می کنند – آنها عادت ندارند که از کسی درخواست کمک کنند.

        آنها غالباً آنقدر بر بقای سازمان خود متمرکز هستند که خودشان را دارای وقت برای فعالیتهای دیگر که در واقع می تواند به نفع آنها باشد ، نمی بینند. به عنوان مثال ، در ایران ، منابع بسیاری برای کمک مانند سازمان صنایع کوچک ، اتاق های بازرگانی و مراکز دیگر وجود دارد. این منابع پرسنل بسیار ماهر و منابع بسیار مفیدی را ارائه می دهند. با این وجود بسیاری از رهبران سازمانهای کوچک ممکن است این منابع را فقط یک بار دیده و یا اصلاً استفاده نکنند. بنابراین ، مشاوران ممکن است علاقمند به کار با این سازمان ها باشند ، اما در چگونگی اطلاع رسانی به رهبران آنها از ارزش بالقوه خود ، محتاط باشند. مشاوره با سازمان های کوچک سختی هایی اینچنینی را نیز دارد.

        2. آنها معمولاً به جای برنامه ریزی در مورد موضوعات مهم ، در مورد مسائل فوری واکنش نشان می دهند.

        این سازمان ها برای برنامه ریزی پیشگیرانه وقت ، پول و منابع زیادی ندارند. درعوض آنها نسبت به جدیدترین و فوری ترین اولویت های محیط کار واکنش نشان می دهند. بنابراین ، چالش های معمولی برای مشاور ، آموزش های اساسی در مورد برنامه ریزی و کمک به سازمان است تا منابع محدود خود را روی برنامه ریزی متمرکز کند ، اطمینان حاصل کند که استراتژی ها به جای عملیاتی بودن ، استراتژیک هستند و به سازمان ها کمک کنند تا از اجرای برنامه های خود اطمینان حاصل نمایند. این فرصتی برای مشاورانی است که می توانند رهبران را به سمت تفاوت گذاری بین مسائل فوری و مهم و نحوه چگونگی پرداختن به دومی سوق دهند. مشاوران می توانند تأکید کنند که برنامه ریزی چگونه می تواند مرتبط ، واقع بینانه و عملی باشد.

        3- سر آنها معمولاً بسیار شلوغ است و برای برآوردن مطالبات پروژه های مشاوره تلاش می کنند.

        مشاوران باید پروژه هایی را طراحی کنند تا مراحل مختلفی را در بر گیرند که هر یک از این موارد ممکن است در کار وقفه ایجاد کند.  فعالیت های پروژه همچنین باید به شدت در سایر فعالیت های جاری ادغام شود ، بنابراین پروژه مستقیماً به مطالبات بیشتر در مورد زمان و منابع پرسنل در سازمان منجر نمی شود. همچنین باید از مربیگری برای حفظ حرکت در هنگام اجرای توصیه‌ها در پروژه استفاده شود. بالاخره باید راهی برای غلبه بر چالش های مشاوره با سازمان های کوچک یافت.

        4- سازمانهای کوچک غالباً از طریق زبانی مشاور استخدام می کنند.

        آنها نمی توانند این خطر را بپذیرند که یک مشاور برای حل مشکلات خود تخصص لازم را نداشته باشد. آنها اعتقاد زیادی به این دارند که چقدر به مشاورانی که از قبل می شناسند اعتماد دارند. بنابراین ممکن است آنها مجدداً همان مشاوران را استخدام کنند ، در درجه اول به دلیل احساس آنها نسبت به آنها – و سپس امیدوار هستند که مشاوران آنها می توانند در همه جای سازمان مفید باشند. بنابراین برای مشاوران بسیار مهم است که برای برقراری روابط محکم با رهبران این سازمانها سخت تلاش کنند.

        5- سازمان ها معمولاً برای توجیه یا پرداخت هزینه های مشاوره گران بسیار كوچك هستند.

        بسیاری از سازمانهای کوچک حتی وقتی درگیر مشکلات حاد می شوند ، از پرداخت پول برای آنچه که به عنوان هدر دادن پول های ارزشمند در نظر گرفته می شود ، ابا دارند. بنابراین وقتی آنها مشاوران را استخدام می کنند ، معمولاً برای مشاوره فنی خاص و کم هزینه است – با این توصیه که بهتر است مشکلات سازمان را تند و سریع حل کنند. بنابراین مشاوران ممکن است در درجه اول با ارتقاء مهارت های فنی خود با این سازمان ها رابطه برقرار کنند.

        6. سازمانهای کوچک معمولاً به مدیریت کم هزینه و دستیاری فنی نیاز دارند . 

        به دلیل منابع محدود در سازمان های کوچک ، آنها معمولاً نمی توانند مشاوران گران قیمت را استخدام کنند ، حتی اگر این مشاوران برای سازمان بسیار مفید باشند. این وضعیت حتی بیشتر هم به چالش کشیده می شود زیرا هیئت مدیره و مدیر عاملان اغلب بودجه لازم را برای پیشرفت حرفه ای اختصاص نمی دهند. بنابراین ، این سازمان ها معمولاً به دنبال خدمات مشاوره ای کم هزینه هستند – و به بهترین ها امیدوار هستند. بنابراین مشاوران ممکن است ارائه برنامه ای از هزینه های مختلف در سطوح مختلف خدمات را در نظر بگیرند و همچنین پروژه های خود را طوری در نظر بگیرند که مراحل مختلفی را شامل شود که هرکدام هزینه متفاوتی دارند.

        7. مشاوره یک بار مصرف اغلب کافی نیست – ممکن است همان مشاور مجدداً استخدام شود.

        در حالی که اکثر مشاوران می خواهند به مدیران آموزش دهند “چگونه ماهی بگیرند” (برای حل مشکلات برای خودشان) و نه اینکه “ماهی” به آنها بدهند (برای حل مشکلات برای مدیران) ، مهارتهای مدیریت چیزی نیست که بتوان در یک زمان کوتاه یاد گرفت. یک مشاور مدیریت ممکن است در چندین نوبت مجدداً استخدام شود تا بتواند در انواع مختلف فعالیتهای مدیریتی مختلف کمک کند.

        8- تمرکز پروژه های مشاور می تواند به طور مکرر تغییر کند.

        سازمانهای کوچک هم مانند سازمانهای بزرگتر پویا و پیچیده هستند. مشکلات جدید و مختلفی در هر سطحی از سازمان ایجاد می شود. با این حال ، در سازمان های کوچکتر سیستم های داخلی اندکی وجود دارد که با اطمینان خاطر متوجه مشکلات و حل آنها شود. بنابراین ، معمولاً زمان زیادی طی می شود و یک مسئله بوجود می آید و توسط همه افراد در سازمان احساس می شود. در نتیجه ، آنها ممکن است به صورت اضطراری به مشاوران مراجعه کنند. با این حال ، به زودی پس از شروع یک پروژه برای رسیدگی به آن وضعیت اضطراری ، اولویت دیگری ممکن است به وجود آید که مشتری بخواهد پروژه را تغییر دهد یا در کل آن را رها کند. بنابراین ، مشاور باید صبور و سازگار ، در عین حال مفید و پایدار باشد.

        9- وقتی مشاوران مدیریت استخدام می شوند ، معمولاً برای نیازهای متمرکز و کوتاه مدت است.

        در زمان های مختلف ، مدیرعامل مجبور است برنامه ریزی استراتژیک ، برنامه ریزی تجاری ، توسعه محصول ، بازاریابی ، کارکنان ، نظارت ، مدیریت مالی و مدیریت املاک را انجام دهد. تخصص های خارج از سازمان ، در بعضی مواقع ، اغلب برای موفقیت سازمان ضروری است. مشاور می تواند به رهبران برای ادغام و هماهنگی لازم در کارکردهای مختلف مدیریتی و لزوم القای بهترین شیوه در همه آنها کمک کند.

        10. حتی در صورت لزوم ، “فروش” مهارت های نرم بسیار دشوار است.

        رهبران سازمان های کوچک اغلب فعالیت های قابل توجه و قابل اندازه گیری را به عنوان همسویی مستقیم با افزایش فروش مشاهده می کنند. در نتیجه ، مهارتهای نرم افزاری که برای پیشرفت کارکنان لازم است ، اغلب کم ارزش می شوند. وقتی مشاوران نیاز مشخصی به مهارتهای نرم در سازمان را درک می کنند ، ممکن است با مشاوره گاه به گاه در مورد این مهارت ها و با الگوبرداری از آن مهارت ها به طور غیر مستقیم کمک کنند.

        مبانی مشاوره کسب و کار - قسمت 1: مشاوران چه کاری انجام می دهند؟

        مبانی مشاوره کسب و کار

        مبانی مشاوره کسب و کار – قسمت اول: مشاوران چه کاری انجام می دهند؟

        مبانی مشاوره کسب و کار را در این مقاله بطور کامل برای شما تشریح می کنیم. پیتر بلوک ، در کتاب اصلی خود ، مشاوره بی عیب و نقص ، توضیح می دهد که یک “مشاور” کسی است که در تلاش است شخص ، فرآیند یا سازمان دیگری را تغییر دهد ، اما هیچ کنترل مستقیمی بر آنچه که می خواهد تغییر کند ندارد .

         معمولاً آن تغییر جهت بهبود عملکرد – دستیابی مؤثر و کارآمد به اهداف است.یکی از بزرگترین ناامیدی های مشاوره ، تمایل به تغییر سازمان مشتری اما بدون داشتن تأثیر مستقیم برای تحقق آن تغییر است ، . مشاوران باتجربه آموخته اند که با ماهیت غیرمستقیم مشاوره مؤثر کار کنند – و حتی قدردان هم باشند.

        ممکن است استدلال کنید که یک رهبر که به عنوان یک عامل تغییر داخلی عمل می کند یک مشاور داخلی نیست زیرا او حداقل کنترل مستقیم بر کارمندان دارد. با این وجود ، تقریباً حداقل میزان کنترل مستقیمی که ممکن است فرض کنید – به خصوص در پروسه های طولانی اما موفق برای تغییرهم وجود ندارد.

        مشاور یا رهبر داخلی بسیار مشارکتی و تسهیلگر همیشه کنترل مستقیم را اعمال نمی کند و اغلب در هدایت تغییر کاملاً موفق است. بنابراین ، یک رهبر موفق در حین تغییر ، بسیار بیشتر از آنچه که تصور می کنید مانند تعریف بلوک از مشاور عمل می کند. مبانی مشاوره کسب و کار

        ممکن است در نظر گرفتن برداشت های بسیاری که مردم از مشاوران دارند و نقش های زیادی که مشاوران در یک پروژه می توانند در نظر بگیرند ، مفید باشد. 

        مشاوران اغلب به شرح زیر عمل می کنند:

        • مشاور – ارائه مشاوره تخصصی برای حل مسئله یا دستیابی به یک هدف.
        • مربی – کمک به افراد برای شفاف سازی و دستیابی به اهداف و همچنین یادگیری.
        • همکار / شریک – همکاری با افراد برای بهره مندی از روابط.
        • مربی – به دیگران در توسعه دانش ، مهارت ها و بینش های جدید کمک می کند.
        • کارشناس – ارائه تخصصی محتوا در زمینه های خاص.
        • تسهیلگر – کمک به یک گروه برای تصمیم گیری در مورد آنچه می خواهد انجام دهد و سپس کمک به گروه برای دستیابی به نتایج مطلوب.
        • حل مسئله – شفاف سازی مشکلات ، استفاده از سبک ها و رویکردهای مختلف برای حل آنها.
        • محقق – جمع آوری ، سازماندهی و تجزیه و تحلیل اطلاعات.
        • تسهیلگر – گروهها یا افراد را از طریق تجارب یادگیری راهنمایی می کنند.

        نقش های دیگر ممکن است شامل تحلیلگر ، سینت سایزر ، ناظر بی طرف ، منتقد ، دوست و مربی باشد. اینها بیشتر نقشهای مثبت دارند. البته ، برخی افراد نیز برداشت های منفی شدیدی از مشاوران دارند. آنها ممکن است مشاوران را به عنوان افراد خارجی ، شارلاتان و حتی به عنوان افراد ناراحت قلمداد کنند. مبانی مشاوره کسب و کار

        مبانی مشاوره کسب و کار – قسمت دوم: مشاوران چگونه کار می کنند؟

        علاوه بر نقشهای مختلف در مشاوره ، رویکردهای مختلفی برای مشاوره وجود دارد که در اینجا توضیح داده شده است. این پست دو رویکرد بسیار متفاوت برای مشاوره را شرح می دهد:

        یک رویکرد منظم ، برنامه ریزی شده در مقابل یک رویکرد ارگانیک.

        مشاوران حتی ممکن است رویکردهای متفاوتی را انجام دهند ، به عنوان مثال ، برخی از مشاوران ممکن است مشتری را در روند مشاوره بسیار بیشتر از سایرین درگیر کنند. با این حال ، تحقیقات نشان می دهد که ، برای پروژه های پیچیده تر ، هرچه بیشتر با مشتری خود در انجام رویکرد ویژه مشاوره همکاری کنید ، همه شما در دستیابی به نتایج مطلوب در پروژه موفق تر خواهید بود. این همکاری به مهارت های قوی افراد نیاز دارد.

        رویکرد سیستماتیک و برنامه ریزی شده

        بسیاری از مشاوران از رویکردی منظم یا برنامه ریزی شده استفاده می کنند. آنها تمایل دارند مراحل زیر ، با تغییراتی که ممکن است آنها را شامل شود – شاید با نامهای مختلف برای هر مرحله- را انجام دهند.

