بازاریابی

نوشته‌ها

تعریف بازاریابی - 72 تعریف بازاریابی متفاوت از منابع مختلف علمی و کاربردی

تعریف بازاریابی – 72 تعریف بازاریابی متفاوت از منابع مختلف علمی و کاربردی

بازاریابی در بازارهای در حال تحول و پویای امروزی با طعم های متنوع و مبتنی بر مخاطب ، در بستر رسانه و تجارت ارائه می شود. بنابراین جای تعجب ندارد که بازاریابان کارهایی را که انجام می دهند متفاوت تعریف کنند. در حال ویرایش…

با الهام از 31 تعریف PR ، در اینجا مجموعه ای از 72 تعریف بازاریابی، توسط متخصصان با تجربه در تخصص های مختلف ارائه شده است.

تعریف بازاریابی به 72 شکل

برای شروع ، در اینجا توضیحات مربوط به انجمن بازاریابی آمریکا (AMA) ، سازمان حرفه ای بازاریابی ، و دکتر فیلیپ کوتلر ، نویسنده کلاسیک کتابهای بازاریابی مدارس تجاری آورده شده است. تعاریف دیگر توسط نام خانوادگی نویسنده دنبال می شوند.

  1. طبق اعلام هیئت مدیره انجمن بازاریابی آمریکا (AMA) ، بازاریابی فرایندی است برای ایجاد ، رساندن و تبادل پیشنهادهایی که برای مشتریان ، مصرف کنندگان و در نهایت جامعه با ارزش است.
  2. دکتر فیلیپ کاتلر در تعریف بازاریابی می گوید “بازاریابی ، فرایندی مدیریتی- اجتماعی ، که بوسیله آن افراد و گروه ها ، از طریق تولید و مبادله ی ارزش ، به رفع نیاز (و خواسته) خود میپردازند. “
  3. بازاریابی پیامها و / یا اقداماتی است که باعث ایجاد پیام یا فعالیت می شود. جی بائر – رئیس ، Convince & Convert. 
  4. بازاریابی به طور سنتی ابزاری است که یک سازمان با آن ارتباط برقرار می کند ، و مخاطبان هدف خود را برای انتقال ارزش و در نهایت فروش محصولات و خدمات خود درگیر می کند. از زمان ظهور رسانه های دیجیتال ، به ویژه نوآوری های رسانه های اجتماعی و فناوری ، به طور فزاینده ای در مورد شرکت هایی که روابط عمیق تر ، معنادارتر و پایدار با مردم برقرار می کنند ، تمایل دارند که می خواهند محصولات و خدمات را خریداری کنند. تغییرات روزافزون رسانه ها به طور فزاینده ای ، توانایی ارتباط بازاریاب را پیچیده می کند و در عین حال ، فرصتی باورنکردنی برای یافتن قلمرو جدید را نشان می دهد. جولی باریل – معاون رئیس تجارت الکترونیک ، بازار Fairway
  5. بازاریابی شامل تحقیق ، هدف گذاری ، ارتباطات (تبلیغات و نامه مستقیم) و اغلب روابط عمومی است. بازاریابی فروش است زیرا شخم زدن مقدمه کاشت یک کشاورز است – مخاطب را برای دریافت یک سطح فروش مستقیم آماده می کند. Mary Ellen Bianco – مدیر بازاریابی و ارتباطات ، Getzler Henrich & Associates LLC
  6. بازاریابی یک مبادله ارتباطی مداوم با مشتریان است به گونه ای که با گذشت زمان آموزش ، اطلاع رسانی و ایجاد رابطه می کند. زمان مهم است زیرا تنها با گذشت زمان می توان اعتماد ایجاد کرد. با اعتماد به نفس ، یک جامعه به طور ارگانیک پیرامون محصولات و خدمات ایجاد می شود و آن مشتری ها به همان اندازه از محصولات شما هیجان زده می شوند – آنها طرفدار ، قسم خورده و وفادار می شوند ، مشتری تکراری و اغلب دوستان می شوند. بازاریابی یک روش واقعا عالی برای مشخص کردن چیزهایی است که افراد را به خود جلب می کند و باعث می شود از مارک شما هیجان زده شوند ، به آنها هدیه دهید ، آنها را درگیر پروسه کنید ، و بله بهترین بخش ، ایجاد دوستی های عالی در این فرایند است. رنه بلودتت – مدیر ارشد اجرایی / موسس ، رسانه سس جادویی
  7. پروفسور فیلیپ کوتلر توضیح داد که بازاریابی “نیاز مشتری شما به سود است”. برای من این تعریف فراتر از ارتباط ویژگی های محصول است. بازاریابان مسئول یک تجربه 360 درجه هستند. به عنوان مثال ، در دنیای رسانه های اجتماعی ، نیازهای توییتر مشتری ممکن است با نیاز به بازی “با برند” از نظر تبلیغ بازی اجتماعی متفاوت باشد. هر نقطه تماس با مشتری از خدمات به مشتری گرفته تا فروش تا حسابداری و موارد دیگر بخشی از “بازاریابی جدید” است. توبی بلومبرگ – بازاریابی بلومبرگ / بازاریابی دیوا
  8. بازاریابی وقتی به خوبی انجام شود (الف) استراتژی کسب و کار است (ب) لیست چک بی پایان تبلیغات و اقدام تبلیغاتی است که هرگز نمی تواند تمام شود. بازاریابی در قرن بیست و یکم باید (c) تا حد زیادی ، اما کاملاً قابل اندازه گیری و در مورد هدایت اهداف تجارت پاسخگو باشد (الف) هدایت شود و شامل زیر مجموعه ای کوچک و انضباطی از (ب) است و در فرهنگ (ج) سرریز می شود. مت بلومبرگ – رئیس و مدیر اجرایی ، مسیر برگشت
  9. بازاریابی فرایندی است که توسط آن یک شرکت سودآور نیازهای مشتری را به درآمد تبدیل می کند. مارک بورگس – مدیر شریک ، بازاریابی فوکوس آبی
  10. با طراحی بصری ، بازاریابی با پیام مناسب / علت مناسب با شخص مناسب مطابقت دارد. کسی را پیدا کنید که با محصول ، خدمات یا علت شما ارتباط شخصی داشته باشد و به طریقی غیرقابل بازدید و دعوت کننده باشد. بازاریابی می تواند به اندازه شبکه در یک رویداد یا به همان اندازه پیچیده باشد به عنوان یک کمپین جهانی چند میلیون دلاری که ادغام چاپ ، دیجیتال ، روابط عمومی ، رسانه های اجتماعی و پخش یک پیام خاص با یک هدف واحد را در اختیار دارد. برخی از بهترین نتایج بازاریابی از ساده ترین ابتکارات حاصل می شود. ساده نگه داشتن بعضی اوقات بهترین استراتژی است. لیزا خریدار – رئیس جمهور و مدیر اجرایی ، گروه خریدار
  11. بازاریابی در حال ایجاد برند شماست و مردم را متقاعد می کند که نام تجاری شما (به معنی محصول / خدمات / شرکت شما) بهترین و محافظت از روابطی است که شما با مشتریان خود ایجاد می کنید. Marjorie Clayman – مدیر توسعه مشتری ، Clayman Advertising، Inc.
  12. بازاریابی پاسخگوی نیازها و خواسته های یک مصرف کننده است. اندرو کوهن – رئیس جمهور ، تیم A (سلب مسئولیت: من با اندرو ارتباط ندارم.)
  13. در راستای اهداف تجاری شرکت ، بازاریابی منابع کمیاب مصرف کنندگان ، توجه و درآمد یکبار مصرف را به سمت خود جذب می کند تا درآمدهای سودآور را به دنبال داشته باشد. بازاریابی فرایند دریافت یک محصول یا خدمات از یک شرکت به مشتریان نهایی خود از توسعه محصول تا فروش نهایی و پشتیبانی پس از خرید است. برای این منظور ، استراتژی بازاریابی شامل اهداف تجاری ، مشتریان هدف ، استراتژی های بازاریابی ، تاکتیک های بازاریابی و معیارهای مرتبط می باشد. به عنوان یک عملکرد ، بازاریابی در کل فرآیند خرید مشتری شامل تحقیق ، تعامل ، خرید ، خرید پس از خرید (از جمله پشتیبانی و بازپرداخت اضافی) و مشاوره گسترش می یابد. هایدی کوهن – رئیس جمهور ، استراتژی های بازاریابی کنار رود
  14. بازاریابی در حال ایجاد تجربیات غیرقابل مقاومت است که شخصاً با افراد ارتباط برقرار می کند و تمایل به اشتراک گذاری با دیگران را به وجود می آورد . Saul Colt – رئیس سحر و جادو ، کتابهای تازه
  15. بازاریابی به این صورت است که شما برای جذب مشتری ، شرکا ، سرمایه گذاران ، کارمندان و افراد دیگری که شرکت شما با آنها تعامل دارد ، داستان خود را بیان می کنید. این اسکریپتی است که به کاربران کمک می کند تصمیم بگیرند که آیا شما را به عنوان یک دلخوری اساسی ، دلپذیر یا ضروری به زندگی شما خوش می آورند. این راهی است که همه با برند شما در تعامل هستند. این برداشت ، اول ، آخر و همه چیز در بین است. جف کاتلر – معاون رئیس جمهور و مدیر کل ، Vitals.com
  16. بازاریابی محصولاتی است که برمی گردند و مصرف کننده هایی که انجام می دهند. استیو داوسون – رئیس جمهور ، شرکت Walkers Shortbread Inc.
  17. بازاریابی باعث ایجاد ارتباط بین مشتریان با محصولات ، مارک (های) و تجارت شما می شود ، به گونه ای که احتمالاً آنها از شما خریداری می کنند. یا همانطور که رجیس مک کنا گفت ، “بازاریابی همه چیز است.” سام دکر – بنیانگذار و مدیر اجرایی ، ارتباط جمعی
  18. بازاریابی ارتباط چندانی با ارائه دهنده خدمات و همه کارها با مشتری ندارد. بازاریابی مشتری را آموزش داده و درگیر می کند و نیازهای آنها را برآورده می کند و همزمان موقعیت مکانی ارائه دهنده خدمات را به عنوان یک مشاور و منبع معتبر قرار می دهد. بازاریابی خوب خیابانی دو طرفه است. بازاریابی عالی آنچه مشتری می خواهد را می فهمد و به آنها می دهد. شنناهوآ دیاز – رئیس جمهور و استاد ضرب وشتم ، برنج ناچیز رسانه
  19. بازاریابی یک مصرف کننده ، مشتری و / یا کاربر را برای دستیابی به سود یا دیگر اهداف از پیش تعیین شده خوشحال می کند. استیو دیکشتاین – مدیر ارشد اجرایی ، هوگو ناتورالس
  20. بازاریابی اساساً در ارتقاء اهداف شرکتی شرکتی که در آن خدمت می کند ، در ارتباطات بیرونی نقش دارد. این فرایندی است که از طریق آن شرکتها با تراز کردن کلیه اهداف ارتباطی (تبلیغات ، بازاریابی ، فروش و غیره) ، بازده را در یک بخش تسریع می کنند تا با هدف کارآمدتر رسیدن به اهداف کلی شرکتها بیشتر شود. آنتوان دودین
  21. بازاریابی برندسازی ، نامگذاری ، قیمت گذاری و ارتباط بین رسانه های پرداخت شده و درامد است. این فروش نیست. جینی دیتریش – مدیر ارشد اجرایی ، شرکت آرمان دیتریش ، شرکت
  22. بازاریابی امروز بالاخره مشتری مداری است. رسانه های اجتماعی این اتفاق را رقم زدند. بازارها بار دیگر مکالمه هستند. بازاریابی به معنای شناخت بازار ، ایجاد محصول مناسب ، ایجاد میل به آن محصول و اطلاع رسانی به افراد مناسب است که شما از آن برخوردار هستید. این جمله قدیمی که می گوید: “اگر شما یک اسکله بهتر را بسازید ، مردم راهی به درگاه شما خواهند شد” بدون بازاریابی صادق نیست. شما واقعاً ممکن است یک موشواره بهتر داشته باشید ، اما اگر مردم نمی دانند شما آن را دارید ، و آنها نمی دانند که درب شما کجاست ، هیچ ضرب و شتمی وجود نخواهد داشت و هیچ مکالمه ای در جریان نخواهد بود. سالی فالکوو – APR ، مطبوعات
  23. بازاریابی به مردم کمک می کند تا محصول یا خدمات شما را بخرند. جیسون فالز –  کاوشگر رسانه های اجتماعی
  24. بازاریابی بازیگر ساز تجارت است. همانطور که در مورد حق رای دادن هاکی موفق ، ارزشمندترین بازیکن همیشه بازیکنی نیست که بیشترین گل ها را به ثمر برساند بلکه بازیکنی است که بازی را ایجاد می کند که به دیگران امکان گلزنی می دهد (فکر می کنید گرتسکی ، کراسبی یا ارو). یک تیم بازاریابی عالی ، زمینه بازی این برند را ارزیابی می کند ، به سرعت موقعیت ، نقاط قوت و ضعف رقیب خود را ضبط می کند ، آن را در مقابل موقعیت تیم ، نقاط قوت و ضعف خود نقشه می کشد و بیشترین فرصت برای گلزنی را به چوب فروشنده می دهد. ” سام فیورلا – استراتژیست وب / رسانه های اجتماعی ، نقشه راه اجتماعی
  25. بازاریابی عملی برای ایجاد یک رابطه جذاب با هر انسانی است که علاقه شما را نشان می دهد. پل فلانیگان – مشاور ، Experiate.net
  26. بازاریابی فرایند قرار گرفتن مشتریان هدف از طریق محصول از طریق تاکتیک ها و کانال های مناسب ، سنجش واکنش و بازخورد آنها و در نهایت تسهیل مسیر خرید آنها است. دکتر آگوستین فو ، بنیانگذار ، گروه مشاوره علوم بازاریابی ، شرکت
  27. بازاریابی فرایند برقراری روابط با چشم اندازها و مشتریان است به گونه ای که می توانید محصولات و خدمات را با سودآوری توسعه داده و تبلیغ کنید. کریس گرت – Chrisg.com
  28. بازاریابی کلمه ای است که ما برای توضیح نحوه ترغیب مردم به خرید محصولات خود استفاده می کنیم. اگر این کار به شکلی بزرگ انجام شود ، نیاز به یک استراتژی یا ایده بزرگ وجود دارد تا اشتهای مردم را برای آنچه ما می فروشیم ، محصور کند. هنگامی که ما در حال بازاریابی هستیم ، ما با یک برنامه شروع می کنیم: اهداف ، استراتژی و تاکتیکها (نحوه اجرای استراتژی). این فرایندی است که به شرکتها کمک می کند تا با مشتری و مشتری رابطه برقرار کنند و ارزش بی نظیری را برای آنها ایجاد می کند … وقتی درست انجام شود. لوئیس گلر – رئیس جمهور ، گروه بازاریابی لوئیس گلر ، نویسنده پاسخ: راهنمای کامل برای بازاریابی مستقیم سودآور
  29. بازاریابی باید آگونیستیک کانال ، داده محور و مشتری محور باشد. این نتایج قابل اندازه گیری را می دهد که از بازار به طور گسترده استفاده می کند. پاسخ به علایق و نیازهای مصرف کننده / تجارت. Sue RE Germanian – معاون رئیس جمهور و مدیر ارشد ارتباطات ، DMA
  30. بازاریابی مکالمه بین یک شرکت یا مارک تجاری و یک مصرف کننده است که در نهایت منجر به فراخوان برند ، ترجیح یا معامله می شود. در دنیای شبکه های اجتماعی امروز ، این مکالمه با مراجعه به کلمات از دهان شروع می شود. بازاریابان سنتی برای پیشبرد و تأثیرگذاری از این روند باید سخت تر تلاش کنند. جاش گلانتز – معاون رئیس جمهور و مدیر کل ، پاکسازی خانه ناشران آنلاین PCH آنلاین
  31. بازاریابی راهی است برای ارتباط دادن آنچه محصولات و خدمات شما را با مشتریانی که می خواهند و به چنین محصولات و خدمات نیاز دارند ارائه دهید. این چند وجهی است ، با تحقیق در مورد بازار هدف شما و اینکه چگونه می توانید پیام را برای اجرای برنامه تبلیغاتی خود از طریق رسانه های مختلف بازاریابی ارائه دهید ، ارائه می شود. هدف ایجاد استراتژی برای ایجاد ، قیمت و توزیع محصولات و خدمات شما برای مبادله ای است که هم اهداف شما و هم مشتری شما را برآورده سازد. این یک فرایند همیشه در حال تحول است – همیشه ارزیابی می کنید که پیام شما هنوز نیازها و خواسته های بازار شما را برآورده می کند. Trish Green – معاون اجرایی رئیس ، رئیس بازاریابی ، گروه بودجه دانشجویی ، LLC
  32. در نهایت بازاریابی وظیفه ایجاد ارزش شرکت از طریق برند ، چهره استراتژی تجارت را بر عهده دارد. برای انجام این کار ، بازاریابی بخش های جذاب ، رشد بالا را جذاب و مشخص می کند. بازاریابی سازمان را سوق می دهد تا گزاره ارزش برند متمایز متمایز را تعریف کند و هر روز را در هر نقطه لمسی تحویل دهد. بازاریابی تحویل یک پیشنهاد قانع کننده و متمایز به آن هدف و گزاره را تضمین می کند. بازاریابی ، رضایت مصرف کنندگان / مشاغل / شریک زندگی و سلامت و قدرت برند را بهبود می بخشد و بهبود می بخشد. بازاریابی تنها نقطه پاسخگویی برای رشد ، شناسایی و تحویل مشتریان جدید ، عرضه های جدید و رشد سودآور بازار جدید است. کتی هالیگان – معاون فروش و بازاریابی معاون ارشد ، PowerRevs
  33. بازاریابی چیزی است که شما ایجاد می کنید یا به اشتراک می گذارید که داستان شما را بیان می کند. Ann Handley – مدیر ارشد محتوا ، بازاریابیProfs ، نویسنده با CC Chapman از قوانین محتوا
  34. با داشتن یک محصول خوب ، بازاریابی همه می تواند به آموزش جوشانده شود. آموزش موثر مردم در مورد هر محصول خوب ، میل مورد نیاز برای تولید عمل را ایجاد می کند. جفری هارمون – مدیر ارشد بازاریابی ، اورابروش
