نوشته‌ها

مک کینزی - معرفی شرکت مشاوره ای McKinsey & Company بزرگترین شرکت مشاور درجهان که جزو سه بزرگ BIG مشاوره درجهان محسوب می شود ونقش پررنگی دارد.

مک کینزی – معرفی شرکت مشاوره ای McKinsey & Company

مک کینزی - معرفی شرکت مشاوره ای  McKinsey & Company بزرگترین شرکت مشاور درجهان که جزو سه بزرگ BIG مشاوره درجهان محسوب می شود ونقش پررنگی دارد.

مک کینزی یا بعبارت درست تر McKinsey & Company یک شرکت مشاوره مدیریت آمریکایی است. مک کینزی از سال 1964 فصلنامه مک کینزی را منتشر کرد ، به سازمان تحقیقاتی موسسه جهانی مک کینزی بودجه می دهد ، گزارش هایی را در مورد موضوعات مدیریت منتشر می کند ، و تألیف کتاب های تأثیرگذاری در زمینه مدیریت می کند.

مک کینزی در سال 1926 توسط جیمز ا. مک کینزی به منظور اعمال اصول حسابداری در مدیریت تأسیس شد . مک کینزی در سال 1937 درگذشت ، و این شرکت چندین بار بازسازی شد . ظهور مدرن مک کینزی در سال 1939 توسط ماروین بوور با ایجاد فرهنگ و شیوه های مک کینزی در دهه 1930 بر اساس اصولی که وی به عنوان وکیل تجربه کرده است ، رخ داد. این شرکت سیاست “بالا یا خارج” را تدوین کرده است ، که در آن از مشاورانی که تبلیغ نمی شوند خواسته می شود آنجا را ترک کنند. مک کینزی اولین مشاوره مدیریت بود که فارغ التحصیلان دانشگاه در آن ، به جای مدیران با تجربه ، استخدام می شد.

در دهه 1980 و 1990 ، این شرکت در سطح بین المللی گسترش یافت و زمینه های جدیدی را ایجاد کرد. این مرکز در سال 1951 88 نفر ، در اوایل دهه 2000 7،700 نفر و تا سال 2018 27،000+ نفرکارمند داشت.

مک کینزی - معرفی شرکت مشاوره ای  McKinsey & Company بزرگترین شرکت مشاور درجهان که جزو سه بزرگ BIG مشاوره درجهان محسوب می شود ونقش پررنگی دارد.

تاریخ اولیه 

مک کینزی و شرکا در سال 1926 با نام جیمز ا. مک کینزی و شرکا در شیکاگو با نام جیمز ا . مک کینزی ، استاد حسابداری در دانشگاه شیکاگو تاسیس شد . [2] [3] او این ایده را پس از مشاهده ناکارآمدی در تأمین کنندگان ارتش هنگام کار برای ارتش آمریكا ، کشف كرد . [4] : 4 این شرکت خود را “شرکت حسابداری و مدیریت” نامید و شروع به ارائه مشاوره در مورد استفاده از اصول حسابداری به عنوان ابزاری برای مدیریت نمود. [5] : 3 شرکای مک کینزی تام کرنی بودند که در سال 1929 استخدام شدند ، [6 ] و ماروین بور، در سال 1933 استخدام شد. [8] [9] : 133 [b] در چند سال اول خود ، این شرکت به سرعت رشد کرد و شروع به توسعه گزارش بین شرکت ها کرد. [4] : 4 دفتر دوم آن در سال 1932 در نیویورک افتتاح شد. [5] : 20 در سال 1935 ، مک کینزی شرکت را به طور موقت ترک کرد تا به عنوان رئیس و مدیر عامل مارشال فیلد به عنوان اجرای طرح بازسازی ایجاد شده توسط وی فعالیت کند.  [4] : 5 [9] : 133

تاریخچه 

در همان سال ، مک کینزی با شرکت حسابداری Scovell ، Wellington & Company ادغام شد و McKinsey ، Wellington & Co. مستقر در نیویورک را ایجاد کرد و عمل حسابداری را با Wellington & Company مستقر در شیکاگو تقسیم کرد. [4] : 5 یک پروژه ولینگتون که 55 درصد از حساب های مک کینزی ، Wellington & Company را به خود اختصاص داده بود ، منقضی می شد [10] و کرنی و بوور اختلاف نظر در مورد نحوه اداره شرکت داشتند. بوور می خواست در سطح ملی گسترش یابد و فارغ التحصیلان دانشکده تجارت را استخدام کند ، در حالی که کرنی می خواست در شیکاگو بماند و حسابداران با تجربه استخدام کند. [9] : 134

در سال 1937 ، جیمز ا. مک کینزی پس از ابتلا به پنومونی درگذشت. [5] [7] این منجر به تقسیم مک کینزی ، ولینگتون و شرکا در سال 1939 شد. روش حسابداری به اسکوول ، ولینگتون و شرکا بازگشت ، در حالی که عمل مهندسی مدیریت بین مک کینزی و شرکا و مک کینزی ، کرنی و شرکا تقسیم می شد. [6] [10] بوور با گای کراکت از اسکوول ولینگتون همکاری داشت ، که در شرکت جدید مک کینزی و شرکا سرمایه گذاری کرده و شریک مدیریتی شد ، در حالی که ماروین بوور با یافتن اصول و استراتژی شرکت به عنوان معاون اعتبار دارد. [10] [11] دفتر نیویورک در سال 1946 حق انحصاری با نام مک کینزی را خریداری کرد. [12] : 25

تأسیس 

مک کینزی - معرفی شرکت مشاوره ای  McKinsey & Company بزرگترین شرکت مشاور درجهان که جزو سه بزرگ BIG مشاوره درجهان محسوب می شود ونقش پررنگی دارد.

McKinsey & Company به سرعت در دهه های 1940 و 50 به ویژه در اروپا رشد کرد. [4] : 12-13 [12] : 25 [13] در سال 1951 88 نفر [14] و بیش از 200 نفر در دهه 1960 کارمند داشتند ، [12] از جمله 37 نفر در لندن تا سال 1966. [14] در همان سال ، مک کینزی شش دفتر در شهرهای بزرگ آمریکا مانند سان فرانسیسکو ، کلیولند ، لس آنجلس و واشنگتن دی سی و همچنین شش دفتر در خارج از کشور داشت. این دفاتر خارجی در درجه اول در اروپا مانند لندن ، پاریس ، آمستردام قرار داشتند، و همچنین در ملبورن . [4] : 12-13 تا این زمان ، یک سوم از درآمد شرکت از دفاتر اروپایی آن سرچشمه می گرفت. [12] گای کراکت در سال 1950 به عنوان مدیرعامل کناره‌گیری کرد و ماروین بوور به جای او انتخاب شد. [10] [15] : 61 درصد سود از به اشتراک گذاری مک کینزی، هیات های اجرایی و برنامه ریزی در سال 1951حاصل می شد.  [10] پایه مشتری این سازمان به ویژه در میان دولت ها، پیمانکاران دفاعیبود که عامل گسترش شرکت BlueChip و سازمان های نظامی در جنگ جهانی دوم شد . [16]بعد از هفت سال ، مک کینزی با سهامی که متعلق به کارمندان مک کینزی در سال 1956 بود متعلق به یک شرکت خصوصی شد. [4] : 12 [10]

پس از کناره گیری Bower در سال 1967 ، درآمد شرکت کاهش یافت. رقبای جدید مانند گروه مشاوره بوستون و Bain & Company با بازاریابی محصولات با مارک خاص مانند ماتریس Growth-Share و با فروش تخصص در صنعت خود ، رقابت را برای مک کینزی افزایش دادند. [13] [17] [18] در سال 1971 ، مک کینزی کمیسیون اهداف شرکت را ایجاد کرد ، که دریافت که مک کینزی بیش از حد به گسترش جغرافیایی متمرکز شده و فاقد دانش کافی در صنعت است. این کمیسیون توصیه کرد که مک کینزی رشد خود را کند کرده و تخصص های صنعت را توسعه دهد. [4] : 14 [13] 

در سال 1976 ، ران دانیل به عنوان مدیر عامل انتخاب شد و تا سال 1988 خدمت کرد.[5] : 42 دانیل و فرد گلک با ایجاد 15 کارگروه تخصصی در مک کینزی موسوم به مراکز صلاحیت و با توسعه زمینه های عملی به نام های استراتژی ، عملیات و سازمان ، به تغییر کاراکتر از رویکرد کلی گری خود کمک کردند. دانیل همچنین تلاش های مدیریت دانش مک کینزی را در سال 1987 آغاز کرد. [4] : 15-17 این منجر به ایجاد یک سیستم IT شد که تعامل های مک کینزی را ردیابی کرد ، فرایندی برای متمرکز کردن دانش از هر حوزه عملی و یک فهرست منابع متخصصان داخلی را ساخت. ” [ 4] : 6-7 با پایان دوره تصدی دانیل در سال 1988 ، این شرکت دوباره در حال رشد بود و دفاتر جدیدی در روم ، هلسینکی ، سائوپائولو افتتاح کرد.و مینیاپولیس . [4] : 15-17 [13]

فرد گلوک از سال 1988 تا 1994 به عنوان مدیر عامل مک کینزی خدمت کرد. [19] درآمد این شرکت در دوره تصدی وی دو برابر شد. [18] او مک کینزی را در 72 “جزیره فعالیت” که تحت هفت بخش و هفت منطقه کاربردی سازماندهی شده بودند ، سازماندهی کرد. [4] : 18 در سال 1997 ، رشد مک کینزی هشت برابر بیشتر شد. [20] در سال 1989 این شرکت سعی کرد با خرید 10 میلیون دلاری از گروه مشاوره اطلاعات (ICG) ، استعداد خود را در خدمات فناوری اطلاعات به دست آورد ، اما یک برخورد فرهنگی. باعث شد تا سال 1993 151 از 254 نفر از کارمندان ICG خارج شوند. [18] [19]

تاریخچه اخیر

مک کینزی - معرفی شرکت مشاوره ای  McKinsey & Company بزرگترین شرکت مشاور درجهان که جزو سه بزرگ BIG مشاوره درجهان محسوب می شود ونقش پررنگی دارد.