        • فاز پیمانکاری :مرحله اول مرحله قرارداد است که مشاور و مشتری مشکل مشتری (یا هدفی جالب) و چگونگی رسیدگی به آن را بررسی می کنند. آنها درباره یکدیگر اطلاعات بیشتری کسب می کنند و تصمیم می گیرند که با هم کار کنیم یا نه. این مرحله شامل تکمیل توافق نامه رسمی برای ادامه پروژه است.
        • فاز کشف (فاز تشخیص): در مرحله کشف ، مشاور و مشتری با استفاده از روشهای مختلف برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر ، مسئله را روشن می کنند. آنها سعی می کنند علائم مشکل را از دلایل واقعی آن جدا کنند. آنها اطلاعات جمع آوری شده خود را تجزیه و تحلیل می کنند و درمورد اینکه چه اقداماتی باید انجام شود نتیجه می گیرند. آنها یافته های خود را با سایر پرسنل اصلی سازمان در میان می گذارند.
        • مرحله برنامه ریزی اقدام : مرحله برنامه ریزی عملی جایی است که مشاور و مشتری و در حالت ایده آل بیشتر کارمندان در سازمان ، برنامه های اقدام خود را برای رفع مشکل تنظیم کنند ، با اهداف مشخصی که باید به آنها برسند ، اینکه چه کسی به آنها خواهد رسید و چه موقع. بسیار مهم است که اقدامات مرتبط و واقع بینانه باشند.
        • مرحله اجرایی (مرحله مدیریت تغییر): مرحله اجرا جایی است که برنامه های عملیاتی به اجرا در می آیند. اولویت در این مرحله حفظ حرکت در اجرا است – امیدوارم که باعث ایجاد یادگیری زیادی شود. با ارزیابی های مداوم اطمینان حاصل می کنند که اجرای آن در مسیر صحیح حل مسئله است.
        • مرحله ارزیابی پروژه: مرحله ارزیابی ، آیا مسئله را حل کرده اند یا خیر. سایر جنبه های پروژه نیز ارزیابی می شود ، از جمله کیفیت روابط مشترک و یادگیری در پروژه.
        • فاز خاتمه پروژه: کلیه پروژه ها باید با یک مرحله خاتمه به پایان برسند ، که در آن مشاور و مشتری تصمیم می گیرند با نتایج ارزیابی چه کنند. آنها ممکن است به مرحله اولیه برگردند ، پروژه فعلی را ادامه دهند یا پروژه را خاتمه دهند.

        رویکرد ارگانیک به مشاوره

        برخی از مشاوران از یک رویکرد نسبتاً ارگانیک استفاده می کنند. آنها درک جدی از آنچه که فکر می کنند مشکل مشتری است ، می گیرند و تعیین می کنند که اکنون برای حل آن چه کاری انجام بدهند. به نظر می رسد که روش کار آنها با مشتری بطور طبیعی در طول پروژه آشکار می شود. مزایای استفاده از این روش چند تاست.

        1. این می تواند برای پروژه های کوچک و یا برای فرهنگ هایی که رویکردهای ساختاری برای حل مسئله یا دستیابی به اهداف را ترجیح نمی دهند ، بسیار مفید باشد.
        2. همچنین به نظر می رسد وقتی مشاور خیلی سریع پیشنهاد می کند مشکل یا هدف چیست و چگونگی رسیدگی به آن را اعلام می کند ،موفقیتهای سریع در یک پروژه حاصل می شود.
        3. می تواند منجر به هزینه های پایین تر پروژه شود زیرا مشاور دائماً تصمیمات و پیشنهادات نسبتاً سریع می گیرد.

        رویکرد ارگانیک نیز دارای معایبی است:

        • مشاور ممکن است به جای اینکه به علائم واکنش نشان دهد ، وقت لازم را برای کشف و یافتن دلایل واقعی مشکل مشتری نگذارد.
        • بدون یک کشف منظم ، بسیاری از مشاوران معمولاً فقط آن مشکلاتی را می بینند که با ابزارهای مورد علاقه ایشان برطرف شود. به عنوان مثال ، اگر مربی هستیم ، در درجه اول نیاز به مربیگری را می بینیم. اگر ما مشاور هستیم ، در درجه اول ما نیاز به مشاوره را می بینیم.
        • برآورد مشاور از زمان تکمیل پروژه ، ممکن است بسیار متفاوت باشد ، بنابراین هزینه بسیار کمتر یا بیشتر از انتظارمشتری اعلام می شود.
        • همچنین درگیر کردن مشتری به روشی که کاملاً درک کنند می تواند بسیار مشکل باشد زیرا مشاور دائما در حال فاش کردن اوضاع است – توضیح دادن نتایج شهودی برای شخص بسیار دشوار است.

        این پست ادعا نمی کند که هر رویکردی برای مشاوره همیشه بهترین است. بهترین روش برای استفاده بستگی به ماهیت و نیاز مشتری بیش از رویکرد ارجح یا تخصص فنی مشاور دارد. یک مشاور خوب ممکن است رویکردها و نقشهای گوناگونی برای استفاده داشته باشد و می داند در صورت لزوم با چه متخصص دیگری تماس خواهد گرفت. مبانی مشاوره کسب و کار

        مبانی مشاوره کسب و کار – قسمت سوم: اهداف اولیه کار و مفروضات مشاوران

        اهداف اولیه کار مشاوران

        • 1. با مشتریان خود یک رابطه مشترک برقرار کنید: به عنوان یک مشاور ، شما تقریباً باید مثل افرادی که در یک تیم کار می کنند ، با مشتریان خود کار کنید. این برخلاف مشاور است که همیشه به عنوان “متخصص” فعالیت می کند تا مشتری را راهنمایی کند که چه کاری انجام دهد و چه موقع. کار با روشی مشارکتی با مشتریان ، به اطمینان از صحت توصیه‌ها کمک می کند ،مشتریان از توصیه ها پیروی می کنند و آنها تغییرات لازم را برای بهبود خود و سازمان خود اتخاذ می کنند.
        • 2. مشکلات را بگونه ای حل کنید که مشتریان شما بعدا خودشان بتوانند آنها را حل کنند: رویکرد حل مسئله در پروژه باید همواره شامل یادگیری مشتری در مورد آنچه انجام می شود باشد تا بعداً مشتری شما پس از اتمام پروژه از روشهای مشابهی برای حل مشکلات مشابه استفاده کند. بنابراین مهم است که به طور مرتب بخش های نیازمند یادگیری را در طول پروژه شناسایی کنید و در مورد یادگیری با مشتری خود بحث کنید.
        • 3. توجه به توسعه پروژه و روابط را تضمین کنید: کیفیت رابطه بین شما و مشتری پیش بینی کننده ی قابلیت اعتماد به کیفیت و نتیجه پروژه کلی است. مشتریان شما معمولاً وقتی در مورد یک پروژه قضاوت می کنند ، چندان توجهی به نتایج حاصل از پروژه ندارند ، بلکه با توجه به کیفیت روابط کاری با شما قضاوت خواهند کرد.

        مفروضات اولیه کار

        • 1.   حل مسئله به اطلاعاتی نیاز دارد که به حد ممکن دقیق باشد و اگر منعکس کننده طیف وسیعی از دیدگاه ها و نظرات بین مشتریان در یک پروژه باشد ، اطلاعات دقیق تر است ، بنابراین آنها را تا حد امکان درگیر کنید.
        • 2.  تصمیم گیری مؤثر مستلزم انتخاب آزاد در بین شرکت کنندگان است .انتخاب آزاد احتمالاً طیف کاملی از نظرات لازم برای برنامه ریزی خوب را ایجاد می کند. همچنین به احتمال زیاد اطمینان حاصل خواهید کرد که مشتریان شما تغییرات لازم را برای ایجاد تغییراصلی اعمال می کنند.
        • 3. اجرای مؤثر نیازمند تعهد داخلی مشتریان است .اگر به شرکت کنندگان تاکید کنید که چه کاری انجام دهند ، آنها احتمالاً کارهایی را که شما هدایت می کنید انجام می دهند ، اما فقط تا زمانی که در اطراف شما هستند – و به نتایج اهمیت نمی دهند. در صورت عدم موفقیت ممکن است شما را نیز سرزنش کنند. در مقابل ، اگر آنها را تا حد امکان در برنامه ریزی و اجرای پروژه درگیر كنید ، احتمالاً آنها به طور كامل برنامه ها را بطور كامل و همزمان یاد می گیرند.

        مبانی مشاوره کسب و کار – قسمت چهارم: انواع اصلی مشاوران

        • 1.  مشاوران فنی – آنها معمولاً تخصص خاصی در رابطه با سیستم ها و فرآیندهای خاص در سازمان دارند ، به عنوان مثال سیستم های رایانه ای ، سیستم های مالی و حسابداری ، تحقیقات بازار یا مدیریت امکانات. بسیاری از سازمان ها مشاور فنی را استخدام می کنند. انواع خدمات ارائه شده توسط این مشاوران اغلب به عنوان کمک فنی نامیده می شود.
        • 2.  مشاوران مدیریت – آنها به رهبران و مدیران كمك می كنند كه در برنامه ریزی ، سازماندهی ، هدایت و هماهنگی منابع در سازمان ، از امکانات بیشتری برخوردار باشند. برنامه های کاربردی برای خدمات آنها ممکن است شامل رهبری ، مدیریت و توسعه نظارت باشد. انواع خدمات ارائه شده توسط این مشاوران ممکن است به عنوان کمک های فنی یا فعالیت های توسعه سازمانی باشد (به بند بعدی مراجعه کنید).
        • 3.  مشاوران توسعه سازمانی – این نوع مشاور به سازمانها کمک می کند تا عملکرد را بهبود بخشند ، و این کار را اغلب با تمرکز بر تغییر بخش قابل توجهی از سازمان یا کل سازمان انجام می دهند. این مشاوران غالباً از طیف گسترده ای از رویکردها ، ابزارها و تکنیک ها برای تأثیرگذاری بر سیستم ها و عملکردهای مختلف در سازمان استفاده می کنند ، به عنوان مثال ، کمک های فنی ، مربیگری ، تسهیل و آموزش.

        در مورد تمرکز مشاوران توسعه سازمانی سردرگمی ایجاد شده است. برخی افراد ادعا می كنند كه این مشاوران بیشتر به مهارتهای “نرم” در مورد اعتقادات ، احساسات و ادراكات افراد توجه می كنند و دخالت آنها درمهارتهای “سخت” در مورد ساختارها ، فرآیندها و عملیاتهای سازمانی كمتر است. افراد دیگری ادعا می کنند که مشاوران توسعه سازمانی بر مهارتهای “نرم” و “سخت” تمرکز می کنند. (این نویسنده ادعای اخیر را دنبال می کند.)بسیاری از افراد معتقدند بین عبارات “مشاوران توسعه سازمانی” و “مشاوران توسعه سازمان” تفاوت وجود دارد.

        عمومی و تخصصی

        بعضي افراد انواع عمده مشاوران را متخصصان و مشاوران عمومي مي نامند. آنها ممکن است به عنوان متخصص به مشاوران فنی مراجعه کنند. بسیاری از افراد مشاوران توسعه سازمانی را ژنرالیست می دانند.اینکه مشاوران مدیریت عمومی باشند یا متخصص باشند بستگی به ماهیت خدمات آنها دارد. هرچه ماهیت خدمات آنها مشخص تر باشد ، احتمالاً از آنها به عنوان متخصص یاد می شود.

        خدمات کاربردی یا متمرکز

        اخیراً اصطلاحات “کاربردی” و “متمرکز” برای سرویس دهی به یک سیستم ، عملکرد یا فرآیند خاص ، به عنوان مثال ، سیستم های بازاریابی ، سیستم های مالی یا فناوری اطلاعات استفاده شده است. فعالیتهای عملکردی و متمرکز مانند کمکهای فنی یا مشابه در نظر گرفته می شوند.

        انواع مشاوره می تواند با هم همپوشانی داشته باشد

        تمایز در بین انواع مشاوران می تواند مبهم باشد. به عنوان مثال ، یک مشاور مدیریت یا مشاور فنی ممکن است کارش به روشی باشد که بخش مشخصی را تحت تأثیر قرار دهد یا بر کل سازمان تأثیر بگذارد.

        همچنین ، هر نوع مشاور ممکن است در زمانهای مختلف در یک پروژه مورد نیاز باشد. به عنوان مثال ، اگر شما یک مشاور توسعه سازمانی هستید ، ممکن است با یک مشتری کار کنید تا مهمترین مشکلات یک سازمان را مشخص کنید. بعداً ، شما ممکن است بعنوان یک مشاور مدیریتی برای آموزش و مربیگری رهبران و مدیران مختلف فعالیت داشته باشید. همچنین ممکن است مشاوران فنی مختلفی را برای کمک گرفتن از تخصص خاص آنها در تلاش برای تغییر ، بکار بگیرید.

        مبانی مشاوره کسب و کار – قسمت پنجم: مشاوران داخلی و خارجی

        بیشتر ادبیات در مورد مشاوره مربوط به مشاوران خارجی و داخلی است – آنها مشترکات زیادی دارند. درک نقش هر یک از افراد خارجی به درک کامل کسانی که با آنها در سازمان کار می کنند کمک می کند. این امر به داخلی ها نیز کمک می کند تا دستورالعمل های زیادی را برای مشاوران در نظر گرفته و از آنها استفاده کنند. در اینجا یک مرور کلی در مورد هر نقش ، از جمله آنچه که آنها مشترک دارند و تفاوتی که بین هر کدام وجود دارد ، آورده شده است.

        مشاور خارجی چیست؟

        مشاور خارجی کسی است که به عنوان عضو رسمی و در حال کار در سازمان در نظر گرفته نمی شود. رابطه مشاور با سازمان معمولاً با قرارداد پروژه یا نامه توافق تعیین می شود. وی بر اساس یک پروژه خاص که دارای نتایج مطلوب و مواد تحویل شده از طرف مشاور باشد ، دستمزد می گیرد. مالیات حقوق و دستمزد از پرداخت حقوق و دستمزد شخص برداشت نمی شود – شخص مالیات حقوق و دستمزد خود را پرداخت می کند.

        مشاور داخلی چیست؟

        مشاور داخلی شخصی است که به عنوان یک عضو رسمی و غالباً در حال انجام کار در نظر گرفته می شود. رابطه مشاور با سازمان معمولاً با شرح شغل و سیاستهای مختلف پرسنل تعیین می شود. بر اساس نقش مداوم آنها در سازمان ، به او دستمزد پرداخت می شود. مالیات حقوق و دستمزد از حقوق شخص برداشته می شود.

        تفاوت بین مشاوران داخلی و خارجی

        میزان تفاوت بین هر دو نوع مشاور بستگی به نوع مشاوره ارائه شده توسط مشاوران و نحوه انتخاب مشاوران برای کار دارد. به عنوان مثال ، مشاوران فنی اغلب به عنوان مهارتهای بسیار متمرکز و معتبر درک می شوند که بندرت مورد تردید قرار می گیرند. آنها اغلب برای دستیابی به کار از مهارت ها و ابزارهای مشابه استفاده می کنند. نتایج خدمات آنها اغلب به سرعت مشخص می شود. بنابراین ، اعضای یک سازمان ممکن است تفاوت کمی بین این نوع مشاور داخلی و خارجی را درک کنند.