  35. بازاریابی باید بررسی کند که چرا در این بازی هستید و سؤالات سخت را می پرسید. در مرحله بعد ، باید برنامه ای وجود داشته باشد – و باید با انتظارات خاص فروش – شرایط شفاف رضایت مرتبط باشد. اشتیاق جایگزینی برای برنامه ریزی نیست. به یاد داشته باشید ، وزوز فروش نیست. تنش خوب است. بحث سالم خوب باعث ایجاد تنش می شود و گروه شما را به جلو سوق می دهد. خطرات را انجام دهید و از اشتباه نترسید. هیچ کس به دلیل یک کار بازاریابی درگذشت. اگر می خواهید رشد کنید باید به آنجا بروید. تجارت خود را وارد یک استراتوسفر جدید کنید . جفری هایزلت – گروه هایزلت ، نویسنده آزمون آینه
  36. بازاریابی در مورد شناخت مشتری (اعم از فعلی یا آینده نگر) آنقدر خوب است که سوالی نخواهد داشت که من خبرنامه شما را می خوانم و آن را با دوستان خود به اشتراک می گذارم ، که من یک کارت خریدار مکرر را در کیف پول خود حمل می کنم ، و اینکه قبلاً روی شما تعامل دارم. صفحه فیس بوک Ari Herzog – متخصص سیاست و ارتباطات
  37. بازاریابی اصطلاح چتر پوشش تحقیقات ، برندسازی ، روابط عمومی ، تبلیغات ، پاسخ مستقیم ، تبلیغات ، وفاداری ، تولید تقاضا و غیره است.  آنه هلند – ناشر ، WhoTestWon.com
  38. بازاریابی تعریف می شود زیرا ما به مردم کمک می کنیم تا کالاهای بیشتری را بفروشند Joey Iazzetto – رئیس جمهور ، گروه بازاریابی UniCom
  39. بازاریابی هنر و دانش ایجاد ، لذت بردن و نگه داشتن مشتری است ، در حالی که سودآوری می کند و ارزش شرکت را می سازد. بازاریابی ، به صورت رسمی یا غیر رسمی ، بسیاری از رشته ها و هر عملکرد سازمانی را در اختیار دارد. بازاریابی باید از بالاترین استانداردهای اخلاقی استقبال کند ، به محیط زیست احترام بگذارد و تلاش کند جهان را به مکانی بهتر تبدیل کند. ماکس کالهوف – معاون بازاریابی رئیس جمهور ، قابل کلیک
  40. بازاریابی سودآور یادآوری چشم انداز خرید از ارزش محصولات / خدمات شما برای برآوردن نیازهای آنها بارها و بارها با هزینه تملک کمتر از هزینه دستیابی مجاز شما است. جری کائوپ – MemberLink.org
  41. بازاریابی هنر و علم ارتباطات اقناعی است. دیو کرپن – مدیر ارشد اجرایی ، رسانه های دوست داشتنی
  42. بازاریابی عملی افزایش آگاهی ، توجه ، خرید / خرید مجدد و ترجیح یک محصول یا خدمات از طریق مزایای مصرف کننده محور ، تبلیغات ، بسته بندی ، قرار دادن ، قیمت گذاری و تبلیغات است. از نظر تاریخی ، بازاریابی یک تعامل یک طرفه بود اما به واسطه استفاده و تأثیر رسانه های اجتماعی و بازاریابی ویروسی که اغلب توسط شرکتی که کالا یا خدمات را ارائه می دهد ، تقویت می شود ، به طور فزاینده ای دو طرفه می شود. رابین کورمان – معاون ارشد رئیس جمهور ، وفاداری جهانی و مشارکت ها ، گروه هتل Wyndham
  43. بازاریابی در حال کشف آنچه چشم انداز می خواهد و خواستار آن است و آن را با کارآمدتر و مؤثرتر از رقابت ارائه می کند. پل کولاویس – مدیر عامل ، گروه استرلینگ پارک
  44. بازاریابی که به عنوان مبادله ارزش تعریف شده است ، مبادله ای دو طرفه از ارزش بین بازاریاب و مصرف کننده با ارائه محصول یا خدمات مناسب به هدف مناسب در وضعیت مناسب نیاز و با استفاده از وسایل نقلیه مناسب برای تعامل و خرید است. . به عنوان مکالمه ، بازاریابی در مورد محصول یا خدمات خود که مصرف کننده را در یک مکالمه معتبر از جمله گوش دادن واقعی ، تعامل ، وابستگی و در نهایت خرید قرار می دهد ، داستان صحیحی را کشف و روایت می کند. گری لانتزم – داستانهایی که کار می کنند ، شرکت
  45. بازاریابی یک فرایند استراتژیک و تاکتیکی چند وجهی است که از فروش و همچنین خدمات و حفظ مشتری پشتیبانی می کند. مراحل اولیه شامل شناسایی مخاطبان هدف ، تدوین استراتژی بازاریابی / ارتباطات است که معمولاً چندین روش و کانال را شامل می شود (به عنوان مثال تبلیغات ، روابط عمومی ، محتوا ، رویدادها / چاپ دیجیتال ، پخش) ، اندازه گیری و ارزیابی نتایج ، و به طور مداوم فرآیند بر اساس یادگیری ها. و تحولات بازار بازاریابی همچنین می تواند به یک حلقه بازخورد بین یک سازمان و مشتریان و چشم اندازهای خود تبدیل شود که به اطلاع رسانی و شکل گیری مشاغل پیش رو کمک می کند. ربکا لیب ، نویسنده حقیقت درباره بهینه سازی موتور جستجو
  46. بازاریابی فرصت کسب و کار را مشخص می کند ، مشتریان و محصولات و خدمات سودآور را شناسایی می کند که نیاز مشتری را برآورده می کند ، روابط مشتری ایجاد می کند ، تقاضای مشتری را هدایت می کند و ارزش شرکت یا محصولات یا خدمات را برقرار می کند. ” Ann Z. Marshman – مدیر اجرایی ، TheLeadersCouncil.com
  47. بازاریابی هنر و دانش ایجاد تقاضا برای رشد سودآور است. دیوید دبلیو میشلر – رئیس جمهور ، مشاوره آلتاسکند
  48. بازاریابی به مشتریان شما کمک می کند تا درک کنند که چقدر به چیزی احتیاج دارند که هرگز نتوانسته اند به آن احتیاج داشته باشند. دورن موران – استراتژیست دیجیتال
  49. بازاریابی هنر و علم ترغیب خریدار بالقوه یک محصول / خدمات برای خرید از شرکتی است که وظیفه ایجاد پیام قانع کننده و برقراری ارتباط آن پیام از طریق کانالهای هدفمند با دسترس و فرکانس کافی برای هدایت آن خریدار بالقوه از طریق چرخه خرید را دارد. “توجه ، علاقه ، میل ، عمل”. پل موسنسون رئیس جمهور ، بازاریابی NuSpark
  50. بازاریابی یک فرآیند یکپارچه ، چند کاناله (آنلاین و آفلاین) ، مشتری محور است که برای تعریف ، تقسیم بندی ، دستیابی و ترغیب مشتریان بالقوه برای خرید محصول یا خدمات شما استفاده می شود و به دنبال آن ، تجزیه و تحلیل معیارها برای بهسازی استراتژی شما و تکرار روند انجام می شود. در صورت نیاز برای بهینه سازی ROI (بازده سرمایه گذاری). شارون مستین – معاون معاون رئیس جمهور ، 1 مارینر بانک
  51. بازاریابی فرصتی بی نظیر برای برقراری احترام و ارتباط با مخاطبان هدف شما به گونه ای است که آنها را وادار به معتاد شدن در محصولات یا خدمات شما ، پشتیبانی شما می کند. بازاریابی موفقیت آمیز در لحظه ای دقیق شناخته می شود که مصرف کننده هدف شما نسبت به شرکت شما اینقدر قوی احساس کند که آنها شما را در امور روزمره و سبک زندگی خود ادغام می کند. جانی مولن – معاون رئیس جمهور اجرایی جهانی ، مدیر ارشد بازاریابی ، Zinio و VIVmag
  52. بازاریابی ارتباطات استراتژیک و تبلیغاتی است که در قالب اشکال از جمله تبلیغات ، روابط عمومی و بازاریابی مستقیم از طریق کانال های آنلاین و آفلاین برای دستیابی به مشتری ، حفظ مشتری ، افزایش سهم کیف پول و کوتاه کردن چرخه فروش انجام می شود. والری اوبن – رئیس ، شرکت مشاوره Foxboro
  53. بازاریابی هر کاری است که یک شرکت انجام می دهد ، از نحوه پاسخگویی به تلفن ، چقدر سریع و به طور مؤثر به ایمیل پاسخ می دهد ، نحوه رسیدگی به حساب های پرداخت شده ، نحوه برخورد با کارمندان و مشتریان خود. درست انجام شد ، بازاریابی یک محصول یا خدمات عالی را با روابط عمومی ، فروش ، تبلیغات ، رسانه های جدید ، ارتباط شخصی ادغام می کند. به عبارت دیگر ، بازاریابی یک رشته یا فعالیت نیست – بلکه همه چیز یک شرکت است – حداقل اگر شرکت بخواهد موفق باشد. BL اوچمن – رئیس جمهور ،  چه خبر بعدی
  54. تعریف مدرن از بازاریابی ، عملی برای ایجاد ارزش برای سود متقابل تأمین نیازهای مصرف کننده و اهداف تجاری است. در عمل ، این بدان معناست که می دانید و با مخاطبان / اکتشاف اطلاعات هدف جامعه ، مصرف و به اشتراک گذاشتن رفتارها با ارتباطات مرتبط و به موقع در طول چرخه مشتری ، آشنا و دیدار می کنید. این ارتباطات و روابط بر رفتار مصرف کننده تأثیر می گذارد تا نتایج درآمد را هدایت کند. لی اودن – مدیر ارشد اجرایی ، بازاریابی آنلاین TopRank
  55. بازاریابی روند مداوم درگیری است که به موجب آن افراد غریبه به مدافعان پرورش می یابند. تری پنینگتون
  56. بازاریابی کلیه فعالیتهایی است که برای جذب و پیوند مشتریان با محصولات و خدمات مورد نیاز آنها طراحی شده است. شامل تاکتیک های بازاریابی ورودی و خروجی در تمام کانال ها – یک به یک و یک به بسیاری است. در حالت ایده آل ، بازاریابی یک رابطه بلند مدت را ایجاد می کند ، شامل کل تجربه برند مشتری – یعنی پشتیبانی و خدمات به مشتری. بازاریابی با طراحی خود محصول شروع می شود و از طریق خرید پس از آن گسترش می یابد. پاتریک پروته – مدیر ارتباطات بازاریابی ، نرم افزار ساخت دیدگاه
  57. بازاریابی سعی دارد محصول یا خدمات را با بازار مربوط به آن محصول یا خدمات متصل کند. مایکل پیوئیکان – مدیر دانشیار شرکتها ، دانشگاه DePaul
  58. بازاریابی در شناسایی نقاط درد مشتریان ، ایجاد محتوا و فرایندها برای حل بهترین نقاط درد است – که در نهایت خرید یا ماندن مشتری را برای مشتریان راحت تر می کند. جو پولیزی – بنیانگذار ، موسسه بازاریابی محتوا (سلب مسئولیت – من برای موسسه بازاریابی محتوا می نویسم.)
  59. بازاریابی در مورد تمرکز تلاشها برای ایجاد دیدگاههای عمیق در مورد رفتار مشتری و شرایط کلی بازار برای ایجاد رشد سودآوری پایدار برای شرکت است. هامفری رولستون
  60. بازاریابی تصمیم می گیرد که چگونه چیزی را برای مشتریان خاص پیشنهاد کند و سپس مشتری ها و سایر ذینفعان را به سمت ایجاد اولویت درگیر کند. کن روزن – مدیر عامل ، عملکردهای اجرایی
  61. بازاریابی توانایی برقراری ارتباط یک پیام به مخاطبان شما و درخواست پاسخی از آنها است. این پاسخ می تواند به شکل یک احساس مثبت از برند شرکت شما باشد ، یک اصرار برای خرید کالای مورد نظر ، جهت کسب اطلاعات بیشتر به شرکت شما یا حتی انتشار پیام خود به دیگران. و مهم نیست که پاسخ مورد نظر چیست ، بازاریابی همیشه باید آن را به اهداف کلی تجاری خود بازگرداند. Cece Salomon-Lee – روابط عمومی با بازاریابی ملاقات می کند
  62. بازاریابی ترکیبی از پیام ها و برنامه ها (محصول / بسته بندی ، قیمت 4 ، قرارگیری و ارتقاء 4 P) است که خریداران را به سمت انتخاب محصول یا خدمات خود بر روی شخص دیگری سوق می دهد. Charlene Samples – مدیر بازاریابی ، شیرین کننده های Heartland
  63. بازاریابی در واقع درک خوبی از خریداران شما دارد. سپس ایجاد محصولات ، خدمات و اطلاعات با ارزش به ویژه برای کمک به حل مشکلات آنها. دیوید میمن اسکات – نویسنده پرفروش بازاریابی در زمان واقعی و روابط عمومی
  64. بازاریابی بر رفتار تأثیر می گذارد تا افراد بیشتری را برای خرید پول بیشتر ، بیشتر وقت بیشتری ، برای خرید پول بیشتر خریداری کنند. مارک دبلیو شفر – مدیر اجرایی راه حل های بازاریابی شفر. نویسنده تائو توییتر
  65. بازاریابی ، هنگامی که به درستی انجام شود ، چنین تجربهای شگفت انگیزی را در اطراف نام تجاری یا محصول شما ایجاد می کند ، که افرادی که هیچ ارتباط دیگری با آن ندارند ، می خواهند به دوستان خود بگویید که چقدر شگفت انگیز است و چرخه دوباره آغاز می شود. پیتر شانکمن – بنیانگذار راهنمای گزارشگر (HARO) و مشاور رسانه های اجتماعی. نویسنده خدمات مشتری – قوانین جدید برای یک دنیای فعال اجتماعی
  66. بازاریابی باعث تشدید منابع موجود می شود تا به طور مداوم بر این اصل اساسی تأکید کند که این چیزی نیست که شما بخواهید بفروشید بلکه آنچه مشتریان به دنبال خرید هستند. بازاریاب های موفق دائماً از دید مشتری فکر می کنند و دائما می پرسند ، “چه چیزی برای آنها وجود دارد؟” بازاریابان موفق از طریق هر مخاطب و معامله اعتماد کسب می کنند. جیم سیگل – مدیر بازاریابی و ارتباطات ، Chaplaincy HealthCare
  67. بازاریابی کمپین های یکپارچه ای را برای تولید ایجاد می کند که بر فروش ، برند ، ارزش و چشم انداز تأثیر می گذارد. جیمه سلاتی – Soulati Media
  68. به طور کلی بازاریابی ، ارتباط اطلاعات مربوط به یک محصول یا خدمات به مخاطب است. بازاریابی کارآمد یک ارتباط دو طرفه است که ترکیبی از هنر و علم است. این یک رشته بدون بازی پایان است که باید دائماً مورد مداوا ، ترفند و آزمایش قرار گیرد. بازاریابی مؤثر روابط ایجاد می کند و باعث ایجاد اعتماد می شود. این “فشار” یا “کشیدن” نیست. نکته مهم در بازاریابی موثر ، صحیح ترکیب ارتباطات برای نام تجاری ، محصول یا خدمات شما ، درک چگونگی تعامل با مشتریان یا کاربران در مناسب ترین و پذیرش ترین محیط است. Mike Sprouse – مدیر ارشد بازاریابی ، گروه حماسه رسانه ای
  69. بازاریابی در حال ایجاد پیشنهادی است که شما می توانید در استخوان های خود باور داشته باشید و بدانید که می توانید به طور مداوم و زیبا به افرادی که آن را دوست دارند تحویل دهید. و دائماً گوش دادن به پولیش ، نیشگون گرفتن و کشیدن و پالایش آن پیشنهادها را به گونه ای انجام می دهد که با از بین بردن هر آنچه مشتری لازم نیست ، اضافه کردن بیشتر آنچه مشتری ها دوست دارند ، افزوده می شود و به ارزشهای خارق العاده ای که فقط شما ارائه می دهید ، بنا می شود – تعجب فوق العاده ای که باعث می شود مشتریان عاشق شوند. لیز استراوس – بنیانگذار ، SOBCon ، و مدیر ارشد اجرایی ، تفکر درون
  70. بازاریابی از منظر دامنه ، هر چیزی است که باعث می شود ارزش درک شده و یا مطلوبیت یک محصول یا خدمات اصلاح شود. از منظر عملکرد ، منحنی تقاضا را به سمت راست حرکت می دهد و کشش تقاضا را کاهش می دهد. بیل تانر – مدیر ارشد تحقیقات استراتژیک ، آه بلو
  71. بازاریابی به طور جدایی ناپذیری با فروش در ارتباط است و مگر آنکه محاکمه یا فروش را هدایت کند ، نباید تلاش شود “بازاریابی” نامگذاری شود. مراحل حساس در بازاریابی شامل تعریف آنچه در حال حاضر در مورد یک تجارت شناخته می شود (روندها ، مقررات ، مخاطبان هدف ، رقبا) ، چه کسانی هدف یا خریدار هستند ، اهداف تجاری قابل اندازه گیری از نظر مکان انجام این کار چیست ، چیست؟ برنامه رسیدن به آنجا و اقدامات موفقیت ابتکارات تعریف شده برای دستیابی به آن اهداف چیست. از این روش بازاریابی می توان استفاده کرد که آیا هدف گسترش تجارت فعلی یا ورود به بازارهای جدید است. هر مرحله در روند بازاریابی به این معنی است که کاربر یا خریدار را به تصمیم گیری خرید نزدیکتر کند. الکساندرا تایلر -معاون رئیس جمهور در بازاریابی مارک دار و رسانه های اجتماعی ، خدمات معاملات جهانی Citi
  72. بازاریابی روابط بین مصرف کنندگان و مارک ها برقرار می کند. بسیاری از رشته ها که وارد این روند می شوند ، در کنار هم یک شخصیت برند را ایجاد می کنند که با هدف سازگار باشد. بازاریابی با امید به ایجاد تعهد بلند مدت ، مصرف کننده را پوشش می دهد. این امر مستلزم اقناع است و هیچ چیزی نظیر قدرت تأیید روابط عمومی شخص ثالث را ایجاد نمی کند. همانطور که بیل گیتس می گوید: “اگر من تا آخرین دلارم پایین می آمدم ، آن را صرف PR می کردم.” دبورا وینشتین – رئیس ، اهداف استراتژیک