در سال 1994 ، Rajat Gupta به عنوان اولین شریک غیر آمریکایی به عنوان مدیرعامل شرکت انتخاب شد. [21] مک کینزی تا پایان دوره تصدی خود ، از 2900 به 7،700 کارمند و 58 به 84 مکان افزایش یافته بود. [22] وی دفاتر بین المللی جدیدی را در شهرهایی مانند مسکو ، پکن و بانکوک افتتاح کرد . [4] : 20 با ادامه ساختار توسعه یافته توسط مدیران قبلی ، گوپتا همچنین 16 گروه صنعتی ایجاد کرد که متخصص درک بازارهای خاص بودند و برای مدیر عامل محدودیت سه ساله ایجاد کردند. [4] : 22مک کینزی در اواخر دهه 1990 زمینه های عملی برای تولید و فناوری تجارت ایجاد کرد. [4] : 21 ، 23

مک کینزی در دهه 1990 “شتاب دهنده ها” را تأسیس کرد ، جایی که این شرکت برای کمک به راه اندازی اینترنت ، بازپرداخت مبتنی بر سهام را پذیرفت . [22] [23] این شرکت بیش از 1000 پروژه تجارت الکترونیکی فقط از 2000 تا 1998 انجام داده است. [4] : 24 انفجار حباب dot-com منجر به کاهش در میزان استفاده مشاوران مک کینزی از 64 به 52 درصد شد. اگرچه مک کینزی در پی کاهش ، از عزل پرسنل خودداری کرد ، [22] کاهش درآمدها و ضررهای ناشی از پرداختهای سهام عدالت به عنوان ارزش از دست رفته سهام ، به همراه رکود اقتصادی در سال 2001 ، به معنای این بود که شرکت مجبور به کاهش قیمت ها ، کاهش هزینه ها و کاهش استخدام شود. . [4] : 25

در سال 2001 ، مک کینزی شیوه های بسیاری را آغاز کرد که در بخش عمومی و اجتماعی متمرکز بود. این امر بسیاری از مشتریان بخش دولتی یا غیرانتفاعی را به صورت حرفه ای جذب کرد . [16] تا سال 2002 ، مک کینزی بودجه 35.8 میلیون دلاری برای مدیریت دانش سرمایه گذاری کرده است ، از 8.3 میلیون دلار در سال 1999. [16] : 1 درآمد آن 50 ، 20 و 30 درصد از استراتژی ، عملیات و مشاوره فناوری بود. [4] : 20

تا سال 2009 ، این شرکت متشکل از 400 مدیر (شریک ارشد) بود که از 151 نفر در سال 1993 شروع شده بود. [18] [18] دومینیک بارتون به عنوان مدیر عامل انتخاب شد ، نقشی که وی مجدداً در سال 2012 و 2015 بازی کرد. [27]

در فوریه 2018 ، کوین اسنایدر به عنوان مدیر عامل انتخاب شد. وی دوره سه ساله را سپری می کند که از اول ژوئیه 2018 آغاز شد. [28]

سازمان 

ساختار 

مک کینزی - معرفی شرکت مشاوره ای  McKinsey & Company بزرگترین شرکت مشاور درجهان که جزو سه بزرگ BIG مشاوره درجهان محسوب می شود ونقش پررنگی دارد.

McKinsey & Company در ابتدا به عنوان یک مشارکت [29] قبل از بازسازی قانونی به عنوان یک شرکت خصوصی با سهام متعلق به شرکای خود در سال 1956 سازماندهی شده بود. [10] [30] این تقلید از ساختار یک مشارکت است و کارمندان “شریک” نامیده می شوند. [25] [29] این شرکت دارای سلسله مراتب مسطح است و به هر عضو یک مربی اختصاص می یابد. [31] : 65 ، 142 از دهه 1960 ، مدیرعامل مک کینزی با رأی مدیران ارشد برای خدمت به مدت سه ، سه سال یا تا رسیدن به سن بازنشستگی اجباری 60 سال انتخاب شده است. [32] این شرکت همچنین توسط یک سری کمیته ها اداره می شود که هرکدام حوزه مسئولیت خود را دارند. [4]: 22 [33]

مک کینزی ساختاری متمرکز دارد که به موجب آن دفاتر مختلف به طور یکسان اما بطور مستقل فعالیت می کنند. انتظار می رود که هر دفتر منافع عمومی سازمان را قبل از اداره دفتر قرار دهد ، که مک کینزی از آن به عنوان اصل “یک شرکت” یاد می کند. مشاوران و مشاغل غالباً در دفاتر مشترک هستند. [15] [26] : 11 درآمد کلیه دفاتر تلفیقی است و درآمد یک دفتر فردی به طور مستقیم بر روی آن تأثیری ندارد. [34] بودجه بندی شرکت متمرکز است ، اما مشاوران فردی به میزان زیادی استقلال داده می شوند. [35]

فرهنگ

مک کینزی - معرفی شرکت مشاوره ای  McKinsey & Company بزرگترین شرکت مشاور درجهان که جزو سه بزرگ BIG مشاوره درجهان محسوب می شود ونقش پررنگی دارد.
مک کینزی بنیانگذار مک کینزی و شرکا

ماروین بوور با ایجاد ارزشها و اصول مک کینزی در سال 1937 اعتبار یافت. [16] [20] وی مجموعه ای از قوانین را وضع کرد: مشاوران باید منافع مشتری ها را قبل از درآمد مک کینزی قرار دهند ، درمورد امور مشتری صحبت نکنند ، واقعیت را بگویند حتی اگر این بدان معنی باشد. نظر مشتری را به چالش بکشد ، و فقط کارهایی را انجام دهید که هم لازم است و هم مکینزی می تواند به خوبی انجام دهد. [18] [20] بوور اصل شرکت را تنها با مدیر عاملان ایجاد کرد ، که بعداً به مدیرعامل شرکتهای تابعه و بخشها گسترش یافت. وی همچنین اصل مک کینزی را تنها همکاری با مشتریانی که شرکت احساس می کند از توصیه های آن پیروی می کند ، ایجاد کرد. [15] [34]

Bower همچنین زبان شرکت را تأسیس کرد. [33] مک کینزی خود را “شرکت” و کارمندانش “اعضای” می نامد. [15] [18] مک کینزی می گوید مشاوران آن انگیزه ای برای پول ندارند. [18] McKinsey & Company تلاش می کند تا یک “تصویر عمومی با مشخصات بسیار پایین” را حفظ کند. [36] این شرکت سیاستی در برابر بحث در مورد شرایط خاص مشتری دارد. [34] این شرکت می گوید که تبلیغ نمی کند ، گرچه این کار را برای اهداف استخدام در مجله TIME در سال 1966 انجام داده است. [15] اعضا قرار نیست خدمات خود را “بفروشند”. [31] [37]انتظار می رود که مشاوران مک کینزی بخشی از جامعه شوند و مشتریانی را از کلیساها ، بنیادهای خیریه ، مناصب هیئت مدیره و سایر مشارکتهای جامعه استخدام کنند. [15]

یک داستان در سال 1993 در مجله Fortune گفت: McKinsey & Company “مشهورترین ، پنهانی ترین ، پردرآمد ترین ، معتبرترین ، مداوم موفقیت آمیزترین ، حسادت ترین ، قابل اعتمادترین ، بی نظم ترین شرکت مشاوره مدیریت در زمین” است. [18] با توجه به تجارت این شرکت “تمسخر، ناسزا و یا احترام بسته به دیدگاه یکی”. [38]

تأثیر 

مک کینزی - معرفی شرکت مشاوره ای  McKinsey & Company بزرگترین شرکت مشاور درجهان که جزو سه بزرگ BIG مشاوره درجهان محسوب می شود ونقش پررنگی دارد.
ماروین بوور

بسیاری از فارغ التحصیلان مک کینزی مدیرعامل شرکتهای بزرگ می شوند یا مناصب مهم دولتی را به دست می آورند. [36] با انجام این کار ، آنها با ارزش ها و فرهنگ مک کینزی بر سازمان دیگر تأثیر می گذارند. [34] [36] [39] فارغ التحصیلان مک کینزی به عنوان مدیر عامل یا مدیر سطح بالا در Google ، American Express ، Facebook ، Boeing ، IBM ، Westinghouse Electric ، [39] [42] Sears ، AT&T ، PepsiCo ، [34 ] منصوب شده اند. ] و انرون . [43]فارغ التحصیلان مک کینزی با دفتر تونی بلر مواضعی برگزار کرده اند . [37] سیتیورپ و مریل لینچ نیز بسیاری از فارغ التحصیلان مک کینزی را استخدام کرده اند. [42] از سال 2008 ، فارغ التحصیلان مک کینزی مقام مدیرعامل را با 16 شرکت داشت که بیش از 2 میلیارد دلار درآمد دارند. این شرکت توسط قرار گرفت ایالات متحده آمریکا امروز به عنوان به احتمال زیاد شرکت برای کار در خارج از 690. و تبدیل به یک مدیر عامل شرکت آینده یک شرکت بزرگ، با شانس 1 [44] برخی می گویند کار مشاوره مک کینزی به حال نفوذ در هنجارهای چگونه دولت بود و شرکت ها اداره می شوند [15] [34]

خدمات مشاوره 

مک کینزی - معرفی شرکت مشاوره ای  McKinsey & Company بزرگترین شرکت مشاور درجهان که جزو سه بزرگ BIG مشاوره درجهان محسوب می شود ونقش پررنگی دارد.