        در مقابل ، مشاوران متمرکز بر توسعه سازمانی و مدیریتی معمولاً باید با گذشت زمان اعتبار خود را تعیین کنند. مهارت های آنها بعضی اوقات بسیار زیر سؤال می رود – اعضای سازمان حتی ممکن است نسبت به نیاز به تغییر در سازمان تردید کنند. مشخص شدن نتایج کار مشاور می تواند ماه ها یا سالها به طول انجامد. در نتیجه ، اعضای یک سازمان ممکن است تفاوتهای بزرگی را بین این نوع مشاوران قائل شوند.

        تفاوت های رسمی ، حقوقی و اداری اغلب به راحتی قابل تشخیص است. با این حال ، به دلایل مختلف ، اختلافات بین مشاوران سازمان از طریق تغییر از بین می رود. مشاوران داخلی و خارجی انواع مختلفی از بهترین روشها و رویکردهای تغییر را یاد می گیرند. هر دو نوع مشاور غالباً رویکردهای بسیار تسهیل کننده برای کار با مشتریان متمرکز دارند. هر دو نوع مشاور ، در صورت حرفه ای بودن متعهد ، اهداف کلی مشابه و فرضیات کاری را به عنوان مشاور اتخاذ می کنند.

        به طور سنتی ، مشاوران داخلی به عنوان اعضای سازمان شناخته می شوند که وظیفه اصلی آنها کمک به سایر افراد شاغل در بخش های دیگر سازمان است. غالباً این مشاوران داخلی در سازمانهای بزرگ و در بخشهای آموزش و توسعه یا منابع انسانی فعالیت می کنند. معمولاً کسب و کارهای كوچك معمولی دامنه وسیعی از منابع را ندارد كه مشروط به داشتن مشاور داخلی باشند.

        به طور سنتی ، یک رهبر داخلی یک مشاور داخلی محسوب نمی شود. با این حال ، این درک در حال تغییر است. با تأکید اخیر بر اهمیت استفاده از یک سبک رهبری بسیار تسهیل کننده و مشارکتی هنگام هدایت تغییر ، رهبران شروع به فعالیت بیشتر مانند مشاوران داخلی برای تغییر می کنند. در نتیجه ، برخی رهبران سازمان را بعضاً در نقش مشاوران داخلی می دانند.

        مبانی مشاوره کسب و کار – قسمت ششم: دلایل خوب و ضعیف برای استخدام مشاوران

        دلایل خوب برای استخدام مشاوران خارجی

          1. این سازمان در این زمینه نیاز به تخصص خاصی دارد ، به عنوان مثال ، برای تهیه یک محصول یا برنامه جدید برای مشتریان .
          2. زمان نیاز کوتاه مدت است ، به عنوان مثال کمتر از یک سال ، بنابراین ممکن است ارزش استخدام یک کارمند تمام وقت و دائم را نداشته باشد.
          3. تلاش های قبلی سازمان برای تأمین نیازهای خود موفقیت آمیز نبوده ، به عنوان مثال ، این سازمان یک برنامه استراتژیک تهیه کرد که هرگز عملی نشد.
          4. اعضای سازمان همچنان در مورد چگونگی برآوردن نیاز اختلاف نظر دارند و از این رو ، مشاور را برای ارائه تخصص یا مهارت های تسهیلگری برای رسیدن به اجماع ، به میدان می آورند.
          5. رهبران یک دیدگاه عینی ازفردی بدون تعصبات جدی درباره مسائل گذشته و فعلی سازمان می خواهند.
          6. یک مشاور می تواند کارهایی را انجام دهد که شخص دیگری نمی خواهد مثلاً ورود اطلاعات تاریخی را انجام دهد. (برخی معتقدند که این واقعاً یک پروژه مشاوره نیست.)
          7. یک سرمایه گذار یا سایر ذینفعان کلیدی خواهان ورود یک مشاور برای کمک به توسعه بیشتر سازمان هستند.

          دلایل ضعیف برای استخدام مشاوران خارجی

          دلایل زیر به احتمال زیاد مخالف دارند – برخی معتقدند برخی یا مواردی ازآنها دلایل خوبی برای استخدام مشاور است.

          • سازمان از یک مشاور می خواهد تا به تصمیمی که قبلاً اتخاذ شده است ، تائیدیه بدهدو مشاور را استخدام می کنند تا اعتبار تخصصی به آنها بدهد. بسیاری از مشاوران ممکن است این دلیل را برای استخدام یک مشاور غیر اخلاقی بدانند.
          • یک سرپرست نمی خواهد یک مشکل و عملکرد ضعیف یکی از کارمندان به طور مستقیم برطرف کند ، بنابراین ناظر یک مشاور را استخدام می کند تا کارهایی را انجام دهد که کارمند باید انجام دهد. این یک عمل غیر مسئولانه از طرف ناظر است.
          • این سازمان نمی خواهد مزایا (پرداخت تعطیلات ، حقوق تعطیلات ، حقوق بازنشستگی و غیره) بپردازد یا از طریق مراحل اداری به منظور جلوگیری از پرداخت حقوق و دستمزد (مالیات تأمین اجتماعی ، مالیات های فدرال و غیره) برای یک موقعیت شغلی فرار کند – موقعیتی که به نظر می رسددرطولانی مدت ، به عنوان مثال ، در بیشتر از یک سال یا بیشتربه آن نیاز ندارد. بنابراین سازمان یک مشاور استخدام می کند. احتمالاً دلیل این استخدام غیرقانونی است و می تواند منجر به پرداخت جریمه ه دستگاه های دولتی ذیربط شود.

          اطلاعات موجود در این پست از کتاب راهنمای میدانی برای مشاوره و توسعه سازمانی نوشته کارتر مک نامارا ، MBA ، PhD اقتباس شده است . 

          در مورد کتاب راهنمای میدانی برای مشاوره و توسعه سازمانی در سایت آمازون

          منحصر بفرد! این کتاب در بین کتاب های مشاوره و پیشرو در بخش مشاوره کسب و کار و بخش دولت بی نظیر است! در حال حاضر بسیاری از کتاب های مشاوره ، عمدتاً در مورد نحوه بازاریابی شغل مشاوره وجود دارد – اما اگر هیچ تخصص برای بازاریابی ندارید ، بازاریابی برای شما خوب نیست! 

          چه تخصصی بهتر از هدایت سازمانها برای بهبود عملکردشان وجود دارد؟ این تمرکز این کتاب است! در حال حاضر بسیاری از کتاب ها وجود دارد که فلسفه های بیشمار ، پارادایم های گسترده و نظریه های پیچیده در مورد تغییر و رهبری را مطرح می کنند – اما برای اینکه به عنوان یک مشاور و رهبر موفق باشید ، باید بتوانید واقعاً “در سنگرها” کار کنید. این کتاب شما را راهنمایی می کند تا این کار را انجام دهید! 

          همه در یک کتاب! این منبع 499 صفحه ای، متداول ترین انواع موضوعات موجود در مشاغل و سازمان های دولتی و توصیه های مربوط به پرداختن به هر یک از این موضوعات را توضیح می دهد. همچنین، این کتاب به بسیاری از مشکلات روشهای سنتی مشاوره و پیشرو پرداخته است! 

          ابزارها! این کتاب ابزارها و تکنیکهای آزمایش شده ، ساده و کاملاً یکپارچه را برای مشاوران و رهبران فراهم کرده است تا با موفقیت در بهبود کسب و کارها و سازمانهای دولتی تلاش کنند. این کتاب شامل اطلاعات عملی از زمینه های توسعه سازمان و مشاوره ، تفکر سیستم ها و اصول اثبات شده برای تغییر است. رهنمودها بصورت گام به گام و عددی ترتیب یافته اند که خوانندگان به راحتی می توانند از آن استفاده کنند. مبانی مشاوره کسب و کار

           محتویات:

          • قسمت اول مبانی مشاوره مشارکتی ،
          • مرور اجمالی سازمانها و سیستم ها ، عملکرد
          • تغییر و یادگیری ، چرخه مشاوره
          • همکاری
          • جعبه ابزار برای مدیریت گروه ها ،
          • جعبه ابزاربرای روشهای جمع آوری داده های عملی و
          • جعبه ابزار برای تجزیه و تحلیل و تغییر سیستم ها . 

          نمونه هایی از توصیه های خاص ، برنامه های اقدام ، شاخص های عملکرد و یک پیشنهاد و مشاوره برای مشاوران را شامل شود.

           (مشخصات: منتشر شده در سال 2006 ، 499 صفحه ، شومیز. شامل فرمهایی است که می توانید از وب بارگیری کنید.)

          مبانی مشاوره کسب و کار

          هنر اتمام فروش - برایان تریسی - خلاصه کتاب

          هنر اتمام فروش – برایان تریسی – خلاصه کتاب

          هنر اتمام فروش برایان تریسی را بصورت خلاصه در این مقاله بررسی خواهیم کرد. وقتی که کار فروشندگیم را شروع کردم ، روزها سرزده از این دفتر به آن دفتر و عصرها از این خانه به آن خانه می­رفتم و همیشه از پایان معامله می­ترسیدم. هر روز تمام اطلاعاتم را با اشتیاق در اختیار مشتریانم قرار می­دادم و در پایان می­پرسیدم،”بسیار خوب چه تصمیمی می­گیرید؟” مشتری نیز معمولاً جواب می­داد،”اجازه بدهید راجع به آن بیشتر فکر کنم.”

          بعدها آموختم معنی این جمله خداحافظی مؤدبانه است و آنها را هرگز دوباره نخواهم دید. خودم را متقاعد کرده بودم که همه مردم این شهر، زمان بیشتری را برای فکر کردن احتیاج دارند و به زودی سیل تماس­های تلفنی خریداران مشتاق به سویم روانه خواهد شد. اما هیچ کس تماسی نگرفت!خیلی فکر کردم تا فهمیدم مشکل کارم کیفیت کالا، قیمت آن،وضعیت بازار و حتی رقبای فروشنده نبود بلکه اشکال از من بود!

          در حقیقت ترس من از سؤال نهایی مانع پیشرفت کارم می­شد. روزی تصمیم گرفتم به شکست­هایم خاتمه دهم.دفعه بعد، وقتی مشتری گفت: ،”اجازه بدهید راجع به آن بیشتر فکر کنم و بعداً به شما جواب بدهم.” چیزی گفتم که زندگیم را متحول کرد. در حالیکه قلبم داشت از جا کنده می­شد گفتم:”متاسفانه نمی­توانم دوباره تماس بگیرم”. مشتری که متعجب شده بود گفت:”نمی­توانید؟”در جواب گفتم:” متاسفانه خیر. شما که همه چیز را راجع به کالای من می­دانید، چرا همین الآن تصمیم نمی­گیرید؟”مشتری نگاهی به من انداخت و گفت:” بسیار خوب. اگر فرصت دیگری ندارم، آن را می­خرم”. سپس دسته چکش را بیرون آورد و با خرسندی بهای کالا را پرداخت.

          از آن به بعد، در تمام ملاقاتهایم از همان جملات استفاده کردم و همان نتایج حاصل شد.وقتی متوجه شدم که در کمتر از 45 دقیقه 3 فروش داشته ­ام در حالی که فروش هفتگیم 3 بار بود، از خوشحالی در پوست خودم نمی­گنجیدم. در طول یک ماه، رکورد بهترین فروش شرکتمان را بدست آوردم و مدیر فروش شدم! حقوقم دو برابر شد و 32 فروشنده آماتور نیز تحت نظر من کار خود را شروع کردند.

          طی سالها آموختم که با دانش مناسب فروش، درآمد ایده­آلتان را نیز کسب خواهید کرد. تمام تکنیک­های این کتاب را مطالعه و به کار بستم و آنها را به بیش از یک میلیون نفر فروشنده آموختم.تنها مانع جدی موفقیت، ناتوانی شما در برانگیختن مشتری به خرید می­باشد! این کتاب یه شما می­آموزد چگونه این مانع را از سر راه خود برداشته و در کار خود موفق شوید.نکته مهم اینست که تمام مهارت­های فروش یاد گرفتنی هستند و با تمرین و ممارست می­توانید فروشنده ماهری شوید. هنر اتمام فروش

          چگونه فروشنده بهتری شویم

          اگر می­خواهید فروشنده موفقی باشید به درونتان بنگرید. همه چیز از شما شروع می­شود. 80% از موفقیت شما به شخصیت شما بستگی دارد. این موضوع به راحتی و با نگاه کردن به فروشندگانی که در بازار کساد، از فروش بالایی برخوردارند قابل اثبات است.

          پیدا کردن آمادگی ذهنی

          از نظر ذهنی آماده­تر باشید تا فروشتان چند برابر شود.فروشندگان موفق نیز از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند. و این اعتماد به نفس از دوست داشتن و احترام به خود شروع می­شود.خودتان را دوست بدارید در این صورت به دیگران نیز علاق­مند شده و موفق­تر خواهید شد.معمولاً پیشنهاد کسی که حس می­کنیم ما را دوست دارد، از آنکه می­پنداریم ندارد، راحت­تر است و ما ترجیح می­دهیم از افرادی خرید کنیم که نسبت به آنها احساس بهتری داشته باشیم.

          مسئول زندگی خود باشید

          فروشندگان موفق مسئولیت تمام کارهایشان را به عهده گرفته و عواقب آن را می­پذیرند. هرگز بهانه نمی­آورند و دیگران را نیز سرزنش نمی­کنند. تمام انتقادات و ایرادات را نیز قبول می­کنند.

          در یادگیری مصّر باشید

          هر چه می­توانید بیاموزید. از هر شغلی که دارید به عنوان فرصتی برای یادگیری مهارت­هایی که در آینده به درد شما می­خورد، استفاده کنید. برای بالا بردن دانش خود حریص باشید. به خاطر داشته باشید که هر مهارت جدیدی که می­آموزید، سرمایه شما در آینده خواهد بود. آنچه امروز دارید حاصل انتخاب­های گذشته شماست! هر چه امروز به آن می­رسید، بستگی به کارهای موفق و نا موفق گذشته ­تان دارد.

          برای کار سخت آماده شوید

          آنچه فروشندگان موفق و برجسته را از فروشندگان معمولی متمایز می­کند سخت­کوشی آنهاست. در تصریح این جمله به نتیجه آقای توماس استنلی در کتاب ” میلیونرهای خانه بغلی” توجه کنید:”85% از میلیونرهای خود ساخته دلیل و رمز موفقیتشان را سخت­کوشیشان ذکر کرده ­اند”. 