در حالی که تعاریف بازاریابی بر اساس دیدگاه متفاوت است ، آنها به طور کلی به درگیر کردن بازار هدف مصرف کنندگان یا سایر کاربران اشاره می کنند تا در نهایت بتوانند یک محصول را بفروشند و امیدوارم برای حفظ رابطه ای فراتر از خرید باشد.

برند و هشت درس برای تضمین رشد نامحدود

برند وهشت درس برای تضمین رشد نامحدود

برند چیست؟ انسان کنجکاو است. آنها عاشق کاوش هستند. والبته آنها عاشق خرید هستند.

بسیاری از مصرف کنندگان – بیش از 25 میلیون آمریکایی – در هر روز شنبه یا یکشنبه از یک مرکز خرید بازدید می کنند. بعضی اوقات آنها با لیستی از موارد اولویتی که آماده کرده اند وارد می شوند. بعضی اوقات آنها فقط سرگردان و گیج می شوند. بعضی اوقات آنها به دنبال لمس ، احساس و تجربه محصولاتی هستند که بعداً به صورت آنلاین خریداری می شوند.

اگر یک مارک تجاری دارید ، این شانس شما برای بودن میان جمع است. خرده فروشان به ما می گویند که مارک های قوی بدون تبلیغات می فروشند. مصرف کنندگان وارد فروشگاه می شوند و از محصولات معتبر را درخواست می کنند. مارک های ضعیف روی قفسه ها می نشینند و منتظرند که مورد توجه شکارچیان اجناس ارزان قرار بگیرند.

در تجربه ما ، مارک های بزرگ اگر روی آنها کار کنید ، می توانند برای همیشه دوام بیاورند. مارک ها زندگی مصرف کنندگان را آسان تر می کنند. آنها اضطراب را از تصمیمات خارج می کنند. هنگامی که یک مصرف کننده یک هدیه خریداری می کند ، انتخاب یک مارک عالی باعث کاهش خطر عدم پذیرش از طرف گیرنده می شود.

مصرف کنندگان عاشق مارک ها هستند. آنها دوست دارند در مورد آنها صحبت کنند. اگر باعث می شوید که مصرف کنندگان در مورد مارکی که به آن اهمیت می دهند صحبت کنند ، نباید جزئیاتی مبهم بماند. آنها خیلی دوست دارند گوش شما را با واقعیت های ناچیز پرکنند. آنها می خواهند به شما نشان دهند که آنها واقعاً می دانند. اما آنچه آنها می دانند هرگز کافی نیست. آنها سؤال می کنند: این محصول کجا ساخته شده است؟ ترکیبات چه چیزی هستند؟ چگونه آزمایش می شود؟ آیا دوستان من حسادت می کنند که من مالک آن هستم و آنها چنین چیزی ندارند؟

آنها دسترسی بیشتری را می خواهند. آنها می خواهند با شما رابطه ای کاملاً شفاف برقرار کنند.آنها می خواهند بدانند شما واقعاً چه کسی هستید. آنها به دنبال حقیقت هستند. آنها نه تنها تمام ویژگی های فنی و کاربردی برند شما بلکه تمام عناصر احساسی آن را جستجو می کنند.آنها به مشخصات اجتماعی شما اهمیت می دهند: چگونه با کارمندان خود رفتار و پرداخت می کنید؟ با تهیه کنندگان خود چگونه رفتار می کنید؟ آیا شما با احترام با کره زمین رفتار می کنید؟

برای مارک های موفق ، داشتن مقام اول در ذهن مصرف کنندگان بسیار مهم است. هنگامی که مصرف کنندگان شما را دوست دارند ، به شما وفادارند، جریان خرید دائمی از شما ایجاد می کنند و طرفداری ازشما نزد دوستان و غریبه ها را فراموش نمی کنند. شما باید یک ارزیابی از میزان فروش داشته باشید. ما مشاهده می کنیم که برای اکثر مارک های عالی ، 2 درصد از مصرف کنندگان آنها به طور مستقیم در 20 درصد از فروش مشارکت داشته و 80 درصد از کل حجم فروش را با توصیه های خود راه می اندازند. همچنین ، آنها 150 درصد از سود شرکت را تامین می کنند.

اگر بهترین مشتری های خود را ناکام گذاشتید ، برای از دست دادن سریع بازار آماده باشید. آنها شما را سرزنش می کنند. با شما ترشرو می شوند. از همه بدتر ، آنها به همه کسانی که می شناسند در مورد شما هرچه می دانند خواهند گفت. و ، در این عصر دیجیتال ، حرف ها به سرعت منتشر می شوند. آنها می توانند با کلیک یک دکمه روی صفحه کلید خود به جهان بگویند. اعتبارها را می توان ناعادلانه و سریع لکه دار کرد.

برندهای ریشه دار ، مصرف کنندگان حواری و هشت درس برای رشد نامحدود

شاید فکر کنید بدانید که چرا اپل ، آمازون یا استارباکس را دوست دارید. اما تکرار موفقیت آنها یک چالش واقعی است. مارک های ریشه دار نادر هستند. تعداد کمی از شرکت ها مارک هایی دارند که محصولات و خدمات آنها در همه جا بسیار مشهور است. در سراسر جهان 10،000 شرکت چند میلیون دلاری وجود دارد ، اما فقط 100تا از آنها می توانند به درستی ادعا کنند که مارک های ریشه داری دارند. آنها جادو و نور ارائه می دهند.آنها سرگرمی ، تغذیه ، تخیل و شادی کامل را فراهم می آورند. آنها الهام بخش اعتماد به نفس ، وفاداری ، عشق و تأییدها و حمایتهای تقریباً انجیلی هستند. از نظر طرفداران ، پیروان و اعتمادکنندگان، آنها مانند مذاهب هستند. آنها سهم نامتناسبی از دلارهای ممکن را جذب می کنند.

آنچه مارک های ریشه دار بهتر از رقبای خود انجام می دهند ، تبدیل مشتری به پیروان متعصب است. ما به این افراد مشتری حواری می گوییم . اینها دلیل موفقیت برندهای ریشه دار هستند. آنها ارزشی چند برابر ارزش خریدهای خود را دارند. آنها برندی را که عاشقانه و بی پرده دوست دارند ، توصیه می کنند. آنها پشت پرده ی نام تجاری محبوب خود را با دقت توضیح می دهند: تفاوت کیفیت ، ارزش ، اصالت و دلایل اعتقاد به آن. آنها این کار را با استفاده از زبان همسانان خود انجام می دهند. این قدرت حمایت کلماتی است که از دهان خارج می شوند. مارک های ریشه دار بر اساس گفته های کاربران خود پیروز می شوند.

مشتری حواری می تواند یک دانش آموز هشت ساله مقطع ابتدایی ، یک بازنشسته هشتاد ساله یا شخص دیگری باشد. به همین ترتیب ، خرید می تواند در اندازه های مختلفی انجام شود. آنها می توانند به شکل اسپرسو 4 دلاری در استارباکس ، یک بوریتو 8 دلاری در Chipotle ، یک بلیط 16 دلاری برای یک فیلم Pixar ، یک چمدان 660 دلاری Rimowa ، یک کیف 7،500 دلاری Hermès Birkin یک Audi A7 به قیمت ، 74000 دلار ویا یک ساعت نادر 250 هزار دلاری Patek Philippe باشند.

چگونه مشتریان را به حواریون تبدیل می کنید؟ چگونه یک برند ریشه دار درست می کنید؟

برای ایجاد یک برند ریشه دار نیازی به نبوغی مانند استیو جابز نیست. بسیاری از مدیران مشاغل سخت کوش – که اکثرا مرده اند – راهی برای ساخت مارک هایی پیدا کرده اند که در زمان آزمون ایستادگی کرده اند. در طول کار ما برای بیش از 80 درصد از بزرگترین مارک های جهان طی پنج دهه گذشته ، ما با الگوهای برنده مشابه زیادی روبرو شده ایم. اکنون ، در کتاب Rocket: هشت درس برای تضمین رشد بی نهایت ، یافته های خود را برای ایجاد مجموعه ای از هشت قانون برندسازی سنتز کرده ایم.

قانون شماره 1: از مشتریان خود نپرسید که چه می خواهند(زیرا آنها تا زمان نشان دادن به آنها جواب را نمی دانند).

چند سال پیش ، یک غول ارتباطات جهانی مشغول بررسی تجارت تلفن همراه بود. در گروه های کانونی ، از فروشندگان دعوت شد که به جعبه تلفن نگاه کنند و از آنها سؤال شد ، “چه زمانی از آن استفاده خواهید کرد؟” فروشندگان گفتند که هر چه زودتر باید یک آجررا به جای پرداخت 500 دلار یا 1000 دلار برای این جعبه ناخوشایند در آن قرار دهند. در نتیجه ، این شرکت ایده تلفن همراه را از برنامه تولید خود خارج کرد. این یک خطای بزرگ بود. این شرکت میلیاردها دلار هزینه کرد تا پس از آغاز فعالیت در این زمینه، راه بازگشتی به این بازاررا پیدا کند. مصرف کننده نمی توانست روش بهتری برای برقراری تماس تلفنی تصور کند و مطمئناً نمی توانست هزینه پرداخت آن را تصور کند. موفقیت نیاز به کنجکاوی و شجاعت ، دارد. این امر مستلزم آن است که به فراتر از پاسخ های ساده و رد کردن مصرف کننده توجه کنید.

قانون شماره 2: وآو بزرگترین طرفداران خود را بخاطر داشته باشید (زیرا آنها واقعاً ارزش آن را دارند).

تعداد کمی از شرکت ها ارزش خریدهای بهترین مشتریان خود و ارزش خریدهایی را که این مشتریان از طریق توصیه های به دهان به دهان می دهند ، محاسبه می کنند. تحقیقات ما “قانون 2-20-80-150” تایید می کند. “2٪ از مشتریانی که ما به آنها حواری می گوئیم، شخصاً مسئولیت 20 درصد از فروش شرکت را بر عهده دارند. اما وقتی توصیه آنها به دوستان و آشنایان مورد توجه قرار می گیرد ، آنها مسئولیت 80 درصد فروش را بر عهده دارند. این ترکیب خریدهای حواریون و توصیه های آنها به دوستان ، حداکثر 150 درصد از سود شرکت را به دست می آورد. شرکت ها برای گرفتن 20 درصد باقیمانده فروش به “غریبه ها” – افرادی که هیچ رابطه حواری گریی ندارند- رو می آورند و در تعقیب این تجارت ضرر می کنند.

یک حواری دیگران را به فراموشی می سپارد. ریاضیات تبلیغ برای مصرف کننده ای که سالانه 1000 دلار خرج می کند قابل توجه است. در 12 نسل ، می توانید به بیش از 1 میلیارد دلار برسید. این چرخه 12 نسلی می تواند ظرف سه سال اتفاق بیفتد. قانون تبلیغ این است: بار نوآوری بارها و بارها منحصر به فرد بودن و قدرت برابر است با جذب.

قانون شماره 3: همیشه از انتقاد مشتری خود استقبال کنید (زیرا قوی تر خواهید شد).

تویوتا می گوید شکایت یک هدیه است. شرکت هر شکایت مشتری را ردیابی و پردازش می کند. این به عنوان سیستمی عمل می کند تا نارضایتی های مکرر مشتری را برطرف کند.یک بار شکایت کنید ، بگذارید آنرا برطرف کنم. دوبار شکایت کن ، شرمگینم کن . سه بار شکایت کن و من باید جایگزین شوم. رویکرد تویوتا به ارزش فروش بالاتر ، نرخ بازپرداخت بالاتر و وفاداری عمیق تر تبدیل می شود.

بنابراین ، هنگامی که شکایات شدید است ، گوش دهید و آماده تغییر شوید. به عنوان یک رهبر ، نامه الکترونیکی خود را باز کنید تا بازخورد مستقیم دریافت کنید. همیشه پاسخی مؤدبانه و سپاسگذارانه بدهید. منابع شکایات را پیگیری و آنها را برطرف کنید. پاسخ به انتقاد را یاد بگیرید. در نتیجه تغییر کنید.

همچنین ، مشتری های شما واقعاً چه، چه زمان و چرا می خواهند ،  سعی کنید اینها را بدانید. ما ثابت کرده ایم که بزرگترین عامل تعیین کننده مشتری ، مناسبت استفاده است – یک واقعه واقعی در زندگی مصرف کننده که پر از درام ، احساسات و انرژی است. مشتریان در مناسبت های مختلف برپایه احساسات ، محصولات مختلف را با ویژگی های مختلف در اولویت قرار می دهند. سؤالات درست بپرسید ، و می توانید نقشه ای از انواع نیازها و خواسته ها ایجاد کنید – آنچه ما فضاهای تقاضا می نامیم. چه زمانی مشتریان محصولی را مصرف می کنند؟ آنها در آن زمان با چه کسانی هستند؟ چگونه می خواهند احساس کنند؟ سپس می توانید محصولات هدف را بسازید که مستقیماً به مجموعه خاصی از خواسته های مصرف کننده پاسخ دهند.

قانون شماره 4:ببین و بشمر(زیرا مردم واقعاً در مورد یک کتاب از روی جلد آن داوری می کنند).