McKinsey & Company خدمات مشاوره ای در زمینه استراتژی و مدیریت را ارائه می دهد ، از جمله ارائه مشاوره در مورد خرید ، تهیه برنامه ای برای بازسازی نیروی فروش ، ایجاد یک استراتژی جدید تجاری یا ارائه مشاوره در مورد کاهش قیمت. [15] [31] [40] 

مشاوران خود مطالعاتی را برای ارزیابی تصمیمات مدیریت با استفاده از داده ها و مصاحبه ها برای آزمایش فرضیه ها طراحی و پیاده سازی می کنند . [31] [34] نتیجه گیری از مطالعه به مدیریت ارشد ارائه می شود ، به طور معمول در یک ارائه پاورپوینت و یک جزوه. [31] [34]

شرکت مک کینزی و کمپانی به طور سنتی تقریباً 25 درصد بیشتر از شرکت های رقیب [26] با یک پروژه متوسط ​​یک میلیون دلار شارژ کرده اند . [40] به دنبال حباب dot-com ، قیمت ها در رکود اقتصادی کاهش یافت. [25]

 با توجه به جهان و ایمیل ، مشتریان مک کینزی تخمین می زنند که مشاوره شرکت را تبدیل به فقیر باشد در نگاه به گذشته حدود 10 تا 20 درصد از زمان. [40]یک درگیری معمولی مک کینزی می تواند بین دو تا دوازده ماه به طول انجامد و شامل سه تا شش مشاور مک کینزی است. [26]

 مشارکت معمولاً توسط یک ژنرالی که منطقه ای را که دفتر مرکزی مشتری در آن قرار دارد ، تحت پوشش قرار می گیرد و متخصصانی که یا یک صنعت یا تخصص عملکردی دارند ، اداره می شوند. [18] 

برخلاف برخی از شرکتهای مشاور رقابتی ، مک کینزی سیاستی را در قبال کار برای چندین شرکت رقیب انجام نمی دهد (گرچه مشاوران فردی از انجام این کار منع شده اند). این امر گاهی اوقات منجر به اتهامات به اشتراک گذاری اطلاعات محرمانه [40] یا بسته بندی مجدد روشهای رقبا به عنوان بهترین روشها شده است. [15]

استخدام 

مک کینزی - معرفی شرکت مشاوره ای  McKinsey & Company بزرگترین شرکت مشاور درجهان که جزو سه بزرگ BIG مشاوره درجهان محسوب می شود ونقش پررنگی دارد.

شرکت McKinsey & Company اولین مشاوره مدیریت به استخدام فارغ التحصیلان اخیر به جای مدیران کسب و کار با تجربه، بود [36] زمانی که آن آغاز انجام این کار در سال 1953. کمتر از نیمی از استخدام شرکت از رشته های اصلی کسب و کار، [26] : 7 در حالی که دیگران پیشرفته مدارک علمی ، پزشکی ، مهندسی یا حقوق. [31] [45] [46]

طبق گفته The Observer ، مک کینزی فارغ التحصیلان اخیر را استخدام می کند و “آنها را با یک اعتقاد مذهبی” در این شرکت “تحمیل می کند” ، سپس با سیاست ” up-or-out ” خود را از بین می برد. [33] 

سیاست “بالا یا خارج” ، که در سال 1951 تأسیس شد ، بدین معنی است که از مشاورانی که در این شرکت تبلیغ نمی شوند ، خواسته می شود که ترک کنند. [14] : 208 [47] حدود یک پنجم از مشاوران مک کینزی هر سال تحت سیاست های بالا یا خارج می روند. [33] [35] 

عمل مک کینزی در استخدام فارغ التحصیلان اخیر و فلسفه “از بالا یا خارج” ، در اصل بر اساس تجربیات ماروین بوور در موسسه حقوقی جونز روز در دهه 1930 بود ،سیستم کراوات “در موسسه حقوقی کراوات ، سواین و مور مورد استفاده قرار گرفت . [14] : 206در این بنگاه بحثی در مورد سرعت رشد آن وجود دارد. [48] گفته شد محیط کار خواستار است ، شامل سفرهای گسترده و ساعات طولانی. [26] [42] 

در سال 2018 این شرکت بیش از 800،000 برنامه دریافت کرده و کمتر از 0.1٪ آنها را استخدام کرده است. مک کینزی اغلب به عنوان شرکتی با سخت ترین مصاحبه های شغلی در جهان رتبه بندی می شود. [49]

تحقیق و انتشار 

مشاوران شرکت McKinsey & Company مرتباً کتاب ، تحقیق و مقاله در مورد تجارت و مدیریت منتشر می کنند. [31] : 51 [50] : 55 این شرکت 50 تا 100 میلیون دلار در سال برای تحقیق هزینه می کند. [50] : 54 

مک کینزی یکی از سازمان های اول به پژوهش مدیریت صندوق بود، زمانی که آن را بنیاد تحقیقات مدیریت در سال 1955. تاسیس [5] این شرکت شروع به انتشار یک مجله کسب و کار، McKinsey فصلنامه ، در سال 1964. [51] این [مؤسسه جهانی مک کینزی ، که روندهای اقتصادی جهانی را مورد مطالعه قرار می دهد و در سال 1990 تأسیس شده بودجه تأمین می کند. [16] [39] بسیاری از مشاوران مشارکت کننده دربررسی تجارت هاروارد . [39]

 مشاوران مک کینزی از سالهای 1980-1980 فقط دو کتاب منتشر کردند ، سپس بیش از 50 از 1980 تا 1996. [50] : 55 انتشارات و تحقیقات مک کینزی به شرکت تصویری “شبه آکادمیک” می دهد. [50]در سال 1982 ، كتاب McKinsey با عنوان ” جستجوی تعالی ” منتشر شد. [52] این هشت ویژگی از مشاغل موفق را براساس تحلیل 43 شرکت برتر ارائه می داد. [50] : 87-89 [52] : 348 این آغاز تغییر مک کینزی از حسابداری به جنبه های “نرمتر” مدیریت ، مانند مهارت ها و فرهنگ بود. [52] : 359 

به گفته دیوید میهمان از کالج کینگ ، در جستجوی تعالیبه دلیل آسان خواندن ، بازاریابی و برخی از پیامهای اصلی معتبر ، در بین مدیران مشاغل محبوب شد. با این حال ، این به دلیل نقص در روش شناسی آن ، توسط دانشگاهیان پسندیده نشد. علاوه بر این ، تجزیه و تحلیل در سال 1984 توسط BusinessWeek نشان داد که بسیاری از این شرکت ها که در کتاب “عالی” شناخته شده اند ، تنها دو سال بعد دیگر معیارها را رعایت نمی کنند. [52]

مقاله ای در سال 1997 و کتابی که در سال 2001 با عنوان “جنگ برای استعداد” منتشر شده است [53] 

دانشگاهیان و جامعه تجارت را وادار کردند تا بیشتر بر مدیریت استعدادها تمرکز کنند. [54] : 163 نویسندگان دریافتند که شرکتهای برتر با “کسب وسوسه و کسب بهترین استعداد” وسواس می کنند. [55] آنها مدعی بودند كه شركتها با عملكرد خود ، كارمندان را رتبه بندی می كنند و “ستارگان” را تبلیغ می كنند ، در حالی كه افراد کمتری را برای بهبود یا اخراج کار می کنند. [55] [56] 

پس از انتشار این کتاب ، انرون ، شرکتی که بسیاری از اصول آن را رعایت می کرد ، درگیر در رسوایی شد که منجر به ورشکستگی آن شد . [55]در ماه مه 2001 ، یک استاد استنفورد مقاله ای را انتقاد از “جنگ با استعداد” نوشت و اظهار داشت كه این افراد را به قیمت سازمان بزرگتر در اولویت قرار داده است. [53]مشاوران مک کینزی Creative Destruction را در سال 2001 منتشر کردند . [15] : 247 کتاب نشان می دهد که مدیران عامل باید به جای محافظت از آنچه ایجاد کرده اند مایل به تغییر یا بازسازی یک شرکت باشند. [57] این نشان داد که از اولین S & P 500 لیست از سال 1957، تنها 74 هنوز هم در کسب و کار توسط 1998. شد [57] [58] 

نیویورک تایمز گفت: آن کند »بحث متقاعد کننده که در زمان شایع، تغییر نامشخص … شرکتهای تأسیس شده با موفقیت دستبند شده اند. ” [59] در سال 2009 ، مشاورین مک کینزی کتاب “کیمیاگری رشد” را منتشر کردند، که سه “افق” برای رشد ایجاد کرده است: پیشرفتهای اصلی ، بسترهای جدید و گزینههای رشد. [60]در فوریه 2011 ، مک کینزی از 1300 کارفرمای بخش خصوصی ایالات متحده در مورد پاسخ انتظار می رود به قانون مراقبت مقرون به صرفه (ACA) نظرسنجی کرد . [61] [62] 

30 درصد از پاسخ دهندگان گفتند كه پیش بینی می كنند كه احتمالاً یا قطعاً بعد از شروع ACA در سال 2014 ، پوشش بهداشتی تحت حمایت كارفرمایان را متوقف كنند . [63] [64] این نتایج ، كه در ژوئن 2011 در مک كینزی منتشر شد. به طور خلاصه ، [61] با توجه به مقاله ای در مجله TIME به “ابزاری مفید برای منتقدان ACA و دلخوری عمیق برای مدافعان قانون” تبدیل شد . [65]

 حامیان اصلاح بهداشت و درمان معتقدند که این نظرسنجی از تخمین های بسیار دورتر از این ارزیابی استدفتر بودجه کنگره و اصرار داشت که مک کینزی روش تحقیق را فاش کند. [66] [67] [68] [69] دو هفته پس از انتشار نتایج نظرسنجی ، [65] 

مک کینزی محتویات نظرسنجی شامل پرسشنامه و 206 صفحه از داده های نظرسنجی را منتشر کرد. [70] در بیانیه همراه خود ، [71] مک کینزی گفت که قصد داشت تا نگرش کارفرمایان را در یک نقطه معین از زمان جلب کند ، نه پیش بینی ای انجام دهد. [72] [73]از سال 1990 ، مک کینزی اقدام به چاپ Val Value: اندازه گیری و مدیریت ارزش شرکت ها ، کتاب درسی برای ارزیابی می کند. [74] [75] [76] این کتاب در چاپ هفتم در آوریل منتشر می شود. [77]

مشاوره پروژه ها 

به گفته The Firm ، مک کینزی در ایجاد هنجارهای کاری ، مانند کار در تنظیمات اداری در مقیاس بزرگ ، تأثیرگذار بوده است. [15] مطابق مشخصات سال 1993 در مجله Fortune ، “در حالی که مک کینزی برای بسیاری از موفقیت های بزرگ دوران کنونی مشاوره کرده است … در بسیاری از بازندگان بزرگ نیز اثبات شده است.” [18] 