          وقتتان را تلف نکنید

          فروشندگان معمولی 50% از وفت کاریشان را تلف می­کنند. بر طبق تحقیقات به عمل آمده، آنها دیرتر به محل کارشان رفته، کندتر کار کرده و زودتر محل کارشان را ترک می­کنند و بیشتر وفت کارشان را صرف گپ زدن­ با همکارهایشان، انجام کارهای شخصی، خواندن روزنامه، جستجو در اینترنت و خوردن و آشامیدن می­کنند.

          بیشتر سعی کنید

          مدت­ها قبل یک شرکت بیمه بزرگ در ماه نوامبر هر سال مسابقه فروش برگزار می­کرد. کسی که می­توانست بیش از 35% میانگین فروش ماهیانه بفروشد برنده می­شد و به عنوان جایزه، 2 هفته به جزایر کارائیب فرستاده می­شد. نوامبر هر سال در طول مسابقه، تمایل به فروش در بین فروشندگان بیشتر می­شد. رقبا شب و روز کار می­کردند تا به آن دو هفته استراحت در جزایر کارائیب برسند.

          نکته جالب این بود که فروشندگانی که در طول سال فروش متوسطی داشتند در این 30 روز به فوق ستاره تبدیل می­شدند. یک سال شرکت بیمه تصمیم گرفت برندگان هر سال را بررسی کند. آنها به نتایج شگفت آوری رسیدند:فروشنده­ای که در طول سال، در طی هفته 3 بیمه می­فروخت در ایام مسابقه به طور متوسط 4 بیمه را در طی یک هفته فروخته بود. با کمی زودتر شروع کردن و کمی پرکار بودن، برنده توانسته بود یک بیمه اضافی را در طول  40 تا50 ساعت کار هفتگی به فروش برساند. هنر اتمام فروش

          درک متقابل و همدلی را افزایش دهید

          فروشندگان موفق حس همدلی بالایی دارند. آنها واقعاً به خریدارانشان توجه می­کنند. دانیل گولمن نویسنده کتاب هوش احساسی مه برای رسیدن به موفقیت EQ یا هوش احساسی از IQ مهمتر است. او هوش احساسی را به عنوان توانایی سازگار بودن با تعداد زیادی از افراد و توجه به افکار، احساسات و حالات آنها تعریف می­کند. او اذعان می­کند که همدلی مهمترین عامل برقراری و حفظ ارتباط با دیگران در خانه و محل کار است. مراقب باشید، دلسوزی با همدلی متفاوت است! در دلسوزی شما تنها اظهار تاسف می­کنید اما در همدلی سعی در رفع مشکل و مساله مورد نظر مشتریتان دارید. هنر اتمام فروش

          سوالات خوبی بپرسید و شنونده خوبی باشید

          ثابت قدم باشید

          به آرامی اما با قاطعیت ثروتمند شوید

          خودتان و آنچه عرضه می­کنید را باور کنید

          معامله را کش ندهید

          پیرمردی به دندانپزشکی قدیمی خود زنگ زد و گفت:”بیل یکی از دندانهایم خراب شده و باید آن را بکشی. هزینه­اش چقدر می­شود؟” دندانپزشک گفت:”بسیارخوب جک، هزینه­اش 80 دلار می­شود.” جک گفت:” اوه، 80 دلار پول زیادی است.کارت چقدرطول می­کشد؟” او گفت:”1 دقیقه ” سپس جک با تعجب گفت :” 80 دلار برای 1 دقیقه؟! نسبت به زمانش زیاد است!” دندانپزشک گفت:” اگر نگران زمان هستی می­توانم تا هر وقت خواستی آن را کش دهم!” هنر اتمام فروش

          6 شرط لازم فروش

          1. باید مثبت، مشتاق و علاقه­مند به خاتمه­ ی فروش باشید.
          2. احتیاجات مشتریتان را بشناسید.
          3. مشتری باید متوجه پیشنهاد شما بشود و ارزش محصولتان را درک کند
          4. مشتری باید شما را باور کرده و به شما اعتماد داشته باشد.
          5. مشتری باید از مزایای پیشنهاد شما مطلع شود و نسبت به خرید کالای شما احساس نیاز کند.
          6. محصول باید با نیازهای مشتری هماهنگ بوده و متناسب با احتیاجش باشد و البته بتواند هزینه آن را بپردازد.

          ازاصرار بیجا بپرهیزید

          قبل از اینکه بتوانید فروشتان را به اتمام برسانید باید راجع به 4 موضوع احساس اطمینان کامل داشته باشید.

          • اول اینکه، مشتری باید آن کالا را بخواهد.
          • دوم، باید واقعاً به آن احتیاج داشته باشد.
          • سوم، قادر به پرداخت هزینه­ ی آن باشد.و
          • آخر اینکه، مشتری باید بتواند از کالای شما بهترین استفاده را بکند.

          اگر قبل از اینکه متوجه پاسخ این 4 مورد شوید سفارش بگیرید، در حقیقیت فروش را منتفی کرده ­اید.علامت­های خرید را تشخیص دهیداین علائم به شما زمان پرسیدن سؤال پایانی را نشان می­دهد:

          1. صحبت کردن سریع : مشتری که با شور و اشتیاق حرف­های امیدوار کننده را خیلی سریع به زبان می­آورد یعنی تصمیمش را گرفته و مقاومت درونی اش در هم شکسته است
          2. احساس صمیمیت ناگهانی : ناگهان با شما صمیمی می­شود، به نظر می­رسد آرام­تر شده و از حالت اعتراض آمیز بیرون آمده و شروع به پرسیدن سؤالات شخصی و دوستانه می­کند.
          3. مالیدن چانه : هرگاه هنگام صحبت با مشتری دیدید که او چانه ­اش را می­مالد و فکر می­کند، فوراً صحبت­تان را قطع کنید چون خریدار در خودش فرو رفته و به شما گوش نمیدهد.ساکت باشید! وقتی که دستهای مشتری از چانه­ اش جدا می­شود و سرش را بالا می­آورد و به شما نگاه می­کند، در 99% مواقع یعنی تصمیم به خرید گرفته است!
          4. تغییر درنگرش و طرز برخورد و نحوه گفتار. هنر اتمام فروش

          دلایل سختی پایان معامله

          دلایل زیادی وجود دارد که نشان می­دهد چرا تمام کردن معامله مشکل است.

          • اولین آنها ترس طبیعی از “عدم پذیرش” می­باشد. ما از دوران کودکی نسبت به رفتار دیگران حساس هستیم و رضایت و نا رضایتی آن­هابرای ما بسیار مهم است.جالب است بدانید سالانه یک سوم از فروشندگان به دلیل اینکه نمی توانند “نه” بشنوند، کارشان را کنار می­گذارند.
          • دومین دلیل، ترس از عواملی نظیر: شکست، سعی کردن و نتیجه نگرفتن، از دست دادن زمان و اتلاف پول و انرژی صرف شده می­باشد. اگر می­خواهید فروشنده موفقی باشید باید بر این دو ترس غلبه کنید. به قول رالف والدو امرسون”اگر همیشه کاری را انجام دهید که از آن می­ترسید، ترس در شما خواهد مرد”چرا مشتریان خرید نمی­کنند؟ترس از شکست می­تواند دلیل خرید نکردن مشتریان نیز باشد. آنها نیز از خرید اشتباه می­ترسند. ایراد مشتری به منزله نزدیک شدن به مرحله پایانی فروش است. در حقیقت در فروش­های موفق بیشتر از فروش­های ناموفق ایراد گرفته می­شود. پس هر چه ایراد بیشتری بشنوید، احتمال فروش­تان نیز افزایش می­یابد.

          اصل ششم

          اصل شش می­گوید: در هر فروشی بیشتر از 6 ایراد نمی­بینید. مشتری یکبار و یا نهایتاً دو بار از چیزی ایراد می­گیرد ولی مطمئناً این تعداد به 6 نخواهد رسید.برای این ایرادات لیستی تهیه کنید و دلایل خوبی برای آنها داشته باشید. جواب­هایی که شک مشتری را برطرف کند. اما از او انتقاد نکنید. هنر اتمام فروش

          9 ایراد رایجی که باید به آن پاسخ دهید

          1. انتقادات ناگفته اولین نوع انتقادات است. مشتری نگرانی­هایی در دل دارد ولی با شما چیزی نمی­گوید. سرش را به نشان تایید تکان می­دهد و با شما موافقت می­کند ولی برای خرید متقاعد نمی­شود. برای حل این مشکل، اجازه دهید مشتریتان بیشتر صحبت کند. سوالات توضیحی بپرسید. هر چه او بیشتر صحبت کند، احتمال بیشتری وجود دارد که در میان صحبتهایش به شما بگوید چه چیز مانع خریدش می­شود.
          2. بهانه پشت بهانه دومین شکل انتقادات بهانه ­ها هستند. اینها در حقیقت واکنش­های غریزی به پیشنهادات شما هستند. جملاتی نظیر ” از آنچه داریم راضی هستیم، در حال حاضر سرمان شلوغ است و وقت فکر کردن به کالای دیگری را نداریم.” اینها فقط بهانه هستند، نه دلایل اصلی خرید نکردن. فقط سعی کنید خوب گوش کنید و سپس سوال را طور دیگری مطرح کنید. بهترین راه شکستن مقاومت اولیه مشتریان گفتن جملاتی از قبیل ” حق با شماست، ولی بسیاری از افرادی که مثل شما فکر می­کردند،پس از خرید، بهترین مشتریات ما شدند و حالا خرید از ما را به دوستانشان پیشنهاد می­کنند.”
          3. انتقادات مغرضانه شما به عنوان فروشنده قطعاً با افراد زیادی ارتباط دارید و شاید با افراد زیادی نیز برخورد می­کنید که از وضعیتشان ناراضی، ناراحت و حتی عصبانی هستند. آنها عصبانیت­های خود را از محیط خود بر سر شما خالی می­کنند و تمایل دارند به شدت منفی رفتار کنند. آنها از کالای شما انتقاد می­کنند و آنرا با کالای رقبایتان مقایسه می­کنند.احتمالاً از قیمت بالای کالایتان شکایت دارند و شما را زیر سؤال می­برند. در این حالت وظیفه شما اینست که آرامش خود را حفظ کنید و مؤدب باشید و به کار خود ادامه دهید و مطمئن باشید این رفتار شما، او را تحت تاثیر قرار می­دهد. هنر اتمام فروش
          4. درخواست اطلاعات بیشتراین نوع انتقاد از بهترین نوع انتقاد است. چرا که شما کاملاً در رابطه با پاسخ آن مهارت دارید و می­دانید چه پاسخی به او بدهید. از این نوع انتقاد استقبال کنید و مشتری را به خاطر آن تحسین کنید. بعد از پاسخ به انتقاد او از او بپرسید که آیا پاسخ شما قانع کننده بوده است.
          5. انتقادات خود نمایانه بعضی اوقات مشتری می­خواهد به شما نشان دهد که چقدر در رابطه با کالای شما اطلاعاتش زیاد است. او سعی می­کند که از شما سؤالات پیچیده­ تری بپرسد. وقتی این اتفاق افتاد، به آرامی به او پاسخ دهید و به او نشان دهید چقدر تحت تاثیر قرار گرفته­ اید. به او احساس مهم بودن را القا کنید.
          6. کنایه­ ها این اعتراضات روی شخص شما تاکید می­کند. مشتری احتمالاً می­گوید:” به نظر می­رسد که شما کاملاً در کارتان موفق هستید و یا به نظر می­رسد که حسابی از فروشتان پول در می­آورید”. وقتی مشتری زیاد روی شما حساس می­شود یعنی شما زیاد از خود تعریف کرده­اید.سعی کنید بیشتر راجع به مشتری صحبت کنید نه خودتان!
          7. انتقادات واقعی هدف این نوع انتقاد خود کالاست. یعنی مشتری نسبت به کالای شما معترض است. اگر بتوانید پاسخ مناسبی به این نوع سؤالات بدهید مطمئن باشید او از شما خرید خواهد کرد.
          8. مقاومت اولیهاین نوع انتقاد معمولاً در ابتدای ارائه کالاست. به خاطر داشته باشید تا زمانی که پاسخ مناسبی به مشتری ندهید او با گوش بسته به شما گوش می­کند. سعی کنید او را آرام کنید و از او سؤالاتی بپرسید تا متوجه نیاز اصلی او شوید.
          9. آخرین انتقاداتاینها رایجترین نوع این انتقادات می­باشند. در این مرحله با اینکه او در آستانه خرید است اما هنوز شک دارد. سعی کنید او را قانع کنید.

          هنر اتمام فروش . هنر اتمام فروش . هنر اتمام فروش . کتابی از برایان تریسی

          کتاب معیار عمر

          کتاب معیار عمر – خلاصه کتاب Lifescale – چگونه زندگی خلاقانه ، مولد و شاد تری داشته باشیم – نوشته Brian Solis

          زمان و توجه شما هرگز خیلی با ارزش نبوده است. شرکت های تکنولوژیک برای جلب توجه شما رقابت می کنند و آنرا به عنوان کالا مبادله می کنند. آنها شما را برای افزایش زمان باقی ماندن بر روی سیستم عاملهای خود فریب می دهند و از اکتشافات علوم عصبی برای دستکاری در رفتار آنلاین شما سوء استفاده می کنند. شما تسلیم انبوه حواس پرتی ها ، از دست دادن تمرکز و خلاقیت می شوید. برایان سولیس “انسان شناس دیجیتال” متوجه سقوط خلاقیت خود شد و در پاسخ روش Lifescale را توسعه داد. او چارچوبی را برای بازیابی تمرکز ، بازگرداندن جرقه های خلاقیت شما و ایجاد حس عمیقی از هدف و بهزیستی فراهم می کند. کتاب معیار عمر

          خلاصه

          حواس پرتی های دیجیتال تمرکز و توجه شما را بهم می زنند.