مصرف کنندگان درخرید از چشمان خود استفاده می کنند. آنها به دنبال زیبایی هستند. آنها دنیای بهتری برای خود و عزیزان خود آرزو می کنند. بهترین شرکت رویا ساز در جهان دیزنی است. دختران کوچکی که از دنیای دیزنی بازدید می کنند به سرزمین جادو می روند. آنها سیندرلا و سفید برفی را می بینند. آنها تصویری را در ناخودآگاه خود حمل می کنند. برای بسیاری ، وقتی تصمیم به ازدواج می گیرند ، آنها را دوباره سازی می کنند. دیزنی با تحقق فانتزی تجارت غنی ایجاد کرده است. مشتری ها می توانند شاهزاده خانم هایی باشند که با شاهزاده خود ازدواج می کنند – و آنها این کار را به صورتی درخشان انجام می دهند. شما می توانید هزاران آجر را با نام زوج هایی که عهد خود را در دنیای خیالی سرزمین جادو (در دنیای دیزنی) گرفته اند ، شمارش کنید. آنها مبلغ 250 دلار هزینه کردند تا نام آنها جاودانه شود. درخشش بصری هزینه زیادی دارد ، اما ارزش آن نامتناهی است.

قانون شماره 5: کارمندان خود را به افرادی پرشور تبدیل کنید (زیرا عشق واقعاً مسری است).

با یک ایده مبهم در مورد مشکل ذخیره سازی وارد فروشگاه کانتینر(برند کانتینر) شوید و از آنها کمک بخواهید. در عرض چند لحظه ، یک مشاور شما را وامی دارد که تمام مشکلات ذخیره سازی و زندگی خود را به او بگویید و به زودی راه حل هایی را ارائه می دهد. آنها این را فروش “مرد در بیابان” می نامند – گوش دادن ، کمک کردن ، تعامل و پیشنهاد دادن. کارکنان می دانند که چگونه شما را به سازمانی بهتر و جذاب تر تبدیل کنند تا بتوانید کمد ، آشپزخانه ، حمام و دفتر خودرا مدیریت کنید. این شرکتی مورد علاقه است که می شود برای آن کار کرد. با همکاران فروشگاه کانتینر با احترام رفتار می شود ، دو برابر دستمزد کارکنان رقبا به آنها پرداخت می شود و با کسری از نرخ متوسط ​​می چرخند.

اشتیاق برابر دانش است. دانش برابر راه حل است. راه حل ها به فروش تبدیل می شوند.بسیار ساده است ولی بارها رخ می دهد.

قانون شماره 6: روابط مجازی خود را تقویت کنید (زیرا این کاری است که مشتریان شما انجام می دهند).

جهان به سمت 24/7 رفته است. مصرف کنندگان با بیشترین درآمد کمترین زمان را دارند. اما آنها خطوط اینترنت پر سرعت در خانه و محل کار دارند. و آنها می خواهند وقتی دلشان خواست آنچه را که می خواهند خریداری کنند. برای برند ها فرصت بزرگی است.

آمازون این را درک می کند. گرچه بظاهر بی احساس است. شما جستجو می کنید ویک لیست دریافت می کنید. این سرویس از پشتیبانی تلفنی برخوردار است ، اما شرکت دسترسی به آن را آسان نمی کند. با این وجود میلیون ها نفر برای prime ثبت نام کرده اند ، یک برنامه عضویت که در آن 99 دلار هزینه می کنید تا هزینه حمل و نقل رایگان دو روزه و سایر برگشتی ها را داشته باشید. آمازون می تواند تمام خریدهای شما را پردازش و مرتب کند. این شرکت یک فیلتر مشترک را صدا می کند. این مرحله نهایی در فروش پیشنهادی است. هیچ شخصی برای پیگیری انتخاب شما وجود ندارد ، این یک الگوریتم رایانه است. اما در 21 سال ، بی امان وبا اشتیاق به رشد ، این شرکت 137 میلیارد دلار ارزش فروش و فروش 90 میلیارد دلاری کسب کرده است. ارزش آمازون اکنون از مقدار ترکیبی Macy’s ، Nordstrom ، Kohl’s ، Best Buy و البته Barnes & Noble بیشتر است. هیچ چیز مجازی در روابطی که با مشتریان خود بصورت آنلاین ایجاد می کنید وجود ندارد. با این حال ، اکثر شرکت ها دارای وب سایت های قدیمی هستند. آنها قدرش را نمی دانند که جهان آنلاین چه فرصت بزرگی است.

قانون شماره 7: جهش های عظیم انجام دهید (زیرا با گام های ترسان نمی توانید پیروز شوید).

کسانی هستند که از بهبود مستمر ، پیشرفتهای افزایشی و ادغام دفاع می کنند.اما هیچ کس هرگز دنیا را از این طریق تغییرنداده است. هیچ کس واقعاً نام تجاری ریشه داری را از این طریق نساخته است. برای انجام این کارها باید قدرت پیش بینی ، نترسی و استحکام خود را نشان دهید. برد بزرگ نیاز به رویاهای بزرگ دارد. Natura Cosméticos ، یک شرکت برزیلی ، به عنوان یک فروشگاه و آزمایشگاه کوچک شروع به کار کرد و به سرعت متوجه پتانسیل عظیم جنگل آمازون به عنوان منبع بهداشتی محصولات زیبایی شد. این شرکت اکنون به عنوان یکی از سودآورترین شرکت های لوازم آرایشی در جهان رتبه بندی می شود و زندگی میلیون ها زن در آمریکای لاتین را تغییر داده و استاندارد بالای زندگی را برای 1.6 میلیون مشاور فروش زن خود رقم زده است. البته با جهش و شکستن مرزها به آنجا رسید.

قانون شماره 8: دریابید که اسکیزوژنز به چه معناست (زیرا باعث نجات روابط شما می شود).

برندها شکننده و تابع قوانین اسکیزوژنز هستند. این اصطلاحی از انسان شناسی است. یعنی روابط پایدار نیست. برندها طبق همان قانون کار می کنند. مارک ها همیشه در حال حرکت هستند – از بالا ، بالا ، بالا یا پایین ، پایین ، پایین. به سیرز ، کومارت یا JCPenney فکر کنید. از کجا می دانید سیر و نمومارک شما به سمت بالا یا پایین قرار دارد؟ بیاموزید که چگونه از معیارهای کمی مانند شاخص پیشبرد برند تجاری BCG استفاده کنید ، که درصد موافقان و منتقدین شما را ثبت می کند. اگر در حال بهبود نیستید ، پس در حال افول هستید.

هشت قانون را دنبال کنید ، داستانهای خودتان و یک برند ریشه دار ایجاد کنید که بتواند آزمون های زمان را تحمل کند

مارک های ریشه دار نمایانگر طبقه جدیدی از برندگان برند هستند. این شرکت ها متفاوت و بهتر رفتار می کنند. کارآنها از منشا اخلاقی سرچشمه می گیرد ، منصفانه پرداخت می كنند ، براساس طراحی مزیت ایجاد می كنند ، با بینش مشتاقانه نسبت به نارضایتی مصرف كننده می بالند و آزمایش های بی امان در آستین دارند. آنها از پیروان خود سوءاستفاده نمی کنند بلکه کاملاً به امیدها ، رویاها و آرزوهایشان پاسخ می دهند. آنها مسیری را برای رسیدن ایجاد می کنند ، امنیت ، احساس مراقبت و تحقق احساسات را فراهم می کنند. آنها دانه ها را برای گفتن و بازگو کردن داستانهای جذاب و الهام بخش می کارند.

ما می دانیم که شما به سادگی نمی توانید داستان اپل یا آمازون را تکرار کنید و بند این چنین شوید. شرکت شما محدودیت ها ، شرایط بازار ، چالش ها و فرصت های خاص خود را خواهد داشت. اما می توانید آینده ای بهتر را تصور کنید. هشت قانون ما یک برنامه بازی برای تبدیل مشتریان به خریداران وفادار فراهم می کند — مشتریانی که از مارک شما طرفداری می کنند و از خانواده ، دوستان و همکاران خود می خواهند تا از محصولات شما لذت ببرند.

بازاریابی به کمک رسانه های اجتماعی

بازاریابی به کمک رسانه های اجتماعی – قسمت اول – ویدئو

 

بازاریابی به کمک رسانه های اجتماعی

راهنمای کامل و گام به گام رشد و توسعه کسب و کار به کمک رسانه های اجتماعی

شرکت های هوشمند می دانند که چگونه می توانند از قدرت رسانه های اجتماعی استفاده کنند.برنامه “سفر به کانادا” کمیسیون گردشگری کانادا یک برنامه تبلیغاتی جسورانه در رسانه های اجتماعی بود که در میان بازار گردشگری رقابتی ، به میدان پا گذاشت.

این کمیسیون با دعوت از مسافران در فرودگاه های فرانکفورت آلمان و لیون فرانسه شروع به تغییر برنامه های تعطیلات آنها و مسافرت رایگان به کانادا کرد.با کمال تعجب ، بسیاری از مسافران جهشی این پیشنهاد را پذیرفتند. این افراد همچنین موافقت کردند که طرفداران رسانه های اجتماعی کمیسیون گردشگری شوند و ماجراهای خود را در کانادا در رسانه های اجتماعی به اشتراک بگذارند.

این برنامه حواشی زیادی را در اطراف کمیسیون گردشگری کانادا به وجود آورد ، به این ترتیب کانادا در مقایسه با سایر مناطق توریستی رقابتی شاهد افزایش 21.5 درصدی در سهم خود از گردشگران بود.

اگر می خواهید کسب و کار خود را ارتقا دهید ، رسانه های اجتماعی بهترین شرط موفقیت شما هستند.

در حال حاضر فیس بوک بیش از دو میلیارد کاربر فعال روزانه دارد. YouTube تقریباً دو میلیارد کاربر فعال دارد. اینستاگرام یک میلیارد. توییتر تقریباً 330 میلیون ، لینکدین 303 میلیون و پینترست 250 میلیون نفر دارند.این جمعیت عظیم منتظر شناختن شماست.

بازاریابی به کمک رسانه های اجتماعی

مشاوران بازاریابی چقدر درآمد دارند؟

مشاوران بازاریابی چقدر درآمد دارند؟

مشاوران بازاریابی چقدر درآمد دارند؟

شغل مشاور بازاریابی هم می تواند چالش برانگیز و هم سود آور باشدبرای موفقیت در این زمینه ، باید با برنامه ریزی استراتژیک ، مدیریت ، توسعه کمپین های ارتباطی داخلی و خارجی و بخش بازاریابی دیجیتال آشنا باشیدپرداخت به مشاوران بازاریابی می تواند بسیار متفاوت باشد و به چند عامل از جمله صنعت ، مکان ، تجربه و مهارت های قابل عرضه بستگی دارد.

مشاور بازاریابی چه کاری انجام می دهد؟

یک مشاور بازاریابی با کسب و کار همکاری می کند تا در ایجاد و اجرای استراتژی های بازاریابی ، برندسازی و تبلیغات متناسب با نیازهای مشتریان کمک کند.

این کار به کسی نیاز دارد که بتواند خلاق و تحلیلی باشد ، زیرا این یک عمل متعادل بین مغز راست و فعالیت مغز چپ استوظایف اساسی شامل نقشه برداری استراتژی ، تحقیق ، برنامه ریزی رویدادها ، بررسی و اجرای ابتکارات بازاریابی ، توسعه برند ، نظارت بر بازده سرمایه گذاری برای فعالیتهای بازاریابی و تسهیل جلسات استراتژی بازاریابی مشتری است.

مشاوران بازاریابی اغلب پس از ترک شغل شرکتی، بعنوان پیمانکار یا آزادکار فعالیت می کننداین نوع کار معمولاً به تجربه خوبی در این زمینه نیاز دارد ، اما در برخی موارد ، افراد می توانند به عنوان یک مشاور سطح پایین تر بازاریابی به عنوان یک پله در حرفه خود در مسیر رسیدن به موقعیت شرکتی فعالیت کننددر سطح شرکت ها ، سلسله مراتب معمولاً به شرح زیر است:

  • مدیر بازاریابی
  • مدیرمجری بازاریابی
  • مدیر ارشد بازاریابی
  • مدیر ارتباطات بازاریابی
  • معاون مدیر بازاریابی

محاسبه نرخ پرداخت

هزینه های مشاوره بسته به تجربه ، شرکتی که با آن کار می کنید و دانش شما از آن ، صنعت ، مکان و سایر عوامل بسته به ساعت ممکن است از هر ساعت 20 دلار تا 200 دلار (یا بیشتر) در ساعت باشدیک روش معقول برای تعیین نرخ ساعت کاری شما استفاده از فرمول “ساعت کار در سال” است: حقوق مورد نظرتقسیم بر تعداد ساعات کار در سال = نرخ ساعتکاری.

اگر فرض کنید تمام وقت را با چند هفته تعطیلی کار می کنید ، در هفته 40 ساعت و به مدت 50 هفته یا 2000 ساعت در سال کار کرده ایداز اینجا مسئله ساده وصل کردن شماره ها استفرض کنیم که شما برای آخرین بار در کل وقت کار 75000 دلار درآمد داشته اید ، یا اعتقاد دارید که بر اساس تجربه ، 75000 دلار ارزش داریددر این حالت ،: 75،000 $ تقسیم بر 2،000 ساعت = 37.50 دلار در ساعت.

همچنین مشتریان ممکن است بخواهند در هر پروژه به شما مبلغی پرداخت کننداگر مطمئن نیستید که برای هر پروژه چقدر باید بگیرید ، تعداد ساعتی که باید کار انجام دهید را تعیین کنید و سپس آن را در نرخ ساعتی خود ضرب کنید.  

سایر ملاحظات نرخ

افراد دارای تخصص در یک زمینه خاص و دانش در مورد کسب و کار مشتری می توانند و باید هزینه بیشتری دریافت کنندبرای مقایسه ، طبق اعلام ” PayScale.com ” ، متوسط ​​حقوق پایه مشاوران بازاریابی در ایالات متحده در حدود 58000 دلار در سال بود با این وجود ، این حقوق بسته به عوامل مختلفی که در بالا ذکر شد بسیار متفاوت استدامنه واقعی از حدود 32000 دلار تا 102،000 دلار در سال به عنوان پایه با اضافه کردن مبلغی از 500 تا 20،000 دلار پاداش و سودآوری است.

مشاوران بازاریابی چقدر درآمد دارند؟

بازاریابی برای مشاوره کسب و کار

بازاریابی برای مشاوره کسب و کار – مطالعه سال (2019)

بازاریابی برای مشاوره کسب و کار – مطالعه سال (2019)

بازاریابی برای شغل مشاورین کسب و کار - مطالعه سال (2019)

بازاریابی برای شغل مشاورین کسب و کار – مطالعه سال (2019)

چگونه شما مشتریان جدید مشاوره را پیدا می کنید؟

آیا سیستمی برای برنده شدن در پروژه های مشاوره دارید؟

آیا شما استراتژی بازاریابی دارید – یا بیشتر به امید وابسته هستید؟

اگر مشاور هستید ، در زمینه بازاریابی خدمات خود باید فعالیت کنید .

برای به دست آوردن مشتری مشاوره ، باید تعاملاتی را با چشم انداز مناسب ایجاد کنید.

بازاریابی نحوه تولید این تعاملات است. بدون بازاریابی ، شغل مشاوره را ندارید.

مشاوره با مشاوران برای کمک به بازاریابی خدماتشان برای دستیابی به مشتری های بیشتر ، مهارت ماست.

ما مطالعه می کنیم و به شما کمک می کنیم تا یاد بگیرید چه کارهایی را انجام دهید – تا از آنچه نباید انجام شود جلوگیری کنیم.

در این پست ، ما آنچه را که از نظرسنجی ها آموخته ایم و توسط بیش از 34000 مشاوردر سرار جهان برای ما ارسال شده است ، به اشتراک می گذاریم.

خلاصه ای از یافته های کلیدی ما در زمینه بازاریابی برای مشاوران در سال 2019

  1. ارجاع ها در رده اول هستند. 37٪ از مشاوران “ارجاع ها” را به عنوان عامل اصلی دریافت کار جدید ذکر کرده اند – 20٪ بیشتر از انتخاب پاسخ بعدی: یعنی شبکه اینترنت و رویدادها (18٪)
  2. بیشتر مشاوران (32٪) با بازاریابی دسته و پنجه نرم می کنند، بیشتر از آنهایی که با فروش سر و کله می زنند(23٪). 28٪می گویند که با هر دو به یک اندازه درگیرند- و تنها 17٪ می گویند که با هیچ یک ازاینها درگیر نیستند.

3.سرمایه گذاری بیشتر در بازاریابی خدمات مشاوره، با درآمد بالاتر ارتباط دارد . بیش از 50٪ مشاوران با سرمایه گذاری 20ملیونی در بازاریابی خدمات خود بیش از 600ملیون تومان در سال درآمد کسب می کنند.