در مؤسسه ، نویسنده داف مک دونالد گفت که مک کینزی به بازسازی کاخ سفید کمک کرده ، شرکتها را از طریق سازمانهای بزرگ مجدد در اروپا پس از جنگ هدایت می کند و گردش را تسهیل می کند ، اما در موارد دیگر به شرکتها توصیه کرد استراتژی هایی را اتخاذ کنند که منجر به سقوط آنها یا نتوانست جلوی ورشکستگی قریب الوقوع را بگیرد. [15] 

آن گفتمک کینزی در دهه 1920 بازیگر اصلی رونق بهره وری ، غول پیکر پس از جنگ دهه 1940 ، عقلانی شدن دولت و ظهور بازاریابی در دهه 1950 ، سن نفوذ شرکت ها در دهه 1960 ، بازسازی آمریکا و بازسازی استراتژی در دهه 1970 ، رشد گسترده فناوری اطلاعات در دهه 1980 ، جهانی شدن دهه 1990 و شکوفایی شکوفایی و پاکسازی دهه 2000.جیمز ا. مک کینزی ، بنیانگذار شرکت مک کینزی ، مفهوم برنامه ریزی بودجه را به عنوان چارچوب مدیریتی در کتاب کنترل پنجم بودجه خود در سال 1922 معرفی کرد. [12] : 25 [78] : 422 

اولین مشتری این شرکت خزانه دار آرمور و شرکت بود. ، که به همراه سایر مشتری های اولیه مک کینزی ، کنترل بودجه را خوانده بودند . در سال 1931 مک کینزی روش تجزیه و تحلیل شرکتی به نام General Survey Outline (GSO) را ایجاد کرد که براساس ایده های معرفی شده در کتاب مدیریت بازرگانی در سال 1924 تأسیس شد . همچنین به عنوان سروی بانکداران شناخته می شد ، زیرا مشتری های مک کینزی که در دهه 1930 از آن استفاده می کردند ، عمدتا بانک بودند. [15]: 22 

بعد از اینکه قانون واگنر در سال 1935 به برخی از کارمندان حقوق داد تا در اتحادیه ها کار کنند ، مک کینزی مشاوره با شرکتها در زمینه روابط کارمندان را آغاز کرد. بعداً در دهه 50 ، کار یک مشاور مک کینزی در مورد جبران خسارت در “افزایش دستمزد اجرایی” تأثیر داشت. [15] 

همچنین به بسیاری از شرکتها از جمله هاینز ، آی بی ام و هوور کمک کرد تا به اروپا گسترش یابند. [15]

در دهه 1940 ، مک کینزی به بسیاری از شرکتها کمک کرد تا برای جنگ جهانی دوم به تولید جنگ تبدیل شوند. [15] این سازمان همچنین به سازماندهی ناسا به سازمانی كه در سال 1958 به شدت به پیمانكاران متكی باشد ، كمك كرد. [79] : 105 

مك كینسی در سال 1953 گزارشی را برای دوایت آیزنهاور ایجاد كرد كه برای هدایت انتصابات دولت استفاده می شد. [80] در سال 1973 ، مک کینزی و شرکت پروژه ای را برای کنسرسیوم زنجیره های مواد غذایی به نمایندگی از طرف کمیته تبلیغاتی سوپر مارکت ایالات متحده درمورد کد محصول یکنواخت مواد غذایی هدایت کردند تا بارکد را ایجاد کنند. [81] [82] 

با توجه به کتاب “روش های تحقیق در تجارت” ، بارکد پس از مطالعه مك کینزی متقاعد كروگر شد.برای اتخاذ آن [83]در دهه 1970 و 1980 ، مک کینزی به شرکتهای اروپایی کمک کرد ساختار سازمانی خود را به شکل M (فرم چندبعدی) تغییر دهند که این شرکت را به جای یک کارکرد یا تخصص ، به بخشهای نیمه خودمختار که در اطراف یک محصول ، صنعت یا مشتری فعالیت می کنند ، سازمان می دهد. [84] : 208 [85] : 110

در دهه 1980 ، AT&T به دلیل پیش بینی مک کینزی مبنی بر اینکه 900000 مشترکین تلفن های همراه در سال 2000 وجود داشته باشد ، سرمایه گذاری ها را در برج های سلولی کاهش داده است. طبق گفته این شرکت تا سال 2000 از 109 میلیون مشترک تلفن همراه “خنده دار نبود”. تلفن های همراه حجیم و گران بودند. این شرکت به دولت هلند کمک کرد تا از طریق وثیقه ورشکستگی یک میلیارد دلاری برای گردش مالی هوگوفون ، بزرگترین شرکت فولادی جهان از سال 2013 ، تسهیل کند .

 این شهر همچنین یک چرخش برای شهر گلاسگو اجرا کرد که مشکلات بیکاری و جرم را در پی داشت. مک کینزی زمانی که هنوز یک شرکت کوچک با نام بانک ملی کارولینای شمالی شناخته می شد ، ساختار سازمانی را برای ملت بانك ایجاد کرد. مک کینزی توسط جنرال موتورز استخدام شد تا یک سازمان بزرگ را در مقیاس بزرگ انجام دهد تا بتواند در رقابت با خودروسازان ژاپنی رقابت کند. کتاب The Firm گفته است که این یک “فاجعه ناشناخته” است زیرا مک کینزی روی ساختار شرکت ها متمرکز شده است ، در حالی که جنرال موتورز باید از طریق بهبود فرآیند تولید با خودروسازان ژاپنی رقابت کند. یک مشاور مک کینزی گفت: جنرال موتورز توصیه های آنها را دنبال نمی کند. [15]

در مقاله ای در سال 2002 در BusinessWeek ، آمده است كه یك سری از ورشكستگی های مشتریان McKinsey مانند Swissair ، Kmart و Global Crossing در دهه 1990 سؤالاتی را مطرح كرد كه آیا McKinsey مسئولیت دارد یا در قضاوت شكست دارد. [22] 

مک کینزی توصیه کرد Swissair با توسعه مشارکت با شرکتهای هواپیمایی مستقر در مناطق دیگر از هزینه های بالای عملیاتی در کشور خود جلوگیری کند. به منظور جلب شرکا ، Swissair بیش از یک میلیارد دلار سهام سایر شرکت های هواپیمایی را بدست آورد که بسیاری از آنها ناکام بودند. این منجر به ضررهای زیادی برای Swissair شد. [86]پیش از رسوایی انرون ، مک کینزی به آن کمک کرد تا از یک شرکت تولید نفت و گاز به یک تاجر کالاهای برقی تبدیل شود که منجر به رشد چشمگیر سود و درآمد شد. [35] با توجه به مستقل ، وجود دارد “هیچ پیشنهادی که مک کینزی همدستی در رسوایی پس از آن بود، [اما] منتقدان می گویند که استکبار از رهبران انرون سمبل فرهنگ مک کینزی است.” [87] 

دولت مک کینزی را تحقیق نکرد ، که گفت آنها مشاوره ای در مورد حسابداری انرون ارائه نمی دهند ، [88] اما برخی از آنها سوال کردند که آیا مک کینزی از مشکلات حسابداری انرون اطلاع دارد [89] 

یا علائم هشدار را نادیده گرفته است. [22]داف مک دونالد ، روزنامه نگار سابق Financial Times ، گفت که سیاست محرمانه بودن مک کینزی اغلب باعث می شود که مردم از کار این شرکت مطلع نشوند ، مگر اینکه پس از آن در معرض دادخواست یا تحقیقات قرار بگیرند. [15] 13،000

اسناد مک کینزی به عنوان بخشی از دادخواست علیه Allstate منتشر شد ، که نشان داد مک کینزی به شرکت توصیه می کند با ارائه تسویه حساب های پایین ، پرداخت تاخیر در پردازش برای از بین بردن مدعیان از طریق جذابیت و مبارزه با مشتریانی که در دادگاه اعتراض می کنند ، پرداخت وجه را برای مدعیان بیمه کاهش دهد. سود Allstate بیش از ده سال پس از اتخاذ استراتژی McKinsey دو برابر شد ، اما این امر همچنین منجر به طرح دعوی دادخواست شد كه ادعا می كردند مدعیان را از مطالبات بیمه مشروع تقلب می كنند. [90] [91]