          افرادی که از اعتیاد به دستگاههای دیجیتالی رنج می برند ، معمولاً از طریق زندگی مجازی از زندگی واقعی خارج می شوند تا در خوابی واقعی ، شبیه انسان زنده بمانند. آنها توانایی تمرکز ، تحقق اهداف و تحقق مسئولیت ها را از دست می دهند. اثرات مضر ارتباط بیش از حد با دنیای دیجیتال شامل كاهش توجه ، از دست دادن همدلی و انرژی كمتر برای فعالیتهای خلاقانه یا تفكر انتقادی است. بهره وری کاهش می یابد زیرا کارگران بطور میانگین دو ساعت در روز را با تلفن های هوشمند خود می گذرانند. زمانی که برای برنامه ها ، شبکه ها ، رسانه های اجتماعی و متون صرف می کنید ، شما را خوشبخت تر نمی کند. این احساس بهزیستی شما را از بین می برد ، استرس و اضطراب را افزایش می دهد و احساس تنهایی و شک به خود ایجاد می کند.

          “یک مسیر مستقیم برای خوشبختی وجود دارد و آن از طریق خلاقیت است. فواید آن رابطه باورنکردنی است. “

          خوشبختی با خلاقیت ارتباط مستقیم دارد. حواس پرتی دیجیتال جریان خلاق را مهار می کند. اگر می خواهید شادی را مجدداً به دست بیاورید و از طریق یادگیری مقاومت در برابر کشش مغناطیسی ، حواس پرتی را از بین ببرید ، “Lifescaling” را در نظر بگیرید. شما ارزش های خود را تعریف می کنید ، و مشخص می کنید چه چیزی باعث خوشبختی و تحقق شما می شود. شما روالهای جدیدی را بنا می کنید و عادتهای خلاقانه ای را برای داشتن یک شرکت کننده محور و حاضر در زندگی خود اتخاذ می کنید. کتاب معیار عمر

          در “اقتصاد توجه” ، شركتهای تكنولوژیک بی رحمانه رفتار مردم را برای به دست آوردن توجه به خود ، دستکاری می کنند.

          بسترهای نرم افزاری مانند فیس بوک ، توییتر و اسنپ چت باعث جلب توجه شما می شوند. اینها کالاهایی سودآورند. توسعه دهندگان از “تکنیک های دستکاری” برای تأثیرگذاری بر رفتار کاربر استفاده می کنند و شما را برای گذراندن زمان با بازی ها ، شبکه های اجتماعی و برنامه ها تشویق می کنند. این تکنیک ها بطور فزاینده ای پیچیده تر می شوند زیرا شرکت ها علوم عصبی را برای بهره برداری از نقاط ضعف شناختی انسان به کار می گیرند. اثرات بیماری قابل اندازه گیری است. به عنوان مثال ، میزان خودکشی نوجوانان در حال افزایش است. استفاده مکرر از رسانه های اجتماعی توسط اعضای این گروه سنی خطر ابتلا به افسردگی را افزایش می دهد.

          ما به هیچ وجه توانایی تمرکز خود را از دست نداده ایم. ما فقط باید آن را پس بگیریم. “

          حواس پرتی ، فرار را تشویق می کند ، به خصوص اگر از کار یا روابط خود ناراضی باشید. حواس پرتی های دیجیتال ، دوری از استقبال از مسئولیت ، مشکلات یا کارهای دشوار را ارائه می دهد. اما اکنون می توانید مالکیت ذهن خود را پس بگیرید. کتاب معیار عمر

          “کار سریع” – چند وظیفه ای در بین فعالیت ها – اثرات مضر بسیاری دارد.

          مغز انسان نمی تواند چند وظیفه داشته باشد. آنچه شما انجام می دهید “تغییر کار” بین یک فعالیت و فعالیت دیگر است و این باعث کاهش انرژی عصبی می شود. کیفیت خروجی شما افت می کند ، اشتباهات شما افزایش می یابد ، و درک خود را از دست می دهید و سطح استرس بیشتری را تجربه می کنید. چند وظیفه ای بر حافظه تأثیر منفی می گذارد و خلاقیت را مهار می کند.

          در اولین گام از سفر Lifescale ، تکنیک ها را در کارهای روزمره خود بگنجانید تا انرژی و توجه خود را مجدداً تغییر دهید. بفهمید که برای اجتناب از احساسات منفی – مانند نگرانی ، شک به خود یا کسالت – دفع وقت می کنید – که غالباً ناشی از یک وظیفه است. برای استفاده مجدد از وظیفه به عنوان وسیله ای برای ایجاد احساسات برجسته ، مزایای تکمیل چیزی را که کنار گذاشته اید تجسم کنید. مرتب کردن روزمرگی های خود رادر دستور کار قرار دهید. اول از همه مهمترین پروژه های خود را حل کنید و بعداً در روز کارهای کمتری را خواستار شوید.

          از چند وظیفه ای بودن خودداری کنید. در عوض در مسیری “تک کاره” با خاموش کردن اعلان ها ، بستن برنامه ها و ویندوزها و خاموش کردن تلفن هوشمند خود ، حواس پرتی را کاهش دهید. برای یک دوره بی وقفه مثلا 25 دقیقه کار کنید و استراحت های کوتاه و پنج دقیقه ای را برای بازیابی انرژی مجدد انجام دهید. در هنگام استراحت از بررسی ایمیل یا گشت و گذار در اینترنت خودداری کنید. به آرامی زمان دوره های کاری خود را افزایش دهید. کتاب معیار عمر

          خلاقیت استعدادی خاص نیست که فقط به تعداد کمی خوش شانس اهدا شود.

          هر کس از قابلیت های خلاقانه ای برخوردار است. جامعه و سیستم های آموزش با بیان ارزش کمتر برای هنرها نسبت به موضوعاتی که ظاهرا شما را برای موفقیت آماده می کنند ، بیان خلاق را سرکوب می کنند. هر کس از قدرت خلاقانه ای برای یافتن راه حل ها و کشف امکانات جدید برخوردار است. ابراز خلاقیت برای خوشحالی ضروری است. ذهن را درگیر می کند ، تفکر انتقادی را ارتقا می بخشد و نوآوری را تقویت می کند. هنگامی که در فعالیت های خلاق غوطه ور هستید ، در برابر حواس پرتی ها مقاومت می کنید و اضطراب کمتری احساس می کنید. شما اعتماد به نفس و آگاهی را به دست می آورید ، ریسک می کنید و شکست را به عنوان بخشی از فرایند قبول می کنید.

          “بسیاری از افراد بسیار با استعداد ، درخشان و خلاق فکر می کنند که اینطور نیستند زیرا برای چیزی که در مدرسه در آن خوب بودند ، ارزشی قائل نبودند یا در واقع آن را بی ارزش می دانستند.”

          کنجکاوی خود را افراطی افزایش دهید ، سؤال کنید و فرصتها را بررسی کنید. ساختن لیست ایده ها را شروع کنید و هر روز سه ایده جدید اضافه کنید.

          افراد غالباً لذت تفسیری را که به دنبال سعادت است ، سوء تفسیر می کنند.

          مردم معتقدند که چیزها ، افراد دیگر یا فعالیتها باعث خوشبختی آنها می شوند و خوشبختی زودگذر است. آنها غذای خوشمزه بعدی ، تعطیلات هیجان انگیز ، عاشقانه جدید یا ارتقاء کار را دنبال می کنند. ممکن است شما از منابع خارجی تقاضای توجه و اعتبار کنید و ارزش خود را با “لایک” از افراد غریبه در رسانه های اجتماعی بسنجید. این کمی خوشبختی را به ارمغان می آورد ، ولی نه بیشتر. برای تجربه خوشبختی و سلامتی پایدار ، به دنبال تعقیب چیزهایی باشید که معنی و هدف را برای شما فراهم می آورد. درک کنید که چه باعث می شود از ارزشهای خود شاد شوید.

          ارزش ها سیستم اعتقادات اساسی است که تشکیل دهنده بافت شخصیت شماست و زندگی شما را راهبری می کند. این تمرینات به شما در شناسایی ارزش های اصلی خود کمک می کند:

          1. وقتی احساس خوشبختی کردید ، زمان آنها را لیست کنید.
          2. به اوقات زندگی خود توجه داشته باشید وقتیکه احساس بدترین حالت را کردید.
          3. مقادیرشامل بهترین و بدترین زمان های خود را استخراج کرده و آنها را در قالب “ماتریس” قرار دهید.
          4. هر ارزشی را که برای شما مهم است ، ثبت کنید ، مانند کار سخت ، سخاوت ، سرگرمی ، اعتماد به نفس ، وفاداری یا تحمل.
          5. مقادیر اصلی خود را با استفاده از تم ها گروه بندی کنید. به عنوان مثال ، ارزش هایی مانند “یادگیری ، رشد و توسعه” تحت یک موضوع قرار می گیرند.
          6. از هر گروه یک موضوع را انتخاب کنید.زیرمجموعه‌هایی را ایجاد کنید تا هر ارزشی را که دارا هستید درج کنید.
          7. اقداماتی را که می توانید برای تحقق و زندگی کردن توسط پنج تا 10 ارزش برتر خود انجام دهید در نظر بگیرید.
          8. متعهد شوید که با ارسال لیستی که هر روز آن را مشاهده خواهید کرد ، با این مقادیر زندگی کنید.

          تمرین ذهن آگاهی شما را قادر می سازد تا بر زمان حال متمرکز شوید. شما بیشتر از محیط خود آگاه و نسبت به احساسات خود هوشیار هستید.

          طبق گفته دکتر سریکومار رائو در “گورو خوشبختی” ، اکثر مردم در جهان “من محور” زندگی می کنند. آنها دائماً در مورد خود می اندیشند و در دام “خودشیفتگی تصادفی” قرار می گیرند. خودآگاهی را توسعه دهید ، که با فکر کردن در مورد خود متفاوت است. به جای اینكه سؤال كنید كه چرا اتفاقات رخ می دهد ، بپرسید ، “چه؟” مثلاً “چه چیزی را مهم ترین می دانم؟” و “هدف زندگی من در این لحظه چیست؟” تمرین ذهن آگاهی شما را از “چرا” به “چه” منتقل می كند. تجربه زندگی غنی و تحقق بخشیدن آن.

          حواس پرتی دیجیتال توجه شما را منحرف می کند و مانع از این می شود که هر لحظه را کاملاً تجربه کنید. “پچ پچ ذهنی” ، جریان مداوم افکار ، قضاوت ها و نگرانی هایی که از مغز شما عبور می کند ، حواس پرت کن های دیگر است. یک عمل ذهن آگاهی به شما امکان می دهد تا بر زمان حال متمرکز ، به محیط زیست خود آگاه و نسبت به احساسات خود هوشیار شوید. ذهن آگاهی موجب خلاقیت می شود. هنگامی که حواس پرتی شما را رها کرد، می توانید روی خلاقیت تمرکز کنید.

          “حضور در لحظه فقط شعار نیست؛ فوق العاده قدرتمند است، نه فقط برای شما بلکه برای کسانی که با آنها وقت می گذرانید و زندگی را با آنها به اشتراک می گذارید. “

          روی نفس خود تمرکز کنید. نفس عمیق بکشید ، سپس پنج ثانیه نفس خود را نگه دارید و بازدم کنید. نفس عمیق بکشید و قبل از بازدم آن را برای یک ثانیه نگه دارید. با تکرار این تمرین تنفس ، متوجه شوید که چگونه ذهن شما را آرام می کند. ذهن آگاهی را از طریق هنر پذیرش ارتقا دهید. بگذارید از مواردی که شما نمی توانید کنترل کنید دور شوید. آنچه را که در حال حاضر انجام می دهید ، مانند خوردن غذا یا نوشیدن یک فنجان چای ، قدربدانید. یک تمرین مراقبه ، آرامش بخش است. این به شما کمک می کند تا رها شوید و ذهن خود را باز کنید. کتاب معیار عمر

          هدف، شما را فراتر از حد متوسط ​​و به سمت بزرگی سوق می دهد.

          هدف انرژی و تمرکز را فراهم می کند و انگیزه شما را برای ساختن بهترین شخصیت خود کمک می کند. وضوح هدف، مقابله با هرج و مرج ذهنی ناشی از بی هدفی معنوی است. این تفکر به خود را جبران می کند.

          “زندگی باهوش تر ، همدلانه ، دوست داشتنی و در لحظه ، پایه و اساس موفقیت به عنوان یک فرآیند در زندگی است و نه به عنوان یک فلات موفقیت.”

          شرکت در چهار نوع از تجربیات زندگی می تواند یک مفهوم روشن از هدف را بنمایاند:

          1. “بهزیستی جسمی و روانی” – در فعالیت هایی که باعث ارتقاء سلامت می شود شرکت کنید.
          2. “تعلق و شناخت” – اعتبار متقابل را از افرادی که برای شما مهم هستند ، بگیرید و دریافت کنید. 
          3. “فعالیت های شخصی با ارزش”  – هر روز وقت خود را برای انجام کارهایی که دوست دارید صرف کنید.
          4. “نزدیکی و ارتباط معنوی”  – به دنبال احساس ارتباط با چیزی بزرگتر از خود و احساس بودن در بخشی از تجربه جمعی بشری باشید.

          بیانیه ای شخصی را بنویسید. این نوشته مختصر ، یک یا دو جمله ای اشتیاق و ارزشهای زندگی شما را نشان می دهد و مسیری را که می توانید برای رسیدن به آنها طی کنید. به عنوان مثال ، در بیانیه هدف اپرا وینفری آمده است: “معلم بودن. و اینکه به من القا می شود دانش آموزانم بیش از آنچه فکر می کردند می توانند باشند ، دیده شوند. “

          کتاب معیار عمر

          تفکر مثبت ابزاری قدرتمند برای دستیابی به اهداف و آرزوهای شما است.

          درگیر کردن رفتار هدفمند در زندگی روزمره ، یک روند مداوم است. پرورش یک نگرش مثبت باعث ایجاد انگیزه در کار می شود. مغز انسان تعصب ذاتی و منفی دارد. اما می توانید ذهن خود را مجدداً تمرین دهیذ تا تغییر کند. این بدان معنا نیست که شما ساده لوح هستید یا بی فکر خوشحال هستید. این خواسته ای برای کنترل واکنش شما به ورودی ، افکار و احساسات است. روشهای ساده برای ایجاد الگوهای تفکر مثبت جدید شامل تمرین قدردانی و سپاسگزاری ، پیدا کردن الهام از نقل قول ها و تأییدها ، و مثبت نگاری در تمرین ذهن آگاهی شماست. برای جلب واکنش های مثبت ، پیام های مثبت را به جهان بفرستید.

          “شما نمی توانید خلق و خوی خود را کنترل کنید ، و همیشه نمی توانید افکار پراکنده در سرتان را کنترل کنید ، اما می توانید نحوه برخورد با آنها را انتخاب کنید.”