  1. مشاوران از تماس تلفنی بیزار هستند. 41٪ از آنها اعلام كرده اند كه تماس تلفني را بعنوان ناسازگارترين روش بازاريابي برای خود مي دانند. با این حال ، 7٪ از مشاوران می گویند برقراری تماس تلفنی باعث می شود آنها بیشترین درآمد را کسب کنند – سومین روش بازاریابی با درآمد بالا برای مشاورانی که از آنها رای گیری کردیم  روش بازاریابی تلفنی بود.
  2. مشاوران درصد زیادی از خدمات خود خود را با مراجعه مستقیم به شرکت ها به دست می آورند. 22٪ از مشاوران 95٪ + سفارشات خود را از طریق مراجعه مستقیم کسب می کنند – و بیش از 50٪ مشاوران 60٪ + خدمات خود را از طریق مراجعه دریافت می کنند.
  3. فرکانس بازاریابی با اعتماد به نفس در مراجعه به افراد ارتباط دارد. مشاورانی که روزانه خدمات خود را به بازار عرضه می کنند کمتر به ارجاع دسترسی دارند. مشاورانی که کسب و کار خود را تنها در صورت نیاز مشتری جدید به بازار عرضه می کنند ، به مراجعه کنندگان متکی هستند.
  4. بین فرکانس بازاریابی و تعداد مشتری ها همبستگی مثبت وجود دارد. مشاورانی که سالانه با 1-3 مشتری کار می کنند ، بازاریابی کمتری (فقط 25٪ بازاریابی روزانه داشته اند) نسبت به مشاورانی که با 6+ مشتری در سال کار می کنند (38٪ روزانه بازاریابی انجام می دهند) داشته اند.
  5. مشاورانی که درآمد 600 میلیونی تا 4 میلیاردی کسب می کنند بسیار به اعتبار ارجاع دهنده تکیه می کنند. 28٪ از آنها 20-40٪ از پیشنهادات خود را از ارجاع کسب کرده اند – بهترین انتخاب برای مشاوران با درآمد اینچنینی همین ارجاع است.
  6. سالهای تجربه با درآمد بسیار مرتبط است. مشاوران باتجربه (15+ سال تجربه) بیشترین درآمد سالانه را کسب می کنند.
  7. 70٪ از مشاوران مورد بررسی ، هیچ کارمندی ندارند – اما 41٪ از مشاوران در نظرسنجی با 1-3 کارمند در سال کار می کنند(36٪ بیشتر از کسانی که با کسی کار نمی کنند).
  8. زنان به طور مساوی با بازاریابی و فروش درگیرند(38٪ از مشاوران زن مورد مطالعه این نظر را مطرح کرده اند) مردان بیشتر از فروش با بازاریابی خود را درگیر می کنند (32٪ می گویند بیشتر با بازاریابی درگیرند). زنان همچنین به مراجعه به مشتری بسیار وابسته هستند (از مشاوران زنی که مورد نظرسنجی قرار گرفته اند ، 36٪ از آنها 95٪ از پیشنهادات خود را از طریق مراجعه به افراد در مقایسه با 18٪ برای آقایان کسب می کنند).
  9. 34٪ از مشاوران عنوان “شکوفایی پتانسیل های من” را به عنوان دلیل شماره یک  شروع فعالیت مشاوره خود ذکر کرده اند. “رئیس خودم باشم” دومین پاسخ محبوب با 26٪ بود. “تحقق پتانسیل من” محبوب ترین پاسخ برای آقایان بود ، و “رئیس خود باشم” محبوب ترین پاسخ برای زنان بود.

در زیر ، نگاهی جامع به داده های نظرسنجی خواهیم انداخت.

آمار مشاوره بازاریابی

با چه روشی بیشتر تلاش می کنند؟

بازاریابی مشاور کسب و کار

چرا تصمیم داریم مطالعه ای در زمینه بازاریابی برای مشاوران انجام دهیم؟

زیرا بازاریابی و فروش برای مشاوران یک چالش است.

32٪ از مشاوران می گویند که آنها بیشتر با بازاریابی خود (ایجاد گفتمان با خریداران آینده) درگیرند.

23٪ بیشتر با فروش (تبدیل چشم انداز به مشتری) درگیرند.

و 28٪ از هر دو به طور مساوی استفاده می کنند.

تنها 17٪ از مشاوران ادعا می كنند كه با هیچ یك از آنها مواجه نیستند.

تفاوت بین مشاورانی که با بازاریابی درگیرند و کسانی که درگیر نیستند چیست؟

  • 39٪ مشاوران روزانه برای کسب و کار خود بازاریابی می کنند. ما پیشنهاد می کنیم هرچه کسب و کار خود را بیشتر بازاریابی کنید ، احتمال مقابله با آن کمتر خواهد بود.
  • مشاورانی که با بازاریابی دست و پنجه نرم نمی کنند کمتر به مشتری مراجعه می کنند. اگر نمی دانید چگونه مشتری را بدون مراجعه جذب کنید ، احتمالاً با بازاریابی شغل خود مشکل دارید.
  • مشاورانی که با بازاریابی مشکلی ندارند از کارمندان بیشتری استفاده می کنند (52٪ از 1-3 کارمند در سال استفاده می کنند) نسبت به کسانی که با بازاریابی مشکل دارند (فقط 29٪ از 1-3 کارمند استفاده می کنند). این ممکن است نشان دهد که اگر کارمند ندارید تا بتوانید بخش های مختلف شغلی خود را اداره کنید ، وقت لازم برای بازاریابی خدمات خود را ندارید.

چقدر از وقت خود را صرف بازاریابی در شغل خود می کنید؟

بازاریابی مشاور کسب و کار

اکثر مشاوران به صورت هفتگی خدمات خود را بازاریابی می کنند (35٪)

33٪ مشاوران روزانه برای کسب و کار خود بازاریابی می کنند.

11٪ مشاوران ماهیانه برای کسب و کار خود بازاریابی می کنند.

14٪ مشاوران خدمات خود را فقط در صورت نیاز به مشتری جدید به بازار عرضه می کنند – و 6٪ به هیچ وجه کسب و کار خود را بازاریابی نمی کنند.

مشاورانی که گهگاه خدمات خود را بازاریابی می کنند ، تقریباً روی بازاریابی حساب نمی کنند.

مشاورانی که تنها در صورت نیاز به مشتری جدید خدمات خود را به بازار عرضه می کنند ، اکثر آنها(بیش از 50٪) پیشنهاد های خود را از ارجاع دریافت می کنند.

حتی اگر به توانایی خود در یافتن مشتری اعتماد دارید ، بازاریابی تنها هنگامی که به مشتری نیاز دارید بهترین روش نیست.

ما توصیه می کنیم استراتژی بازاریابی خود را تدوین کنید تا بتوانید در جذب مشتری های جدید موفق باشید. شما باید یک سیستم بازاریابی قابل پیش بینی و قابل اعتماد بسازید.

هر سال برای بازاریابی خدمات خود (مشاوره) چه مقدار پول خرج می کنید؟

بازاریابی مشاور کسب و کار

مشاوران سرمایه گذاری زیادی در بازاریابی خدمات خود نمی کنند.  ولی کسانی که سرمایه گذاری می کنند ، درآمد بالاتری دارند.

40٪ هر سال کمتر از15میلیون تومان در بازاریابی خود سرمایه گذاری می کنند.

38٪   بین 15 تا 60 میلیون سرمایه گذاری می کنند.

20٪   بیش از 60 میلیون سرمایه گذاری می کنند.

بازاریابی یک هزینه نیست بلکه یک سرمایه گذاری است. وقتی در بازاریابی خود سرمایه گذاری می کنید (راه درست) ، بازده سرمایه گذاری خود را خواهید دید.

کار بازاریابی ایجاد تعامل با خریداران آینده است تا بتوانید مشتری و درآمد بیشتری کسب کنید.

ما مشاهده کردیم که مشاوران دارای بالاترین درآمد ، تمایل به سرمایه گذاری بیشتری در بازاریابی خود دارند – بیش از 50٪ از مشاورانی که60 تا 300 میلیون در بازاریابی خود سرمایه گذاری می کنند ، سالانه بیش از600 ملیون تومان را کسب می کنند – بازاریابی با 30٪ درآمد بیش از1.2 میلیارد در سال درآمد زائی دارد.

چند درصد از خدمات  شما از مراجعه به سایتها حاصل می شود؟

بازاریابی برای مشاوران در یک بازار رقابتی دشوار است – و به همین دلیل است که مشاوران به مراجعین به آنها امید زیادی دارند.

بیش از 55٪ مشاوران 60٪ خدمات خود را از مراجعه به سایت دریافت می کنند.

این می تواند بدان معنی باشد که آنها در بازاریابی ارجاعی یا شبکه سازی بسیار خوب شده اند – اما همچنین می تواند به این معنی باشد که آنها در ارائه خدمات خود خارج از روابط فوری مشکل دارند.

ارجاع ها همیشه منبع بزرگی برای کسب و کار شما خواهند بود. اما ، همیشه این احتمال وجود دارد که روزی ارجاع به شما قطع شود. ما به مشاوران توصیه می کنیم که تمام تخم مرغ های خود را در یک سبد قرار ندهند و یاد بگیرند که از طریق راه های دیگر مشتری جذب کنند .

تنظیمات بازاریابی مشاوره

از چه نوع بازاریابی بیشترین لذت را می برید؟

به نظر می رسد صحبت کردن مستقیم با مشتری با 21 درصد محبوب ترین روش بازاریابی برای مشاوران است.

شبکه سازی و رویدادها (20٪) ، ارجاع (16٪) و ارسال ایمیل (7٪) روش های بعدی بازاریابی محبوب بودند.

این روشها ترکیبی مناسب از داشتن روابط و نشان دادن تخصص شما– و دو جنبه مهم بازاریابی برای مشاوران است.

کدام نوع بازاریابی را دوست ندارید؟

اطلاعات واضح است – مشاوران دوست ندارند تماس تلفنی برقرار کنند.

41٪ از مشاوران ذکر شده برقراری تماس تلفنی را بعنوان مورد تنفرترین نوع بازاریابی اعلام کرده اند. بدترین مورد های بعدی، تبلیغات مستقیم و چاپی با 12٪ بود. در بین بقیه روشها یکنواختی وجود داشت.

چرا مشاوران از برداشتن گوشی متنفرند؟ به نظرناراحت کننده و وقت گیر است. اما ، روش هایی برای اثربخشی بیشتر وجود دارد .

بازاریابی برای مشاوره کسب و کار

برای چه نوع بازاریابی بیشترین زمان را صرف می کنید؟

مشاوران وقت خود را صرف انواع روش های مختلف بازاریابی می کنند.

24٪ از مشاوران “Networking & Events” را به عنوان روشی برای بازاریابی که بیشترین وقت خود را صرف آن می کنند ، انتخاب کردند.

مراجعه کنندگان به مشتری با 14 درصد در رتبه دوم قرار گرفتند. سومین میزان از طریق LinkedIn با 12٪ بود.

کدام یک از موارد زیر در کسب و کار شما بیشترین پول را در می آورد؟

ارجاعی ها به مشاوران بیشترین پول را برای مشاوران ایجاد می کنند – با 38٪ مشاوران ارجاع را به عنوان بالاترین روش بازاریابی و کسب درامد خود انتخاب کرده اند.

سهم اینترنت و رویدادها 18٪ بود. دررتبه سوم تماس تلفنی با 7٪ بود.

قصد دارید در سال 2019 بیشترین پیشرفت و کار را در چه زمینه ای از بازاریابی داشته باشید؟

مشاوران علاقمند به بهبود بسیاری از زمینه های بازاریابی خود در سال 2019 هستند.

محبوب ترین پاسخ ها مربوط به Networking & Events و LinkedIn Outreach است که در هر کدام 13٪ بود. صحبت کردن ، وبلاگ نویسی ، نوشتن و بازاریابی ایمیلی نیز مورد توجه بسیاری قرار گرفته است.

تعداد بسیار کمی از مشاوران برای بازاریابی خدمات خود به دنبال رسانه های سنتی هستند. با ظهور رسانه های اجتماعی و جدید ، این روش های سنتی بیشتر از میدان خارج شده اند – ولی این بدان معنی نیست که آنها نمی توانند به خوبی کار کنند.  هنوز روشهای موثری برای بازاریابی خدمات شما از طریق رسانه های سنتی وجود دارد .

بازاریابی برای مشاوره کسب و کار

مشاوره از دید آمار بازرگانی

درآمد سالانه شما از مشاوره چقدر است؟

26٪ از مشاورانی که در نظرسنجی ما شرکت کرده اند بین 300تا 600 ملیون درآمد دارند.

پاسخ انتخابی بعدی   (17٪) 100 تا 300 ملیون بود.

14٪ بین 600ملیون تا 1.2 میلیارد بود.

14٪   بین 20 ملیون تا 100 ملیون بود.

و 13٪   بیش از 1.2 میلیارد تومان درآمد داشته اند.

بنابراین ، مشاورانی که بیش از 1.2 میلیارد در آمد دارند چه بازاریابی متفاوتی انجام می دهند ؟

  • آنها روزانه کسب و کار خود را به بازار عرضه می کنند.
  • آنها بیشتر در بازاریابی خود سرمایه گذاری می کنند.
  • آنها به مراجعه امید کمتری دارند.
  • آنها وقت بیشتری را برای مراجعه به مشتریان بالقوه در LinkedIn می گذرانند.
  • آنها تمایل دارند که از نوشتن و وبلاگ نویسی درآمد بیشتری کسب کنند.
  • آنها سالها تجربه دارند.

از خود بپرسید – اگر شما بیش از 1.2 میلیارد تومان درآمد در سال ندارید ، آیا 6 مورد فوق را انجام می دهید؟

دلیل شماره یک برای مشاور شدن چیست؟

اگر می خواهید پتانسیل های بالقوه خود را تحقق بخشید یا رئیس خود باشید ، شغل خوبی را انتخاب کرده اید.

34٪ از مشاورانی كه ما در نظرسنجی از آنها اطلاعات گرفتیم ، عنوان كردند “تحقق پتانسیل های من” به عنوان دلیل شماره 1 مشاور شدن در این زمینه است 26٪ گفتند می خواهم “رئیس خود باشم”.

12٪ انعطاف پذیری برنامه کاری را انتخاب كردند ، 9٪ درآمد نامحدود را اعلام كردند و 8٪ گفتند كه به دلیل اینكه اخراج شده اند مشاور می شوند.

مشاوره، کسب و کار بزرگی است که برای تمام این دلایل می تواند شروع شود .

بازاریابی برای مشاوره کسب و کار

چند سال است که شما مشاور هستید؟

مشاورانی که در نظرسنجی ما شرکت کرده اند دارای درجه های مختلفی از تجربه هستند.

22٪ از مشاوران 1-3 سال مشاور بوده اند.

21٪ از مشاوران 15+ سال مشاور بوده اند.

پاسخ های دیگر 5-10 سال (18٪) ، 3-5 سال (16٪) و 10-15 سال (8٪) بود.

15٪ مشاوران کاملاً جدید هستند – و کمتر از 1 سال است که مشاوره می کنند.

همانطور که شما هم تصور می کنید ، ما بین سالهای تجربه و درآمد همبستگی مشاهده کردیم.

مشاور با بالاترین درآمد بیشترین سالها تجربه را دارد. اگر یک مشاور جدید هستید ، ادامه دهید. هرچه تجربه شما رشد می کند ، درآمد شما نیز همانگونه خواهد بود – به شرطی که مرتباً ارزش خود را افزایش دهید .

بازاریابی برای مشاوره کسب و کار

شما خود را چه نوع مشاوری می دانید؟

نظرسنجی ما گروهای متنوعی از مشاوران را نشان می دهد .

30٪ مشاوران مدیریت هستند. 16٪ مشاور استراتژی ، 13٪ مشاور بازاریابی و 7٪ مشاور عملیات هستند.

مشاورین مالی (4٪) ، مشاوران منابع انسانی (3٪) ، مشاوران فناوری اطلاعات (4٪) ، مشاوران فروش (3٪) و مشاوران طراحی (1٪)  بودند. 19٪ موارد دیگر را انتخاب کردند.

هر سال مشاوران با چه تعداد مشتری کار می کنند؟

در مورد اینکه تعداد مشتری مشاوران هر سال چند مورد بوده است ، محبوب ترین پاسخ 3-6 (34٪) بود “6-12 مشتری” دومین پاسخ منتخب (29٪) و 1-3 نفر سوم با (21٪) بود.

16٪ از مشاوران که با بیش از 12+ مشتری در هر سال مشغول به کار بودند اعلام می کنند که برای جذب مشتری بیشتر و افزایش میزان مشاوره ، مشتری سازی(از طریق بازاریابی مستمر) می کنند.