منابع 

  1.  “McKinsey & Company”. FT. Retrieved February 27, 2018.
  2. ^ Walter Kiechel (December 30, 2013). Lords of Strategy: The Secret Intellectual History of the New Corporate World. Harvard Business Press. p. 55. ISBN 978-1-4221-5731-2.
  3. ^ David Snider; Chris Howard (February 16, 2010). Money Makers: Inside the New World of Finance and Business. Palgrave Macmillan. pp. 152. ISBN 978-0-230-61401-7.
  4. ^ Jump up to:a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t Larry Greiner; Thomas Olson (June 25, 2004). Contemporary consultant casebook: educating today’s consultants. Thomson/South-Western. ISBN 978-0-324-29019-6. Retrieved December 16, 2012.
  5. ^ Jump up to:a b c d e Elizabeth Haas Edersheim (13 December 2010). McKinsey’s Marvin Bower: Vision, Leadership, and the Creation of Management Consulting. John Wiley & Sons. ISBN 978-1-118-04014-0. Retrieved 16 December 2012.
  6. ^ Jump up to:a b c Charles-Edouard Bouée (January 2, 2014). Light Footprint Management: Leadership in Times of Change. A&C Black. p. 10. ISBN 978-1-4729-0385-3.
  7. ^ Jump up to:a b John Cunningham Wood; Michael C. Wood (2002). F. W. Taylor: Critical Evaluations in Business and Management. Taylor & Francis. p. 282. ISBN 978-0-415-27666-5.
  8. ^ Consulting Magazine. Kennedy Information. 2004.
  9. ^ Jump up to:a b c Anthony J. Mayo; Nitin Nohria; Laura G. Singleton (January 1, 2007). Paths to Power: How Insiders and Outsiders Shaped American Business Leadership. Harvard Business Press. p. 133. ISBN 978-1-4221-0198-8. Retrieved December 16, 2012.
  10. ^ Jump up to:a b c d e f g Bhide, Amar (March 1996). “Building the Professional Firm: McKinsey & Co.: 1939-1968”. Retrieved April 10, 2012.
  11. ^ Anthony J. Mayo; Nitin Nohria; Laura G. Singleton (2006). Paths to Power: How Insiders and Outsiders Shaped American Business Leadership. Harvard Business Press. pp. 134. ISBN 978-1-4221-0198-8.
  12. ^ Jump up to:a b c d e Barry Curnow; Jonathan Reuvid (December 3, 2005). International Guide to Management Consultancy: Evolution Practice and Structure. Kogan Page Publishers. p. 25. ISBN 978-0-7494-4699-4. Retrieved December 16, 2012.
  13. ^ Jump up to:a b c d Bartlett, Christopher (January 4, 2000). “McKinsey & Company: Managing Knowledge and Learning”. Harvard Business School. Retrieved August 19, 2013.
  14. ^ Jump up to:a b c d Christopher D. McKenna (June 19, 2006). The World’s Newest Profession: Management Consulting in the Twentieth Century. Cambridge University Press. pp. 48–. ISBN 978-0-521-81039-5. Retrieved December 16, 2012.
  15. ^ Jump up to:a b c d e f g h i j k l m n o p q r McDonald, Duff (September 10, 2013). The Firm: The Story of McKinsey and its Secret Influence on American Business. Simon & Schuster. ISBN 978-1439190975.
  16. ^ Jump up to:a b c d e f Vault Employer Profile: McKinsey & Company. Vault. 2004. Retrieved July 8, 2012.
  17. ^ “Table: McKinsey Over the Years”. BusinessWeek. July 7, 2002. Retrieved December 16, 2012.
  18. ^ Jump up to:a b c d e f g h i j k Huey, John (November 1, 1993). “How McKinsey Does It”. Fortune. Retrieved May 20, 2012.
  19. ^ Jump up to:a b Byrne, John (September 19, 1993). “The McKinsey Mystique”. BusinessWeek. Retrieved May 24, 2012.
  20. ^ Jump up to:a b c Caulkin, Dimon (June 29, 1997). “Management: The Firm that means McJobs for the Boys”. The Observer. Business Page. p. Page 6.
  21. ^ Sreenivasan, Sreenath (April 22, 1994). “How did McKinsey’s Rajat Gupta become the first India-born CEO of a $1.3 billion US transnational?”. BusinessToday. Retrieved May 20, 2012.
  22. ^ Jump up to:a b c d e f Byrne, John (July 8, 2002). “Inside McKinsey”. BusinessWeek. Retrieved August 19, 2013.
  23. ^ Leonhardt, David (October 22, 1999). “Big Consultants Woo Employees by Offering a Piece of the Action”. The New York Times. p. 1.
  24. ^ Thurm, Scott (February 23, 2009). “McKinsey Partners Pick Barton to Lead Firm”. Wall Street Journal. Retrieved May 24,2012.
  25. ^ Jump up to:a b c Glater, Jonathan D. (March 7, 2003). “British Manager Is Chosen To Lead Consulting Firm”. The New York Times. Retrieved May 23, 2012.
  26. ^ Jump up to:a b c d e f WetFeet (2009). Mckinsey and Company. WETFEET, INC. ISBN 978-1-58207-872-4.
  27. ^ Jump up to:a b Stern, Stefan (February 23, 2009). “McKinsey turns to its Asia chief Barton for top job”. Financial Times.
  28. ^ “McKinsey names Kevin Sneader new global managing partner”.
  29. ^ Jump up to:a b Empson, Laura (January 18, 2007). Managing the Modern Law Firm : New Challenges, New Perspectives: New Challenges, New Perspectives. OUP Oxford. p. 30. ISBN 978-0-19-929674-3.
  30. ^ Charles D. Ellis (January 25, 2013). What It Takes: Seven Secrets of Success from the World’s Greatest Professional Firms. John Wiley & Sons. p. 116. ISBN 978-1-118-56049-5.
  31. ^ Jump up to:a b c d e f g Rasiel, Ethan (1999). The McKinsey Way. McGraw-Hill. ISBN 978-0-07-053448-3.
  32. ^ Yeming Gong (July 1, 2013). Global Operations Strategy: Fundamentals and Practice. Springer Science & Business Media. p. 278. ISBN 978-3-642-36708-3.
  33. ^ Jump up to:a b c d e Caulkin, Dimon (June 29, 1997). “Management: The Firm that means McJobs for the Boys”. The Observer. pp. Business Page, 6.
  34. ^ Jump up to:a b c d e f g h i O’Shea, James; Charles Madigan (1997). Dangerous Company. Random House. ISBN 978-0-8129-2634-7.
  35. ^ Jump up to:a b c Doward, Jamie (March 23, 2002). “The firm that built the house of Enron”. Retrieved September 10, 2013.
  36. ^ Jump up to:a b c d Birchall, Martin (June 8, 2006). “Consultancy pioneer is still setting the pace”. The Times. p. 7. It was also the first firm to hire MBA graduates from the top business schools to staff its projects, rather than relying on older industry personnel.
  37. ^ Jump up to:a b c Laville, Sandra; Nils Pratley (June 14, 2005). “Brothers who sit at Blair’s right hand”. The Guardian.
  38. ^ Rodenhauser, Tom (August 26, 2013). “The McKinsey Mystique”. BusinessWeek. Retrieved June 20, 2014.
  39. ^ Jump up to:a b c d e O’Shea, James; Charles Madigan (September 7, 1997). “The Firm’s Grip”. The Sunday Times.
  40. ^ Jump up to:a b c d e Milbank, Dana (October 12, 1993). “Critics Have Advice for McKinsey”. The Globe and Mail. Toronto.
  41. ^ Eder, Steve (October 19, 2009). “McKinsey shocked by insider-trading allegations”. Reuters. Retrieved December 2, 2013.
  42. ^ Jump up to:a b c Kim, James (May 19, 1993). “McKinsey: CEO factory. Money”. USA Today. pp. 1B.
  43. ^ Rasial, Ethan; Paul Friga (2002). The McKinsey Mind. McGraw-Hill. ISBN 978-0-07-137429-3.
  44. ^ Jones, Del (January 1, 2008). “Some firms’ fertile soil grows crop of future CEOs”. USA Today.
  45. ^ Thomas J. Schaeper; Kathleen Schaeper (2004). Rhodes Scholars, Oxford, and the Creation of an American Elite. Berghahn Books. pp. 299–. ISBN 978-1-57181-683-2.
  46. ^ Lemann, Nicholas (October 10, 1999). “The World of Business: The Kids in the Conference Room”. The New Yorker. Retrieved June 30, 2019.
  47. ^ Hill, Andrew. “Inside McKinsey”. Financial Times. Every two or three years, McKinsey determines whether its consultants will make progress to the next level in the firm. If not, it pushes them out
  48. ^ Kiechel, Walter (24 March 2011). “The Tempting of Rajat Gupta”. Harvard Business Review Blog Network. Retrieved 2 September 2011.
  49. ^ Smith, Jacquelyn (August 9, 2013). “The 25 Companies That Give The Most Difficult Job Interviews”. Forbes. Retrieved June 30,2019.
  50. ^ Jump up to:a b c d e John Micklethwait; Adrian Wooldridge (1997). The Witch Doctors: What the Management Gurus are Saying, why it Matters and how to Make Sense of it. Mandarin. ISBN 978-0-7493-2670-8.
  51. ^ Antonio Nieto-Rodriguez (May 1, 2012). The Focused Organization: Less Is More in Portfolio Management and Project Delivery. Gower Publishing, Ltd. p. 55. ISBN 978-1-4094-2566-3. Retrieved December 16, 2012.
  52. ^ Jump up to:a b c d Guest, David (January 1, 2001). Organizational Studies: Modes of management. Psychology Press. pp. 347–362. ISBN 978-0-415-21554-1.
  53. ^ Jump up to:a b McDonald, Duff (November 5, 2013). “McKinsey’s Dirty War: Bogus ‘War for Talent’ Was Self-Serving (and Failed) Even a stacked deck couldn’t produce winners”. The Observer. Retrieved July 3, 2014.
  54. ^ Stephen Perkins; Raisa Arvinen-Muondo (3 January 2013). Organizational Behaviour: People, Process, Work and Human Resource Management. Kogan Page Publishers. ISBN 978-0-7494-6361-8.
  55. ^ Jump up to:a b c Gladwell, Malcolm (22 July 2002). “The Talent Myth. Are smart people overrated?”. The New Yorker. Retrieved 2 September 2011.
  56. ^ McDonald, Buff (July 26, 2009). “The Answer Men”. New York Magazine. Retrieved April 10, 2012.
  57. ^ Jump up to:a b Foster, Richard. “Manager’s Journal: The Welch Legacy: Creative Destruction”. Wall Street Journal.
  58. ^ Zook, Chris; James Allen (May 22, 2001). “Core curriculum”. The Economist. Retrieved December 3, 2013.
  59. ^ Andrews, Fred (22 April 2001). “BOOK VALUE; Even the Best Boats Need Rocking”. The New York Times. p. 7.
  60. ^ McGrath; Ian MacMillan (March 16, 2009). Discovery-Driven Growth: A Breakthrough Process to Reduce Risk and Seize Opportunity. Harvard Business Review Press. p. 198. ISBN 978-1-4221-2949-4.
  61. ^ Jump up to:a b Shubharn Singhal; Jeris Stueland; Drew Ungerman (June 2011). “How US health care reform will affect employee benefits”. McKinsey Quarterly. Retrieved October 1, 2012.
  62. ^ “1 in 3 Employers Will Drop Health Benefits After ObamaCare Kicks In, Survey Finds”. Fox News. June 7, 2011. Retrieved October 24, 2012.
  63. ^ “Many US Employers to Drop Health Benefits: McKinsey”. Reuters. June 7, 2011. Retrieved October 1, 2012.
  64. ^ Farnham, Alan (June 9, 2011). “Health Care Survey: Employers May Cut Plans After 2014”. ABC News. Retrieved October 24,2012.
  65. ^ Jump up to:a b Pickert, Kate (June 20, 2011). “McKinsey Comes Clean About Its Controversial Insurance Study”. TIME Magazine. Retrieved October 1, 2012.
  66. ^ Freudenheim, Milt (June 20, 2011). “Health Law in a Swirl of Forecasts”. The New York Times. Retrieved October 24, 2012.
  67. ^ Pecquet, Julian (May 16, 2011). “Baucus demands methodology behind healthcare reform study”. The Hill. Retrieved October 1,2012.
  68. ^ Rovner, Julie (June 17, 2011). “McKinsey Health Insurance Survey Raises Ruckus, Questions”. NPR. Retrieved October 1, 2012.
  69. ^ Ungar, Rick (June 18, 2011). “McKinsey’s Anti-Obamacare Study May Be A Lie – But It’s A Lie Worth Big Bucks To McKinsey”. Forbes (blog). Retrieved October 1, 2012.
  70. ^ Schwab, Dwight (July 28, 2011). “After lengthy debt-ceiling crisis, Obamacare looms”.
  71. ^ “Details regarding the survey methodology”. McKinsey. June 20, 2011. Retrieved October 24, 2012.
  72. ^ Baker, Sam (June 20, 2011). “McKinsey stands by healthcare survey”. The Hill.
  73. ^ Cevallos, Marissa (June 20, 2011). “McKinsey Releases Insurance-Survey Data; More Controversy Ensues”. Los Angeles Times.
  74. ^ Koller, Tim (2015-08-17). Valuation: Measuring and Managing the Value of Companies. McKinsey & Company. ISBN 978-1118873700.
  75. ^ “Valuation: Measuring and Managing the Value of Companies, 5th Edition Hardcover by McKinsey & Company”. goodreads.com. Retrieved 2015-08-05.
  76. ^ “Valuation: Measuring and Managing the Value of Companies, 6th Edition”. wiley.com. Retrieved 2015-08-05.
  77. ^ “Valuation: Measuring and Managing the Value of Companies, 6th Edition”. mckinsey.com. Retrieved 2015-08-05.
  78. ^ Flesher, Dale; Flesher, Tonya (1996), “McKinsey, James O. (1889-1937)”, History of Accounting: An International Encyclopedia, Garland Publishing, 24 (1), pp. 184–186, JSTOR 40698463
  79. ^ Christopher D. McKenna (2000). The World’s Newest Profession: Management Consulting in the Twentieth Century. Cambridge University Press. ISBN 978-1-139-45553-4.
  80. ^ “The McKinsey Report”. January 12, 1953. Retrieved July 3,2014.
  81. ^ IDG Enterprise (31 May 1999). Computerworld. IDG Enterprise. p. 42. ISSN 0010-4841.