          تفکر مثبت را از طریق “بینش” به عمل تبدیل کنید. تصاویر ذهنی از آنچه می خواهید به دست آورید ایجاد کنید. به بینش خود اجازه دهید انگیزه و الهام بخشی شما برای انجام در بالاترین سطح خود باشد. توضیحی از هدف خود بنویسید. نتیجه مورد نظر را شرح دهید. واقع بین باشید و یک هدف قابل دستیابی را انتخاب کنید. تابلو بینش ایجاد کنید – مجموعه ای از تصاویر ، کلمات و عکس ها که نمایش تصویری از آنچه می خواهید به دست آورید را تشکیل می دهند. تابلویی را که می توانید روزانه مشاهده کنید ، به طور برجسته نمایش داده شود. یک برنامه عملی ایجاد کنید که مراحل مشخصی را برای دستیابی به هدف خود برانگیزد. از افرادی که به آنها احترام قائل هستید و به آنها اعتماد دارید ، کمک بگیرید. حمایت ، بازخورد و توصیه های عملی آنها می تواند شما را در مسیر درست نگه دارد.

          افزایش توانایی تمرکز، انرژی تولیدی شما را با شیرجه های عمیق ، به تلاشهای خلاقانه تبدیل می کند.

          انرژی مولد خود را مهار کنید و درون خلاقیت شیرجه بزنید. پروفسور کال نیوپورت از دانشگاه جورج تاون کار عمیق را “توانایی تمرکز بدون حواس پرتی بر روی یک وظیفه شناختی داوطلبانه” تعریف می کند. برای کارهای متمرکز از بلوک های زمان استفاده کنید و بین دوره های کار عمیق و کم عمق متناوبا سوئیچ کنید. و هر زمان که برنامه شما اجازه می دهد ، حتی اگر فقط برای مدت کوتاهی امکان پذیر باشد ، عمیقاً وارد کار شوید.

          “ایجاد توانایی برای تمرکز خلاقانه، مانند نگه داشتن نفس است. هرچه این عمل را بیشتر انجام دهید ، توانایی خود را برای طولانی تر و عمیق تر شدن نفس بیشتر می کنید. “

          از زمان غوطه وری در کار خود بی رحمانه محافظت کنید و به برنامه خود بچسبید. بیاموزید بهترین کار خود را در کجا انجام می دهید. برای به حداقل رساندن وقفه ها از قبل برنامه ریزی کنید. به عنوان مثال ، قهوه و نوشیدنی هایی را در دست بگیرید ، برجسته سازها و قلم ها را در انبان خود نگه دارید و یک لیست پخش الهام بخش تهیه کنید. برای به اشتراک گذاشتن یک فضای کاری خلاق تحقیق کنید تا از الهام ، بازخورد و پشتیبانی دیگران برخوردار شوید. با گذشت زمان ، دوره های خلاقانه ای را در حین کار عمیق تجربه خواهید کرد. هنگامی که خود را در یک کار غوطه ور می کنید ، خواهید دید که زمان پرواز می رسد ، رودخانه های خلاقایت شما جاری می شوند ، حواس پرتی های بیرونی رو به زوال می روند و شما از حس حقیقت و بهزیستی شخصی انباشته می شوید. کتاب معیار عمر

          چالش های نیازمند به مشاوره

          چالش های نیازمند به مشاوره – 10 تا از بزرگترین چالشهایی که مشاغل امروز با آن روبرو هستند (و به مشاوران نیاز دارند)

          اگر شما هم یکی از صاحبان کسب و کارهای متعددی هستید که کارهای بی شماری را باید انجام دهید و همه کارهایی را که نیاز به انجام دارند را دست تنها دارید انجام می دهید ، یااگر یک مشاور هستید که به صاحبان مشاغل در مواردی که خارج از تخصص آنهاست، کمک می کنید ، با این لیست چالش های نیازمند به مشاوره آیا برخورد نکرده اید؟

          ما در زمانه ای فوق العاده سریع و در حال تغییر، به خصوص برای مشاغل زندگی می کنیم . در نظر بگیرید که در یک نسل واحد ، مشاغل مجبور شده اند با کانالهای بازاریابی کاملاً جدید (وب و شبکه های اجتماعی) سازگار شوند ، تصمیم بگیرند که چگونه در این حیطه وارد شده و در استفاده از فناوری های جدید سرمایه گذاری کنند و در یک بازار جهانی به رقابت بپردازند – چیزهایی که به سختی برای والدین ما و نسل پدربزرگ و مادربزرگ ها قابل تصور بود.

          یکی از تأثیرات جانبی این تغییرات و رشد سریع این است که هیچ مدیرعاملی – یا هیچ کارمندی – در آن موضوع – نمی تواند متخصص در همه چیز باشد. این شاید ، همیشه درست بوده ، اما هرگز به این وضوح نبوده است.

          به همین دلیل ، به نظر من ، برخی از بزرگترین چالش هایی که امروزه مشاغل با آن روبرو هستند به بهترین شکل با مشاوران واجد شرایط حل می شوند. مراجعه به یک مشاور به مدیران عامل کمک می کند تا تخصص و مهارت های لازم را برای رفع مشکلات خاص در مواقع خاص اضافه کنند تا بتوانند بهترین نتایج ممکن را ارائه دهند.

          برخی از چالش هایی که من مشاغل را با آن روبرو می بینم که به بهترین وجه با کمک یک مشاور مرتفع می شوند عبارتند از:

          عدم اطمینان در مورد آینده

          قدرات پیش بینی روند مشتری ، روند بازار و غیره برای تغییر اوضاع اقتصادی بسیار حیاتی است ، اما همه مدیر عامل ها قدرت پیش بینی کننده ای مانند وارن بافت ندارند. روی آوردن به یک مشاور آموزش دیده برای خواندن و پیش بینی این روندهای مهم می تواند تفاوت بین آینده روشن و تاریک شرکتی را نشان دهد.

          مدیریت مالی

          یکی از چالش های نیازمند به مشاوره ، مدیریت مالی مجموعه و شرکت شماست. بسیاری از مدیر عاملان افرادی ایده پرداز هستند. این بدان معناست که آنها در تصویرسازی های بزرگ و تفکر واگرا عالی هستند ، اما با مواردی مانند گردش پول ، حاشیه سود ، کاهش هزینه ها ، تأمین اعتبار و غیره چندان آشنا نیستند. مشاغل کوچک و متوسط ​​ممکن است به CFO تمام وقت احتیاج نداشته باشند ، اما با استخدام یک مشاور مالی که بتواند در صورت لزوم به ایفای نقش بپردازد بهتر عمل می کنند.

          نظارت بر عملکرد

          استفاده از یک مجموعه معنی دار از شاخص های عملکرد که به کسب و کار بینش لازم را بدهد در مورد چگونگی عملکرد مهم است. اکثر کارمندانی که می شناسم ، متخصص در زمینه توسعه KPI و چگونگی جلوگیری از مشکلات اساسی و چگونگی استقرار بهترین معیارها نیستند تا آنها را به تصمیم گیران اطلاع دهند. در بیشتر موارد ، شرکتها به شاخصهای مالی بسیار ساده ای تکیه می کنند که کانال های گزارش دهی شرکت را محدود می سازند.

          مقررات و اجرا

          با تغییر بازار و فناوری ها ، قوانین و مقررات نیز تغییر می کنند. بسته به صنعت شما ، این امر می تواند بسیار منطقی تر باشد که یک مشاور برای کمک به این حوزه ها به جای تلاش برای درک پیچیدگی ها از سوی خودتان وارد کنید تا به دلیل عدم رعایت احتیاط های لازم جریمه نشوید و وضعیت بدتر نشود.

          شایستگی ها و استخدام استعداد های مناسب

          از چالش های نیازمند به مشاوره یافتن نیروهای کاری مناسب است ، یک تجارت کوچک و متوسط ​​ممکن است نیازی به نیروی انسانی تمام وقت یا استخدام کارکنان نداشته باشد ، اما در دوره های اوج رشد ، پیدا کردن افراد مناسب و توسعه مهارت های مناسب ، کلید اصلی آینده پایدار است. مراجعه به یک مشاور متخصص برای پیدا کردن کارمندان مورد نیاز شما در چنین حالتی یک سرمایه گذاری عاقلانه است.

          فن آوری

          از آنجایی که فناوری ها عملاً با سرعت نورتغییر می کنند ، نوآوری یا عقب ماندن شرکت ها بسیار مهم است – اما بسیاری از مدیرعامل ها قبل از وجود بسیاری از این فناوری ها ، که کسب و کار خود را آغاز کرده اند! مشاوران می توانند برای تلفیق فن آوری های جدید ، به ویژه موبایل ، توسعه برنامه ها و رایانش ابری بسیار حیاتی باشند.

          انفجار داده

          نسل پدربزرگ ها مطمئناً نیازی به مقابله با ترابایت داده ها یا نگرانی در مورد آنچه باید با آن انجام داد نداشته اند. 90٪ از داده های جهان در دو سال گذشته ایجاد شده اند و مدیریت ، ایمن نگه داشتن و استخراج روندها از تعداد روزافزون داده هایی که شرکت شما تولید می کند ، باید در دست یک حرفه ای واجد شرایط باشد که بتواند بیشترین سود را از آن داده ها برای شما کسب کند.

          خدمات مشتری

          به چالش های نیازمند به مشاوره باید ارائه خدمات فوری به مشتری را هم افزود. در دنیای سریع امروز ، مشتریان انتظار خدمات فوری را دارند – و می توانند به سرعت در اینترنت بچرخند تا نارضایتی خود را در كمتر از دو ساعت ازخدمات نارضایت بخش به اشتراک بگذارند. مشاوران می توانند راه هایی برای بهبود خدمات به مشتری در قرن بیست و یکم بیابند.

          حفظ شهرت

          در همین راستا ، به دلیل اینکه مشتریان می توانند هرگونه نارضایتی را بسیار عمومیتر و با صدای بلندتر از گذشته ابراز کنند ، مشاغل مجبورند اعتبار آنلاین خود را نظارت و حفظ کنند. و در حالی که این یک کار مهم است ، فرد مناسب برای اینکار شخص ثالثی است که می تواند با فاصله مشخصی از کار، نظارت و وساطت را داشته باشد.

          تشخیص موقع پذیرش تغییر

          فرزند زودهنگام یا دیر بازی؟ مشاوران می توانند به مدیران عامل كمك كنند تا تعیین كنند كه چه موقع تغییر را تحمل می كنند و چه موقع ادامه دهند. همه چیزهای جدید بهتر نیستند ، اما در هر صورت تغییر اجتناب از خطر است. یک حرفه ای خارج از سازمان می تواند با این تصمیمات تفاوت ایجاد کند.

          ما در دوره ای از تغییر مداوم برای آینده غیر قابل پیش بینی زندگی می کنیم: تغییر یک امر طبیعی است. آماده سازی و پذیرش آن تغییر با سرمایه گذاری در نوع مشاوره مناسب ، بهترین راه برای برطرف کردن این چالش ها است.

          آیا شما با چالش های نیازمند به مشاوره دیگری مواجه هستید؟ چه چیزی را ممکن است به لیست اضافه کنید؟ در زیر نظر دهید و کان سلطان از ادامه بحث خوشحال خواهد شد …

          صنعت مشاوره مدیریت : رشد خدمات مشاوره ای

          صنعت مشاوره مدیریت : رشد خدمات مشاوره ای

          صنعت مشاوره مدیریت به عنوان یک حرفه و یک آرزو برای متخصصان مدیریت است. این یادداشت به دنبال تعریف مشاوره مدیریت به عنوان یک صنعت ، ترسیم مرزهای آن ، برجسته کردن سهم های بی نظیر مشاوران مدیریت و بنگاههای مشاوره و روشن کردن چالشهای پیش روی صنعت مشاوره مدیریت است. 

          صنعت مشاوره مدیریت: چشم انداز دانشگاهی

          مشاوره مدیریت یکی از اولین موارد مشاغل برون سپاری است. شرکت ها و مدیران به دنبال مشاوره و پشتیبانی خارجی از موضوعاتی هستند که به عنوان استراتژی برای امور به ظاهر رویه ای مانند حسابداری و مالیات بسیار مهم است. گرچه استفاده از مشاوران و بنگاههای مشاوره مدتهاست كه رواج دارد ، اما تحقیقات زیادی در مورد همین مورد انجام نشده است. 

          مشاوره مدیریت به عنوان یک صنعت و عمل را می توان از طریق دوربین تئوری های نهادی (کارآفرینی نهادی) ، اقتصاد هزینه های معامله (مشکلات اصلی ، هزینه های معامله مشاوره و اجرای برون سپاری) و نظریه های سازمان که مطالعه بنگاه های خدمات حرفه ای (PSF) را ممکن می کنند مشاهده کرد. تحقیقات آکادمیک در صنعت مشاوره به مطالعه رویه مشاوره توجه داشته است ،موچرجی و راماچاندران (2007) برون سپاری را به عنوان “عمل در جستجوی نظریه” عنوان كردند – می توانیم همین برچسب را به صنعت مشاوره نیز گسترش دهیم.

          صنعت مشاوره مدیریت به دلایل مختلف توجه دانشگاهی کمی به خود جلب کرده است. دلیل اول ، این است که به انواع گوناگون شرکت های مشاوره ، از “سه” بزرگ شرکت های مشاور استراتژی جهانی گرفته تا تعداد زیادی از مشاوران فردی/مستقل ، تقسیم شده است. 

          دوم ، برخلاف سایر بنگاه های خدمات حرفه ای مانند حسابداری و حقوق ، این صنعت تنظیم نشده است و حتی به ایجاد نهادهای حرفه ای مانند انجمن های مشاوران نیز توجه کمی شده است. 

          سوم ، جدا از اختلاف اندازه و مقیاس ، تنوع گسترده ای در موقعیت یابی و تمایز شرکتهای مختلف مشاوره وجود دارد. شرکت هایی وجود دارند که در همان بازار مانند شرکت های مشاور استراتژی ، روی موضوعات مختلف تمرکز می کنند ، در عوض بنگاه هایی وجود دارند که روی یک دامنه خاص تمرکز می کنند ، مانند فناوری اطلاعات (IT). 

          سرانجام ، فقدان مطالعات گسترده در مورد صنعت مشاوره می تواند به ماهیت خدماتی که ارائه می دهند مربوط باشد، خدماتی که مطالعه ، اندازه گیری و سنجش آن دشوار است.