تعداد مشتری در بازاریابی یک شرکت چه نقشی بازی می کند؟

  • مشاورانی که فقط با 1-3 مشتری در سال کار می کنند با بازاریابی و فروش به طور مساوی (45٪) برخورد می کنند. ما فکر می کنیم وقتی با 1-3 مشتری در سال کار می کنید ، ممکن است در موقعیت خطرناکی قرار بگیرید. شما خطر می کنید که به عنوان یک منبع درآمد تنها به یک مشتری متکی باشید – و بیشتر از یک مشاور در نقش یک کارمند ریسک می کنید.
  • مشاورانی که سالانه با 1-3 مشتری کار می کنند ، فعالیتهای بسیار کمتری انجام می دهند. اگر می خواهید مشتری بیشتری داشته باشید ، روزانه – یا حداقل هفتگی – کسب و کار خود را بازاریابی کنید.
  • بین تعداد مراجعان و تکیه به مراجعه کنندگان رابطه وجود دارد.  هر چه مشتری کمتری داشته باشید ،  به نظر می رسد که بیشتربه مراجعه آنها امید بسته اید. اگر بیش از حد به مراجع تکیه کنید ، احتمال دارد که کسب و کار مشاوره خود را به صورت مؤثر بازاریابی نکنید.

مشاوران شاغل چه تعداد کارمند تمام وقت دارند؟

70٪ از مشاورانی که از آنها نظرسنجی کرده ایم هیچ کارمندی ندارند و مشاور مستقل هستند.

19٪ مشاوران مورد بررسی 1-3 کارمند دارند. 12٪ بیش از 3 کارمند دارند.

بازاریابی برای مشاوره کسب و کار

مشاوران هر سال با چه تعداد کارمند پاره وقت کار می کنند؟

در حالی که 70 درصد از مشاوران هیچ کارمند تمام وقتی ندارند ، بسیاری از مشاوران هر ساله با تعدادی کارمند پاره وقت کار می کنند.

41٪ از مشاورانی که از آنها نظرسنجی کرده ایم از 1-3 کارمند در سال استفاده می کنند 36٪ از هیچ و 23٪ بیش از 3 کارمند استفاده می کنند.

تعداد کارمندان یک روش عالی برای قیاس کردن خدمات  شما هستند – بدون آنکه بخواهید با سر کارهایی که کارمندان تمام وقت انجام می دهند بحث کنید.

مشاوره از نظر جمعیت شناسی

میانگین سن مشاورین چقدر است؟

برای شروع کسب و کار مشاوره  هرگز دیر نیست .

بیش از 60٪ از مشاورانی که نظرسنجی کردیم 40-60 ساله هستند.

تقریباً 20٪ بیش از 60 سال سن دارند.

20٪ زیر 40 ساله هستند.

بازاریابی در سنین مختلف چگونه مقایسه می شود؟ این چیزی است که ما یافتیم:

  • نسل جوان بیشتر از وبلاگ نویسی لذت می برند (22٪ وبلاگ نویسی را به عنوان روش بازاریابی مورد علاقه خود انتخاب کرده اند).
  • برقراری تماس تلفنی با افزایش سن شما لذت بخش تر نخواهد شد – همه گروه های سنی که ذکر شده برقراری تماس تلفنی را به عنوان کمترین روش بازاریابی مورد علاقه خود قرار داده اند.
  • مشاوران هزاره بیشتر پول خود را از طریق Joint Ventures و تبلیغات آنلاین می گیرند – حتی بیشتر از مراجعه کنندگان. مشاورانی که 30-40 سال دارند بیشترین درآمد خود را از طریق مراجعه کسب می کنند.

مشاوران کجا زندگی می کنند؟

اکثر مشاورانی که در نظرسنجی ما نشرکت کردند ،( 57٪ )در آمریکای شمالی زندگی می کنند.

اروپای غربی (12٪) ، آفریقا (11٪) و آسیا (9٪) را به خود اختصاص داده اند.

من … هستم

75٪ از مشاورانی که در نظرسنجی ما شرکت کرده اند مرد و 25٪ دیگر زن هستند.

ما در مشاوره چند پویایی جنسیتی جالب مشاهده کردیم:

  • 13٪ مشاوران زن ، شبکه و رویدادها را به عنوان روش مورد علاقه بازاریابی خود نسبت به مردان ذکر کردند.
  • زنان با بازاریابی و فروش به طور مساوی تعامل می کنند (38٪ از لیست هایی که با هر دو روش کارمی کنند). از طرف دیگر ، مردان با بازاریابی مشکل بیشتری دارند (32٪ می گویند که بیشتر با بازاریابی مبارزه می کنند).
  • دو برابر درصد زنان (36٪) 95٪ + از خدمات خود را از طریق مراجعه به مردان (18٪) کسب می کنند. وقتی می پرسیم که چرا آنها تصمیم به مشاور شدن گرفتند ، “درک پتانسیل من” محبوب ترین پاسخ برای آقایان (35٪) بود. برای زنان ، “رئیس خودم باشم” محبوب ترین پاسخ (32٪) بود.

مقایسه مطالعه گذشته

بنابراین ، مطالعه امسال چگونه با مطالعه سال گذشته مقایسه می شود؟

در مطالعه سال 2018 ، مراجعه ها روشی برای بازاریابی بود که مشاوران بیشترین زمان را با 22٪ صرف کردند. در سال 2019 ، 24٪ از مشاوران شبکه و رویدادها را به عنوان روش بازاریابی خود ذکر کردند – ومراجعه به 14٪ کاهش یافته است.

مراجعه به مشاوران بیشترین پول را در هر دو سال 2018 و 2019 ایجاد می کند.

مشاوران در هر دو سال مبلغ مشابهی را برای بازاریابی خود سرمایه گذاری کرده اند.

مشاوران در سال 2019 با مشتریان بیشتری در سال در مقایسه با سال 2018 کار می کنند.

بازاریابی برای مشاوره کسب و کار

بازاریابی برای مشاورین برنامه عملیاتی

فقط مطالعه نکنید و فکر کنید “این کار شایسته ای است” – ما این مطالعات را برای کمک به شما و انجام اقدامات عملی انجام می دهیم.

اگر یک مشاور جدید هستید و نمی دانید از کجا شروع به بازاریابی کنید …

مقاله ما را در مورد شروع خدمات در شغل مشاوره  رابررسی کنید . این به شما کمک می کند تا خدمات مشاوره خود را به روشی صحیح ایجاد کنید.

اگر یک مشاور باتجربه هستید اما از دریافتی خود راضی نیستید …

مقاله ما در مورد  10 تاکتیک بازاریابی اثبات شده برای مشاوران و مربیان را بررسی کنید – و خود را عادت دهید که در واقع آنها را انجام دهید!

اگر تعجب می کنید چگونه می توانید روند بازاریابی و فروش شخصی خود را به شدت بهبود بخشید – و مشتریهای واجد شرایط تری پیدا کنید که هزینه بیشتری برای تخصص شما بپردازند – خوشحال می شویم با شما چت کنیم. در تماس با ما یاد می گیرید که چگونه روند بازاریابی شما بهبود می یابد – بدون هیچ هزینه ای.

نتیجه

اکنون که داده ها را مشاهده کرده اید …

چگونه خدمات مشاوره شما هنگام بازاریابی پایدار می شود؟

آیا شما یکی از مشاوران زیادی هستید که با بازاریابی می جنگید؟

بازاریابی برای مشاوره کسب و کار

8 راه برای شناسایی فرصت های بازار برای رشد مشاغل

8 راه برای شناسایی فرصت های بازار برای رشد مشاغل

8 راه برای شناسایی فرصت های بازار برای رشد مشاغل . در محیط کسب و کار امروز ، حفظ رشد و سودآوری هرگز تضمینی نیستپیشرفت های فنی و علمی چرخه عمر محصولات و خدمات را کوتاه می کند ، مدل های کسب و کار تغییر می کند و رقبای جدیدی از خارج از صنعت ظاهر می شونداین بی ثباتی مداوم ، جستجوی فرصت های شغلی جدید را ضروری می کنددر این مقاله ، 8 روش برای شناسایی فرصت های بازار برای رشد مشاغل را بیان خواهیم کرد.

ابتدا باید یک چارچوب برای کمک به جستجوی فرصت ها تعریف کنیدبرای این کار لازم است جهت کسب و کار شرکت خود را بشناسید و از منابع ، نقاط قوت و قابلیت های شرکت خود آگاهی داشته باشید.

هنگامی که شما درک خوبی از اهداف شرکت و زمینه های تخصص داشته باشید ، قدم بعدی تجزیه و تحلیل بازار ، ارزیابی نیازهای مصرف کننده و چگونگی برآورده شدن آنها توسط شرکت ها استبرای شناسایی فرصت های بازار ، مدل کسب و کار به عنوان یک کل باید با شناسایی مصرف کنندگان و شرکت ها و عوامل دیگر مانند گزاره های ارزش برند ، رقبای مستقیم و غیرمستقیم ، زنجیره های تأمین ، مقررات موجود و محیط کلی ارزیابی شودبیایید نحوه تجزیه و تحلیل این عوامل را به تفصیل در زیر بررسی کنیم.

هشت نوع تجزیه و تحلیل برای شناسایی فرصت های بازار

  1. تقسیم بندی مصرف کننده

برای درک تقاضای خود ، باید بخش های مصرف کننده را که ویژگی های مشترکی با یکدیگر دارند ، شناسایی کنیداین خصوصیات می توانند متغیرهای “سخت” مانند سن ، جنس ، محل زندگی ، سطح تحصیلات ، شغل و سطح درآمد یا متغیرهای “نرم” مانند سبک زندگی ، نگرش ، ارزشها و انگیزه های خرید باشند.

متغیرهای سخت می توانند به برآورد تعداد مشتریان بالقوه یک تجارت کمک کنندبه عنوان مثال ، یک تولید کننده پوشک / پوشک باید بداند که کودکان زیر 3 سال در یک کشور خاص چه تعدادند و همچنین میزان زاد و ولد را بداندمتغیرهای نرم می توانند به شناسایی انگیزه هایی که منجر به تصمیم گیری در خرید می شود از جمله قیمت ، اعتبار ، راحتی ، دوام و طراحی کمک کند.

نمونه ای از چگونگی تقسیم بندی به شناسایی فرصت های بازار کمک می کند Aguas Danone ، یک شرکت بطری آب در آرژانتینچند سال پیش فروش این شرکت در حال سقوط بود و آنها به دنبال کالای جدید بودندآگواس دانون دو عامل در مصرف نوشیدنی های غیر الکلی را شناسایی کرد: سلامتی و عطر و طعمآب بطری به عنوان سالم تلقی می شد اما ویژگی طعم خوب را ارائه نمی دادنوشیدنی هایی مانند نوشابه و آب میوه ها چاشنی خوبی دارند اما بسیار پرکالری تلقی می شدنداین شرکت متوجه شد فرصتی برای نوشیدنی های سالم وجود دارد که هم سلامتی و هم عطر و طعم دارنددر نتیجه ، آنها آب های بطری طعم دار Ser را با موفقیت بسیار بالا راه اندازی کردندبراساس داده های Euromonitor International ، Aguas Danone از زمان راه اندازی در سال 2002 ، رهبر كاهش آب بطری های با طعم شكر در آرژانتین بوده است و غول هایی همچون Coca Cola و Nestlé را هدف قرار داده است.

  1. تجزیه و تحلیل وضعیت خرید

همچنین باید موقعیت های خرید را مورد بررسی قرار داد تا از فرصت های گسترش استفاده شودسؤالاتی که باید هنگام بررسی تحلیل خرید بپرسید عبارتند از:

  • چه زمانی مردم محصول یا خدمات ما را خریداری می کنند؟
  • چه وقتی به آن احتیاج دارند؟
  • مردم خرید را از کجا انجام می دهند؟
  • آنها چگونه پرداخت می کنند؟

با نگاهی به کانال های توزیع ، روش های پرداخت و سایر شرایطی که تصمیمات مربوط به خرید را در بر می گیرد می تواند نحوه خرید مصرف کنندگان را به شما یاد دهد و اینکه چگونه می توانید محصول خود را به درستی ارائه دهیدارائه گزینه های جدید خرید ممکن است مشتریان جدیدی را به همراه داشته باشدبه عنوان مثال ، ماشین های فروشنده که میان وعده هایی مانند ماست و آبمیوه های انفرادی را ارائه می دهند در راهروهای مترو سانتیاگو د شیلی معرفی شده اند و باعث افزایش مصرف مداوم می شوند.

جنبه دیگر برای کشف ، پذیرش روش های مختلف پرداخت استبه عنوان مثال ، آمازون اخیراً آمازون Cash را در ایالات متحده راه اندازی کرده است و با افزودن اعتبار به حساب های شخصی آمازون ، مصرف کنندگان بدون کارت اعتباری را قادر به خرید آنلاین می کند.

  1. تجزیه و تحلیل رقابت مستقیم

علاوه بر تجزیه و تحلیل شرایط تقاضا و خرید ، تجزیه و تحلیل عرضه مهم استشناختن بازیکنان موجود در بازاری که در آن رقابت می کنید یا می خواهید به رقابت بپردازید ، هنگام ارزیابی فرصتها از اهمیت بالایی برخوردار استسؤالات مرتبط در این مورد عبارتند از:

  • محصولات و مارک های صنعت ما که به طور قابل توجهی رشد می کنند چیست و چرا؟
  • گزاره ارزشی آنها چیست؟
  • ما چه مزیت رقابتی نسبت به آنها داریم؟

به عنوان مثال ، شرکت هواپیمایی SKY که در بازار شیلی در برابر یک مارک تجاری خاص مانند LAN رقابت می کند ، دریافت که فرصتی برای تمایز خود با مدل ارزان قیمت وجود دارد که تا آن زمان در شیلی وجود نداشت. SKY با حذف مواد غذایی و نوشیدنی های تعارفی برای همه مسافران در هنگام پرواز و با انجام این کار قیمت بلیط خود را کاهش دادبه گفته Euromonitor International ، این شرکت به افزایش سهم خود از مسافران حمل شده از 10٪ در سال 2008 به 20٪ در سال 2017 کمک کرده است.

4- تجزیه و تحلیل رقابت غیر مستقیم

با تجزیه و تحلیل صنایع جایگزین می توان فرصتها را یافتبه عنوان مثال ، به لطف کاهش قیمت بلیط هواپیما ، خطوط هوایی ممکن است در بخش هایی که در حال حاضر توسط سایر وسایل حمل و نقل تأمین می شوند ، به دنبال فرصت باشندحامل های هوایی باید تحقیق کنند که چه تعداد از مردم در اتوبوس ها و قطارهای مسافت طولانی سفر می کنند ، کدام مسیرها بیشترین تقاضا را دارند ، مسافران برای بلیط های خود چقدر پرداخت می کنند ، میزان اشتغال اتوبوس ها و قطارهای مسافت طولانی چقدر است و چه مواردی لازم است مسافر فعلی اتوبوس ها یا قطارها را ترغیب کند که به جای آن بتوانند با هواپیما سفر کننداین نوع تحلیل به ایجاد مزیت های رقابتی در برابر رقبا غیر مستقیم کمک می کند و بینش در مورد فرصت های اضافی برای رشد را فراهم می کند.

5- تجزیه و تحلیل محصولات و خدمات مکمل

شرکت ها باید بر عملکرد محصولات شرکت های دیگر که مکمل خود هستند نظارت داشته باشندبه عنوان مثال ، یک شرکت بسته بندی باید به فروش محصولاتی را که می تواند به طور بالقوه بسته بندی کند ، نظارت کند ، در حالی که یک شرکت تولید کننده دستگاه های قهوه باید بینش را در مورد تکامل انواع مختلف فروش قهوه جمع کندروندهای موجود در بازارهای مکمل هنگام تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری باید مورد توجه قرار گیرد. 8 راه برای شناسایی فرصت های بازار برای رشد مشاغل 

  1. تجزیه و تحلیل صنایع دیگر

در برخی موارد ، هدف شرکتها ادامه فعالیت در یک بخش صنعتی نیست بلکه گسترش یک مدل یا فلسفه خاص تجاری استبه عنوان مثال ، هلدینگ شرکت های انگلیسی ، Easy Group با حداکثر سرعت برای اشغال پروازها با شرکت هواپیمایی (Max Jet) شروع به کار کردگروه Easy  فهمید که ترجیح فروش  یک صندلی با قیمت پایین تر بهتر از فروش نکردن آن استدر انتخاب مدل مدیریت، نرخ بستگی به میزان اشغال پروازها و زمان باقی مانده تا روز پرواز را داشتبا استفاده از این مدل تجاری ، توانست نرخ اشغال را افزایش دهددر هنگام ایجاد Easy Cinema و سپس با اتوبوس برای Easy Bus ، همان مدل را به سادگی به کار برددر هر صورت ، برای ورود به یک صنعت جدید مهم است که ابتدا در مورد رقابت بیاموزید: اندازه بازار ، سهم بازار ، نرخ رشد ، قیمت واحد ، 8 راه برای شناسایی فرصت های بازار برای رشد مشاغل 

  1. تجزیه و تحلیل بازارهای خارجی

هنگامی که یک شرکت در بازاری بالغ یا اشباع فعالیت می کند ، کاوش در کشورهای دیگر ممکن است منجر به فرصت های دیگری شودبازارها در کشورهای مختلف به دلایل مختلف از جمله اختلافات در سطح توسعه اقتصادی و عادات محلی با سرعتهای مختلف رشد می کننددانستن تکامل سرانه مصرف یک محصول معین در یک کشور معین می تواند به عنوان شاخص بلوغ چرخه عمر محصول باشدداشتن اطلاعات در مورد اندازه بازار و رقبا در سایر کشورها به تخمین پتانسیل تجارت کمک می کند.