  82. ^ James B. Ayers; Mary Ann Odegaard (26 November 2007). Retail Supply Chain Management. Taylor &Francis. p. 269. ISBN 978-1-4200-1375-7.
  83. ^ Donald Cooper; Pamela Schindler (February 1, 2013). Business Research Methods: 12th Edition. McGraw-Hill Higher Education. ISBN 978-0-07-777443-1.
  84. ^ Matthias Kipping; Lars Engwall (June 20, 2002). Management Consulting : Emergence and Dynamics of a Knowledge Industry: Emergence and Dynamics of a Knowledge Industry. OUP Oxford. p. 191. ISBN 978-0-19-158812-9.
  85. ^ Harm G. Schröter (December 5, 2005). Americanization of the European Economy: A compact survey of American economic influence in Europe since the 1800s. Springer. p. 110. ISBN 978-1-4020-2934-9.
  86. ^ “A scary Swiss meltdown”. The Economist. July 19, 2001. Retrieved September 18, 2014.
  87. ^ Griffiths, Katherine (June 27, 2005). “The Real Power Behind No 10; McKinsey is a Highly Secretive Consultancy Firm”. The Independent.
  88. ^ Jump up to:a b Rothfeld, Michael; Susan Pulliam (October 25, 2011). “Gupta Surrenders to FBI”. The Wall Street Journal. Retrieved April 3,2012.
  89. ^ Hwang, Suein; Rachel Emma Silverman (January 17, 2002). “McKinsey’s Close Relationship With Enron Raises Question of Consultancy’s Liability”. The Wall Street Journal. Retrieved December 2, 2013.
  90. ^ Dietz, David; Darrell Preston (August 3, 2007). “Home Insurers’ Secret Tactics Cheat Fire Victims, Hike Profits”. Bloomberg L.P. Retrieved September 2, 2011.
  91. ^ Griffin, Drew; Kathleen Johnston (February 9, 2007). “Auto insurers play hardball in minor-crash claims”. CNN. Retrieved September 2, 2011.
  92. ^ Jump up to:a b c d Chu, Ben (7 February 2014). “McKinsey: How does it always get away with it?”. The Independent. Retrieved 30 June2019.
  93. ^ Greene, Kerima (13 September 2013). “Want to be a CEO? Work here”.
  94. ^ Salmon, Felix (March 10, 2011). “McKinsey’s corrupted culture”. Reuters.
  95. ^ Jump up to:a b c “The firm that built the house of Enron”. The Guardian. 23 March 2002.
  96. ^ Gandel, Stephen; Reuters (March 20, 2016). “What Caused Valeant’s Epic 90% Plunge”. Fortune.
  97. ^ Jump up to:a b Gapper, John (23 March 2016). “McKinsey’s fingerprints are all over Valeant”. Financial Times. Retrieved 27 May 2018.
  98. ^ Forsythe, Michael; Bogdanich, Walt (July 9, 2018). “McKinsey Ends Work With ICE Amid Furor Over Immigration Policy”. The New York Times. Retrieved 17 December 2018.
  99. ^ Jump up to:a b c MacDougall, Ian (2019-12-03). “How McKinsey Helped the Trump Administration Carry Out Its Immigration Policies”. The New York Times. ISSN 0362-4331. Retrieved 2019-12-04.
  100. ^ MacDougall, Ian (16 December 2019). “McKinsey Called Our Story About Its ICE Contract False. It’s Not”. ProPublica. Retrieved 7 January 2020.
  101. ^ Jump up to:a b Benner, Katie; Mazzetti, Mark; Hubbard, Ben; Isaac, Mike (October 20, 2018). “Saudis’ Image Makers: A Troll Army and a Twitter Insider”. The New York Times. Retrieved June 30, 2019.
  102. ^ Jump up to:a b c Bogdanich, Walt; Forsythe, Michael (December 15, 2018). “How McKinsey Has Helped Raise the Stature of Authoritarian Governments”. The New York Times. Retrieved June 30, 2019.
  103. ^ “Motion for a resolution on the situation on women’s rights defenders in Saudi Arabia (2019/2564(RSP)) Point 18”. European Parliament. Retrieved 11 April 2019.
  104. ^ Premack, Rachel (December 15, 2018). “McKinsey held a lavish corporate retreat in Kashgar miles from where the Chinese government is imprisoning thousands of ethnic Uighurs”. Business Insider. Retrieved 17 December 2018.
  105. ^ Holman, Jordyn (October 23, 2018). “Elizabeth Warren Asks McKinsey to Provide Information on Work for Saudis”. Bloomberg. Retrieved 17 December 2018.
  106. ^ Kolhatkar, Sheelah (November 1, 2018). “McKinsey’s Work for Saudi Arabia Highlights its History of Unsavory Entanglements”. The New Yorker. Retrieved 17 December 2018.
  107. ^ Bogdanich, Walt; Forsythe, Michael (19 February 2019). “How We’ve Reported on the Secrets and Power of McKinsey & Company”. The New York Times. Retrieved 20 February 2019.
  108. ^ Jump up to:a b Forsythe, Michael; Bogdanich, Walt; Hickey, Bridget (19 February 2019). “As McKinsey Sells Advice, Its Hedge Fund May Have a Stake in the Outcome”. The New York Times. Retrieved 20 February 2019.
  109. ^ Shazar, Jon. “New McKinsey Conflict-Of-Interest Scandal Emerges Just In Time”. Dealbreaker. Retrieved 2020-01-20.
  110. ^ Lattman, Peter (March 1, 2011). “Ex-Goldman Director Accused of Passing Illegal Tips”. The New York Times.
  111. ^ McDonald, Duff (October 23, 2009). “Galleon scandal’s executive conundrum”. CNN.
  112. ^ “Rajat Gupta sues US regulator over Galleon case”. IBN Live. March 19, 2011. Retrieved April 3, 2012.
  113. ^ McCool, Grant (March 14, 2011). “Money for inside information ended up in Bermuda, says Kumar”. The Royal Gazette. Retrieved April 3, 2012.
  114. ^ McDonald, Duff (October 23, 2009). “Galleon scandal’s executive conundrum”. CNN Money. Retrieved April 3, 2012.
  115. ^ Rushe, Dominic (December 6, 2009). “McKinsey Jettisons Troubled Star Kumar”. The Sunday Times.
  116. ^ Jump up to:a b McCool, Grant; Aubin, Dena (March 30, 2011). “McKinsey in uncomfortable Rajaratnam trial glare”. Reuters. Retrieved May 2,2012.
  117. ^ “Did McKinsey & Co throw Rajat Gupta under the bus?”. NDTV.com. May 24, 2012. Retrieved July 18, 2013.
  118. ^ McCool, Grant (June 1, 2012). “Protege testifies against McKinsey mentor Gupta”. Reuters.
  119. ^ Kouwe, Zachery (January 7, 2010). “Guilty Plea in Galleon Insider Trading Case”. The New York Times. Retrieved April 3, 2012.
  120. ^ Savvas, Antony (July 12, 2011). “McKinsey: Galleon tech insider trading is ’embarrassing’ to our reputation”. Computerworld UK. Retrieved April 3, 2012.
  121. ^ Packer, George (June 27, 2011). “A Dirty Business”. The New Yorker. Retrieved April 3, 2012.
  122. ^ Lattman, Peter; Ahmed, Azam (June 15, 2012). “Rajat Gupta Convicted of Insider Trading”. The New York Times.
  123. ^ Hill, Andrew (November 25, 2011). “Inside McKinsey”. Financial Times. Retrieved April 3, 2012.
  124. ^ Bray, Chad; Albergotti, Reed (June 1, 2012). “Charged Questions Barred”. The Wall Street Journal.
  125. ^ Raghavanjan, Anita (January 11, 2014). “In Scandal’s Wake, McKinsey Seeks Culture Shift”. The New York Times. Retrieved November 21, 2014.
  126. ^ “McKinsey & Company scans Rajat Gupta’s staff links”. The Times Of India. May 3, 2011.
  127. ^ Edgecliff-Johnson, Andrew (July 10, 2011). “McKinsey concedes Galleon case ’embarrassing'”. Financial Times. Retrieved April 3,2012.
  128. ^ Forsythe, Michael; Bogdanich, Walt (2019-02-01). “McKinsey Advised Purdue Pharma How to ‘Turbocharge’ Opioid Sales, Lawsuit Says”. The New York Times. ISSN 0362-4331. Retrieved 2019-12-04.
  129. ^ Bogdanich, Walt; Forsythe, Michael (June 26, 2018). “How McKinsey Lost Its Way in South Africa”. The New York Times. Retrieved June 30, 2019.
  130. ^ “Why McKinsey is under attack in South Africa”. The Economist. 12 October 2017.
  131. ^ “South Africans urge US law-enforcers to bring Gupta and friends down with McKinsey – BizNews.com”. BizNews.com. 2017-07-11. Retrieved 2017-07-12.
  132. ^ “Corruption Watch hits out at McKinsey”. Independent Online.
  133. ^ “McKinsey repayment does not let them off the hook”. Democratic Alliance.
  134. ^ “McKinsey & Company not off the hook”.
  135. ^ “McKinsey and KPMG accused of criminal breaches in South Africa”. Financial Times.
  136. ^ “Pityana commends McKinsey for “paying back the money” – BUSA”.
  137. ^ “McKinsey pays back interest arising from Eskom contract”.
  138. ^ Mantshantsha, Sikonathi (July 26, 2018). “An open letter to McKinsey: I find it rich — too rich, in fact — for McKinsey to lecture anyone about the truth, principles and fairness”. Financial Mail.
  139. ^ Jika, Thanduxolo; Skiti, Sabelo (July 29, 2018). “From Dubai to Russia ― how former Eskom and Transnet CFO Anoj Singh was bought”. Mail & Guardian. Retrieved June 30, 2019.
  140. ^ “Treasury drops looting bomb”.
  141. ^ van Zyl, Gareth (August 3, 2018). “Right of Reply: McKinsey denies it paid for Anoj Singh’s lavish London junket”. BizNews.com. Retrieved June 30, 2019.
  142. ^ du Toit, Pieter; Cronje, Jan (August 6, 2018). “McKinsey admits helping Transnet CEO with MBA, but Gama says only aid was editing”. Fin24. Retrieved June 30, 2019.
  143. ^ Smith, Carin; Cronje, Jan; du Toit, Pieter (August 6, 2018). “MBA program investigating Transnet CEO’s qualification”. Fin24. Retrieved June 30, 2019.
  144. ^ “Guptas join a cast of international villains ensnared by US sanction law”. October 11, 2019. Retrieved October 15, 2019.
  145. ^ Jump up to:a b “Rethinking McKinsey”. The Economist. November 21, 2019. ISSN 0013-0613. Retrieved November 27, 2019.
  146. ^ “McKinsey manages to get itself sued for racketeering”. economist.com.
  147. ^ Morgenson, Gretchen; Corrigan, Tom (27 April 2018). “McKinsey Is Big in Bankruptcy—and Highly Secretive” – via www.wsj.com.
  148. ^ Ian MacDougall, Anand Tumurtogoo (May 14, 2019). “The Country That Exiled McKinsey”. ProPublica.
  149. ^ “Yangon’s new town plan expected to create about 900,000 job opportunities”. consult-myanmar.com.
  150. ^ “Plenty of political will but no cash for New Yangon project”. Nikkei Asian Review.
  151. ^ U.S. officials recommended Yoma Bank’s owner Serge Pun for sanctions in 2008
  152. ^ Kesicki, Fabian (November 2011), Marginal abatement cost curves for policy making (PDF), University College London Energy Institute, retrieved December 10, 2012
  153. ^ “Greenhouse gas abatement cost curves”, Sustainability and Resource Productivity, McKinsey & Company, retrieved December 16, 2012
  154. ^ Jerker Rosander, Per-Anders Enkvist & Tomas Nauclér (February 2007), A cost curve for greenhouse gas reduction, McKinsey & Company, retrieved December 10, 2012
  155. ^ Paul Ekins, Fabian Kesicki, Andrew Z.P. Smith (April 2011), Marginal Abatement Cost Curves: A call for caution (PDF), University College London Energy Institute, retrieved December 10,2012, the most well known and widely used of which have been compiled by McKinsey and Company
  156. ^ “Green redemption”. The Economist. November 24, 2009. Retrieved December 10, 2012. McKinsey has become known as a climate-change consultant, thanks to its greenhouse gas “cost abatement curve”. This clever little chart shows the relative opportunity costs of different abatement activities. McKinsey’s curve and expertise on climate change have opened the doors and pockets of ministries and industries around the globe.
  157. ^ Frank Ackerman & Ramon Bueno (January 25, 2011), Use of McKinsey abatement cost curves for climate economics modeling (PDF), Stockholm Environment Institute, retrieved December 10, 2012
  158. ^ Huntington, Hillard (2011). “The Policy Implications of Energy-Efficiency Cost Curves”. The Energy Journal. 32 (1). doi:10.5547/ISSN0195-6574-EJ-Vol32-SI1. ISSN 0195-6574.
  159. ^ Dyer, Nathaniel; Counsell, Simon (2010), McREDD How McKinsey ‘cost-curves’ are distorting REDD, The Rainforest Foundation, retrieved December 16, 2012
  160. ^ Jump up to:a b Morales, Alex (April 7, 2011). “McKinsey Work Lets Congo, Guyana Get Aid, Cut Trees, Greenpeace Says”. Bloomberg L.P. Retrieved December 10, 2012.
  161. ^ Jump up to:a b Wynn, Gerard (April 7, 2011). “McKinsey defends its climate costs slide rule”. Reuters. Retrieved December 10, 2012.
  162. ^ Hari, Johann (July 7, 2011). “Reducing Emissions from Deforestation and Forest Degradation program (REDD)”. The Huffington Post.
  163. ^ “Insurance Industry Reaps Massive Profits From Delay”. 13 December 2011.
  164. ^ Janssen, Kim (January 5, 2016). “McKinsey and State Farm consultants bilked $900,000, feds say”. Chicago Tribune. Retrieved June 30, 2019.
  165. ^ “New York City Paid McKinsey Millions to Stem Jail Violence. Instead, Violence Soared”. ProPublica. 10 December 2019. Retrieved 12 December 2019.
نمونه مشاوره کسب و کار 1 - GlobaPharm انجام شده توسط McKinsey