          هدف اصلی این یادداشت ، تشریح مشاوره مدیریت به عنوان یک صنعت و بیان نقش مهم شرکتهای مشاوره مدیریت است. این یادداشت شامل سه بخش است. بخش اول مرزهای صنعت مشاوره را تشریح می کند و چشم انداز مشاوره را به عنوان یک رشته از جمله تکامل آن را بیان می کند. بخش دوم تکامل صنعت را نشان می دهد تا نقش قانونی شرکتهای مشاوره مدیریت و ارزش ویژه ای که آنها به مشتریان خود اضافه می کنند ، برجسته شود. بخش سوم و آخر چالش های نوظهور برای صنعت مشاوره مدیریت جهانی را تشریح می کند.

          مشاوره مدیریت به عنوان یک صنعت

          تحول صنعت مشاوره مدیریت به بهترین وجه از طریق کارآفرینی نهادی انجام می شود. دیوید ، سین و هوممن (2013)دریافت که در دوره ظهور مشاوره مدیریت (در سالهای پس از جنگ جهانی دوم) ، مشاوره با کارآفرینان :

          • (الف) تضادهای مهمی را بین وضع موجود و منطق های گسترده فرهنگی برجسته کرد
          • (ب) از تخصص های خارج از حوزه خود استفاده کرده و راه حل هایی را پیشنهاد می دهد
          • (ج) فواید اجتماعی بزرگ این راه حل ها را برجسته کرد
          • (د) با مشخص کردن کدهای اجتماعی ، تمایز اشکال سازمانی خود را مشخص کرد و
          • (ه) روابطی را با بازیگران برجسته خارج از این زمینه برقرار کرد تا مدل های حل مسئله خود را مشروعیت بخشند. 

          چنین اقدامات نهادی در تکامل صنعت که توسط شرکتهایی که به طور فزاینده ای شباهت دارند ، هرچند که دارای موقعیت مشخص باشند ، کمک کرده است.

          (Semadini (2006 صنعت مشاوره مدیریت را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد و از ماهیت پنهان و چند بعدی تصمیم گیری برای تعیین موقعیت رقابتی پرده برداشت. موقعیت یابی رقبای بسیار نزدیک ، مزایایی از جمله افزایش مشروعیت ، کاهش عدم اطمینان و افزایش پتانسیل برای سرریزها را در اختیار شرکتها قرار می دهد ، ضمن اینکه فرصت خود را برای تمایز خود از نزدیکترین رقبای خود کاهش می دهد ، از این رو رقابت مستقیم را افزایش می دهد. 

          او با استفاده از داده های نشانگر خدمات صنعت مشاوره ایالات متحده ، چگونگی موقعیت شرکتها را در نزدیکی یا دور از شرکتهای بزرگتر یا قدیمی تر شرح می دهد. اگرچه برای دادن مشروعیت ، کاهش عدم اطمینان و بهره‌مندی از مزایای سرریز ، قرار دادن محصولات / خدمات در نزدیکی رقبای بزرگتر حائز اهمیت است ، اما مشخص شد که بنگاهها برای حفظ تمایز رقابتی خود را دورتر از شرکتهای قدیمی ، و رقیب مستقیم قرار می دهند.

          از دیرباز ، شرکت های متنوع کارمندان شرکت را با عناوینی که شامل “مشاور” به عنوان منابع انحصاری تمام وقت می باشد ، استخدام کرده اند. در حالی که چنین مشاوران داخلی تخصص خاصی را به بنگاهها ارائه می دهند ، جزء لاینفک سازمان هستند و لزوماً چشم انداز “خارج” ای را که مشتری ها اغلب در جستجوی آن هستند ، به وجود نمی آورند. 

          فینچام ، موه و سیدل (2013) سه ویژگی اصلی صنعت مشاوره مدیریت را شناسایی کرد:

          • (1) مشاوران در تشخیص و یا برخورد با مشکلات مدیریتی شرکت را پشتیبانی می کنند. 
          • (2) برای چنین مشاوران مشکلی که مطرح می شود خارجی است و هیچ مسئولیت اجرایی در باب آن ندارند. و
          • (3) چنین پشتیبانی به صورت موقت ارائه می شود. 

          بر اساس این ویژگی ها ، آنها مشاوره مدیریت را شامل این خصوصیات تعریف کردند “هر فعالیتی که به عنوان توجیه ، ارائه نوعی حمایت در شناسایی یا برخورد با مشکلات مدیریتی ، توسط افراد ، گروهها یا سازمانهای خارجی برای مدیریت خاص ارائه می شودقرارداد آنها توسط مدیریت به طور موقت منعقد می شوند “( فینچام و همکاران ، 2013 : 6).

          (Greiner و Metzger 1983) خدمات مشاوره مدیریت را به عنوان “خدمات مشاوره ای كه توسط افراد متخصص و مجرب به صورت عینی و مستقل به سازمان مشتری برای شناسایی مشکلات مدیریتی و تحلیل چنین مشكلاتی كمك می كنند و راه حل هایی به سازمانها ارائه می دهند ، تعریف می كنند.

          در صورت درخواست ، در اجرای راه حلها کمک کنید »(صفحه 7). ترنر (1982)در یکی از اولین مقالات پیرامون صنعت مشاوره ، هشت هدف اساسی ازشغل مشاوره ، بصورت سلسله مراتبی ترتیب داده است:

          • (1) ارائه اطلاعات به مشتری
          • (2) حل مشکلات مشتری
          • (3) کشف یک تشخیص ، که ممکن است ضرورت داشته باشدو تعریف مجدد مشکل
          • (4) توصیه‌های مبتنی بر تشخیص
          • (5) کمک به اجرای راه حلهای پیشنهادی
          • (6) ایجاد یک اجماع و تعهد پیرامون اقدامات اصلاحی
          • (7) تسهیل در یادگیری مشتری – یعنی آموزش به مشتریان برای یادگیری نحوه حل و فصل مشابه مشکلات در آینده ، و
          • (8) بهبود اثربخشی سازمان به طور دائم . “( ترنر ، 1982 : 120-1121)

          مشاوران مدیریت با ارائه تخصص منحصر به فرد و مشخص در سازمانها ، به سازمانها (از جمله دولتها و بنگاههای بخش دولتی) ارزش افزوده می کنند ( ممنی ، 2013 ). این ترکیب تخصص تشخیصی با نوآوری / سرعت پاسخگویی در مشتریان ، فرصت غنی را برای شرکتهای مشاور فراهم می کند تا از طریق مهارت های حل مسئله ، به مشتریان خود بیفزایند.

          بنابراین ، چشم انداز صنعت مشاوره مدیریت توسط مشاورانی مشخص می شود که :

          • (الف) خارج از سازمان هستند. 
          • (ب) به طور موقت استخدام شده اند. 
          • ج) برای تجربه و تخصص خود که به راحتی در سازمان مشتری قابل دسترسی نیستند ، ارزش قائل هستند. و
          • (د) مشاوره خود را برای بهبود عملکرد سازمان و آموزش مشتری جهت رسیدگی به مشکلات مشابه در آینده ارائه می دهند.

          صنعت مشاوره مدیریت : مشروعیت و ارزش افزوده

          دلیل یابی برای موفقیت مداوم در صنعت مشاوره مدیریت می تواند از طریق اقتصاد هزینه تراکنش مورد بررسی قرار گیرد ( کواز ، 1937 ). تصمیم برای جذب مشاوران برای رسیدگی به یک موضوع را می توان به عنوان تجارت بین استقرار داخلی منابع (سلسله مراتب) و استخدام مشاوران از خارج (بازار) دانست. انتخاب باید براساس ارزش افزوده اقتصادی خالص هزینه های معامله باشد. برای زنده ماندن صنعت مشاوره ، شرکتها و مشاوران باید ارزش افزوده قابل توجهی را ارائه دهند که از هزینه های مشارکت بیشتر باشد.

          هنگامی که این صنعت در سال های اولیه ظهور خود قرار داشت ، ارزش اصلی توسط شرکتهای مشاوره ، گردآوری افراد باهوش و با تنوع تجربه و قرار دادن آنان در معرض دید افراد بود بگونه ای که می توانستند یک چشم انداز خارجی بی طرف از مشکلات و چالش های مشتری را نمایش دهند. 

          سارواری (1999)استدلال می کند که گزاره ارزش شرکت مشاوره از ارائه افراد هوشمند برای حل مشکلات مشتری گرفته تا دسترسی مشتریان به پایگاه دانش شرکت مشاوره تغییر کرده است ، زیرا مشتری ها و بنگاه های مشاوره هر دو برای استخدام به منابع یکسانی دسترسی دارند (MBA از مدارس برتر تجاری ) تغییر گزاره ارزش به این معناست که بنگاههای مشاور باید بر قدرت دانش جمعی خود تأکید کنند (بدست آمده از طریق تجربه رسیدگی به مشکلات متعدد ، سنتز این تجربیات برای ایجاد دانش جدید و توانایی شرکت برای رمزگذاری و توزیع این دانش برای اینکه به راحتی در اختیار مشاوران و مشتریان خود قرار دهند).

          مایستر (1993)شرکت های مشاوره را بر اساس کارهایی که انجام می دهند به سه گروه طبقه بندی می کند:

          • (1) رویه ای (کاری که راه حل / رویکرد آن به خوبی شناخته شده است ، اما موفقیت در کارآیی اجرایی است). 
          • (2) مغز (کاری که نیاز به خلاقیت و نوآوری زیادی دارد که از تخصص حرفه ای حاصل می شود). و
          • (3) مو خاکستری (کار مبتنی بر تجربه انباشته شده). 

          هر یک از این نوع شرکتهای مشاوره به منابع و سازماندهی متفاوتی نیاز دارند. در حالی که سازمانهای مبتنی بر کارآیی ، پایه های بزرگی از دانش مدون را با خود دارند، شرکتهای مشاوره ای مبتنی بر نوآوری و مبتنی بر تجربه ، در ساختن تیمی که دارای مهارت حرفه ای و دارای اعتبار باشد ، رشد می کنند و یا دانش و دامنه قابل توجهی دارند. (Kipping & Kirkpatrick، 2013 : 778).

          در این مرحله شایسته است که بنگاههای مشاوره مدیریت را به عنوان شرکتهای خدمات حرفه ای (یا PSF) در نظر بگیریم. von Nordenflycht )2010)شرکت های خدمات حرفه ای را دارای سه ویژگی مشخص می داند: میزان دانش ، میزان سرمایه کم و نیروی کار حرفه ای. میزان دانش به بدنه پیچیده دانش افراد (و نه در تجهیزات ، محصولات یا روالهای سازمان) اطلاق می شود ، که پایه و اساس افزودن ارزش سازمان را تشکیل می دهد. میزان سرمایه کم نشان می دهد که تولید شرکت به دارایی های مادی مانند موجودی ، امکانات تولید و توزیع یا حتی سرمایه معنوی قابل توجه بستگی ندارد و این حاکی از تحرک زیاد نیروی کار است. نیروی کار حرفه ای به شناسایی کارمندان با “حرفه” خاصی اطلاق می شود – شخصی با یک پایگاه دانشی خاص (تاكور و كومار ، 2000 ، توسط نوردنفیلشت ، 2010 ).

          (Kipping and Kirkpatrick 2013) استدلال می كنند كه در میان PSF ، شركت هایی كه در صنایع نسبتاً غیر منظم و باز (یا ورود آسان به آن) رقابت می كنند ، مانند مشاوره مدیریت ، متفاوت از صنایعی مانند حسابداری و قانون هستند. با توجه به سطح پایین مقررات حرفه ای (که اکثر آن هنوز داوطلبانه است) و گزاره های ارزش بسیار متمایز و موقعیت رقابتی ، شرکت های مشاوره مدیریت بیشتر “حالت های کاری و مدیریتی” را به کار می گیرند تا “حالت حرفه ای” عملکردی که بیشترین ویژگی را دارد.

          با این حال ، Malhotra و موریس (2009)استدلال کردند كه اختلاف در سازمان PSF بستگي به نوع دانشي كه از آنها استفاده مي شود (هنجاري ، همگرايي يا فني) ، قدرت بسته شدن اجتماعي ، مرزهاي قضايي (مانند تفاوت هاي ملي) و نوع تعامل مشتري (فراواني و درجه) وابسته است. تأثیر( با استدلال خود ، شرکت های مشاوره مدیریت ، از دانش هنجاری بهره می گیرند ، تعطیلی اجتماعی ضعیفی دارند (هیچ مجوز صنعتی پذیرفته شده برای مشاوره مدیریت به عنوان حرفه وجود ندارد) ، می توانند خدمات خود را به راحتی در مرزهای جغرافیایی گسترش دهند ، و تعامل با مشتری قابل توجهی داشته باشند (در چندین مورد ، حتی پست مشاوره از طریق مشتری ایجاد می شود). بنابراین ، شرکتهای مشاوره مدیریت بیشتر با ساختارهای تیم سلسله مراتبی سازماندهی می شوند. 

          تنوع در انواع خدمات بعلت گسترش بین المللی و ایجاد شبکه های جهانی ، دفاتر گسترده ای را در مکانهای مختلف ایجاد کرده است. و براساس تعهدات زمانی مشاور ، هزینه های متغیر را برای مشتریان اعلام می کنند (Malhotra & Morris، 2009 ). فون (Nordenflycht 2010) بنگاههای مشاوره مدیریت را به عنوان Neo-PSF ، متمایز از PSF های کلاسیک (مانند قانون و حسابداری) به دلیل عدم وجود یک ایدئولوژی حرفه ای قوی و تنظیم و کنترل ضعیف توصیف کرد. چنین بنگاه هایی به جای انطباق با روش های اجتماع سازماندهی مشخص شده / تعریف شده توسط انجمن های صنفی / نهادهای نظارتی ، بیشتر بر تأکید بر آموزش های داخلی و ادغام کارکنان خود برای دستیابی به استاندارد سازی داخلی مهارت ها ، تأکید می کنند ( Kipping & Kirkpatrick، 2013 ).

          (Furusten 2013) استدلال کرد که ممکن است منبع حرفه ای در صنعت مشاوره مدیریت متفاوت باشد. مکانیسم مجوز حرفه ای بودن و تخصص از طریق اعتماد به دست آمده توسط مشاور و شرکت مشاوره از طریق تطبیق پذیری ، در دسترس بودن ، ارتباط و تمایز در حوزه خود است. 