علاوه بر فروش محصول ، می توانید در مورد آنچه در کشورهای پیشرفته تر از نظر عادات مصرف نیز اتفاق می افتد ، تحقیق کنیدمثلا:

  • درصد افرادی که از تلفن هوشمند برای پرداخت هزینه های خود استفاده می کنند ، چقدر است؟
  • سهم بازار برچسب های خصوصی در یک صنعت خاص چیست؟

پاسخ به این سؤالات در كشورهای پیشرفته تر می تواند به عنوان نشانگر پتانسیل این شاخص ها در كشور شما نیز باشداز طرف دیگر ، نظارت بر اتفاقاتی که در سایر کشورها رخ می دهد ، ممکن است منجر به محصولات یا خدمات جدیدی شود که هنوز در بازار فعلی شما وجود ندارد.

  1. تجزیه و تحلیل محیط

با تجزیه و تحلیل تغییرات در محیط با پیشرفت های فناوری و علمی و ایجاد فرصت های شغلی جدید ، می توان فرصت های بازار را نیز شناسایی کردبه عنوان مثال ، رشد اینترنت و تلفن های هوشمند باعث ورود شرکت هایی با مدل های جدید تجاری مانند Airbnb و Uber شده استطبق گزارش Euromonitor International ، سهم اشتراک های اینترنتی موبایل به اشتراک های تلفن همراه در جهان در سال 2011 20٪ بود و در سال 2016 به 53٪ رسید. و در حالی که در سطح جهان فقط 17٪ از خانواده ها در سال 2011 دارای تلفن هوشمند بودند ، این درصد  2016.به 45٪ رسید. فراتر از موبایل و اینترنت ، هوش مصنوعی ، روبات سازی ، اینترنت اشیاء ، بیوتکنولوژی و منابع انرژی تجدیدپذیر نیز فرصت های شغلی متعددی را فراهم می کند.

تغییر در چارچوب نظارتی یک کشور همچنین می تواند فرصت هایی را ایجاد کنداز ژوئن سال 2016 ، شیلی به شرکتهایی نیاز دارد تا برچسب هایی از کالاهای پر کالری ، سدیم ، قندها و چربیهای اشباع را درج کننداین تعهد ممکن است یک فرصت رشد برای محصولات سالم تر باشد که از برچسب های جدید متاثر نشوند. Euromonitor International انتظار دارد که بسته به نوع محصول ، فروش محصول در شیلی تأثیر بگذاردبه دست آوردن تحقیقات بیشتر در مورد بازار و فروش محصولات در شیلی ممکن است به شناسایی دسته هایی که دارای فرصت رشد برای محصولات جدید و بدون برچسب هستند کمک کند. 8 راه برای شناسایی فرصت های بازار برای رشد مشاغل 

تحولات دیگر در محیط مانند تغییرات آب و هوا ، تحرکات ژئوپلیتیکی و تغییر در بازارهای مالی نیز بر فرصت های بازار تأثیر می گذاردضروری است که برای به دست آوردن بینش در مورد محیط تجاری محلی ، از تحقیقات بازار استفاده کنیداطمینان حاصل کنید که استراتژی شما در یک بازار جدید یا در حال توسعه شکوفا خواهد شد.

تقسیم مصرف کننده ، تصمیم گیری در مورد خرید ، رقبای مستقیم و غیرمستقیم ، محصولات و خدمات مکمل ، صنعت ، بازارهای خارجی و تجزیه و تحلیل محیط زیست هشت نوع تجزیه و تحلیل هستند که به سازمان شما کمک می کنند تا فرصت های جدید بازار را شناسایی کنداستفاده از انواع تجزیه و تحلیل به کسب و کار شما کمک می کند تا یک دید کلی درباره فرصت ها کسب کند و به ایجاد برنامه های استراتژیک بلند مدت در تجارت کمک کندپس از شناسایی فرصت ها ، شرکت ها باید به سرعت حرکت کنند تا برنامه ای را ایجاد کنندلازم است یک گزاره ارزش را تهیه کنید ، زنجیره تجاری سازی را برنامه ریزی کرده و هزینه ها ، درآمد ، جریان وجوه و نیازهای تأمین مالی را برآورد کنیدهمه فرصت های بازار مشخص شده موفقیت آمیز نیستند ، اما آزمایش در مورد پتانسیل هرکدام جواب می دهد.

برای به حداقل رساندن هزینه های فرصت های ناموفق ، آزمایش محصولات ، خدمات یا مدل های تجاری جدید می تواند در مناطق کنترل شده انجام شودخطرات در تست آزمایشی شامل هشدار درباره رقابت در مورد استراتژی شما استاین خطر را باید در برابر خطر و هزینه راه اندازی محصول جدید در مقیاس جهانی و عدم موفقیت مقایسه کردوقتی آزمایشی انجام شود ، بسیاری از آزمایشات با شکست روبرو خواهند شد ، اما برخی موفق می شوند و در مقیاس بزرگتر توسعه می یابند.

به عنوان مثال ، در سال 2013 Coca-Cola Coca-Cola Life را در رده Carbonates Low Calorie Cola راه اندازی کرداین آزمایشی بود که در آرژانتین و شیلی آغاز شد و پس از آن در سایر کشورها مانند انگلیس ، سوئد ، استرالیا ، سوئیس ، ژاپن و نیوزلند راه اندازی شدفروش Coca-Cola Life به همان میزان که انتظار می رفت در بسیاری از این بازارها رشد نداشت.  طبق آمار Euromonitor International ، در سال 2016 Coca Cola Life به استرالیا کمتر از 2٪ سهم ارزش و کمتر از 4٪ سهم ارزش در انگلیس رسیدبه این ترتیب ، کوکاکولا نام تجاری را در آن دو کشور قطع کرددر سایر کشورها اقدامات مشابهی اعلام شده است: بازنشستگی خط تولید در بازار یا کاهش تولید در بازارآزمایش پایلوت به Coca Cola کمک کرد تا موفقیت Coca Cola Life را مشخص کند ،

وقتی می خواهید فرصت های بازار را شناسایی کنید ، تحقیقات بازار جهانی Euromonitor International را در نظر بگیرید.  8 راه برای شناسایی فرصت های بازار برای رشد مشاغل 

مردم چه چیزی را می خرند؟

مردم چه چیزی را می خرند؟ – دوره رایگان عملکرد فروش – درس نهم

مردم چه چیزی را می خرند؟

مردم اشیا را خریداری نمی کنند  بلکه آنچه را که می تواند برای آنها انجام دهد را خریداری می کنند. مردم تلویزیون خریداری نمی کنند ، بلکه برنامه هایی را که می خواهند تماشا کنند با بهترین قالب موجود خریداری می کنند. محصول شما چه چیزی می تواند برای مشتریان خود انجام دهد؟ برای فروش موفق باید اطمینان حاصل کنید که مشتری  واقعاً می داند زندگیش پس از خرید چگونه خواهد بود. این کار شماست. شما در آنجا هستید تا اطمینان حاصل کنید که مشتری به طور واضح از مزایایی که شما ، شرکت و محصول شما برای آنها به ارمغان آورده است ، آگاهند.

ممکن است این یک سوال عجیب به نظر برسد ، اما بیایید یک لحظه به آن توجه کنیم ؛ –

چرا مردم چیزهایی را می خرند؟

خوب ، پاسخ  این  نیست که آنها خود چیز را می خواهند ، بلکه آنچه که می تواند برای آنها انجام دهد را می خواهند.آنها یک تلویزیون خریداری نمی کنند چون می خواهند یک جعبه الکترونیک داشته باشند ، آنها آن را خریداری می کنند زیرا برنامه هایی را که می تواند به اتاق آنها ببرد را می خواهند. آنها یک وسیله بزرگتر را خریداری نمی کنند ، تا جعبه الکترونیکی بزرگتری داشته باشند. آنها آن را برای اندازه و وضوح تصویر خریداری می کنند.

به همین ترتیب ، برای اطمینان از فروش موفق باید اطمینان حاصل کنید که مشتری شما واقعاً می داند که پس از فروش چه چیزی بدست می آورد.

مزایای محصول یا خدمات برای آنها ممکن است باندازه شما چندان آشکار نباشد ، خصوصاً اگر در حال فروش یک محصول فنی مانند لپ تاپ یا تلفن هوشمند هستید. شما باید با دقت به مشتری توضیح دهید که چه ویژگی هایی را به آنها ارائه می دهد.

ممکن است آنها از این امر آگاه نباشند که می توانند ایمیل خود را در حال حرکت بر روی تلفن هوشمند بخوانند ، یا اینکه می توانند برنامه های بیشماری را دریافت کنند که تقریباً می تواند هر کاری انجام دهد یا هر چیزی را که می خواهند پیدا کنند. یا اینکه تلفن هوشمند شما این کارها را ساده ترو بهتر از سایر دستگاهها انجام می دهد.

این کار شماست. شما در آنجا هستید تا اطمینان حاصل کنید که مشتری به طور واضح از مزایایی که شما و شرکت و محصول شما برای آنها به ارمغان آورده است ، آگاه شده اند.

محصول شما چه می تواند برای آنها به ارمغان آورد؟

این که چگونه به سود می رسید مشکل شماست، و آنها اهمیتی نمی دهند. بنابراین وقت فروش به آنها را با این مسائل هدر ندهید! آنها فقط می خواهند خدمتی را که می توانید ارائه دهید تحویل بگیرند و خریداری کنید نه محصول را. این پایان کار است. و وقتی این موضوع را برای آنها روشن کنید ، فروش را انجام داده اید.

همه این موارد ملموس نخواهد بود. برخی از آنها را با ذهنیتشان انجام خواهند داد. آیا استرس کمتر، آرامش خاطر ، کیفیت زندگی را ارائه می دهید؟

ممکن است شما افزایش درآمد ، پس انداز ، ارزش بهتر ، ارتباط را ارائه دهید؟

اینها مزایای حاصله خواهد بود.

بنابراین محصول خود را تجزیه و تحلیل کرده و لیستی از آنچه ارائه می دهید فراهم کنید. آن را در مورد تمام نقاط هدف فروش خود اعمال کنید.

به گونه ای که وقتی با مشتری وارد تعامل می شوید و از آنها می پرسید که  چه را می خواهند به دست آورند ، می توانید به راحتی آنرا با چیزی که می توانید به آنها تحویل دهید ، ارتباط دهید.

آیا می توانید تصویری رنگارنگ از زندگی بعد از اینکه محصول  را خریداری کردند ، مثل کانالهای فروش کالای تلویزیونی برایشان درست کنید؟ شما باید نیاز به محصول خود را تأکید کنید ، حال به آنها مربوط است که به چه میزان به آن نیاز دارند.

بنابراین محصول را نفروشید ، مزایای به دست آمده را بفروشید. آنها چیستند؟

تمرین

محصول خود را تجزیه و تحلیل کنید و لیستی از مزایایی که ارائه می دهد را تعریف کنید ، چه ملموس و چه احساسی. آن را در مورد تمام نقاط هدف فروش خود اعمال کنید. با محصول خود تصویری از زندگی جدید برای مشتری بسازید. برای هر یک از مزایای ممکن پاراگرافی بنویسید ، و حداقل ده مزیت دست یافتنی را هدف قرار دهید.مردم چه چیزی را می خرند؟

مشتریان واجد شرایط

مشتریان واجد شرایط – دوره رایگان عملکرد فروش – درس هشتم –

 مشتریان واجد شرایط

اگر مشتری آینده نگر شما نمی خواهد محصول شما را بهیچ عنوان بخرد ، بنابراین مشتری خوب توجیه نشده است. چگونه می توانید این وضعیت را اصلاح کنید؟ چهار مرحله هدایت کدام است؟ آیا تأثیرگذاران در فرآیند خرید مشخص و واجد شرایط بوده اند؟ شما احتمالاً کانال های خرید تلویزیونی را دیده اید که چیزهایی که نمی دانید مورد نیاز شما هستند را به فروش می رسانند. تازه  زمانی که محصول را بخرید قرار است بفهمید چه تغییری در زندگی خود ایجاد کرده اید. آیا می توانید شما هم  این کار را انجام دهید – فروش خود را ارتقا دهید؟ ما ابزارهایی برای انجام این کار به شما می دهیم.

در برخی از شرکتها به شما راهنمایی با کیفیت داده می شود ، در برخی دیگر مجبورید که راههای خود را پیدا کرده و واجد شرایط شوید.

چه اتفاقی می افتد اگر مشتری آینده نگر شما نمی خواهد محصول شما را خریداری کند؟ نه فقط از شما ، از هر کسی؟ این بدان معنی است که مشتری  ، به درستی توجیه نشده است. چه اشتباهی پیش آمده است؟

هنگامی که مشتری به عنوان کسی که نیاز دارد یا می خواهد محصول یا خدمات شما را خریداری کند مشخص شد ، پس باید مشخص شود که اعتبارلازم و توانایی پرداخت را دارند. این مهم است در غیر این صورت وقت خود را تلف خواهید کرد و به افرادی محصول خود رادارائه خواهید داد که قصد خرید ندارند.

بنابراین چهار مرحله آماده سازی مشتری یا چشم انداز عبارتند از:

  • پیدا کردن افرادی که به محصول یا خدمات شما نیاز دارند یا آن را می خواهند.
  • تشخیص اینکه توانایی پرداخت برای محصول یا خدمات شما را دارند.
  • اطمینان از داشتن اعتبار لازم برای خرید است.
  • قرار ملاقات

شما ناگزیر در برابر مشتری توجیه نشده قرار خواهید گرفت ، خواه در مقابل یک خریدار حرفه ای باشید که سرانجام موافقت کرده است تا شما را ببیند تا از تماس های تلفنی تلخ خود خلاص شوید ، یا زوجی که در لحظه ضعف به اصرارهای یک telemarketer تسلیم شده اند ، اما اکنون تصمیم گرفته اند که هر آنچه را شما می فروشید نخواهند.

چگونه می توانید وضعیت را اصلاح کنید؟ برای محصول خود باید یک وضعیت ارتقایی بسازید. بنابراین باید همیشه ابزارهای لازم برای انجام این کار را داشته باشید.

شما احتمالاً کانال های خرید تلویزیون را دیده اید چیزهایی را که نمی دانید مورد نیاز شما هستند ، به فروش می رسانند تا زمانی که محصول شگفت انگیزی را بخرید و تفاوت آن را بعد از تهیه محصول ، در زندگی خود ایجاد کنید. این کار به آسانی انجام می شوداگرتعدادی خدمه دوربین و تیمی از مجری ، پادو و محقق در اختیارداشته باشید.

برای شما سخت است که بتوانید  خودتان را تکثیر کنید. اما اگر بخواهید برنده فروش شوید باید این کار را انجام دهید.

قبل از شروع ارائه ، ابتدا باید برای مشتریان واجد شرایط  نیاز به محصول را ایجاد کنید. آیا می توانید برخی از تحقیقات یا ارقام را از یک منبع مستقل قابل اعتماد تهیه کنید که نیاز به محصول شما را نشان می دهد؟

به عنوان مثال “x٪ از بزرگسالان وصیت نامه ندارند ، بنابراین این خطر وجود دارد که اموال آنها به تاج بروند”

“Y٪ از جمعیت مستمری منظم کافی ندارند”

شما باید بتوانید از یک منبع معتبر نقل قول کنید ، و در حالت ایده آل نشان دهید چیزی دارید که از نظر فیزیکی به آنها نشان دهید تا این ادعا را بپذیرند.

توجه داشته باشید که مردم اغلب برای جلوگیری از درد به دنبال لذت نمی روند. مردم اراده ای برای لذت بردن ندارند؛ آنها یکی را برای جلوگیری از ایجاد مشکل برای وراث خود می خواهند. افراد سیگاری سیگار را ترک می کنند و بیشتر از این که برای سلامتی از کشیدن سیگارخودداری کنند ، برای دوری از پرداخت پول،از خریدن سیگار خودداری می کنند.