نمونه مشاوره کسب و کار 1 – GlobaPharm انجام شده توسط McKinsey

نمونه مشاوره کسب و کار 1

هدف مشتری

نمونه مشاوره کسب و کار .مشتری GlobaPharm ، یک شرکت بزرگ دارویی (فارماکو) است که 10 میلیارد دلار در سال درآمد دارد. دفتر مرکزی این شرکت و مراکز تحقیق و توسعه آن در آلمان و دفاتر فروش منطقه ای در سراسر جهان دارد.

شرح وضعیت

GlobaPharm یک سنت طولانی و موفق در تحقیق ، توسعه و فروش داروهای “مولکول کوچک” دارد. این طبقه از داروها نمایانگر اکثریت قریب به اتفاق داروها از جمله آسپرین و اکثر داروهای فشار خون یا کلسترول است. GlobaPharm علاقه دارد وارد بخش جدید و به سرعت در حال رشد داروهایی با عنوان “بیولوژیک” شود. اینها اغلب پروتئین یا سایر مولکولهای بزرگ و پیچیده ای هستند که می توانند شرایطی را که توسط داروهای سنتی قابل درمان نیستند درمان کنند. نمونه مشاوره کسب و کار

تحقیق و توسعه برای موارد بیولوژیک بسیار متفاوت از R&D با مولکولهای کوچک است. برای به دست آوردن این قابلیت ها ، داروسازها سه گزینه دارند: آنها می توانند آنها را از ابتدا بسازند ، با استارت آپ های موجود شریک شوند یا استارت آپ ها را بدست آورند. از آنجا که رقبا در حال حاضر چندین سال از گلوبافارم جلوتر هستند ، GlobaPharm می خواهد با دستیابی به BioFuture ، یک استارت آپ پیشرو در زمینه بیولوژیک مستقر در منطقه سان فرانسیسکو ، برنامه بیولوژیکی خود را آغاز کند. BioFuture دوازده سال پیش توسط چندین دانشمند برجسته تأسیس شد و در حال حاضر 200 نفر را استخدام کرده است. این شرکت به طور عمومی معامله می شود و با قیمت سهم فعلی خود این شرکت در کل حدود یک میلیارد دلار ارزش دارد.

مطالعه مک کینزی

GlobaPharm مک کینزی را به ارزیابی خرید BioFuture و مشاوره در مورد تناسب استراتژی خود با استراتژی بیولوژیکی گلوبافارم مامور کرده است. بنابراین سوال کلی امروز ما این است که “آیا GlobaPharm باید BioFuture را بدست آورد؟”

  • اطلاعات مهم را بنویسید.
  • در کمال راحتی از مصاحبه کننده بخواهید در مورد هر نکته ای که برای شما مشخص نیست توضیح دهد.
  • به یاد داشته باشید که ماشین حساب مجاز نیست – ممکن است محاسبات خود را در طول مصاحبه ها روی کاغذ بنویسید.

سوال 1:

در ارزیابی اینکه آیا GlobaPharm باید BioFuture را بخرد ، چه عواملی را باید در نظر بگیرد؟

نکات مفید

  • قبل از پاسخ دادن ، وقت را برای سازماندهی افکار خود اختصاص دهید. این به مصاحبه کننده می گوید که شما به صورت منطقی در مورد مشکل فکر می کنید.
  • قبل از ورود به جزئیات ، رویکرد کلی را توسعه دهید.