          موزلی (1970)با توجه به احتمال فرصت مشاوران برای نشان دادن رفتار غیر اخلاقی و پنهان کردن بی کفایتی آنها ، توصیه کرد که یک انجمن حرفه ای از بنگاهها و مشاوران مشاور تشکیل شود که هنجارهای رفتاری را تعیین کرده و تخلفات را بررسی کند. همچنین ضروری است که مشاوران کاملاً بر اساس قوانین اخلاقی و یکپارچگی شکل بگیرد و رعایت شود ، به طوری که مسئولیت نتایج مشاوره مدیریت به طور یکسان توسط مشتری و مشاوران به اشتراک گذاشته شود ( هاگن مایر ، 2007 ). 

          در چنین شرایطی ، سرمایه شهرت به عنوان یک محافظ در برابر رفتارهای غیر اخلاقی ، غیرحرفه ای یا فرصت طلبانه توسط هر یک از طرف های قرارداد عمل می کند ( Mukherji & Ramachandran، 2007 ). Amonini ، McColl-Kennedy ، Soutar و (Sweeney 2010)انواع PSF را مطالعه کرد و نشان داد که PSF ها با ایجاد روابط طولانی مدت با مشتریان ، تأکید بر ارائه کیفیت بهتر خدمات و ارزش بیشتر و سرمایه گذاری در ایجاد مارک ها / شهرت های قوی به دنبال تمایز خود هستند.

          جایگاه رقابتی برای موفقیت بنگاههای مشاوره مدیریت بسیار مهم است ، زیرا “انگیزه صلاحیت” یا “نخبه گرایی” به طور قابل توجهی دانش آموختگان را به سمت انتخاب مشاوره به عنوان شغل راهی می کند ( گور ، 1972 ، ماینر ، 1971 ، معدن ، 1972 ). 

          با توجه به اختلاف قابل توجه حقوق و دستمزد بین شرکا و تحلیلگران در شرکتهای مشاوره استراتژی ، بخش قابل توجهی از فارغ التحصیلان MBA ترجیح می دهند کار خود را به عنوان مشاور انجام دهند. اما ، مطالعه اختلافات بین مشاوران و مدیران ، از این فرضیه پشتیبانی نمی کند که مشاوران باهوش تر از کسانی باشند که شغل مدیریتی را انتخاب کرده اند ( ماینر ، 1973 ) ، این امر همچنین باعث می شود که استدلال شود که مشاوران لزوماً عالی نیستند.

          مدیران!Haverila ، Bateman و (Naumann 2011) با استفاده از یک مطالعه تحلیل محتوای رضایت مشتری از مشاوران مدیریت دریافتند که جدا از منابع سنتی رضایتمندی از قبیل دانش و تخصص مشاور ، تمرکز مشتری و ارزش ، مشتریان در زمان کار، قابلیت های مدیریت پیچیده پروژه را ارزشیابی می کنند.

          بر اساس تخصص شرکتهای مشاوره ، ما یک نوع شناسی در بنگاههای مشاوره مدیریت را تکامل بخشیدیم

           اولین مجموعه از شرکتهای مشاوره بر ارائه استراتژی و مشاوره تجدید ساختار سازمانی به مشتریان خود متمرکز شده اند. این بنگاهها برای متمایز کردن خدمات خود از دانش ضمنی سازمانی خود بهره می گیرند و معمولاً برای مدت زمان کوتاهی با مسئولیتهای اجرایی اندک با مشتری درگیر هستند. میزان تاثیر مشتری (میزان کنترل مشتری یا اثرگذاری در روند ارائه خدمات حرفه ای) برای مشاوران استراتژی بسیار زیاد است زیرا تخصص منابع بین مشتری و بنگاه مشاوره مشابه است. (Malhotra & Morris، 2009 ).

          نوع دوم بنگاههای مشاوره شامل مواردی است كه فناوری / بهره برداری و مشاوره كنترل هزینه را ارائه می دهند. این بنگاهها پایه های دانش فنی خود را که از طریق وسعت تجربه خود در همه زمینه ها بدست می آورد ، اهرم قرار می دهند و معمولاً برای مدت طولانی تر برای پشتیبانی از اجرا از جمله آموزش به کارکنان مشتری با مشتری درگیر هستند. حفظ مشتری بین میزان بالایی (برای تکالیف مشاوره فناوری) و متوسط ​​(برای تکالیف مهندسی مجدد فرایند) متفاوت است.

          نوع سوم بنگاههای مشاوره شامل شرکتهای بازار گوشه ای است که راه حلهای خاصی را برای مشتریان خود ارائه می دهند. به طور معمول ، آنها می توانند متخصص در صنعت / بخش های خاص یا در حوزه های عملکردی مانند نوآوری باشند. این بنگاهها بر اساس تخصص در حوزه عمیق خود متمایز می شوند و به طور معمول در درازمدت با مشتری درگیر هستند. بیشتر این بنگاههای مشاوره قراردادهایی را تضمین می كنند كه آنها را برای دوره های زمانی خاص حفظ می كنند و نه برای پروژه ها یا واگذاری های خاص. با توجه به درگیری شدید آنها با مشتریان ، آنها معمولاً مجبور به ارائه توصیه های خود از جمله رسیدگی به مسائل مربوط به مدیریت تغییر هستند. اختلاف تخصص بین این مشاوران و مشتریان آنها بسیار زیاد است و منجر به حفظ مشتری کم می شود.

          چالش های نوظهور برای صنعت مشاوره مدیریت

          صنعت مشاوره مدیریت با چالشهای جدی روبرو بوده است. به عنوان مثال ، در سال 2002 ، (The Economist 2002) نوشت كه صنعت مشاوره استراتژی “در حال از بین رفتن” است زیرا استراتژی به یك کالا تبدیل شده است ، زیرا فارغ التحصیلان مدرسه تجارت به همان اندازه که در شركتهای برتر در دسترس بودند همانطور هم در استخدام مشاغل شركتهای مشاوره ای قرار داشتند. مجله (Fortune 2003) نتیجه گرفت که بازار مشاوره استراتژی به عنوان یک تجارت در حال کاهش است ، زیرا مشتریان سطح تعامل خود را کاهش داده ، چرخه عمر پروژه ها را کوتاه کردند و خواستار بازده قابل اندازه گیری برای سرمایه گذاری های خود شدند.

          به نظر می رسد صنعت مشاوره مدیریت تحت اسرار بسیار زیادی فعالیت می کند ، به حدی که برخی از مشاوران از اسامی کد برای مشتریان خود استفاده می کنند ، مبادا کسی کشف کند چه کسی حتی در حین مکالمات غیررسمی چه خدماتی را به آنها ارائه می دهد. شرکتهای مشاوره استراتژی “سه بزرگ” بر صنعت مشاوره جهانی حاکم هستند: McKinsey & Company McKinsey) ، گروه مشاوره بوستون (BCG) و Bain & Company )Bain). با بالغ شدن صنعت ، حتی در بنگاههای مشاوره استراتژی سه بزرگ نیز تنها مشاوره استراتژی ارائه نمی شود و مسئولیت اجرای آن را بر عهده نمی گیرد. در حقیقت ، با توجه به اینکه سه شرکت بزرگ برای ارائه خدمات بیشتر خدمات خود را گسترش می دهند ، شرکتهای دیگری مانند شرکتهای بزرگ حسابداری “چهاربزرگ ” (PwC ، Deloitte ، KPMG و E&Y) نیز در حال گسترش خدمات خود برای ورود به سیستم هستند. مشاوره استراتژی Van den Bosch ، Baaij و (Volberda 2005)سه شركت استراتژيك را براي شركتهاي مشاوره مطرح کردند: “هنگامي كه با كاهش بازده به سوء استفاده از دانش تجمعي قبلي متهم شويد ،” گله را دنبال كنيد “،” كاهش ناپذير “يا” بازگردنده به نقطه تمركز اصلي “باشيد. این بازده ها در حال کاهش است که با ورود بازیکنان جدید به صنعت ایجاد می شود و همچنین باعث می شود مشتری بتواند مشکلات خود را حل کند.

          کریستینسن ، وانگ و ون بور (2013)سه مرحله از اختلالاتی را که می تواند بر صنعت مشاوره تأثیر بگذارد ، شناسایی کردند. اول ، رقبای جدید با مدلهای تجاری جدید / غیر سنتی وارد آستان این صنعت می شوند. به عنوان مثال ، صنعت مشاوره شاهد ورود شرکتهای بزرگ حسابداری چهاربزرگ ، ادغام رو به جلو توسط مشاوران فناوری (مانند کسب EDS از AT Kearney ، یا خدمات IBM) و ورود شرکتهای مشاوره تخصصی گوشه بازاری است. مرحله دوم اختلال پاسخ های شرکت کنندگان است. پاسخ ها شامل نادیده گرفتن ورودی های جدید یا اعطای بازار انبوه به متقاضیان جدید و عقب نشینی بخش به فعالیت های کم حجم با حاشیه سود بالا است. سومین مرحله در روند اختلال ، بلوغ ورودی های مختل کننده است. کریستنسن و همکاران (2013) پیشنهاد می کند که شرکت های مشاوره به منظور تعادل مدل کسب و کار اصلی خود و مدل های مختل کننده ، مشغول انجام هر یک از شش رفتار خود محورزیر بشوند: (1) یک واحد تجاری خودمختار ایجاد کنید (2) رهبرانی را استخدام کنید که از دانشکده های مربوطه فارغ التحصیل شده باشند (3) یک فرآیند تخصیص منابع مستقل (و به صورت سفارشی) را راه اندازی کرده اند (4) کانال های مستقل فروش ایجاد کنید (5) مدل های جدید سود را ایجاد کنید، و (6) تعهد بی حد و حصر در حفظ رهبری را تضمین کنید.

          جهانی سازی یک چالش مهم دیگر برای صنعت مشاوره مدیریت است. هنگامی که شرکت های کوچک که خود را بر اساس دانش محلی و زمینه ای متمایز می کردند بر صنعت حاکم شدند ، شرکت های مشاوره می توانند خود را به عنوان نئو PSF ها سازمان دهند ( فون Nordenflycht ، 2010 ). با این حال ، با جهانی شدن مشتری ها ، شرکت های مشاوره مدیریت جهانی شروع به سازماندهی خود به عنوان شبکه های حرفه ای جهانی (GPN) کرده اند ( Brock، 2006 ).

          (Brock 2012) با استفاده از تئوری نهادی و دیدگاه مبتنی بر منابع در بنگاه.پنج چالش مدیریتی و سازمانی را برای جهانی سازی PSF مشخص کرد. 

          اول ، در حالی که ورود به بازار جهانی فرصتی برای حفظ رشد از طریق تملک ها (وسیله ای برای ایجاد سریع توانایی و دستیابی به مشتری و حفظ مشتری) فراهم می کند ، چالش جهانی سازی PSF ها این است که این امر را بدون به خطر انداختن سرمایه های معتبر به عنوان منبع تمایز آنها انجام دهند. 

          دومین چالش برای جهانی سازی PSF ، اشکال مختلف متنوع حاکمیت در مرزها است ، به ویژه که شرکتها در ترکیبی از اقتصادهای نوظهور و بالغ ، با هنجارهای مختلف نهادینه و چارچوبهای قانونی فعالیت می کنند. 

          سوم، ساختارهای سنتی سازمانی که شرکای خود را درگیر کرده اند (صاحبان بنگاه و صاحب نظر / متخصصین) و همکاران (کسانی که کارهای تحلیلی انجام داده اند و یا در یک مسیر مشارکت بودند یا در چند سال از شرکت خارج شده اند) راه را برای ساختارهای سازمانی جدید ، مبتنی بر کارکردهای تخصصی تجاری ، مانند توسعه تجارت فراهم می کنند. ویژگی اصلی سازمانی این ساختارهای در حال تغییر ، مفهوم “اهرم” است ، که نشان دهنده کارآیی همکاران شرکت برای استفاده از دانش شرکا است. به عبارت دیگر ، تعداد همکاران در هر شرکت ، نسبت اهرم را نشان می دهد. 

          چالش چهارم با نسبت های بالای اهرم در شرکت های تخصصی ارائه می شود که ایجاد دانش جدید و فرصت های شغلی برای همکاران را محدود می کند.Scott-Kennel & von Batenburg، 2012 ).

          بنابراین ، مدیریت کارآمد دانش ضمنی داخلی بنگاه ، کلید اصلی برای مدیریت مؤثر و رشد یک شرکت مشاوره است ( اسکات-کندل و فون باتبورگ ، 2012 ). با توجه به اینکه دارایی های دانش ماهیت چند بعدی دارند ، مهم است که شرکت های مشاوره برای مدیریت سرمایه انسانی ، اجتماعی و سازمانی در تنظیمات مختلف منابع انسانی (HR) سرمایه گذاری کنند ( Swart & Kinnie، 2013 ). چنین بنگاههای اقتصادی در مدیریت تعادل بین روالهایی که از تقاضای خارجی مشتری (نوآوری) و استفاده داخلی از تواناییها (استقرار کارآمد دارایی های انسانی ویژه پشتیبانی می کنند) با تضادهای اساسی روبرو هستند ( Jensen، Poulfelt، & Kraus، 2010 ).

          در مجموع ، چالش های پیش روی صنعت مشاوره مدیریت در سه دسته گسترده قرار می گیرد

          1. رقابت و تمایز: هرچه رقابت با ورود بازیکنان ناهمگن در بازار تشدید می شود ، در یک صنعت به طور فزاینده تر نیاز به مشاوره بنگاه ها برای تعریف هویت منحصر به فرد خود و تمایز خود از بقیه وجود دارد.
          2. طراحی سازمانی شرکت مشاوره مدیریت: شکل سازمانی مشارکت حرفه ای سنتی با افزایش جهانی شدن بنگاههای مشاوره و همچنین مشتریان آنها در معرض تهدید است. این امر مستلزم آن است که شرکتهای مشاوره آگاهانه فرمهای سازمانی جدیدی را اتخاذ کنند که متناسب با متن و هویت آنها باشد.
          3. سازماندهی داخلی جریان دانش برای تأمین نیازهای مشتری: شدت دانش بالای بنگاههای مشاوره مدیریت تضمین می کند که بنگاهها بطور فعالانه جریان دانش خود را در داخل بنگاه بویژه دانش سازمانی ضمنی مدیریت می کنند. اهرم مؤثر دانش سازمانی برای ایجاد و حفظ تعادل بین سوء استفاده از دانش موجود و ایجاد دانش جدید ضروری است.