بنابراین چه نوع واقعیتهایی به شما کمک می کند تا نیازبه محصول خود را اثبات کنید؟ این بستگی به محصول دارد.

شاید این موضوع مربوط به هوا باشد یا یک موضوع حقوقی ، روند کسب و کار ، اقتصاد یا مسائل بهداشتی.

در صورت وجود اتاق بازرگانی ، سازمان های تحقیقاتی و وب سایت های حرفه ای ، باید یک سری آمار و واقعیت را  – مانند یک مؤسسه یا مجموعه ای حرفه ای جمع آوری کنید. روزنامه ها ، مجلات و ژورنال ها را برای مقالات مربوطه زیر نظر داشته باشید آنها را انتخاب و مد نظر قرار دهید.

توجه داشته باشید که ممکن است افراد تأثیرگذاری در روند خرید وجود داشته باشند که هنگام خرید محصول مورد نیا خود لزوماً در تیررس تبلیغات و ارائه های شما نباشد. شما باید در مراحل  رسیدگی به فروش بالقوه ، آنها را در نظر بگیرید و در صورت امکان و بشکلی مناسب آنها را درگیر کنید.

به عنوان مثال در شرایط B2C ، اگر می خواهید آشپزخانه نصب کنید ، ممکن است اعضای دیگرخانواده هم باشند که نظرشان تاثیر داشته باشد – شاید یک پسر یا دختر بالغ ، یا شخصی که اخیراً یک پروژه مشابه را انجام داده است ، یا کسی که دارای دانش خاصی است ، که نظر قبل از خرید قابل توجهی را به خانواده ارائه دهد .

در شرایط B2B ، بسیاری از سازمان های فروش در سازمانی که به آن می فروشند “فرشته نگهبان” داشته باشند. به عنوان مثال می تواند کسی باشد که رابطه نزدیکی با شما داشته باشد و تأثیراتی بر خریدار – شاید مدیر یا مدیر آنها – داشته باشد که در ازای دادن اطلاعات در مورد محصولات  ،بتواند محصول شما را برتر از دیگران کند.

این تأثیرگذار باید در صورت امکان شناسایی و توجیه شوند.

تمرین

  • در مورد برخی از حقایق مفیدی تحقیق کنید که نیاز به محصول شما را مشخص می کند و آنها را در ارائه خود قراردهید.
  • در نظر بگیرید که چگونه می توانید منجر به توجیه مشتری خود شوید.
درک مشتری

دوره رایگان عملکرد فروش – درس هفتم – درک مشتری

بیاموزید که چگونه “در خارج از چارچوب” برای افزایش فروش خود فکر کنید . شما قبلاً بیشتر مشتری ها و نیازهای تجاری آنها را می شناختید. ولی آیا کاری کردید؟ شاید شما باید چند برداشت را به چالش بکشید. آیا فکر می کنید می دانید که چه چیزهایی را آنها احتیاج دارند وقتی که عملا شما را در یک بازارجاویژه(نیچ) برای برآوردن یک نیاز خاص می بینند، هنگامی که در واقع کارکردهای دیگری نیز وجود دارد که می توانید انجام دهید و دارد توسط یک رقیب برآورده می شوند.

اگر مدل کار B2B باشد احتمالاً بیشتر مشتری ها و نیازهای تجاری آنها را می شناسید. شما قبلاً بیشتر مشتری ها و نیازهای تجاری آنها را می شناختید. ولی آیا کاری کردید؟ شاید شما باید چند برداشت را به چالش بکشید. آیا فکر می کنید می دانید که چه چیزهایی را آنها احتیاج دارند وقتی که عملا شما را در یک بازارجاویژه(نیچ) برای برآوردن یک نیاز خاص می بینند، هنگامی که در واقع کارکردهای دیگری نیز وجود دارد که می توانید انجام دهید و دارد توسط یک رقیب برآورده می شوند.

شاید شما باید چند برداشت را به چالش بکشید. به مشتری / خریدار خود بگویید که شما ارزیابی مجدد محدوده خود را انجام داده اید و دوست دارید در مورد نیازهای مختلف آنها بحث کنید تا ببینید آیا می توانید یک سرویس اضافی را ارائه دهید. باید مراقب باشید زمینی که قبلاً در اینجا داشتید را ترک نکنید.

به عنوان مثال ، شاید خریدار به برخی سر صفحات روزنامه، تبلیغات تلویزیونی ، محصولات باحاشیه سود کم در محدوده خود نیاز داشته باشد. حاشیه سود پایین نه بدلیل انتخاب بلکه به دلایل مسائل رقابتی است. این محصولات باید توسط برخی از محصولات با حاشیه سود بالاتر پشتیبانی شوند و در آنجا محصول با حاشیه سود میانه نیز وجود خواهد داشت.

اما آنها این موضوع را با شما در میان نمی گذارند ، شاید به این دلیل که شما را به عنوان تامین کننده خطوط اصلی با حاشیه سود میانه در نظر می گیرند، اما نمی دانند که شرکت شما اکنون کالای برند را مستقیماً از کارخانه تهیه می کند و می تواند یک محصول تبلیغاتی با کیفیت بالا درتلویزیون در عوض ، تعهد به خرید یک بار کانتینری مستقیم از کارخانه ارائه دهد.

احتمالاً آنها هرگز شرکت شما را از این لحاظ در نظر نگرفته اند ، و شما نمی فهمیدید که آنها متعهد به افزایش حجم حاشیه سود می شوند.

یک راه خوب برای دیدن فرصت های جدید این است که سعی کنید خریدار  به شما محدوده ای که دستش می رود را نشان دهد. بدیهی است که آنها قصد ندارند دست شما را در محدوده برنامه خود باز بگذارند، اما ممکن است شما یک فرصت دیگر را کشف کنید.

اگر مدل B2Cباشد ، احتمالاً فقط یک یا دو شانس برای اطمینان از فروش دارید. اما مشتری ها نباید دلیلی داشته باشند که دقیقاً آنچه را که می خواهند برای شما روشن نکنند.

به عنوان مثال. بودجه ما X است ، باید Y را به عنوان داده شده داشته باشیم ، دوست داریم Z را بدست آوریم.

بنابراین در مورد آشپزخانه ، Y یک لیست از لوازم است ، Z ممکن است عناصرطراحی باشد که مشتری دوست دارد به آنها برسد.

بنابراین باید بدانید مشتری چه چیزی می خواهد و به آنها بگویید که چگونه می توانید آن را به آنها بدهید.

عدم پیش فرض در مورد مشتری شرط کاراست. این کار برای بسیاری از افراد فروشنده بی توجه به نیاز مشتری دشوار است.

سؤال را بپرسید و سپس ساکت باشید و به جواب گوش دهید. همه اش همینه. قطع نکنید. هنگامی که آنها صحبت را متوقف می کنند از آنها سؤال کنید که آیا چیز دیگری وجود دارد یا خیر..

به این فکر کنید که چگونه می توانید پیشنهاد خود را در پاسخ به آنچه به شما می گویند متناسب کنید. نکات کلیدی را که مطرح می کنند یادداشت کنید و در مورد آنها مزایای خود را یادداشت کنید تا وقتی صحبت مشتری متوقف  شده است ، در مورد آنها صحبت کنید. سپس افکار خود را سازماندهی کرده و ارائه خود را با پاسخ دادن به نکات آنها بیان کنید.

این یک روش متفاوت برای بسیاری از رقبای شما خواهد بود و برای کسی که مایل به خرید است طراوت بخش است !!

تمرین

برای ثبت نیازهای مشتری ، یک برگه را تهیه کنید ، و نشان دهید چگونه شما اهداف آنها را محقق می کنید. در نظر داشته باشید که می خواهید این مورد را در ارائه خود بیاورید تا مرجعی را تهیه کنید تا جایی که به این نکته می پردازد.

7 تکنیک محبوب بازاریابی برای مشاغل کوچک

تکنیک های بازاریابی – 7 تکنیک محبوب بازاریابی برای مشاغل کوچک

تکنیک های بازاریابی چه می کنند ؟ قبل از اینکه کسب و کار شما بازاریابی یک محصول را شروع کند ، به ایجاد شخصیت خریدار برای افرادی که می خواهید با مواد تبلیغاتی خود  به آنها دسترسی پیدا کنید ، کمک می کند. هنگامی که مشتری ایده آل خود را به دست آوردید ، تکنیک های زیادی برای انتخاب خواهید داشت. بسیاری از این روشها کم هزینه و بدون هزینه هستند (که بعضاً آنها را بازاریابی چریکی می نامند ).ممکن است در مراحل مختلف چرخه کاری خود از روشهای مختلفی استفاده کنید ، یا ممکن است همه آنها را به یکباره از ابتدای فعالیت تجاری خود استفاده کنید.

هنگام ایجاد شغل ، اولین چیزی که می خواهید تأمین کنید ، یک پایگاه مشتری است. با داشتن یک چاپگر مناسب ، یک تلفن و یک دستگاه متصل به اینترنت ، می توانید بدون پرداخت هزینه ای ، یک کمپین تبلیغاتی نسبتاً گسترده را ترتیب دهید

. ما هفت مورد از این روشهای بازاریابی مشاغل کوچک را با جزئیات بیشتری بررسی خواهیم کرد.

  1. بروشور

اولین تکنیک از تکنیک های بازاریابی استفاده از بروشور است. این روش بمباران منطقه ای با تبلیغات ارزان است. منطقه ای پیدا می کنید که می خواهید در آن فعالیت کنید و بروشورها را به همه خانه ها و اماکن در دسترس توزیع می کنید. بروشور شما باید مختصر و نکته ای باشد ، خدمات ارائه شده خود را برجسته کنید و امکان تماس را فراهم آورید.. ارائه یک ارزیابی رایگان ، کوپن یا تخفیف هرگز ضرری ندارد.

  1. پوستر

دومین تکنیک از تکنیک های بازاریابی استفاده از پوستر است. بیشتر سوپر مارکت ها ، اماکن عمومی و مراکز تجاری ، فضای تبلیغاتی رایگان برای اعلان ها و تبلیغات ارائه می دهند. این یک روش برد یا باخت است ، اما شما باید سعی کنید پوستر خود را به طور معقول قابل رویت کنید و زبانه های جداشدنی داشته باشید که مشتریان بتوانند برای تخفیف در اختیار شما قرار دهند.  پوسترها را به رنگ های متفاوت برای مناطق متفاوت چاپ کنید تا بتوانید از برگه هایی که بیشترین بازده را دارند ، ایده بگیرید. اگر منطقه ای وجود دارد که اکثریت مشتری های شما را تولید می کند ، می توانید کمپین خود را بهتر هدف گذاری کنید .(آگهی ها ، تبلیغات در رسانه های محلی آن مناطق ، تماس سرد و غیره)

  1. ارزش افزوده ها

این یکی از قدرتمندترین نقاط فروش برای هر محصول یا خدمات است. از طرف دیگر ، ارزش افزوده ها بسیار شبیه به کوپن ها و ارزیابی های رایگان هستند ، اما هدف آنها افزایش رضایت مشتری و گسترش شکاف بین شما و رقبا است.

ارزش افزوده مشترک شامل ضمانت ، تخفیف برای مشتریان مکرر ، کارت های امتیاز و پاداش مراجعه می باشد. اغلب عامل تعیین کننده برای شخصی که یکی از دو مغازه مشابه را انتخاب می کند این است که آیا وی کارت مشتری ترجیحی دارد یا نه.  لازم نیست که ارزش افزوده را قول دهید – اغلب فقط باید چیزی را بیان کنید که ممکن است مشتری در مورد محصول یا خدمات شما متوجه نشود. هنگام تهیه مواد تبلیغاتی خود ، ارزش افزوده ها را باید برجسته کنید. تکنیک های بازاریابی به اینها محدود نمی شود.

4- شبکه های ارجاع

شبکه های ارجاعی برای یک کسب و کار ارزشمند هستند. شاید با این جمله برخورد کرده اید که می گوید ، “ما این کار را در اینجا انجام نمی دهیم / نمی فروشیم ، اما X در فلان جا انجام می دهد” .

هنگام برخورد با حرفه های یقه سفید ، این شبکه حتی قوی تر است. یک وکیل مردم را به یک حسابدار ارجاع می دهد ، یک حسابدار به افراد واسطه ای مراجعه می کند ، یک برنامه ریز مالی مردم را به یک نماینده املاک و مستغلات ارجاع می دهد. در هر یک از این موقعیت ها ، فرد شهرت حرفه ای خود را در ارجاعی که به او می شود به وجود می آورد. صرف نظر از مشاغل خود ، اطمینان حاصل کنید که یک شبکه ارجاعی ایجاد کرده اید که همان چشم انداز و تعهد به کیفیتی را که شما می دهید ایجاد کند.

به عنوان یک یادداشت نهایی در شبکه های ارجاع ، به یاد داشته باشید که همیشه رقبای شما دشمن شما نیستتند.

5- پیگیری ها

از تکنیک های بازاریابی باید به پیگیری اشاره کرد. تبلیغات می تواند به شما در دستیابی به شغل کمک کند ، اما کاری که بعد از یک کار انجام می دهید اغلب می تواند یک ابزار بازاریابی بسیار قوی تر باشد. پرسشنامه های پیگیری یکی از بهترین منابع بازخورد برای نحوه انجام اقدامات تبلیغاتی شما است.

  • چرا مشتری کسب و کار شما را انتخاب کرد؟
  • از کجا درباره شما شنید؟
  • کدام شرکتهای دیگر را در نظر گرفته است؟
  • مشتری بیشتر از چه چیزی راضی بود؟
  • چه کمتر رضایت بخش بود؟

همچنین اگر شغل شما شامل مراجعه به مشتری است ، حتماً یک بروشور را به صندوق پستی های اطراف بچسبانید ، زیرا افراد با نیازها و علاقه های مشابه تمایل به زندگی در همان منطقه دارند.

  1. تماسهای سرد

ناخوشایند؟ بله مهم؟ بله

تماس تلفنی ، چه از طریق تلفن و چه از درب به درب ، بلعیدن آتش برای بسیاری از مشاغل کوچک است. تماس تلفنی شما را وادار به فروش خود همانند کسب و کار خود می کند. اگر مردم نتوانند شما را بخرند (شخصی که با آنها صحبت می کند) ، پس هیچ چیزی از شما خریداری نمی کنند. از طریق تلفن ، شما از مزایای لبخند یا گفتگوی چهره به چهره بهره مند نمی شوید  . با این حال ، تماس تلفنی باعث می شود که روی پاهای خود فکر کنید و در مواجهه با مشتریان بالقوه ، خلاقیت و سازگاری را در خود تمرین کنید.

  1. اینترنت

امروزی ترین تکنیک های بازاریابی از طریق اینترنت است. ناعادلانه است که وانمود کنیم اینترنت یک ابزار نامناسب برای بازاریابی است. روشهای قبلی بازاریابی در 50 سال گذشته تغییر نکرده است. اینترنت در همین بازه زمانی مشابه به سرعت متولد و تکامل یافته است.

تقریباً غیرقابل تصور است که یک شرکت (حتی یک کافه محلی) حداقل یک وب سایت با جزئیات حیاتی مانند مکان و ساعت نداشته باشد. نداشتن سایت به معنای عدم دسترسی به تعداد فزاینده افرادی است که سراغ Google می روندو  وقتی بخواهند تصمیم خرید را بگیرند ، به آنها دسترسی پیدا نکنیم. به این یک حضور در رسانه های اجتماعی (صفحه فیس بوک ، اینستاگرام یا حساب توییتر) همراه با نیاز به SEO خوب اضافه کنید . با این حال ، فناوری نشر به جایی رسیده است که وردپرس – تنها یک نمونه از سیستم مدیریت محتوای رایگان – می تواند تمام این نیازها را برآورده کند.

حرف آخر

بیشتر از آنچه پیش بینی می کنید ، متوجه خواهید شد که نرخ تبدیل در بازاریابی بسیار پایین است. حتی موفقیت آمیزترین اقدامات در بازه 10-20٪ می باشد. این کمک می کند تا هرگونه توهم در مورد موفقیت فوری شکسته شود ، اوهمچنین فرصتی برای پیشرفت است.

آیا می خواهید شرکتی محصول شما را خریداری کند؟ یک ارائه به آنها ارائه دهید که نشان می دهد چگونه از آنها سود خواهد برد. آیا می خواهید کسی از خدمات شما استفاده کند؟تخمینی یا نمونه ای از کارهایی که برای آنها انجام می دهید به آنها بدهید. با اعتماد به نفس ، خلاق و غیرمنتظره باشید و در نهایت مردم جواب خواهند داد.