پاسخ

پاسخ خوب شامل موارد زیر است:
  • ارزش خط لوله دارویی BioFuture ، تعداد داروهای در حال توسعه ، کیفیت داروها (احتمال موفقیت) ، درآمدها و سودهای احتمالی
  • قابلیت های تحقیق و توسعه BioFuture (خط لوله دارویی در آینده) ، استعداد علمی ، مالکیت معنوی (به عنوان مثال ثبت اختراعات ، فرآیندهای اختصاصی یا دانش فنی برای تحقیقات بیولوژیک) و ساختمان ها ، تجهیزات و موارد دیگر که امکان تحقیق و توسعه BioFuture را دارند.
  • بازاریابی یا قابلیت فروش BioFuture. به خصوص نحوه ارسال پیام های تبلیغاتی ، به عنوان مثال ، روابط با رهبران افکار کلیدی که می توانند زیست شناختی را تبلیغ کنند. رهبران افکار کلیدی می توانند مانند اساتید برجسته دانشکده های پزشکی ، یا از عرصه های عمومی ، مانند رئیس روسای نهادهای نظارتی یا خبرنامه نویسان برجسته ، از حوزه های دانشگاهی باشند.
  • قیمت خرید

یک جواب بسیار خوب همچنین ممکن است شامل چندین فاکتور کلیدی اضافی باشد که GlobaPharm باید در نظر بگیرد:

  • مشارکتهای موجود BioFuture یا سایر روابط با فارماکو.
  • شکاف قابلیت GlobaPharm در بیولوژی ، تحقیق و توسعه ، فروش و بازاریابی و غیره.
  • گزینه های GlobaPharm برای خرید شرکت های جایگزینی که GlobaPharm می تواند به دست آورد.استراتژی های دیگر برای ورود عامل بیولوژیک، بعنوان مثال ورود به مشارکت ها بجای خرید و تعقیب استراتژی های دیگر ارجح بر وارد کردن عوامل بیولوژیک

سوال 2:

این تیم می خواهد خط لوله دارویی فعلی BioFuture را کشف کند. این تیم تصمیم می گیرد تا ابتدا به ارزیابی ارزش سبد دارویی فعلی BioFuture توجه کند. تیم هنگام ارزیابی ارزش خط لوله دارویی موجود BioFuture چه مواردی را باید در نظر بگیرد؟ نمونه مشاوره کسب و کار

نکات مفید

  • حتماً به جای اینکه بلافاصله در یک موضوع غواص گونه وارد شوید ، طیف وسیعی از موضوعات بالقوه را برای کاوش ذکر کنید. سپس از مصاحبه کننده خود بپرسید که آیا او می خواهد به طور خاص درباره هر یک از آنها عمیق تر شود.

پاسخ

پاسخ خوب شامل موارد زیر است:

  • هزینه های بیشتر تحقیق و توسعه تا زمانی که هر دارو آماده فروش شود.
  • ارزش بالقوه فروش هر دارو.
  • به عنوان مثال ، اندازه بازار ، اندازه جمعیت بیمار ، قیمت گذاری
  • به عنوان مثال ، سهم بازار ، تعداد داروهای رقابتی در تحقیق و توسعه و یا در بازار. عوارض جانبی مختلف ، برنامه دوز مناسب (یعنی ، به بیماران توصیه می كنند كه دارویی را در فواصل منظم مصرف كنند كه به راحتی می توان از آن یاد كرد ، مانند یك بار در روز یا هر 12 ساعت)
  • به عنوان مثال ، هزینه های ساخت و فروش ، بازاریابی ، توزیع
  • به عنوان مثال ، در مورد این داروها درمطبوعات چه می گویند، آیا پزشکان مشهور خواستار این نوع دارو هستند؟ آیا آنچه در بازار موجود است کمی بهبود می یابد؟

یک جواب بسیار خوب همچنین شامل موارد زیر است:

  • سطح خطر
  • در آزمایشات بالینی احتمالا داروی مؤثری خواهد بود
  • اینکه یک دارو تصویب نظارتی را کسب کند ، احتمال دارد
  • به عنوان مثال ، عوارض جانبی و قرار گرفتن در معرض مسائل حقوقی احتمالی ، یعنی به دلیل اثرات جانبی غیرمنتظره ، در دادگاه بالقوه شکایت می کنند
  • ظهور جانشینان: آیا رقبا برای تولید جایگزین در حال کار هستند؟ آیا مسئله در مورد سرعت است و آیا BioFuture محققان کافی در زمینه داروهای مربوطه دارد؟
  • قدرت ثبت اختراعات اساسی ، یعنی احتمالاً یک رقیب می تواند با موفقیت داروی BioFuture را کپی کند؟

سؤال 3:

در زیر ، توضیحاتی درباره احتمال موفقیت مورد نظر ، مرحله به مرحله ، در خط لوله تحقیق و توسعه فارما وجود دارد.

توجه: “تشکیل پرونده” فرایند ارسال کلیه مدارک بالینی و ایمنی از آزمایشات مرحله اول ، دوم و سوم است و درخواست تصویب نظارتی برای فروش واقعی دارو است.

نمونه مشاوره کسب و کار 1

GlobaPharm معتقد است که با سرمایه گذاری 150 میلیون دلاری اضافی در یک آزمایش بزرگتر در فاز II ، احتمال موفقیت نامزد اصلی داروی BioFuture بهبود می یابد. امید این است که این سرمایه گذاری باعث افزایش موفقیت در فاز دوم شود ، به این معنی که داروهای کاندید بیشتری با موفقیت آن را به فاز سوم و فراتر از آن می رسانند. تا چه اندازه باید میزان موفقیت فاز II افزایش یابد تا این سرمایه گذاری سربسر شود.

مصاحبه گر به شما می گوید فرض کنید که اگر دارو با موفقیت به بازار عرضه و فروش شود ، 1.2 میلیارد دلار ارزش دارد (یعنی ، ارزش فعلی کلیه سودهای آینده از فروش دارو 1.2 میلیارد دلار است). نمونه مشاوره کسب و کار

نکات مفید

    • در صورت لزوم شفاف سازی اطلاعات را بخواهید.
    • تعداد را یادداشت کنید.
    • برای برنامه ریزی و نحوه نزدیک شدن به محاسبات وقت بگذارید.
    • رویکرد خود را شرح دهید و از طریق محاسبه خود با مصاحبه کننده صحبت کنید.

    پاسخ

    یک جواب بسیار خوب شامل موارد زیر است.

    سرمایه گذاریی لازم است که احتمال موفقیت در مرحله دوم را از 40 به 80 درصد افزایش دهد (یعنی افزایش 40 درصدی امتیاز). روش های مختلفی برای نزدیک شدن به این محاسبه وجود دارد. یک روش در اینجا نشان داده شده است:

    • اگر یک داروی کاندید فاز دوم را پشت سر بگذارد ، احتمالاً 50٪در 90٪ = 45٪ احتمال موفقیت در بازار و فروش دارد. از آنجا که یک داروی کاندیدای موفق 1.2 میلیارد دلار ارزش دارد ، یک داروی کاندیدایی که فاز دوم را پشت سر می گذارد ، 45٪ در 1.2 میلیارد دلار = 540 میلیون دلار ارزش دارد.
    • برای سربسر شدن(یعنی برای سرمایه گذاری که 150 میلیون دلاری ارزش دارد) ، ارزش داروی کاندیدایی که فاز دوم را پشت سر می گذارد باید به 540 میلیون دلار + 150 میلیون دلار = 690 میلیون دلار افزایش یابد. این بدان معنی است که به احتمال موفقیت ترکیبی در فازهای اول و دوم نیاز است تا با (150/540) = 28 درصد افزایش یابد.
    • بنابراین احتمال فعلی فاز I و II ، یعنی 70٪در 40٪ = 28٪ باید با 28 درصد افزایش به 56٪ برسد. برای رسیدن به 56٪ ، احتمال فاز II از 40٪ به 80٪ (70٪ در 80٪ = 56٪) افزایش می یابد.
    • به نظر می رسد این یک چالش بسیار بزرگ است ، زیرا افزایش 40 درصدی بدان معنی است که احتمال فعلی 40٪ نیاز به دو برابر شدن دارد.

    اشاره مفید

    همیشه خوب است که یک برچسب «سلامت عقل» را بر روی اعداد خودالصاق کنید و تفسیر و تفکر عقلانی را در مورد پیامدهای محاسبات خود ارائه دهید.

    سؤال 4:

    در مرحله بعد ، تیم تنظیمات بالقوه را با BioFuture پس از خرید مورد بررسی قرار می دهد. اگرچه خط لوله دارویی موجود BioFuture نسبتاً محدود است ، اما GlobaPharm به توانایی خود در خدمت به عنوان “موتور تحقیقاتی بیولوژیکی” علاقه مند است که وقتی با دارایی های تحقیق و توسعه موجود GlobaPharm ترکیب شود ، طی 10 سال آینده داروها کاندیدای زیادی را تولید می کند. نمونه مشاوره کسب و کار

    پاسخ

    یک جواب بسیار خوب شامل موارد زیر است:

    • دانشمندان فاقد علاقه و تخصص در مورد بیماری هستند و قادر به همکاری نیستند.
    • ادغام در فرهنگ GlobaPharm فرآیند محور ، فرهنگ کارآفرینی در BioFuture را که عامل موفقیت آن بوده است ، می کشد.
    • موانع زبانی به شدت مانع برقراری ارتباط و به اشتراک گذاری اطلاعات می شود.
    • مدیریت ضعیف و احساسی جامعه در نتیجه عملیات تحقیق و توسعه که ممکن است با اختلاف زمانی 9 ساعت همراه باشد.
    • استعدادهای کلیدی علمی که BioFuture را پس از خریدکسب می کند – یا به این دلیل که این کسب و کار آنها را به طور مستقل ثروتمند می کند یا به این دلیل که آنها نمی خواهند بخشی از داروسازی جدید بزرگ GlobaPharm باشند.

    اشاره مفید

    • به رسمیت شناختن “عنصر انسانی” در تغییر سازمانی همیشه یکی از مؤلفه های اصلی کار ماست. فراموش نکنید که در پاسخهای خود این نوع بینشها را بگنجانید.